غلامحسین شعبانی در سرمقاله دنیای ورزش نوشت:
بعد از معرفی دکتر صالحی امیری به عنوان کاندیدای وزارت ورزش حکایتهایی در مجلس بهوجود آمد و سخنانی گفته شد که مانع از کسب رأی اعتماد ایشان شد. اینکه نمایندگان مجلس به کاندیدای پیشنهادی رأی ندهند از حقوق مجلس است و در آن هیچ سخنی نیست. اما آیا نمایندگان محترم این حق را دارند که با آبروی افراد هم بازی کنند؟ بهطور قطع خود آنها هم معتقدند که چنین نیست. یکی از کسانی که بهطور جدی به عنوان مخالف دکتر صالحی امیری فعالیت میکرد آقای دکتر توکلی بودند که سخنان تندی گفتند.
بعد از آن جریان آقای صالحی شکایت به قوه قضائیه بردند تا جناب توکلی سخنان خود را اثبات کنند این کار مدتها طول کشید تا سرانجام به دلیل نامه عذرخواهی آقای توکلی و اینکه در مقام نمایندگی مجلس قصد متهم کردن ایشان را به ارتکاب جرایم مالی یا غیرمالی و بهویژه سرقت ادبی نداشتهاند آقای دکتر صالحی نیز از شکایت خود صرف نظر کرده و رضایت دادند.
حال علیالظاهر مسأله خاتمه پیدا کرده است اما آنچه که ذهن انسان را آزار میدهد این است که:
1 ـ متأسفانه شیوه بدی باب شده است، که یک نفر از پشت یک تریبون چند میلیونی اتهاماتی را متوجه فردی میکند و سپس در یک جمع بسیار محدودتری پوزش طلبیده و خواستار رضایت میشود.
کجای این با دایره انصاف همخوانی دارد؟ آیا آنچه که در ذهن افراد نقش میبندد به همین سادگی پاک کردنی است؟ آیا همه افرادی که آن سخنان را شنیدهاند حالا این تکذیبیه را هم میخوانند؟ تکلیف آن فشار عصبی که به فرد از لحظه شنیدن آن اتهامات تا زمان رسیدگی که این بار حدود 2 سال بود چه میشود؟ اگر فردی در این فاصله به دلیل آن اتهامات که بعداً بابت آن از او عذرخواهی میشود از یک موقعیت اجتماعی محروم شد مقصر چه کسی است؟
چه کسی باید مسئول فشار روانی باشد که به خانواده این فرد وارد میشود؟ اگر این اتهامات بی اساس تأثیر منفی بر زندگی خصوصی افراد گذاشت مقصر کیست؟
2 ـ دکتر صالحی امیری کاندیدای وزارت ورزش و جوانان بودند قریب به اتفاق اهالی ورزش بر این باور هستند که در صورت حضور ایشان ،ورزش روزهای خوبی را تجربه میکرد حالا پرسش این است که اگر تعدادی از نمایندگان بهخاطر این سخنان که بعداً بابت آن عذرخواهی خواهد شد به آقای صالحی رأی نداده باشند چه کسی مسئول محروم شدن وزارت ورزش و جوانان و در نهایت جامعه ورزش از خدمات دکتر صالحی است؟ حالا نمایندگانی که بنا به اعتمادی که به آقای دکتر توکلی داشته و از آنجا که ایشان را فردی اخلاق مدار میدانستهاند رأی اعتماد ندادهاند چگونه حلالیت بطلبند؟ آیا آنها ناراحت نیستند که به صرف اظهارات یک فرد راجع به شایستگی یا عدم شایستگی یک نفر تصمیم گرفتند؟
3ـ متاسفانه در جامعهای زندگی میکنیم که درست یا غلط هر روز شایعهای از یک اختلاس و خلاف که فردی مسئول هم در آن دستی داشته به گوش مردم میرسد. این امر باعث شده است تا دیوار بیاعتمادی سختی میان دولت و ملت و یا به تعبیری مسئولان و مردم کشیده شود. در نتیجه این برداشت هر سخنی در این زمینه بلافاصله تبدیل به باور عمومی شده و تکذیب آن بسیار سخت میشود.
اکثر ما شاید این پاسخ را شنیده باشیم که وقتی میگوئیم فلان خلاف تکذیب شد بلافاصله میگویند تکذیب کننده تحت فشار بوده و یا آنکه میگویند. برای آنکه بالاتریها لو نروند داستان را عوض کردهاند حالا اگر بر فرض محال تمام آنهایی که سخنان آقای توکلی را شنیدند حالا تکذیب آن را هم بخوانند (که صد البته چنین نیست و من خود افراد بسیاری را در جامعه ورزش میبینم که هیچ خبری از آن عذرخواهی ندارند) آیا اگر گمان کنند تکذیبیه صحت نداشته و برای همیشه به دکتر صالحی امیری بدبین باقی بمانند مقصر کیست؟
آیا این که نمایندهای بدون سند صحبت کرده و سپس در جلسه دادگاه عذرخواهی میکند و غافل باشد که سخنان او چه تاثیری بر جامعه دارد، مصداق تشویش اذهان عمومی نیست؟ و فقط نوشتن یک مطلب است که چنین مصداقی دارد؟
این نکات را از آن رو آوردم که اولاً جناب آقای توکلی به عنوان نمایندهای اخلاق مدار و اصولگرا معروف هستند و بسیار بعید مینمود که چنین رفتاری داشته باشند. اینجا هم سخن من به هیچ وجه جنبه حقوقی ندارد بلکه بیشتر از جهت اخلاقی مسئله را بررسی کردم. حالا از نظر قانونی جناب توکلی کاملاً راحت هستند اما آیا از نظر وجدانی و فردی هم خیال آسودهای دارند؟ گمان نمیکنم اگر بدانند با آن سخنان چه کردند بتوانند خود را قانع کنند. قانون یک حکم دارد اخلاق و آخرت حکم دیگری. اصلاً چه بسا مجرمی به دلیل عدم وجود ادله و یا هر دلیل دیگری تبرئه شود آیا این به معنی بیگناهی اوست و در بارگاه الهی هم میتواند چنین سخن گفت. حالا که الحمدا... آقای دکتر توکلی رضایت گرفتهاند اما آیا این به معنی ختم همه آنچه که اتفاق افتاده است میباشد؟ برادرانه به ایشان توصیه میکنیم که سخت مراقب باشند تا مبادا وقتی بنا به هر دلیلی با فردی مخالف هستند پا را از دایره انصاف بیرون بگذارند و سخنی را بدون تحقیق بیان کنند که پل صراط از مو باریکتر و از شمشیر تیزتر است و زخم اتهام ،التیام ناپذیر.
اما دلیل این یادداشت این است که این سخنان در خصوص یکی از کاندیداهای وزارت ورزش و جوانان مطرح شده است.
و بالتبع جوانان و ورزشکاران در جریان امر قرار گرفتهاند حال قضاوت کنید با این شیوه رفتار چه درسی به جوانان و ورزشکاران که مرتب میگوئیم باید الگوی جامعه باشند میدهیم؟ خدا را میخوانیم که به ما معرفتی بخشد که راه خیر را به خوبی تشخیص دهیم و چنان نباشد که مصداق یکی بر سر شاخ بن میبرید شویم.