باز هم گلی به گوشه جمال علی دایی که اگر در روزهای آخر فوتبالش نمی توانست قد یک آجر بپرد، اما به امارات و امثالهم مثل آب خوردن گل می زد.
به نوشته جوان؛ علی دایی پس از جام جهانی رفت تا به گفته منتقدان فضایی برای مهاجمان پشت خط مانده باز شود. عنایتی، سامره، اکبرپور و خطیبی در مقاطعی وارد تیم ملی شدند اما همگی در گلزنی ناکام ماندند و مشکل خط حمله تیم ملی به یک بحران بزرگ تبدیل شد. این بحران درجام ملت های مالزی بیش از هر زمان دیگری به چشم آمد و نمود پیدا کرد؛ آنجا که تیم ملی مقابل کره جنوبی حذف شد و مهاجمان ما حتی یک گل هم به ثمر نرساندند.
پس از جام ملت های ،۲۰۰۷ امیر قلعه نویی رفت و نیمکت تیم ملی را تحویل منصور ابراهیم زاده و بعد علی دایی داد. در دوره کوتاه ابراهیم زاده، علی سامره به تیم ملی دعوت شد اما او هم چنگی به دل نزد و مثل بقیه مهاجمان ناکام بود. با آمدن علی دایی، تغییراتی در خط حمله ایجاد شد. علی دایی از ابتدای حضورش، با دو مهاجم بازی کرد و غلامرضا رضایی یک پای ثابت تیم علی آقا بود اما او هم نتوانست انتظارات را برآورده کند؛ آقای گل جهان هم از پس بحران گلزنی بر نیامد و آنقدر تیمش در گلزنی مشکل داشت که سرانجام حکم اخراجش صادر شد.
پس از او نوبت به افشین قطبی رسید؛ قطبی همه مهاجمان این سال ها به جز عنایتی را به تیم ملی فراخواند اما در نهایت فقط از هاشمیان استفاده کرد. نمایش هاشمیان مقابل کره شمالی آن قدر ضعیف و ملال آور بود که هیچ جایی برای دفاع نداشت؛ او مقابل امارات در تهران هم مثل سوهان روی ذهن تماشاگران راه رفت تا باز هم مهاجمان ما در یک مسابقه رسمی گل نزنند. امروز تیم ملی به آخر خط نزدیک می شود؛ فقط یک بازی تا پایان مقدماتی جهانی ۲۰۱۰ باقی مانده و اگر به پلی آف برویم یا نرویم باید فکری اساسی بیندیشیم.
زمان آن رسیده تا سرمربی تیم ملی بازیکن امتحان پس داده را کنار بگذارد و به دنبال بازیکنان مستعدی باشد که در آینده مشکل ما را حل کنند. وقت آن رسیده که برای همیشه قید بازیکنان اسمی را بزنیم و بگوییم خداحافظ وحید هاشمیان، خداحافظ رضا عنایتی و خداحافظ سامره و خطیبی.
به نظر می رسد باید سرمربی تیم ملی روی بازیکنان جوان فوتبال ایران سرمایه گذاری کند؛ بازیکنانی مثل میلاد میداوودی، آرش برهانی و رضا خالقی فر، تا چند سال بعد وقتی در مقدماتی جام جهانی ۲۰۱۴ بازی می کنیم، غمباد نگیریم که خط حمله تیم ملی یک گل به ثمر نرسانده و آقای گل ما، جواد نکونام باشد. نکونامی که تا پیش از بازی پیونگ یانگ، به عنوان هافبک دفاعی نقش ایفا کرده و کمتر وظایف تهاجمی را بر عهده داشته است.
در پایان باید گفت اگر امروز فکری اساسی به حال این معضل نکنیم، دوباره در جام ملت های قطر و مقدماتی جام جهانی بعدی چه بسا در خود مسابقات جام جهانی ۲۰۱۰ در صورت صعود باید پای تلویزیون بنشینیم و نمایش خطیبی، هاشمیان و عنایتی مثل سوهان روی اعصاب ما باشد.

ما را دنبال کنید

به اشتراک گذاری این مطلب!
مطالب مرتبط

نظر شما

نظرهای حاوی توهین، افترا یا نوشته‌شده با حروف لاتین (فینگلیش) منتشر نمی‌شوند.

نظرسنجیآرشیو
نظرسنجی
آخرین اخبار
پربازدیدترین عناوین