ایران میتوانست در نخستین دوره بسکتبال جام باشگاههای جهان نماینده داشته باشد. افتخاری بزرگ که با قهرمانی مهرام در جام باشگاههای آسیا رقم خورده است.
به نوشته ایران؛ شاید خیلیها هنوز هم به اهمیت کار واقف نیستند. آنها که تلاش کردهاند کار نماینده ایران را به نوعی کماهمیت جلوه دهند بیتردید هنگام برگزاری جام باشگاههای جهان به بزرگ بودن کار مهرام در اندونزی پی خواهند برد.
در کسب این مهم خیلیها نقش داشتند از جکسون ورومن، یار خارجی مهرامیها گرفته تا ملیپوشان داخلی اما بیشک مصطفی هاشمی نقش اول را ایفا کرده است. سرمربی موفق مهرام در این فصل با کسب سه عنوان نخست در لیگ برتر، جام باشگاههای غرب آسیا و نیز قهرمانی قاره کهن خود را به عنوان موفقترین و بهترین مربی کنونی بسکتبال ایران مطرح کرده است با هاشمی در خصوص این بازیها و موفقیتهایش به گفتوگو نشستهایم.
■ از آخرین بازی شروع میکنم. همان دیداری که یک نیمه آن را به زین اردن واگذار کردید، بین دونیمه چه گذشت؟
زین با تمام نیروها آمده بود. درست 12 ملیپوش اردن با آنها بودند. دویار خارجی خوب هم داشتند. انگار بسیج شده بودند چه در زمانی که بازی میکردم ندیدم که اینطور یک تیم با تمام نیروهایش بیاید. خیلی تحت فشار بودم. ولی لطف خداوند شامل حال ما شد. خوشحال هستم که نه تنها جامعه بسکتبال که همه مردم را شاد کردیم. ما به نوعی بدهکار بسکتبال هستیم. هر چه داریم از بسکتبال داریم. من از همه تشکر میکنم که ما را یاری کردند. از بازیکنانم، فدراسیون، رسانهها به غیر از یک روزنامه و مدیریت این باشگاه خصوصی.
■ خیلیها دوست دارند بدانند در آن شرایط بر مصطفی هاشمی چه گذشت؟
برخلاف تصورمان خارجیهایمان بازی فینال را خیلی ضعیف شروع کردند. پریست خیلی زود چهارخطایی شد و رفت بیرون. جکسون هم تا کوارتر آخر خوب نبود و اکثراً بیرون نشست. فکر میکنم بازی فینال را ایرانیها پیش بردند. کامرانی، آفاق، سهراب نژاد و نیکخواه بهرامی خوب کار کردند. جکسون در کوارتر آخر به آنها اضافه شد و در همان وقت بود که خوب بازی کرد. من دیدم درمن تومن و پرس مشکل داریم و خیلی زود پنج خطایی میشویم کار را عوض کردم. در کوارتر سوم که مجبور شدم پریست را بیرون بکشم آنها همزمان هر دو سنتر خود را به زمین فرستادند. مجبور شدیم دفاع سه در برابر سه را انجام بدهیم. زین تیم قویای بود ولی وقتی چهار، پنج امتیاز از ما عقب افتادند ترسو بازی کردند و نوسان داشتند.توپهایشان گل نمیشد. شوتهای غیرعادی میزدند. به نظر من قهرمانی حق مهرام بود.
■ شما تا فینال همه بازیها را قاطعانه برده بودید ولی مقابل زین کار گره خورده بود. آیا احساس از دست رفتن قهرمانی هم به شما دست داده بود؟
یک مربی با برد و باخت، امید و ناامیدی زندگی میکند. این موضوع کلیشهای نیست. باید آن را لمس کنید. باید آن موقع که مربی کنار خط زمین زندگی میکند، باشید و ببینید چه میگذرد. صادقانه میگویم خودم چه در زمانی که بازی میکردم و چه الآن که مربی هستم برد را جستوجو میکردم. کاریزمای من که عوض نمیشود. این حس در وجودم است. اگر آمار بگیرید در این هشت سال بالای 85 درصد بازیهایی که عقب بودهایم را در آخر کار بردهام. من این حس را به بازیکنانم انتقال میدهم. آن لحظه که از زین عقب بودم امیدم را هرگز از دست ندادم. بازیکنها هم همینطور بودند. در نظر بگیرید ما پریست را از دست دادیم، جکسون هم چهار فوله شد. کار خیلی سخت بود اما بازی را به جلو بردیم.
