مـوضـوع از آنجا شروع شد که رئیس سازمان ورزش اراده اداره امور فوتبال کرد و عزم خود را هـم بـرای گـرفتـن سکـان هـدایـت فـدراسیـون فـوتبـال جـزم کـرد، یعنی با حفظ سمت (معاون رئیسجمهور و رئیس سازمان تربیت بدنی) رئیس فوتبال کشور شود. .... و تقریبا همه ماجرا از همین جا آغاز شد.
به نوشته کلمه سبز؛ رئیس کاندیدا شد، چند نفر دیگر هم به سفارش و یک نفر هم بهطور آزاد و مستقل داوطلب شدند و ثبتنام کردند.... رئیس از مجمع فدراسیون فـوتبال که اکثریت آن از منتصبین و آشنایان خود بودند اطمینان چندانی نداشت و فکر میکرد آنهـا بـه او رای نمـیدهنـد و احتمـال آن ضعیـف اسـت کـه بـه آن کـانـدیدای آزاد و مستقل رای دهنـد،.... لـذا بـهمنظـور حفـظ دموکراسی به بقیه کاندیداها اعم از داوطلبین ریاست و اعضای هیـاترئیسـه گفـت کـه از کـانـدیـداتوری استعفا دهند و آنها هم چنین کردند. تا سر فرصت و با حوصله مطمئن شود که همه به او رای خواهند داد، لذا انتخابات به تعویق افتاد و در موعد مقرر برگزار نشد....
پس از این داستان مجددائ تاریخ ثبت نام دیگری اعلام شد، حال رئیس با جلب آراء اکثریت مجمع که دولتی بودند، پای به صحنه گذاشت و ثبتنام مجدد کرد.
ایـن بـار دیگـر کسی اسم ننوشت (منظور از کسی، فرد مستقلی) و همه خودی شدند و بهتر است بگوییم نخودی.
.... خب حتمائ به یاد میآورید که فیفا با نامه به فدراسیون فوتبال متذکر شد که رئیس سازمان تـربیـت بـدنـی به دلیل اینکه مدیر دولتی است نمیتواند کاندیدا شود; از این پس هر چه اصرار کردند نتوانستند نظر فیفا را برای حضور رئیس جلب کنند، لذا او نمیتوانست در انتخابات شرکت کنـد. شـایـد هـم پیـش خـود گفـت: کـاشکی انتخابات را در ابتدا بهم نمی زدم. بر همین اساس بـهدنبـال تشکیل یک فیفا رفت و گفت من خود فیفای کشورهای اسلامی را تشکیل میدهم. مگر اینها کی هستند؟
یک عدهای دور هم صد سال پیش جمع شدند و فیفا را تاسیس کردند، چه دلیلی دارد که ما به حرف آنها باشیم؟
البتـه جـالـب است تا وقتی اشکال نگرفته بودند، او چنین نوآوری فکری- سازمانی به ذهن مبارکش نرسیده بود....
در ادامه مجددا برای بار سوم اعلام زمان ثبتنام شد دو نفر کاندیدا بیشتر نبود، جالب اینکه هیچکدام از خانواده فوتبال نبودند. یکی در دو 110 متر با مانع از روی مانع پریده و همیشه در کار هم چنین روشی را داشته و از روی مانع پریده است و دیگری هم در رشته دیگر از بخش صنعت آمده بود. در ذوب آهن و فولاد مبارکه چون خیلی عالی مدیریت کرده بود و اصلائ مشکلی نداشته و تـا حد برکناری از کار و منتظر خدمت شدن هم رفته بود، به ورزش بیچاره صادر شد. مهندسی بـود کـه خـوب حرف میزد و طی این 14 سال گذشته باعث پیشرفتهای زیادی در پینگپنگ شـده بـود، حـال او را میآورند تا فوتبال را نجات دهد.
البته او هنرهای بسیار زیادی در مدیریت داشته و هر جا که رفته مثمر ثمر بوده است. از جمله اینکه آکادمی پینگپنگ را تاسیس کرده و در آنجـا اکنـون عکـس بـزرگ رئیس فعلی سازمان را در حال بازی پینگپنگ جلوی در ورودی قـرار داده اسـت. حال شما دیگر خود او را میشناسید، بیشتر از این فعلا لازم نیست در ارتباط با مهارتهای گوناگون او سخن گفت.....
