آنچه باعث حیرت من و بسیاری شد، نتیجه این نظرسنجی بود. نزدیک به 90 درصد کسانی که در این نظرسنجی شرکت کردند، ملت را برنده مناظره دانستند، نه هیچ یک از طرفین مناظره دیشب را.
در این یک کلمه ای که ملت نظر داد بسیاری نکتهها خوابیده است. آنان آشکارا اظهار میداشتند ملت از این جهت برنده شد که دزدها و غارتگرها و چپاولگرهای اموال ملت در این مناظره همدیگر را افشا و رسوا کردند!
امروز که برای تعمیر وسیله نقلیهام به یک مغازه مکانیکی رفته بودم، شاگرد جوان مکانیک به من گفت: من و همسن و سالهای من که تجربه اطلاعات امثال شما را نداریم، با دیدن این مناظره ها داریم ایمانمان را نسبت به همه چیز از دست میدهیم.
او از من پرسید: آیا حرفهای کروبی در مورد احمدی نژاد راست بود یا حرفهای احمدینژاد درباره کروبی؟ اگر چه پاسخ من را
شنید و تا حدودی قانع شد ولی مگر چند در صد امثال این جوان موفق می شوند خار ابهام و تردیدهایی را که در نتیجه این روند غلط بعضی مناظره های اخیر در ذهن و دلشان نشسته است به این راحتی بر طرف کنند؟
گناه و تقصیر این نسل چیست و به گردن کیست؟ چه کسی مسئولیت سرگردانی و سردرگمی امثال این کارگر ساده که کم هم نیستند را بر عهده میگیرد؟ این چه روشی است که در پیش گرفتهایم؟ کدام عقل به ما فرمان میدهد فرد یا افرادی به قیمت رقابت و پیروزی خود در یک عرصه زودگذر انتخاباتی، تیشه به ریشه نظام بزنند و نه حریف و رقیب، بلکه نظام مقدس اسلامیمان را اینچنین با پرده دریها و حرمت شکنیهای خود و چنگ زدن به چهره یاران امام و بزرگان این نظام خدشه دار کنند؟! آیا تعبیری بهتر از خودزنی را می توان برای این روند سراغ داشت؟
همین امروز صبح دوستی روحانی که ماهوارهگرد خوبی است! و مسلط به زبان عربی، میگفت: در این چند روزهای که مناظرههای نامزدها از صدا و سیما پخش میشود، شبکههای ماهوارههای عربی منطقه و غیرمنطقه چه جشنی به راه انداخته اند! می گفت این شبکه ها به نقل از نامزدهای ریاستجمهوری، نقاط ضعف نامزدها و مسئولان نظام را مطرح میکنند و روی آنها با آب و تاب مانور میدهند.
باید انصاف داد که آقای دکتر محسن رضایی و تا حدودی آقای مهندس موسوی از افتادن به این ورطه که متاسفانه آقای احمدینژاد در اولین مناظره خود با آقای موسوی آغازگر آن بود، خودداری کردند.
نکته مهم در این مناظرهها این است که آقای احمدینژاد، هرچند در نقش یک نامزد ظاهر میشود، اما نباید فراموش کند که وی هنوز رییس جمهور ایران اسلامی است و سخنان و قضاوتهای او در مورد اشخاص بسیار فراتر از آن است که وی در کسوت نامزدی که در این دوران رقابت مسولیتی همانند او ندارد شنیده شده و موردارزیابی و توجه خودی و غیر خودی قرار می گیرد و هم براین مبناست که رسانههای مخالف و دشمن و معاندی که مطالب او و دیگر نامزدها را با خوشحالی در برنامه های خود نقل می کنند نیز متوجه این نکته هستند و فراموش نکردهاند که وی همزمان رئیسجمهوری اسلامی ایران است.
چرا آقای احمدینژاد در این چند روزه باقیمانده به عمر ریاست جمهوریاش، حریم و حرمت نظام و اشخاص؛ هرچند رقیب ایشان باشند را بنا بر سوگندی که در مجلس شورای اسلامی خورده است، پاس نمیدارد؟
قیمت پیروزی بر رقیب و شکستن او در انظار عمومی چه مقدار است؟ ادامه این نبرد بدون برنده و یا به تعبیر بهتر نبردی که در نهایت به پیروزی هر یک از نامزدها به پایان رسد نظام بازنده آن است تا کجا و تا چه اندازه جایز است؟ آیا اگر به ظاهر این پیروزی به قیمت رسوایی نظام تمام شود، برای آقایان ارزشی دارد؟ در این که روح امام این روزها آزرده این حرمت شکنیهای بعضی نامزدهاست آیا کسی کمترین تردیدی دارد؟
آقایان لطفا چشمهایتان را کمی بازتر کنید؛ نکند خستگی و کمخوابی ناشی از سفرها و فعالیتهای انتخاباتی، قدرت دیدتان را گرفته است. خوب نگاه کنید، ببینید دشمن دارد شما را به خاطر این پردهدریها و رسواییها تحسین میکند یا به شما میخندد؟
ایران، چه شبهای ناآرامی را میگذراند! بسیاری از دردمندان و مجاهدان انقلاب که ماحصل سالها زندان و جهاد و مبارزه و ایثار خود را در معرض آسیب میبینند، خواب ندارند.
شما را به خدا در این باقیمانده مناظرهها و سخنرانیهای انتخاباتی، حریم نظام برخاسته از خون شهیدان و خون دل خوردنهای امام و روحانیت و ملت را نگه دارید.