ظاهراً باز هم همه راه ها به رم ختم می شود، حتی در اسکاتلند. بارسلونا با سپری کردن یک فصل فوق رویایی در رم شبی را رقم زد که شاید سرمربی جوان و خوشبین شان هم چنین انتظاری نداشت.
به نوشته اعتماد، طنین فریاد های پپ گواردیولا هنوز در تمرینات پیش از فینال در گوش هواداران آبی اناری است. Pressure واژه یی است که معادل فارسی آن «فشار»، بار معنایی و مفهومی کمتری دارد. این واژه را بارها و بارها پپ گواردیولا بر سر بازیکنانش فریاد کشید تا ملکه ذهن شان شود و یادشان بماند که در برابر تیمی به میدان می روند که قهرمان اروپا است و پرافتخارترین شان،
مربی جوان بارسلونا بهترین تاکتیک را درباره این فینال حساس به کار برد و در مقابل، سرالکس فرگوسن انگار فراموش کرده بود که این بازی فینال لیگ قهرمانان است و بارسلونایی روبه روی تیمش ایستاده که بهترین دوره خود را سپری می کند.
استفاده از شیوه همیشگی و یارگیری های اشتباه، فرصت خوبی را در اختیار آبی اناری ها قرار داد تا نه تنها با پاس کاری های کوتاه، توپ را در اختیار بگیرند بلکه به دفعات فرصت های گل خطرناکی را روی دروازه منچستریونایتد ایجاد کنند و به لطف تیر دروازه و مهارت های فن درسار فقط دو گل را به نام خود به ثبت رساندند تا تمامی هواداران منچستر در بهت این شکست تلخ فقط سکوت کنند.
به قول یکی از دوستان، لیونل مسی با پرش عجیب و ضربه سر عجیب تر خود شرمندگی را تقدیم ریو فردیناند و ادوین فن درسار کرد. انگار فن درسار باورش نمی شد این لیونل مسی ریزنقش و کوتاه قد است که نه با یک شوت کات دار، بلکه با ضربه سر توپ را به جایی دورتر از دستان او و به کنج تور دروازه چسبانده است. یوهان کرویف حق دارد بگوید این بارسلونا از دوران من هم رویایی تر و خارق العاده تر است.
ایدئولوژی حاکم بر بارسا با تفکرات بی نظیر گواردیولا در طول همین یک فصل از این تیم با تمام ستاره هایش یک قدرت برتر ساخته. او می دانست و دانسته دست به ریسک بزرگی زد. ممکن بود فرگوسن و منچستر دست به همان تاکتیک ابتکاری گاس هیدینک در بازی نیمه نهایی بزنند و آن وقت همه چیز شکل دیگری به خود می گرفت. اما این بار فرگوسن هوشمندی چندانی به خرج نداد و صد حیف،
از توانایی منحصر به فردش در ایجاد رابطه درست و عمیق با بازیکنان تیم بهره برد و همین یکی از رموز موفقیتش در همین نخستین فصل حضورش در نوکمپ است. اگر نمی توانست ارتباط خوب و درستی با این بازیکنان که هر کدام اخلاق های عجیب و غریبی دارند برقرار کند، موفقیت های او در رقابت های داخلی و قهرمانی در اروپا غیرممکن می نمود.
این زیرکی را در میان کلماتش هم می شود یافت؛ «بدون این بازیکنان، من این فصل به هیچ موفقیتی دست پیدا نمی کردم.» اگرچه همه می دانند تفکرات متفاوت او با رایکارد توانست این رنسانس را در نوکمپ ایجاد کند اما خودش ترجیح می دهد توپ را به زمین شاگردانش بفرستد. این یادداشت در ابتدا قرار بود با توصیف شرایط منچستر و فرگوسن نوشته شود، اما نویسنده با تمام تاثر و تالمی که نسبت به شکست شیاطین سرخ داشت ترجیح داد اخلاقیات و تعهدات ذهنی اش را رعایت کند و درباره اقتدار بارسلونا بنویسد.
اگرچه باید به این نکته توجه کرد که منچستر همیشگی با قدرت و اعتماد به نفس مثال زدنی اش مقابل آبی اناری ها صف آرایی نکرد و فقط سایه یی محو از منچستر واقعی بود که اگر غیر از این بود شاید سرنوشت امشب (چهارشنبه شب) عجیب رم به شکل دیگری رقم می خورد. اما بارسلونا با این قهرمانی پرشکوه مزد یک فصل رویایی و بی نظیرش را گرفت و این عین عدالت بود.