این دو نفر یعنی کفاشیان و شهنازی کاندیدای فدراسیون شدند که حداقل در گذشته اکثریت قریب به اتفاق روءسای آن از خانواده فوتبال بودند.... اما چون این رشته فراگیر است و طرفداران زیـادی در کـشـور دارد و افـتـخـارات قارهای آن در سطح خوبی است، لذا این دو نفر را بهصورت دستوری کاندیدا کردند تا یکی در آخرین لحظات به نفع دیگری کنار برود. باور کنید فیلم تماشا نمیکنید، قطعههایی از آنچه اتفاق افتاده است بازگو میشود.
..... در فـاصـلـه 12 سـاعـت مـانـده بـه انـتـخـابـات، کفاشیان مانده و یک فدراسیون فوتبال، فدراسیون هم چه فدراسیونی!!
فدراسیونی که پس از سوت پایان سومین و آخرین بازی تیم ملی در جام جهانی 2006 مقابل آنـگـولا، رئـیـس آن را غیابی برکنار کردند (که خود ماجراهای جالب و پشتپردهای دارد که در فرصت مناسب بازگو خواهد شد) و فدراسیون فوتبال را با حکم سرپرستی به دست معاون ورزش قـهـرمـانـی دادنـد تا نزدیک به 20 ماه آن را سرپرستی کرد، حال چگونه عمل کرد آن هم نیاز به بحثی جدا دارد که حتمائ به این مورد هم در فرصت مناسب میپردازیم.
بالاخره کفاشیان تنها کاندیدایی بود که «انتخاصب» شد، یعنی انتخاب انتصابی.
کـفـاشیان واقعائ به درد این فوتبال بیسر و سامان میخورد. او آمد تا پروژه نیمهتمام تخریب فـوتـبـال را بـا هـدایت رئیس کامل کند. اساسائ او معتقد است که باید از دستورات مدیریت ارشد تبعیت کرد، اگر ناصحیح هم بود، نمیشود که اجرا نکرد، لذا بهترین نفر برای فدراسیون او بود.
از هـمان ابتدا که آمد، یکییکی یا اختیارات اصلی را از او گرفتند یا اختیاراتش را در اختیار افراد خود قرار دادند. بهطور نمونه در روابط بینالملل فرد خود را گماردند و او نه از خانواده فوتبال بود و نه تجربهای در روابط بینالملل داشت. خزانهداری فدراسیون هم به دست نزدیکان سپرده شد. لذا منبع مهم مالی را خود مدیریت کردند و روابط بینالمللی را هم ایضا.
...... و اما نوبت به دو باشگاه رسید. شاید بتوان گفت در طی تاریخ تشکیل این دو باشگاه به انـدازه دوره مـدیـریـتـی رئـیـس سـازمان تربیت بدنی تغییر و تحول در مدیریت و مربیان این دو باشگاه بهویژه باشگاه پیروزی صورت نگرفته است. پرداختن به این مورد را هم بهعنوان سومین موضوع به آینده موکول کرده و فقط اشاره به باشگاه پیروزی داریم:
چرا پیروزی قهرمان لیگ هشتم، در لیگ نهم پنجم شد و تنها تیم صعود کننده ایرانی به دور بعد باشگاههای آسیا از دور مسابقات حذف گردید؟
در ابتدا بعضی از اتفاقاتی که در فوتبال کشور طی سه سال گذشته رخ داد بهطور فهرستوار آمده که هر یک در فدراسیون فوتبال یک کشور پیشرفته ممکن است در طی هر 20 سال یک بار رخ دهد. اساسا اینها را مسئله نمیگویند، زیرا سازنده مسئله از درون سازمان ورزش است.
به تیم پیروزی نگاه کنید، پیروزی با مدیریت کاشانی و مربیگری قطبی قهرمان می شود. چرا کاشانی را تعویض کردید؟ سوالی است که در اذهان علاقهمندان ورزش و طرفداران تیم پیروزی بیپاسخ مانده!
پس از کاشانی فردی را انتخاب کردید که سال قبل از فدراسیون فوتبال و از سمت دبیر کلی او را بـر کنـار کرده بودید. پس از انجام چند بازی و کسب نتایج ضعیف او را تعویض کردید و فرد دیگری را بکار گماردید.
