پیمان گودرزی در مردم سالاری نوشت:
شکلگیری اندیشه پارلمانتاریسم در ایران، پاسخی بود به نیازها و ضرورتهای موجود برای انتخاب راهِحلها جهت رفع مشکلات مردم. از جمله این نیازها به زمینههای داخلی باز میگشت. در جایی که مردم از خود کامگی، مشکلات اقتصادی، شکستهای نظامیو اصلاحات انجام شده برخی سلاطین ورجال سیاسی ابراز نارضایتی میکردند. براساس تعاریف متون حقوقی؛ وکیل کسی است که از طرف شخص دیگری- اعم از حقوقی یا حقیقی- به موجب عقد وکالت برای انجام کاری مامور میشود. وکالت هم عقدی است که به موجب آن یکی از طرفین، طرف دیگر را برای انجام امری نایب خود قرار میدهد. معنای لغوی آن هم به معنی تفویض و واگذار کردن است.
طبق آنچه در اندیشه تشکیل پارلمان و تعریف وکیل گفته شد، نمایندگان مجلس چه در زمان مشروطه و چه در زمان حال موظف به رفع نیازها و ضرورتها در جهت ایجاد و استمرار آرامش برای مردم هستند.
متاسفانه با گذشت بیشاز یکصد سال از تشکیل اولین مجلس، هنوز گاهی بجای اینکه به بار مفهومیخانه ملت توجه شود، عدهای فقط به فکر ورود به مجلس هستند و با دادن شعارهایی نه چندان عملی و خارج از حیطه وظایف واختیارات نمایندگی سعی میکنند به هرشکل ممکن کرسی نمایندگی را تصاحب کنند و جالب است که اکثریت این افراد نیز خود را لایق این صندلی میدانند. در این موضوع خاص نکته قابل توجه رفتار انتخابکنندگان است. مردمی که باید بدون توجه به شعارهای بیمحتوا و اغراقآمیز نمایندگان و وعدههای کاذب آنها و به دور از هر گونه وابستگی خویشاوندی و جناحی به انتخاب اصلح بپردازند. زیرا پیشرفت یک کشور نیازمند همدلی و همزبانی و نگاهی بلند مدت است. رشد و توسعه کشور نباید فدای منافع مقطعی و شعارهای کذایی و غیرواقعی شود.
با اشاره به برخی از صحبتهای مسئولین کشور در ارتباط با پولهای کثیف و ارتباط دادن آن به سیستم انتخاباتی و بخصوص انتخابات نظام پارلمانی باید اذعان داشت ریشه این فساد و ناهنجاری صرفا در اشکال نظام سیاسی و مراحل کسب مقبولیت برای افراد جهت کسب کرسیها و جایگاههای سیاسی و حکومتی نیست، بلکه گوشه چشمی به سطح فرهنگی، شناخت و شعور سیاسی و اجتماعی جامعه نیز در این امر دخیل است. لازم است بدانیم سطح شناخت و شعور سیاسی رابطه مستقیمی با طبقه اجتماعی و اقتصادی جامعه دارد. باید به این نکته توجه نمود در جوامعی که طبقه متوسط رشد یافته و حجم قابل توجهی از جمعیت کشور را به خود اختصاص داده است سطح شناخت سیاسی و اجتماعی در جایگاه رفیعتری قرار دارد و در این جامعه، وجود جریانهای سیاسی جهتدار، بحثهای مبنی بر فسادهای اقتصادی و سیاسی، پولهای کثیف، سالم نبودن روند انتخابات و نظام کسب رای توسط نمایندگان کمتر به چشم میخورد. پس به نظر میرسد تا زمانیکه بدنبال ارتقاء جایگاه اجتماعی افراد و تقویت طبقه متوسط در جامعه نباشیم، همچنان باید شاهد وجود پولهای کثیف، دستهای پشت پرده و بسیاری از عناوین و القاب مذموم دیگر باشیم.
کسانی که از قبل خود را نامزد میکنند و با هزینههای سرسامآور و ارقام نجومی به شعارها، تبلیغات و پذیراییهای پررنگ ولعاب میپردازند؛ در واقع قصد و نیتی جز خریدن آرا و خط دادن انحرافی به حرکت سالم انتخابات ندارند. سوال اینجاست که کدام وکیل برای گرفتن وکالت افراد، نهار و شام میدهد؟ کدام وکیل برای کسب وکالت موکل خود تبلیغات میلیاردی میکند؟
در آخر؛ باید توجه داشت که نمایندگانی که با روشها و مدلهای مختلف خود را به موکلین تحمیل میکنند، علاوه بر اینکه تسخیری هستند، ازجنس مردم و آشنا به خواستهها و نیازهای آنها نیستند. بلکه عمده تلاش خود را در جهت شناخت نقاط ضعف و زوایای پنهان مردم کردهاند تا شناخت نیازها و تقاضاهای آنها! پس از چنین نمایندگانی نباید انتظار داشت که حرفهای مردم را بزنند. نامزدهایی که هزینههای گزاف پرداخت میکنند و در پشت انبوهی از آرایشها، نقش و نگارهای تبلیغاتی برای ورود به مجلس پنهان میشوند، به دنبال زدن حرفهای خودشان هستند نه حرفهای موکلشان. نمایندگانی که به دنبال سوءاستفاده ازنقاط ضعف مردم باشند و با شناخت آنها جهت کسب آراء و کرسیهای نمایندگی به فعالیت بپردازند و نه شناخت و خواستهها و مطالبات مردم، نماینده مردم نیستند بلکه نماینده هوای نفس خویشاند.
