دنیا همین گونه است که می بینیم. یک روز از حضور هوشیارانه در رقابت های انتخابی جام جهانی نوشتم امروز باید در مورد منطقی برخورد کردن با حذف از گردونه مسابقات بنویسم. همین است دیگر.
به نوشته جوان؛ انگار بنا نیست فوتبالدوستان ایران، تیم ملی خود را دوبار پشت سرهم در جام جهانی ببینند. حالا چطور می شود که کره جنوبی و ژاپن بطور مستمر در بزرگ ترین آوردگاه فوتبال جهان حاضر می شوند، بماند. لابد تقدیر یار آنهاست و دشمن ما!؟ بعضی وقت ها فکر می کنم که اگر کلمه قسمت «نبود»، ناکامی ها را گردن چه کسی می انداختیم؟
ظاهراً این لغت را برگزیده ایم تا سوء مدیریت ها و بد تصمیم گرفتن های خودمان را پوشش دهیم. عیبی هم ندارد، بالاخره باید از هر چیزی که به کار می آید حداکثر استفاده را کرد. حتی از کلمات. سه سال قبل، دادکان را برداشتیم، برانکو را که یکی از مربیان موفق تاریخ تیم ملی بود برکنار کردیم و برای فدراسیون سرپرست تعیین و قلعه نویی را هم سرمربی کردیم، خیلی طول نکشید که در دوران سرپرست فدراسیون فوتبالمان تعلیق شد و قلعه نویی هم نتایج ضعیفی در جام ملت های آسیا گرفت و عوض شد.
ماه ها دعوا کردیم تا شاید علی آبادی علاوه بر ریاست سازمان تربیت بدنی رئیس فدراسیون فوتبال هم بشود اما وقتی فیفا اجازه این کار را نداد کفاشیان نفر اول فوتبال ایران شد، علی دایی هم توسط او مجوز نشستن روی نیمکت تیم ملی را گرفت.
پیش از یک سال دایی با انتخاب های عجیب و غریبش ذهن کارشناسان را پر از علامت سؤال کرد تا اینکه بالاخره در ورزشگاه آزادی سه امتیاز به عربستان دادیم و دایی هم برکنار شد. مایلی کهن نفر بعدی بود که حکم سرمربیگری گرفت اما هنوز روی نیمکت ننشسته بود که آنقدر فحش خورد که مجبور به عکس العمل شد و کنار رفت.
با رفتن او افشین قطبی که مدت ها بود نامش در لیست انتظار قرار داشت، هدایت ملی پوشان را عهده دار شد! از شما چه پنهان بدهم نتیجه نگرفت ولی پنج امتیازی که او طی سه بازی نسبتاً دشوار جمع کرد برای جبران مافات کافی نبود وما را راهی آفریقای جنوبی نمی کرد. حالا شما بفرمایید این وسط «قسمت» چه تقصیری دارد؟
به نوشته جوان؛ انگار بنا نیست فوتبالدوستان ایران، تیم ملی خود را دوبار پشت سرهم در جام جهانی ببینند. حالا چطور می شود که کره جنوبی و ژاپن بطور مستمر در بزرگ ترین آوردگاه فوتبال جهان حاضر می شوند، بماند. لابد تقدیر یار آنهاست و دشمن ما!؟ بعضی وقت ها فکر می کنم که اگر کلمه قسمت «نبود»، ناکامی ها را گردن چه کسی می انداختیم؟
ظاهراً این لغت را برگزیده ایم تا سوء مدیریت ها و بد تصمیم گرفتن های خودمان را پوشش دهیم. عیبی هم ندارد، بالاخره باید از هر چیزی که به کار می آید حداکثر استفاده را کرد. حتی از کلمات. سه سال قبل، دادکان را برداشتیم، برانکو را که یکی از مربیان موفق تاریخ تیم ملی بود برکنار کردیم و برای فدراسیون سرپرست تعیین و قلعه نویی را هم سرمربی کردیم، خیلی طول نکشید که در دوران سرپرست فدراسیون فوتبالمان تعلیق شد و قلعه نویی هم نتایج ضعیفی در جام ملت های آسیا گرفت و عوض شد.
ماه ها دعوا کردیم تا شاید علی آبادی علاوه بر ریاست سازمان تربیت بدنی رئیس فدراسیون فوتبال هم بشود اما وقتی فیفا اجازه این کار را نداد کفاشیان نفر اول فوتبال ایران شد، علی دایی هم توسط او مجوز نشستن روی نیمکت تیم ملی را گرفت.
پیش از یک سال دایی با انتخاب های عجیب و غریبش ذهن کارشناسان را پر از علامت سؤال کرد تا اینکه بالاخره در ورزشگاه آزادی سه امتیاز به عربستان دادیم و دایی هم برکنار شد. مایلی کهن نفر بعدی بود که حکم سرمربیگری گرفت اما هنوز روی نیمکت ننشسته بود که آنقدر فحش خورد که مجبور به عکس العمل شد و کنار رفت.
با رفتن او افشین قطبی که مدت ها بود نامش در لیست انتظار قرار داشت، هدایت ملی پوشان را عهده دار شد! از شما چه پنهان بدهم نتیجه نگرفت ولی پنج امتیازی که او طی سه بازی نسبتاً دشوار جمع کرد برای جبران مافات کافی نبود وما را راهی آفریقای جنوبی نمی کرد. حالا شما بفرمایید این وسط «قسمت» چه تقصیری دارد؟