این واژه جدید ، اختراع فوتبال مدرن است
مرد آرژانتینی علاوه بر بازی در نقش مهاجم دوم قابلیت تشکیل یک مثلث در سمت چپ لیورپول را دارد. در ترکیب برزیل طلایی جام جهانی 1982، فالکائو و سرزو نقش مهاجمان حامی سرجینیو را ایفا می کردند و چندین سال بعد پیرلو وقتی به یک هافبک دفاعی تمام عیار تبدیل شد که مهاجم مدافع نهایی چون شوچنکو را حامی خود دید.
بازیکنان بارسلونا، منچستریونایتد و لیورپول باید دیر یا زود آماده حل شدن در جو بدون مهاجم عصر آینده شوند یا حداقل یاد بگیرند یک مهاجم تدافعی نام بگیرند.
به نوشته اعتماد و به نقل از گاردین؛ گواردیولا سرمربی بارسلونا راه توقف تیمی مانند منچستریونایتد را نشان داد و البته پرده از راز نه چندان مگوی تیمش برداشت؛ «ما وقتی توپ را در اختیار می گیریم، خیلی خطرناک می شویم.» البته برای سرمربیان دهه های اخیر آبی اناری پوشان چنین فلسفه یی عجیب به نظر نمی رسد. در واقع از سال 1971 و در زمان مربیگری رینوس میشل، فلسفه فوتبال هلندی که مبتنی بر پرس و هجوم در خط آفساید بود در نوکمپ نهادینه شد. به این روش یا سیستم پله یی هم می گویند؛ به این معنا که بر اثر سرعت زیاد عبور از یک بازیکن مترادف با رد شدن از سایر بازیکنان رقیب خواهد بود.
این شیوه در همه کشورها کارکرد یکسانی ندارد چون مثلاً در هلند ابعاد کوچک تر زمین اجازه نمی دهد بازیکنان تکنیکی مانند آنچه در آرژانتین و برزیل رخ می دهد فضای لازم را در اختیار بگیرند. در چنین شرایطی کاهش سرعت حریف و یارگیری بهترین حربه برای موفقیت در استادیوم های کوچک تلقی می شود. فوتبال برزیلی اجازه نواختن ضربات چیپ و شکستن آنی خط آفساید را می دهد اما در فوتبال مدرن امروز برای چنین کارهایی زمان لازم را ندارید. به اعتقاد آریگو ساچی سرمربی افسانه یی فوتبال ایتالیا حفظ فاصله حداکثر 25 متری بین مدافع میانی و مهاجم راز موفقیت یک تیم است، با این حال به دلیل قوانین مدرن آفسایدگیری امکان رعایت چنین اصلی وجود ندارد.
دقیقاً دلیل افزایش خطوط تاکتیکی از سه به چهار از چند پاراگراف بالا نشأت می گیرد. برای عینیت یافتن موضوع می توانیم نماهای تاکتیکی فینال فصل گذشته را در خاطره ها زنده کنیم؛ جایی که سیستم 3-1-2-4 بارسا اجازه عملیات تهاجمی را از منچستریونایتد گرفت. شیوه بازی کاتالان ها مدلی از توتال فوتبال (پاس های کوتاه، جابه جایی های سریع و عطش فراوان برای در اختیار گرفتن توپ) تلقی می شد. امروزه مدافعان در جلو کشیدن حساسیت به خرج می دهند و برای این کار خود دلیلی به بزرگی ایجاد فاصله بین خطوط دارند. حالا اوضاع کاملاً متفاوت جلوه می کند. مهاجمان بدون توپ به بهترین مدافعان غیرتخصصی تیم هایشان تبدیل شده اند. اکنون دلیل اظهارات لوباتفسکی فقید مبتنی بر خاص بودن یک مهاجم تدافعی به نام شوچنکو را درک کردید؟
سنتگراهای فوتبال می گویند بازیکنان تهاجمی یک تیم باید به جای صرف انرژی در سایر خطوط تمام توان خود را معطوف به گلزنی کنند. آنها از جیمی گریوز بازیکن ملی پوش دهه 60 انگلیس می گویند که بدون زحمت وظایف سازمانی خود را انجام می داد اما آمار حکایت دیگری را روایت می کند. دنی آلوس خطاکارترین بازیکن دو فصل پیش بارسلونا، از سال گذشته عنوان خشن ترین بازیکن تیمش را به آنری داد و جرارد پیکه فقط یک بار بیش از مهاجم تمام کننده یی به نام اتوئو مرتکب خطا شده است.