شکلگیری اندیشه پارلمانتاریسم در ایران، پاسخی بود به نیازها و ضرورتهای موجود برای انتخاب راهِحلها جهت رفع مشکلات مردم. از جمله این نیازها به زمینههای داخلی باز میگشت. در جایی که مردم از خود کامگی، مشکلات اقتصادی، شکستهای نظامیو اصلاحات انجام شده برخی سلاطین ورجال سیاسی ابراز نارضایتی میکردند. براساس تعاریف متون حقوقی؛ وکیل کسی است که از طرف شخص دیگری- اعم از حقوقی یا حقیقی- به موجب عقد وکالت برای انجام کاری مامور میشود. وکالت هم عقدی است که به موجب آن یکی از طرفین، طرف دیگر را برای انجام امری نایب خود قرار میدهد. معنای لغوی آن هم به معنی تفویض و واگذار کردن است.
طبق آنچه در اندیشه تشکیل پارلمان و تعریف وکیل گفته شد، نمایندگان مجلس چه در زمان مشروطه و چه در زمان حال موظف به رفع نیازها و ضرورتها در جهت ایجاد و استمرار آرامش برای مردم هستند.
متاسفانه با گذشت بیشاز یکصد سال از تشکیل اولین مجلس، هنوز گاهی بجای اینکه به بار مفهومیخانه ملت توجه شود، عدهای فقط به فکر ورود به مجلس هستند و با دادن شعارهایی نه چندان عملی و خارج از حیطه وظایف واختیارات نمایندگی سعی میکنند به هرشکل ممکن کرسی نمایندگی را تصاحب کنند و جالب است که اکثریت این افراد نیز خود را لایق این صندلی میدانند. در این موضوع خاص نکته قابل توجه رفتار انتخابکنندگان است. مردمی که باید بدون توجه به شعارهای بیمحتوا و اغراقآمیز نمایندگان و وعدههای کاذب آنها و به دور از هر گونه وابستگی خویشاوندی و جناحی به انتخاب اصلح بپردازند. زیرا پیشرفت یک کشور نیازمند همدلی و همزبانی و نگاهی بلند مدت است. رشد و توسعه کشور نباید فدای منافع مقطعی و شعارهای کذایی و غیرواقعی شود.
با اشاره به برخی از صحبتهای مسئولین کشور در ارتباط با پولهای کثیف و ارتباط دادن آن به سیستم انتخاباتی و بخصوص انتخابات نظام پارلمانی باید اذعان داشت ریشه این فساد و ناهنجاری صرفا در اشکال نظام سیاسی و مراحل کسب مقبولیت برای افراد جهت کسب کرسیها و جایگاههای سیاسی و حکومتی نیست، بلکه گوشه چشمی به سطح فرهنگی، شناخت و شعور سیاسی و اجتماعی جامعه نیز در این امر دخیل است. لازم است بدانیم سطح شناخت و شعور سیاسی رابطه مستقیمی با طبقه اجتماعی و اقتصادی جامعه دارد. باید به این نکته توجه نمود در جوامعی که طبقه متوسط رشد یافته و حجم قابل توجهی از جمعیت کشور را به خود اختصاص داده است سطح شناخت سیاسی و اجتماعی در جایگاه رفیعتری قرار دارد و در این جامعه، وجود جریانهای سیاسی جهتدار، بحثهای مبنی بر فسادهای اقتصادی و سیاسی، پولهای کثیف، سالم نبودن روند انتخابات و نظام کسب رای توسط نمایندگان کمتر به چشم میخورد. پس به نظر میرسد تا زمانیکه بدنبال ارتقاء جایگاه اجتماعی افراد و تقویت طبقه متوسط در جامعه نباشیم، همچنان باید شاهد وجود پولهای کثیف، دستهای پشت پرده و بسیاری از عناوین و القاب مذموم دیگر باشیم.
کسانی که از قبل خود را نامزد میکنند و با هزینههای سرسامآور و ارقام نجومی به شعارها، تبلیغات و پذیراییهای پررنگ ولعاب میپردازند؛ در واقع قصد و نیتی جز خریدن آرا و خط دادن انحرافی به حرکت سالم انتخابات ندارند. سوال اینجاست که کدام وکیل برای گرفتن وکالت افراد، نهار و شام میدهد؟ کدام وکیل برای کسب وکالت موکل خود تبلیغات میلیاردی میکند؟
در آخر؛ باید توجه داشت که نمایندگانی که با روشها و مدلهای مختلف خود را به موکلین تحمیل میکنند، علاوه بر اینکه تسخیری هستند، ازجنس مردم و آشنا به خواستهها و نیازهای آنها نیستند. بلکه عمده تلاش خود را در جهت شناخت نقاط ضعف و زوایای پنهان مردم کردهاند تا شناخت نیازها و تقاضاهای آنها! پس از چنین نمایندگانی نباید انتظار داشت که حرفهای مردم را بزنند. نامزدهایی که هزینههای گزاف پرداخت میکنند و در پشت انبوهی از آرایشها، نقش و نگارهای تبلیغاتی برای ورود به مجلس پنهان میشوند، به دنبال زدن حرفهای خودشان هستند نه حرفهای موکلشان. نمایندگانی که به دنبال سوءاستفاده ازنقاط ضعف مردم باشند و با شناخت آنها جهت کسب آراء و کرسیهای نمایندگی به فعالیت بپردازند و نه شناخت و خواستهها و مطالبات مردم، نماینده مردم نیستند بلکه نماینده هوای نفس خویشاند.