افشین قطبی برنامه ای داده که می توانید با لبهایتان بازی کنید و از قد و بالای این برنامه کیف کنید. اصلاً نگو برنامه، بگو باقلوا. بگو قطاب، بگو هلو. خط کش و مداد نقاشی اش را برداشته و مسیر حرکت ایران در راه موفقیت را ترسیم کرده و به دست تاج و کفاشیان داده است.
به نوشته قدس؛ به عادت معمول حاضر است ریش گرو بگذارد که مسیر او به کامیابی ختم خواهد شد. هدف قهرمانی جام ملتهای آسیاست و راهیابی به مسابقات جام جهانی.
از آخرین باری که قطبی قول داد، زیاد وقتی نمی گذرد. همان زمان که هیجان زده از بستن سریع ترین قرارداد تاریخ - به ادعای خودش - قول داد که تیم ایران را به جام جهانی ببرد. میانگین امتیازات او در مقایسه با امتیازات جمع شده توسط دایی به صراحت می گوید، اگر قطبی از ابتدا سرمربی تیم ملی ایران بود، امروز ما با بیش از 12 امتیاز راهی مسابقات جام جهانی شده بودیم.پ
اما این دست «اگر» و «مگر»ها پارامتری قطعی برای نتیجه گیری مطلق در فوتبال نیست. واقعیت عریان فوتبال می گوید، ما با همت دایی و قطبی نتوانسته ایم به جام جهانی برویم، همین! حالا اگر اعداد هم به نفع او شهادت دهند، آقای امپراتور نمی تواند در «بد قولی» اتفاق افتاده از آنها کمک بگیرد. او گفت «می رویم» اما، نرفتیم.
حالا افشین قطبی «می رویم» دیگری را در آستانه امضای قراردادی چهار ساله با فدراسیون فوتبال مطرح می کند. آیا این بار می توانیم؟ برنامه دارد؟
این اتفاق خوبی است اما چه برنامه ای؟ با چه ضمانتی برای اجرا؟ اینکه قطبی برنامه دارد و با فکر پا پیش گذشته است را باید میمون و خجسته انگاشت، اما چند صد نفر مدیر، مربی و بازیکن که در این فوتبال بدون برنامه روزگار می گذرانند، چه؟ موفقیت در فوتبال تابع فاکتورهای بی شماری است که در نهایت به کامیابی در عرصه ملی می انجامد. یعنی زمین فوتبال و ورزشگاهی مجهز لازم است. مربیانی که کار پایه را بشناسند و شاکله فوتبالیستهای نوجوان را صحیح بریزند.
بعد از آن نوبت به باشگاه ها می رسد. سازندگی کجای کار این باشگاه هاست؟ به برآیند کار آنها در لیگ قهرمانان آسیا نگاه کنید تا متوجه عمق فاجعه در عرصه باشگاهی ایران شوید.
حالا در این وانفسا، تنها برنامه قطبی کار را پیش می برد؟ آیا سرمربی تیم ملی قرار است یازده بازیکن را به صورت گلخانه ای در اختیار بگیرد و با برنامه اش آنها را قهرمان جام ملتهای آسیا کند؟
قطعاً این اتفاق ممکن نیست و برنامه های قطبی تنها در قالب یک برنامه کلی و جامع برای پیشرفت همسو و همه جانبه فوتبال جواب خواهد داد. یعنی علی آبادی هم باید برنامه داشته باشد، کفاشیان هم همچنین و مدیران باشگاه ها هم حتماً.
چراغ قوه کم نور او نمی تواند این مسیر تاریک را روشن کند که اگر غیر این باشد، فقط بد قولی دوباره او را در چهارسال آینده شاهد خواهیم برد.
به نوشته قدس؛ به عادت معمول حاضر است ریش گرو بگذارد که مسیر او به کامیابی ختم خواهد شد. هدف قهرمانی جام ملتهای آسیاست و راهیابی به مسابقات جام جهانی.
از آخرین باری که قطبی قول داد، زیاد وقتی نمی گذرد. همان زمان که هیجان زده از بستن سریع ترین قرارداد تاریخ - به ادعای خودش - قول داد که تیم ایران را به جام جهانی ببرد. میانگین امتیازات او در مقایسه با امتیازات جمع شده توسط دایی به صراحت می گوید، اگر قطبی از ابتدا سرمربی تیم ملی ایران بود، امروز ما با بیش از 12 امتیاز راهی مسابقات جام جهانی شده بودیم.پ
اما این دست «اگر» و «مگر»ها پارامتری قطعی برای نتیجه گیری مطلق در فوتبال نیست. واقعیت عریان فوتبال می گوید، ما با همت دایی و قطبی نتوانسته ایم به جام جهانی برویم، همین! حالا اگر اعداد هم به نفع او شهادت دهند، آقای امپراتور نمی تواند در «بد قولی» اتفاق افتاده از آنها کمک بگیرد. او گفت «می رویم» اما، نرفتیم.
حالا افشین قطبی «می رویم» دیگری را در آستانه امضای قراردادی چهار ساله با فدراسیون فوتبال مطرح می کند. آیا این بار می توانیم؟ برنامه دارد؟
این اتفاق خوبی است اما چه برنامه ای؟ با چه ضمانتی برای اجرا؟ اینکه قطبی برنامه دارد و با فکر پا پیش گذشته است را باید میمون و خجسته انگاشت، اما چند صد نفر مدیر، مربی و بازیکن که در این فوتبال بدون برنامه روزگار می گذرانند، چه؟ موفقیت در فوتبال تابع فاکتورهای بی شماری است که در نهایت به کامیابی در عرصه ملی می انجامد. یعنی زمین فوتبال و ورزشگاهی مجهز لازم است. مربیانی که کار پایه را بشناسند و شاکله فوتبالیستهای نوجوان را صحیح بریزند.
بعد از آن نوبت به باشگاه ها می رسد. سازندگی کجای کار این باشگاه هاست؟ به برآیند کار آنها در لیگ قهرمانان آسیا نگاه کنید تا متوجه عمق فاجعه در عرصه باشگاهی ایران شوید.
حالا در این وانفسا، تنها برنامه قطبی کار را پیش می برد؟ آیا سرمربی تیم ملی قرار است یازده بازیکن را به صورت گلخانه ای در اختیار بگیرد و با برنامه اش آنها را قهرمان جام ملتهای آسیا کند؟
قطعاً این اتفاق ممکن نیست و برنامه های قطبی تنها در قالب یک برنامه کلی و جامع برای پیشرفت همسو و همه جانبه فوتبال جواب خواهد داد. یعنی علی آبادی هم باید برنامه داشته باشد، کفاشیان هم همچنین و مدیران باشگاه ها هم حتماً.
چراغ قوه کم نور او نمی تواند این مسیر تاریک را روشن کند که اگر غیر این باشد، فقط بد قولی دوباره او را در چهارسال آینده شاهد خواهیم برد.