■ قبل از شروع تورنمنت همه روی الریاض حساب باز کرده بودند ولی زین به فینال رسید. آیا واقعاً مصدومیت احمد اسماعیل یا خطیب باعث افت این تیم شده بود؟
ما در بازی اول که الریاض را بردیم کمر نادی الخطیب درد میکرد. مربی آنها نادی را بیرون کشید. البته اگر در زمین بود هم صددرصد میباختند. من هم از کوارتر دوم با ذخیرههایم بازی کردم. در نیمه نهایی که اصلاً خطیب بازی نکرد شک نداشتم خیلی راحت برنده میشویم. البته مشکل آنها غیبت احمد اسماعیل بود. اسماعیل از خطیب آمادهتر است. ما چند وقت پیش در غرب آسیا آنها را حتی با خطیب و اسماعیل بردیم آن هم در خاک یک کشور عربی (اردن). این را قبلاً ثابت کردیم که سرتر هستیم. به نظر من زین دست کم چهار، پنج پوئن از الریاض قویتر بود. در واقع ما دو تا امتحان بزرگ داشتیم. اول در غرب آسیا تیم الریاض را بردیم و در جاکارتا زین را شکست دادیم. بقیه بازیها تقریباً ساده بود.
■ در این تورنمنت با شرقیها هم روبهرو شدهاید. به نظر میرسید شرقیها با تمام قدرت نیامدهاند؟
مطمئن باشید اگر چینیها میدانستند قهرمان میشدند حتماً میآمدند. چینیها وقتی ستارههای NBA خود را در اختیار دارند خیلی قدرتمند هستند ولی در غیاب آنها برتری آنچنانی بر دیگران ندارند. وضعیت کره نیز مشخص است. به نظر من اکنون دیگر غرب آسیا بر شرق برتری دارد. به نظر من یکی از عوامل اصلی آن وجود ایران است. لبنان هم قوی شده است. آن هم به خاطر لیگ قدرتمندی که داشت ولی حالا در سراشیبی قرار گرفتهاند. در شرق آسیا نیز همیشه تورنمنتهایی برگزار شده که تیمهای بزرگ از جاهای دیگر آمدهاند. من مطمئن هستم هر تیم دیگری هم از شرق میآمد ما میبردیم. تیم ما برای قهرمانی بسته شده بود. در حالی که تیمی مثل زین با همه ملیپوشان اردن آمد. فکرش را بکنید که اگر ما حدادی را در اختیار داشتیم چه اتفاقی میافتاد.
جکسون ورومن بهترین بازیکن تورنمنت بود اما همین بازیکن وقتی برای صبامهر در لیگ برتر ایران بازی میکرد درخشش زیادی نداشت آیا موفقیت او به نوع استفاده از این بازیکن بازمیگردد؟
نمیتوانم در این زمینه چیزی بگویم. جکسون برای صبامهر هم خیلی خوب بود. او فوقالعاده کار کرد. هم دونده بود و هم سرعتی. هر وقت پریست در زمین بود جکسون میرفت پست چهار و زمانی که پریست را نداشتیم جکسون پست پنج ما میشد. این تغییرات تمرکز حریفان را میگرفت. ما وقتی دیدیم اسکار یبری هر روز تحلیل رفته و به نوعی تمام شده است جکسون را به خدمت گرفتیم.
