سئول باید پل ژوهانسبورگ باشد؛
قدس؛ 1 ) نسل سوم، فوتبال بعد از انقلاب را در ایران با دو تصویر شکوهمند به یاد می آورد؛ یکی زمانی است که جواد خیابانی با هیجانی غیرقابل توصیف «غزال تیزپا» را به سمت دروازه استرالیا بدرقه می کند و حماسه ای تاریخی را به کتاب فوتبال کشور می افزاید و دیگری به موقعیتی مربوط می شود که محمد نصرتی با ضربه سری دیدنی، طاق دروازه بحرین را فرو می ریزد و غریو «سلام آلمان» عادل فردوسی پور را به آسمان می فرستد. بله؛ صعود به جام جهانی نقطه عطف فوتبال ماست و حالا همه ایران، یکصدا آفریقای جنوبی را می خواند.
2 ) مصاف با رقیب دیرینه قاره ای مان- کره جنوبی- می تواند یک جام جهانی دیگر را برای فوتبال ایران به ارمغان بیاورد. مسابقه فردا، هیچگاه بازی ساده فوتبالی نیست که از پیروزی اش، سه امتیاز به دست بیاید یا از شکستش، بتوان تجربه اندوخت.
میان برد و باخت این رقابت، از زمین تا آسمان تفاوت وجود دارد. رسیدن به جام جهانی، به مثابه موتور محرکه ای خواهد بود که ثروت، هیجان و نشاط را به بدنه فوتبال ایران تزریق می کند. راهیابی به آفریقای جنوبی، فرصت دیگری است تا تمام ارکان فوتبال کشور از بعد فنی مدیریتی تا ترانسفر و بیزینس متحول شوند و گام بلندی به پیش بردارند.
فراموش نکنیم جدی ترین حضور نمایندگان ایران در فوتبال اروپا، به روزهای بعد از جام جهانی فرانسه مربوط می شود. همچنین باید به خاطر داشته باشیم که تنها فرصت جدی تنه به تنه شدن با قدرت های تاپ فوتبال جهان، حضور در همین تورنمنت بین المللی است. این همه، مواهبی است که از دل پیروزی فردا بر کره جنوبی به دست می آید. آیا می توان با این تعابیر، رقابت با کره را به چشم مسابقه ای معمولی نگریست؟
3 ) اما نقطه مقابل پیروزی در سئول، شکستی است که می تواند دودمان فوتبال ما را به باد بدهد و برای مدتی طولانی، در روند تسریع توسعه این رشته ورزشی در کشورمان وقفه بیندازد. چه کسی می تواند از یاد ببرد که کمترین میانگین حضور مردم در ورزشگاه ها، به روزهای بعد از ناکامی در مسابقات مقدماتی جام جهانی 2002 مربوط می شود؟ پس از شکست تیم بلاژویچ بود که قدرتهای اول فوتبال ایران مثل پرسپولیس و استقلال، با تعداد پنج هزار و ده هزار تماشاچی آشنا شدند و خو گرفتند.
بی حسی، رخوت و سستی، نخستین مفاهیمی هستند که بلافاصله بعد از ناکامی در راهیابی به جام جهانی، گریبان فوتبال کشور را می گیرند. در چنین شرایطی، تماشای فستیوال باشکوه ژوهانسبورگ برای مردمی که جای خالی تیم شان را در آن حس می کنند، طعم تلخی به همراه خواهد داشت. رقابت با کره جنوبی، مجالی برای رهیدن فوتبال ایران از این مصایب نیز هست.
4 ) شاخ آفریقا برای فوتبال رنجور و بیمار ما، بام دنیاست مردان ایران، فردا باید از سئول پلی به ژوهانسبورگ بزنند تا تورنمنت تراز اول جام جهانی، پذیرای قلب تپنده هفتاد میلیون ایرانی باشد. ما - مردم سرزمین پارس- حالا درست در نقطه رقم خوردن تاریخ ایستاده ایم. فردا به فرزندان مان خواهیم گفت که نمایندگان ملت ما در سومین قاب طلایی تاریخ، کره جنوبی پر ادعا را در خاک خودش مقهور کردند تا شادمانه زیستن، به جمع آریایی ها باز گردد.
کره جنوبی برای ما، آغاز راهی طلایی است، تا پایان مسیری کابوس وار و سنگلاخی، فردا میلیون ها نفس گرم، بدرقه ساق فوتبالیست های ایرانی است.

ما را دنبال کنید

به اشتراک گذاری این مطلب!
مطالب مرتبط
نظرات
wdayybkb -> 1390/02/06
پاسخ

20

vuqmudur -> 1390/02/06
پاسخ

20

نظر شما

نظرهای حاوی توهین، افترا یا نوشته‌شده با حروف لاتین (فینگلیش) منتشر نمی‌شوند.

نظرسنجیآرشیو
نظرسنجی
آخرین اخبار
پربازدیدترین عناوین