قطبـی در زمـان ریـاسـت جـدیـد نتـایج خوبی نگرفت، قطبی برکنار شد و رفت. چندان فرقی نمـیکنـد، مهـم ایـن اسـت کـه شمـا نمـیتـوانید یک باشگاه را مدیریت کنید..... پس از قطبی بـهدنبال مربی خارجی بودید. به همین دلیل در وسط فصل کمک او را سرمربی کردید. افشین پیروانی سرمربی تیم پیروزی شد، سرمربیای که هر لحظه در انتظار آمدن مربی خارجی بود.
لذا از ابتدا در کارش ثبات نداشت. البته این هم از سبکهای منحصربهفرد مدیریت رئیس سـازمـان اسـت. بـالاخره پیروانی افتان و خیزان جلو رفت تا یک سرمربی ورشکسته رانده شده و وامـانده بهنام وینگادا را برای تیم پیروزی آوردند. یعنی در یک فصل مسابقاتی (تا نیمه فصل) یک تیم قهرمان، 3 مربی عوض کرد. بهترین نتیجهای که این تیم گرفت پنجمی لیگ بود.
بیـاییـد بـرای یکبـار هـم که شده مرور کنید چه بر سر این تیم آوردید که در برابر یکصد هزار تماشاگر علاقهمند که از بین همین ملت ایران هستند (و نماینده میلیونها هوادار و طرفدار تیم پیروزی) به یک تیم درجه دو آسیا میبازد.
بهنظر شما اشکال در کجا است؟ آیا پاسخ آن مشکل است؟
خیر، شما در یک فصل در یک باشگاه دو مدیرعامل و سه مربی تعویض کردید. فکر میکنید اگر باد بکارید چه چیزی به غیر از توفان درو خواهید کرد؟!!
آری، آقایان تصور نکنید هرکس ایرادی میگیرد و انتقادی میکند حتما باید به او انگ بزنید و حرفش را نخوانید و به دنبال تلافی باشید.
یـک قـدر هـم انصاف داشته و کلاه خود را قاضی کرده و بر اساس منطق و اصول علمی فکر کنیـد، تـا بلکـه پـی به اشکالات خود ببرید. فردا دیر است، از امروز شروع کنید. در ارتباط با سه موردی که ذکر شد و سایر موارد، بیشتر خواهیم گفت و نوشت، چرا که احساس مسئولیت داریم و علاقهمند به سرنوشت کشور عزیزمان، جمهوری اسلامی ایران هستیم.
به نوشته کلمه سبز؛ رئیس کاندیدا شد، چند نفر دیگر هم به سفارش و یک نفر هم بهطور آزاد و مستقل داوطلب شدند و ثبتنام کردند.... رئیس از مجمع فدراسیون فـوتبال که اکثریت آن از منتصبین و آشنایان خود بودند اطمینان چندانی نداشت و فکر میکرد آنهـا بـه او رای نمـیدهنـد و احتمـال آن ضعیـف اسـت کـه بـه آن کـانـدیدای آزاد و مستقل رای دهنـد،.... لـذا بـهمنظـور حفـظ دموکراسی به بقیه کاندیداها اعم از داوطلبین ریاست و اعضای هیـاترئیسـه گفـت کـه از کـانـدیـداتوری استعفا دهند و آنها هم چنین کردند. تا سر فرصت و با حوصله مطمئن شود که همه به او رای خواهند داد، لذا انتخابات به تعویق افتاد و در موعد مقرر برگزار نشد....
پس از این داستان مجددائ تاریخ ثبت نام دیگری اعلام شد، حال رئیس با جلب آراء اکثریت مجمع که دولتی بودند، پای به صحنه گذاشت و ثبتنام مجدد کرد.
ایـن بـار دیگـر کسی اسم ننوشت (منظور از کسی، فرد مستقلی) و همه خودی شدند و بهتر است بگوییم نخودی.