■ در تمام این مدت با قاطعیت گفتهاند حق مهرام قهرمانی در آسیا بوده است. فکر میکنید چرا مهرام قهرمان شد اما سایر رقبا نتوانستند؟
اول از همه خواست خدا بود. همه تلاش کردند و خداوند هم کمک کرد. تلاش بازیکنان، امکانات، تشکیلات و سازماندهی از عوامل دیگر قهرمانی ما بودند. این حق مهرام بود که قهرمان شود و مصطفی هاشمی کمترین سهم را در این بین دارد.
■ با این وجود میتوانستیم پس از المپیک منتظر دستاوردهای حضور نماینده ایران در جام باشگاههای جهان باشیم؟
خاطرتان هست که رفتن به المپیک چقدر روی بسکتبال ما تأثیر گذاشت؟ اینجا هم همین است. یک تیم از NBA میآمد. دو تیم از اروپا بودند. قهرمانهای قارهها حضور داشتند. چشم دنیا به این بازیها است. در اینجا ابتدا نام ایران مطرح است و بعد باشگاه بهرحال فعلاً این بازیها لغو شده است.
■ نتایج شما در طول این فصل و عناوینی که کسب کردید مصطفی هاشمی را به بهترین مربی کنونی بسکتبال ایران بدل کرده است. رمز موفقیت مصطفی هاشمی در چیست؟
من صادقانه میگویم که منهای مصطفی هاشمی که هنوز هم چیزی بلد نیست ما بهترین مربیها را داریم. مربیان ما توان مربیگری در اروپا را دارند. شاهینطبع، کوهیان، آقاکوچکی، کساییپور، کمالیان، حاتمی، ایزدپناه، صادقزاده، ارمغانی و خیلیهای دیگر مربیان بزرگی هستند. آنها عاشقانه برای خدمت به بسکتبال کار میکنند. یادم میآید وقتی بسکتبال را پیش عموحسن ذوالفقاری شروع کردم او علاقه و دوست داشتن بسکتبال را به من یاد داد. رضا شجاعی هم پیشرفت کردن را به من آموخت. من و بسکتبال دوستهای خوبی برای یکدیگر شدیم. عشق من شده بود ورزش کردن. هیچ تفریح دیگری نداشتم. سعی کردم مدیریت آنهایی که به من چیزهای زیادی یاد دادند را در ذهن داشته باشم. صداقت اولین شرط بود و هست. اوستاکریم همیشه کمک کرده به من. شما این عناوین را موفقیت میدانید ولی من میگویم خیلی معمولی است.
■ شما یک نسل طلایی بودید که تقریباً همگی درحال مربیگری در لیگ برتر یا تیمهای ملی هستید. این در نوع خود جالب توجه است؟
ما نسل خوبی بودیم ولی نتوانستیم موفق بشویم. همواره بین چهارم تا ششم آسیا بودیم. دلایل زیادی وجود داشت که موفق نشدیم. باز کردن آن چندان خوب نیست. در حالی که پتانسیل آن تیم قهرمانی در آسیا بود. شاید منهای یک یا دو نفر، از نسل کنونی هم بهتر بودیم. شاید خوششانس بودیم که در آن زمان به یکباره آن همه بازیکن خوب کنار خود داشتیم. حالا هم از شانس بسکتبال است که آنها مربی شدهاند. این را به خودم نگیرید. من منهای مصطفی هاشمی حرف میزنم. الآن ببینید مهران شاهینطبع چقدر به این بسکتبال خدمت کرده است. کسان دیگر هم همینطورم
■ نسل شما در تحصیلات هم فوقالعاده بودهاند. آیا تحصیلات هم در این موفقیتها نقش دارد؟
صددرصد. من خودم فیزیک کاربردی خواندهام و بین دوستانم از همه پائین ترم! با اینکه دانشگاه شهیدبهشتی درس خواندهام. دیدگاه بچهها علمیتر شد. تحصیلات روی رفتارشان اثر مثبت داشته و چیزهای زیادی یاد گرفتیم. چیزی که الآن کمتر وجود دارد و یک اخطار یا هشدار به جامعه بسکتبال است. این نسل جدید تحصیلات آکادمیک مثل نسل ما را ندارد. البته شاید فرصت آن را نداشته است. الآن تمرینات حرفهای شده. بازیکنها صبح و عصر تمرین میکنند و فرصت کافی ندارند. ولی بسکتبال یک ورزش دانشگاهی است. ما نباید دانشگاه را فراموش کنیم.