در فوتبال عصر حاضر مهاجمان مانند یک مدافع تکل می زنند، خطا می کنند، عقب می آیند و برنامه های هجومی را سر و شکل می دهند. اصلاً هم پای بازی کثیف در میان نیست چون اساساً دیگر نسل بازیکنانی مانند نیال کوئین که به دلیل جنگ هوایی مدام به حریفان ضربات آزاد هدیه می کنند، پایان یافته است. بله، بارسلونا یک الگوی تهاجمی است اما دو مدافع میانی این تیم به دلیل میل هجومی، حریم فاصله منطقی بین خطوط را می شکنند و فضای جلوی آنها به بهشت شوتزنان حریف تبدیل می شود، حال آنکه مدافعان میانی جالب ترین مساله تاکتیکی هر تیم هستند. در چین شرایطی بی دلیل نبود که فرگوسن در بازی سال گذشته مقابل اینتر با به کار گماردن پارک جی سونگ در نقش یک بال تدافعی تمام نیروی تهاجمی مایکون را از بین برد.
البته چندی بعد در فینال عدم فشار به جناح سیلوینیو دلیل اصلی شکست منچستریونایتد نام گرفت. کاش فرگوسن از ابتدا رونی را مقابل پویول قرار می داد، هرچند جوان غول پیکر انگلیسی در یک صحنه تسلیم شد و اجازه داد پویول پایه گذار گل دوم بارسلونا نام بگیرد. وین از آن دست بازیکنان مورد نیاز دنیای مدرن است؛ ستاره یی با قابلیت های تدافعی. هنوز فراموش نکرده ایم بازیکن سابق اورتون در بازی دو فصل گذشته بارسا و من یو در مرحله نیمه نهایی لیگ قهرمانان مدافع میانی خط دوم منچستریونایتد بود.
در رقابت مرحله یک هشتم نهایی فصل گذشته فرگوسن وقتی دید تیمش در بازی رفت از جناح چپ متضرر شد، طی 90 دقیقه دوم رونالدو را به مرکز آورد و رونی را به سمت راست فرستاد. این گونه قدرت بدنی وین رشته های سیسوکو (هافبک چپ پورتو) را پنبه کرد. منچستریونایتد فصل گذشته در حضور رونالدو میانگین 38/2، در زمان بازی تبس 44/2 و در حضور ثابت رونی 52/2 امتیاز در هر بازی را به ثبت رساند. در لیورپول کوئیت وظیفه یی مشابه رونی دارد. او در سیستم 1-3-2-4 قرمزهای آنفیلد عملاً مهاجم تدافعی است و شاید عدم حضور مهاجم تخصصی باعث شده سرمربی اسپانیایی دست نیاز به سوی تبس دراز کند.
مرد آرژانتینی علاوه بر بازی در نقش مهاجم دوم قابلیت تشکیل یک مثلث در سمت چپ لیورپول را دارد. در ترکیب برزیل طلایی جام جهانی 1982، فالکائو و سرزو نقش مهاجمان حامی سرجینیو را ایفا می کردند و چندین سال بعد پیرلو وقتی به یک هافبک دفاعی تمام عیار تبدیل شد که مهاجم مدافع نهایی چون شوچنکو را حامی خود دید.
در فصل گذشته لیگ برتر ژابی آلونسو و بالاک فدایی های تیم هایشان بودند. به راستی اگر ژاوی و اینیستا در مرکز میدان بارسا جان نکنند مثلث تهاجمی کاتالان ها چگونه فرصت گلزنی به دست می آورد؟ با استناد به این مطالب غیرپیوسته می توان نتیجه گرفت واژه مهاجم تدافعی به بازار فوتبال عرضه شده است.

ما را دنبال کنید

به اشتراک گذاری این مطلب!
مطالب مرتبط

نظر شما

نظرهای حاوی توهین، افترا یا نوشته‌شده با حروف لاتین (فینگلیش) منتشر نمی‌شوند.

نظرسنجیآرشیو
نظرسنجی
آخرین اخبار
پربازدیدترین عناوین