.... خب حتمائ به یاد میآورید که فیفا با نامه به فدراسیون فوتبال متذکر شد که رئیس سازمان تـربیـت بـدنـی به دلیل اینکه مدیر دولتی است نمیتواند کاندیدا شود; از این پس هر چه اصرار کردند نتوانستند نظر فیفا را برای حضور رئیس جلب کنند، لذا او نمیتوانست در انتخابات شرکت کنـد. شـایـد هـم پیـش خـود گفـت: کـاشکی انتخابات را در ابتدا بهم نمی زدم. بر همین اساس بـهدنبـال تشکیل یک فیفا رفت و گفت من خود فیفای کشورهای اسلامی را تشکیل میدهم. مگر اینها کی هستند؟
یک عدهای دور هم صد سال پیش جمع شدند و فیفا را تاسیس کردند، چه دلیلی دارد که ما به حرف آنها باشیم؟
البتـه جـالـب است تا وقتی اشکال نگرفته بودند، او چنین نوآوری فکری- سازمانی به ذهن مبارکش نرسیده بود....
در ادامه مجددا برای بار سوم اعلام زمان ثبتنام شد دو نفر کاندیدا بیشتر نبود، جالب اینکه هیچکدام از خانواده فوتبال نبودند. یکی در دو 110 متر با مانع از روی مانع پریده و همیشه در کار هم چنین روشی را داشته و از روی مانع پریده است و دیگری هم در رشته دیگر از بخش صنعت آمده بود. در ذوب آهن و فولاد مبارکه چون خیلی عالی مدیریت کرده بود و اصلائ مشکلی نداشته و تـا حد برکناری از کار و منتظر خدمت شدن هم رفته بود، به ورزش بیچاره صادر شد. مهندسی بـود کـه خـوب حرف میزد و طی این 14 سال گذشته باعث پیشرفتهای زیادی در پینگپنگ شـده بـود، حـال او را میآورند تا فوتبال را نجات دهد.
البته او هنرهای بسیار زیادی در مدیریت داشته و هر جا که رفته مثمر ثمر بوده است. از جمله اینکه آکادمی پینگپنگ را تاسیس کرده و در آنجـا اکنـون عکـس بـزرگ رئیس فعلی سازمان را در حال بازی پینگپنگ جلوی در ورودی قـرار داده اسـت. حال شما دیگر خود او را میشناسید، بیشتر از این فعلا لازم نیست در ارتباط با مهارتهای گوناگون او سخن گفت.....
این دو نفر یعنی کفاشیان و شهنازی کاندیدای فدراسیون شدند که حداقل در گذشته اکثریت قریب به اتفاق روءسای آن از خانواده فوتبال بودند.... اما چون این رشته فراگیر است و طرفداران زیـادی در کـشـور دارد و افـتـخـارات قارهای آن در سطح خوبی است، لذا این دو نفر را بهصورت دستوری کاندیدا کردند تا یکی در آخرین لحظات به نفع دیگری کنار برود. باور کنید فیلم تماشا نمیکنید، قطعههایی از آنچه اتفاق افتاده است بازگو میشود.
..... در فـاصـلـه 12 سـاعـت مـانـده بـه انـتـخـابـات، کفاشیان مانده و یک فدراسیون فوتبال، فدراسیون هم چه فدراسیونی!!
فدراسیونی که پس از سوت پایان سومین و آخرین بازی تیم ملی در جام جهانی 2006 مقابل آنـگـولا، رئـیـس آن را غیابی برکنار کردند (که خود ماجراهای جالب و پشتپردهای دارد که در فرصت مناسب بازگو خواهد شد) و فدراسیون فوتبال را با حکم سرپرستی به دست معاون ورزش قـهـرمـانـی دادنـد تا نزدیک به 20 ماه آن را سرپرستی کرد، حال چگونه عمل کرد آن هم نیاز به بحثی جدا دارد که حتمائ به این مورد هم در فرصت مناسب میپردازیم.
بالاخره کفاشیان تنها کاندیدایی بود که «انتخاصب» شد، یعنی انتخاب انتصابی.
کـفـاشیان واقعائ به درد این فوتبال بیسر و سامان میخورد. او آمد تا پروژه نیمهتمام تخریب فـوتـبـال را بـا هـدایت رئیس کامل کند. اساسائ او معتقد است که باید از دستورات مدیریت ارشد تبعیت کرد، اگر ناصحیح هم بود، نمیشود که اجرا نکرد، لذا بهترین نفر برای فدراسیون او بود.
از هـمان ابتدا که آمد، یکییکی یا اختیارات اصلی را از او گرفتند یا اختیاراتش را در اختیار افراد خود قرار دادند. بهطور نمونه در روابط بینالملل فرد خود را گماردند و او نه از خانواده فوتبال بود و نه تجربهای در روابط بینالملل داشت. خزانهداری فدراسیون هم به دست نزدیکان سپرده شد. لذا منبع مهم مالی را خود مدیریت کردند و روابط بینالمللی را هم ایضا.