■ یک نکته جالب توجه در رفتار شما وجود دارد. اینکه همواره شکستها را به گردن میگیرید و دنبال مقصر نیستید کلاً در ورزش ما کمتر به چشم میآید؟
متأسفانه یک فرهنگ غریب در فوتبال باب شده که همیشه داور و بازیکن و چمن و... مقصر هستند. حتی به تماشاچی هم گیر میدهیم و گردن آنها میاندازیم. اگر بگویم بازیکن مقصر است که سنگ روی سنگ بند نمیشود. این بازیکن نمیرود پیش دیگری که فلانی خودش چه کار کرده که گردن من میاندازد؟ آن وقت تا آخر فصل ذهن بازیکن خراب است. من میگویم اگر بازیکن خوب کار نکرد باز هم مربی مقصر است. چرا بازیکن نباید تمرکز داشته باشد و فرصتها را از دست بدهد؟ اینها همه به نوع تمرین و آمادگی بستگی دارد و باز هم به مربی ختم میشود. ما مربیان باید کاری کنیم که بازیکنها پیشرفت کنند نه اینکه جلوی آنها جبههگیری کنیم. من این روش را ادامه میدهم. امیدوارم این فرهنگ در فوتبال هم جای بیفتد. اگر یک جای کار لنگ میزند شک نکنید من مربی مقصر هستم که آن را تقویت نکردهام.
■ مصطفی هاشمی تمامی عناوین باشگاهی را کسب کرده است. آرزوی بعدی شما چیست؟
من دو تا آرزوی ورزشی داشتهام که یکی از آنها برآورده شده. یک آرزوی بزرگ ورزشی دیگر دارم که بهتر است مطرح نکنم.
به نوشته ایران؛ شاید خیلیها هنوز هم به اهمیت کار واقف نیستند. آنها که تلاش کردهاند کار نماینده ایران را به نوعی کماهمیت جلوه دهند بیتردید هنگام برگزاری جام باشگاههای جهان به بزرگ بودن کار مهرام در اندونزی پی خواهند برد.
در کسب این مهم خیلیها نقش داشتند از جکسون ورومن، یار خارجی مهرامیها گرفته تا ملیپوشان داخلی اما بیشک مصطفی هاشمی نقش اول را ایفا کرده است. سرمربی موفق مهرام در این فصل با کسب سه عنوان نخست در لیگ برتر، جام باشگاههای غرب آسیا و نیز قهرمانی قاره کهن خود را به عنوان موفقترین و بهترین مربی کنونی بسکتبال ایران مطرح کرده است با هاشمی در خصوص این بازیها و موفقیتهایش به گفتوگو نشستهایم.
■ از آخرین بازی شروع میکنم. همان دیداری که یک نیمه آن را به زین اردن واگذار کردید، بین دونیمه چه گذشت؟
زین با تمام نیروها آمده بود. درست 12 ملیپوش اردن با آنها بودند. دویار خارجی خوب هم داشتند. انگار بسیج شده بودند چه در زمانی که بازی میکردم ندیدم که اینطور یک تیم با تمام نیروهایش بیاید. خیلی تحت فشار بودم. ولی لطف خداوند شامل حال ما شد. خوشحال هستم که نه تنها جامعه بسکتبال که همه مردم را شاد کردیم. ما به نوعی بدهکار بسکتبال هستیم. هر چه داریم از بسکتبال داریم. من از همه تشکر میکنم که ما را یاری کردند. از بازیکنانم، فدراسیون، رسانهها به غیر از یک روزنامه و مدیریت این باشگاه خصوصی.