به نوشته اعتماد، طنین فریاد های پپ گواردیولا هنوز در تمرینات پیش از فینال در گوش هواداران آبی اناری است. Pressure واژه یی است که معادل فارسی آن «فشار»، بار معنایی و مفهومی کمتری دارد. این واژه را بارها و بارها پپ گواردیولا بر سر بازیکنانش فریاد کشید تا ملکه ذهن شان شود و یادشان بماند که در برابر تیمی به میدان می روند که قهرمان اروپا است و پرافتخارترین شان،
مربی جوان بارسلونا بهترین تاکتیک را درباره این فینال حساس به کار برد و در مقابل، سرالکس فرگوسن انگار فراموش کرده بود که این بازی فینال لیگ قهرمانان است و بارسلونایی روبه روی تیمش ایستاده که بهترین دوره خود را سپری می کند.
استفاده از شیوه همیشگی و یارگیری های اشتباه، فرصت خوبی را در اختیار آبی اناری ها قرار داد تا نه تنها با پاس کاری های کوتاه، توپ را در اختیار بگیرند بلکه به دفعات فرصت های گل خطرناکی را روی دروازه منچستریونایتد ایجاد کنند و به لطف تیر دروازه و مهارت های فن درسار فقط دو گل را به نام خود به ثبت رساندند تا تمامی هواداران منچستر در بهت این شکست تلخ فقط سکوت کنند.
به قول یکی از دوستان، لیونل مسی با پرش عجیب و ضربه سر عجیب تر خود شرمندگی را تقدیم ریو فردیناند و ادوین فن درسار کرد. انگار فن درسار باورش نمی شد این لیونل مسی ریزنقش و کوتاه قد است که نه با یک شوت کات دار، بلکه با ضربه سر توپ را به جایی دورتر از دستان او و به کنج تور دروازه چسبانده است. یوهان کرویف حق دارد بگوید این بارسلونا از دوران من هم رویایی تر و خارق العاده تر است.
ایدئولوژی حاکم بر بارسا با تفکرات بی نظیر گواردیولا در طول همین یک فصل از این تیم با تمام ستاره هایش یک قدرت برتر ساخته. او می دانست و دانسته دست به ریسک بزرگی زد. ممکن بود فرگوسن و منچستر دست به همان تاکتیک ابتکاری گاس هیدینک در بازی نیمه نهایی بزنند و آن وقت همه چیز شکل دیگری به خود می گرفت. اما این بار فرگوسن هوشمندی چندانی به خرج نداد و صد حیف،
از توانایی منحصر به فردش در ایجاد رابطه درست و عمیق با بازیکنان تیم بهره برد و همین یکی از رموز موفقیتش در همین نخستین فصل حضورش در نوکمپ است. اگر نمی توانست ارتباط خوب و درستی با این بازیکنان که هر کدام اخلاق های عجیب و غریبی دارند برقرار کند، موفقیت های او در رقابت های داخلی و قهرمانی در اروپا غیرممکن می نمود.
این زیرکی را در میان کلماتش هم می شود یافت؛ «بدون این بازیکنان، من این فصل به هیچ موفقیتی دست پیدا نمی کردم.» اگرچه همه می دانند تفکرات متفاوت او با رایکارد توانست این رنسانس را در نوکمپ ایجاد کند اما خودش ترجیح می دهد توپ را به زمین شاگردانش بفرستد. این یادداشت در ابتدا قرار بود با توصیف شرایط منچستر و فرگوسن نوشته شود، اما نویسنده با تمام تاثر و تالمی که نسبت به شکست شیاطین سرخ داشت ترجیح داد اخلاقیات و تعهدات ذهنی اش را رعایت کند و درباره اقتدار بارسلونا بنویسد.
اگرچه باید به این نکته توجه کرد که منچستر همیشگی با قدرت و اعتماد به نفس مثال زدنی اش مقابل آبی اناری ها صف آرایی نکرد و فقط سایه یی محو از منچستر واقعی بود که اگر غیر از این بود شاید سرنوشت امشب (چهارشنبه شب) عجیب رم به شکل دیگری رقم می خورد. اما بارسلونا با این قهرمانی پرشکوه مزد یک فصل رویایی و بی نظیرش را گرفت و این عین عدالت بود.