...... و اما نوبت به دو باشگاه رسید. شاید بتوان گفت در طی تاریخ تشکیل این دو باشگاه به انـدازه دوره مـدیـریـتـی رئـیـس سـازمان تربیت بدنی تغییر و تحول در مدیریت و مربیان این دو باشگاه بهویژه باشگاه پیروزی صورت نگرفته است. پرداختن به این مورد را هم بهعنوان سومین موضوع به آینده موکول کرده و فقط اشاره به باشگاه پیروزی داریم:
چرا پیروزی قهرمان لیگ هشتم، در لیگ نهم پنجم شد و تنها تیم صعود کننده ایرانی به دور بعد باشگاههای آسیا از دور مسابقات حذف گردید؟
در ابتدا بعضی از اتفاقاتی که در فوتبال کشور طی سه سال گذشته رخ داد بهطور فهرستوار آمده که هر یک در فدراسیون فوتبال یک کشور پیشرفته ممکن است در طی هر 20 سال یک بار رخ دهد. اساسا اینها را مسئله نمیگویند، زیرا سازنده مسئله از درون سازمان ورزش است.
به تیم پیروزی نگاه کنید، پیروزی با مدیریت کاشانی و مربیگری قطبی قهرمان می شود. چرا کاشانی را تعویض کردید؟ سوالی است که در اذهان علاقهمندان ورزش و طرفداران تیم پیروزی بیپاسخ مانده!
پس از کاشانی فردی را انتخاب کردید که سال قبل از فدراسیون فوتبال و از سمت دبیر کلی او را بـر کنـار کرده بودید. پس از انجام چند بازی و کسب نتایج ضعیف او را تعویض کردید و فرد دیگری را بکار گماردید.
قطبـی در زمـان ریـاسـت جـدیـد نتـایج خوبی نگرفت، قطبی برکنار شد و رفت. چندان فرقی نمـیکنـد، مهـم ایـن اسـت کـه شمـا نمـیتـوانید یک باشگاه را مدیریت کنید..... پس از قطبی بـهدنبال مربی خارجی بودید. به همین دلیل در وسط فصل کمک او را سرمربی کردید. افشین پیروانی سرمربی تیم پیروزی شد، سرمربیای که هر لحظه در انتظار آمدن مربی خارجی بود.
لذا از ابتدا در کارش ثبات نداشت. البته این هم از سبکهای منحصربهفرد مدیریت رئیس سـازمـان اسـت. بـالاخره پیروانی افتان و خیزان جلو رفت تا یک سرمربی ورشکسته رانده شده و وامـانده بهنام وینگادا را برای تیم پیروزی آوردند. یعنی در یک فصل مسابقاتی (تا نیمه فصل) یک تیم قهرمان، 3 مربی عوض کرد. بهترین نتیجهای که این تیم گرفت پنجمی لیگ بود.
بیـاییـد بـرای یکبـار هـم که شده مرور کنید چه بر سر این تیم آوردید که در برابر یکصد هزار تماشاگر علاقهمند که از بین همین ملت ایران هستند (و نماینده میلیونها هوادار و طرفدار تیم پیروزی) به یک تیم درجه دو آسیا میبازد.
بهنظر شما اشکال در کجا است؟ آیا پاسخ آن مشکل است؟
خیر، شما در یک فصل در یک باشگاه دو مدیرعامل و سه مربی تعویض کردید. فکر میکنید اگر باد بکارید چه چیزی به غیر از توفان درو خواهید کرد؟!!
آری، آقایان تصور نکنید هرکس ایرادی میگیرد و انتقادی میکند حتما باید به او انگ بزنید و حرفش را نخوانید و به دنبال تلافی باشید.
یـک قـدر هـم انصاف داشته و کلاه خود را قاضی کرده و بر اساس منطق و اصول علمی فکر کنیـد، تـا بلکـه پـی به اشکالات خود ببرید. فردا دیر است، از امروز شروع کنید. در ارتباط با سه موردی که ذکر شد و سایر موارد، بیشتر خواهیم گفت و نوشت، چرا که احساس مسئولیت داریم و علاقهمند به سرنوشت کشور عزیزمان، جمهوری اسلامی ایران هستیم.