■ خیلیها دوست دارند بدانند در آن شرایط بر مصطفی هاشمی چه گذشت؟
برخلاف تصورمان خارجیهایمان بازی فینال را خیلی ضعیف شروع کردند. پریست خیلی زود چهارخطایی شد و رفت بیرون. جکسون هم تا کوارتر آخر خوب نبود و اکثراً بیرون نشست. فکر میکنم بازی فینال را ایرانیها پیش بردند. کامرانی، آفاق، سهراب نژاد و نیکخواه بهرامی خوب کار کردند. جکسون در کوارتر آخر به آنها اضافه شد و در همان وقت بود که خوب بازی کرد. من دیدم درمن تومن و پرس مشکل داریم و خیلی زود پنج خطایی میشویم کار را عوض کردم. در کوارتر سوم که مجبور شدم پریست را بیرون بکشم آنها همزمان هر دو سنتر خود را به زمین فرستادند. مجبور شدیم دفاع سه در برابر سه را انجام بدهیم. زین تیم قویای بود ولی وقتی چهار، پنج امتیاز از ما عقب افتادند ترسو بازی کردند و نوسان داشتند.توپهایشان گل نمیشد. شوتهای غیرعادی میزدند. به نظر من قهرمانی حق مهرام بود.
■ شما تا فینال همه بازیها را قاطعانه برده بودید ولی مقابل زین کار گره خورده بود. آیا احساس از دست رفتن قهرمانی هم به شما دست داده بود؟
یک مربی با برد و باخت، امید و ناامیدی زندگی میکند. این موضوع کلیشهای نیست. باید آن را لمس کنید. باید آن موقع که مربی کنار خط زمین زندگی میکند، باشید و ببینید چه میگذرد. صادقانه میگویم خودم چه در زمانی که بازی میکردم و چه الآن که مربی هستم برد را جستوجو میکردم. کاریزمای من که عوض نمیشود. این حس در وجودم است. اگر آمار بگیرید در این هشت سال بالای 85 درصد بازیهایی که عقب بودهایم را در آخر کار بردهام. من این حس را به بازیکنانم انتقال میدهم. آن لحظه که از زین عقب بودم امیدم را هرگز از دست ندادم. بازیکنها هم همینطور بودند. در نظر بگیرید ما پریست را از دست دادیم، جکسون هم چهار فوله شد. کار خیلی سخت بود اما بازی را به جلو بردیم.
■ قبل از شروع تورنمنت همه روی الریاض حساب باز کرده بودند ولی زین به فینال رسید. آیا واقعاً مصدومیت احمد اسماعیل یا خطیب باعث افت این تیم شده بود؟
ما در بازی اول که الریاض را بردیم کمر نادی الخطیب درد میکرد. مربی آنها نادی را بیرون کشید. البته اگر در زمین بود هم صددرصد میباختند. من هم از کوارتر دوم با ذخیرههایم بازی کردم. در نیمه نهایی که اصلاً خطیب بازی نکرد شک نداشتم خیلی راحت برنده میشویم. البته مشکل آنها غیبت احمد اسماعیل بود. اسماعیل از خطیب آمادهتر است. ما چند وقت پیش در غرب آسیا آنها را حتی با خطیب و اسماعیل بردیم آن هم در خاک یک کشور عربی (اردن). این را قبلاً ثابت کردیم که سرتر هستیم. به نظر من زین دست کم چهار، پنج پوئن از الریاض قویتر بود. در واقع ما دو تا امتحان بزرگ داشتیم. اول در غرب آسیا تیم الریاض را بردیم و در جاکارتا زین را شکست دادیم. بقیه بازیها تقریباً ساده بود.
■ در این تورنمنت با شرقیها هم روبهرو شدهاید. به نظر میرسید شرقیها با تمام قدرت نیامدهاند؟
مطمئن باشید اگر چینیها میدانستند قهرمان میشدند حتماً میآمدند. چینیها وقتی ستارههای NBA خود را در اختیار دارند خیلی قدرتمند هستند ولی در غیاب آنها برتری آنچنانی بر دیگران ندارند. وضعیت کره نیز مشخص است. به نظر من اکنون دیگر غرب آسیا بر شرق برتری دارد. به نظر من یکی از عوامل اصلی آن وجود ایران است. لبنان هم قوی شده است. آن هم به خاطر لیگ قدرتمندی که داشت ولی حالا در سراشیبی قرار گرفتهاند. در شرق آسیا نیز همیشه تورنمنتهایی برگزار شده که تیمهای بزرگ از جاهای دیگر آمدهاند. من مطمئن هستم هر تیم دیگری هم از شرق میآمد ما میبردیم. تیم ما برای قهرمانی بسته شده بود. در حالی که تیمی مثل زین با همه ملیپوشان اردن آمد. فکرش را بکنید که اگر ما حدادی را در اختیار داشتیم چه اتفاقی میافتاد.
جکسون ورومن بهترین بازیکن تورنمنت بود اما همین بازیکن وقتی برای صبامهر در لیگ برتر ایران بازی میکرد درخشش زیادی نداشت آیا موفقیت او به نوع استفاده از این بازیکن بازمیگردد؟
نمیتوانم در این زمینه چیزی بگویم. جکسون برای صبامهر هم خیلی خوب بود. او فوقالعاده کار کرد. هم دونده بود و هم سرعتی. هر وقت پریست در زمین بود جکسون میرفت پست چهار و زمانی که پریست را نداشتیم جکسون پست پنج ما میشد. این تغییرات تمرکز حریفان را میگرفت. ما وقتی دیدیم اسکار یبری هر روز تحلیل رفته و به نوعی تمام شده است جکسون را به خدمت گرفتیم.
■ در تمام این مدت با قاطعیت گفتهاند حق مهرام قهرمانی در آسیا بوده است. فکر میکنید چرا مهرام قهرمان شد اما سایر رقبا نتوانستند؟
اول از همه خواست خدا بود. همه تلاش کردند و خداوند هم کمک کرد. تلاش بازیکنان، امکانات، تشکیلات و سازماندهی از عوامل دیگر قهرمانی ما بودند. این حق مهرام بود که قهرمان شود و مصطفی هاشمی کمترین سهم را در این بین دارد.
■ با این وجود میتوانستیم پس از المپیک منتظر دستاوردهای حضور نماینده ایران در جام باشگاههای جهان باشیم؟
خاطرتان هست که رفتن به المپیک چقدر روی بسکتبال ما تأثیر گذاشت؟ اینجا هم همین است. یک تیم از NBA میآمد. دو تیم از اروپا بودند. قهرمانهای قارهها حضور داشتند. چشم دنیا به این بازیها است. در اینجا ابتدا نام ایران مطرح است و بعد باشگاه بهرحال فعلاً این بازیها لغو شده است.
■ نتایج شما در طول این فصل و عناوینی که کسب کردید مصطفی هاشمی را به بهترین مربی کنونی بسکتبال ایران بدل کرده است. رمز موفقیت مصطفی هاشمی در چیست؟
من صادقانه میگویم که منهای مصطفی هاشمی که هنوز هم چیزی بلد نیست ما بهترین مربیها را داریم. مربیان ما توان مربیگری در اروپا را دارند. شاهینطبع، کوهیان، آقاکوچکی، کساییپور، کمالیان، حاتمی، ایزدپناه، صادقزاده، ارمغانی و خیلیهای دیگر مربیان بزرگی هستند. آنها عاشقانه برای خدمت به بسکتبال کار میکنند. یادم میآید وقتی بسکتبال را پیش عموحسن ذوالفقاری شروع کردم او علاقه و دوست داشتن بسکتبال را به من یاد داد. رضا شجاعی هم پیشرفت کردن را به من آموخت. من و بسکتبال دوستهای خوبی برای یکدیگر شدیم. عشق من شده بود ورزش کردن. هیچ تفریح دیگری نداشتم. سعی کردم مدیریت آنهایی که به من چیزهای زیادی یاد دادند را در ذهن داشته باشم. صداقت اولین شرط بود و هست. اوستاکریم همیشه کمک کرده به من. شما این عناوین را موفقیت میدانید ولی من میگویم خیلی معمولی است.
■ شما یک نسل طلایی بودید که تقریباً همگی درحال مربیگری در لیگ برتر یا تیمهای ملی هستید. این در نوع خود جالب توجه است؟
ما نسل خوبی بودیم ولی نتوانستیم موفق بشویم. همواره بین چهارم تا ششم آسیا بودیم. دلایل زیادی وجود داشت که موفق نشدیم. باز کردن آن چندان خوب نیست. در حالی که پتانسیل آن تیم قهرمانی در آسیا بود. شاید منهای یک یا دو نفر، از نسل کنونی هم بهتر بودیم. شاید خوششانس بودیم که در آن زمان به یکباره آن همه بازیکن خوب کنار خود داشتیم. حالا هم از شانس بسکتبال است که آنها مربی شدهاند. این را به خودم نگیرید. من منهای مصطفی هاشمی حرف میزنم. الآن ببینید مهران شاهینطبع چقدر به این بسکتبال خدمت کرده است. کسان دیگر هم همینطورم
■ نسل شما در تحصیلات هم فوقالعاده بودهاند. آیا تحصیلات هم در این موفقیتها نقش دارد؟
صددرصد. من خودم فیزیک کاربردی خواندهام و بین دوستانم از همه پائین ترم! با اینکه دانشگاه شهیدبهشتی درس خواندهام. دیدگاه بچهها علمیتر شد. تحصیلات روی رفتارشان اثر مثبت داشته و چیزهای زیادی یاد گرفتیم. چیزی که الآن کمتر وجود دارد و یک اخطار یا هشدار به جامعه بسکتبال است. این نسل جدید تحصیلات آکادمیک مثل نسل ما را ندارد. البته شاید فرصت آن را نداشته است. الآن تمرینات حرفهای شده. بازیکنها صبح و عصر تمرین میکنند و فرصت کافی ندارند. ولی بسکتبال یک ورزش دانشگاهی است. ما نباید دانشگاه را فراموش کنیم.
■ یک نکته جالب توجه در رفتار شما وجود دارد. اینکه همواره شکستها را به گردن میگیرید و دنبال مقصر نیستید کلاً در ورزش ما کمتر به چشم میآید؟
متأسفانه یک فرهنگ غریب در فوتبال باب شده که همیشه داور و بازیکن و چمن و... مقصر هستند. حتی به تماشاچی هم گیر میدهیم و گردن آنها میاندازیم. اگر بگویم بازیکن مقصر است که سنگ روی سنگ بند نمیشود. این بازیکن نمیرود پیش دیگری که فلانی خودش چه کار کرده که گردن من میاندازد؟ آن وقت تا آخر فصل ذهن بازیکن خراب است. من میگویم اگر بازیکن خوب کار نکرد باز هم مربی مقصر است. چرا بازیکن نباید تمرکز داشته باشد و فرصتها را از دست بدهد؟ اینها همه به نوع تمرین و آمادگی بستگی دارد و باز هم به مربی ختم میشود. ما مربیان باید کاری کنیم که بازیکنها پیشرفت کنند نه اینکه جلوی آنها جبههگیری کنیم. من این روش را ادامه میدهم. امیدوارم این فرهنگ در فوتبال هم جای بیفتد. اگر یک جای کار لنگ میزند شک نکنید من مربی مقصر هستم که آن را تقویت نکردهام.
■ مصطفی هاشمی تمامی عناوین باشگاهی را کسب کرده است. آرزوی بعدی شما چیست؟
من دو تا آرزوی ورزشی داشتهام که یکی از آنها برآورده شده. یک آرزوی بزرگ ورزشی دیگر دارم که بهتر است مطرح نکنم.