برای علی آبادی، صفایی فراهانی، کفاشیان و...؛
امروز می توانیم به کیومرث هاشمی معاون ورزش قهرمانی سازمان تربیت بدنی سلام کنیم که حدود سه سال قبل، با تشکیل دادن مجمعی در فدراسیون موقت فوتبال ایران، مربی تیم ملی را به صورت اختراعی و خرد جمعی انتخاب کرد. حالا می توان به بدنه مدیریت ورزش کشور سلام گفت و از مسؤولینی که با دخالتهای مستقیمشان، فوتبال را وارد تعلیق کردند، جویای احوال شد. آیا این مدیران امروز خلا همان تیم را در جام جهانی احساس می کنند؟!
امروز باید سلام کنیم به مهندس علی آبادی! مردی که معتقد بود عدم پیروزی مقابل تیم ملی مکزیک در جام جهانی یا شکست برابر پرتغالی ها، اوج ناکامی و سرافکندگی فوتبال ایران است.
به نوشته قدس؛ امروز می توانیم به کیومرث هاشمی معاون ورزش قهرمانی سازمان تربیت بدنی سلام کنیم که حدود سه سال قبل، با تشکیل دادن مجمعی در فدراسیون موقت فوتبال ایران، مربی تیم ملی را به صورت اختراعی و خرد جمعی انتخاب کرد. حالا می توان به بدنه مدیریت ورزش کشور سلام گفت و از مسؤولینی که با دخالتهای مستقیمشان، فوتبال را وارد تعلیق کردند، جویای احوال شد. آیا این مدیران امروز خلا همان تیم را در جام جهانی احساس می کنند؟!
امروز می توان به محسن صفایی فراهانی سلام گفت. مردی که می توانست در فاصله یک هفته تا 10 روز، ایرادهای چهار قسمتی اساسنامه فدراسیون فوتبال را رفع کند و اما به دلیل اختلاف نظرهایی غیر ورزشی، فوتبال ایران را در فضای برزخی یک ساله حفظ کرد. آیا گفتگوی محمد دادکان را به یاد می آورید که فریاد می زد این اساسنامه فقط در چهار بند ایراد نوشتاری دارد؟ چه نیازی بود همان اساسنامه ای که اول بار به قلم صفایی فراهانی و دکتر خبیری نوشته شده بود، یک بار دیگر از ابتدا نگارش شود؟ یک سال تعلیق و بی برنامگی... این فضای سوخته چقدر به فوتبال ملی ایران ضربه شد؟
امروز البته می توان به علی کفاشیان سلام کرد... مردی از جنس خنده و فکاهی! مدیری که ساختار صورت و چهره اش با جدیت و پرستیژ قدرتمند در تضاد است. همان مدیری که در لفافه ادعا کرد انتخاب گذشته کادر فنی تحمیلی بوده و او از ابتدا روی افشین قطبی نظر داشته است. باید به مهدی تاج سلام گفت که هرگز مشخص نشد برای تیم ملی پیرو چه برنامه از پیش تعیین شده ای است! آیا نظمی را در کمیته تیمهای ملی و زیرمجموعه اش دیدید؟!
امروز باید به علی دایی خسته نباشید گفت! اویی که تصور می کرد هدایت یک تیم، برای او به سادگی بازکردن دروازه حریف است و تمام طول دوران مربیگری اش را با درگیری تجربه کرد. یا مقابل هم بازیهای گذشته ایستاد و یا علیه رسانه و هوادار شمشیر شفاهی کشید. به اویی که بیشترین انرژی اش را متوجه جنگ علیه دشمنان فرضی خود می کرد!
امروز اما زمان وداع زودهنگام ماست با جام جهانی! عدم صعود در ساده ترین دوران ممکن. امروز در شرایطی حسرت صعود به جام جهانی را برای خود می خریم که در گروهی پنج تیمی روی پله چهارم نشسته ایم. نمی گوییم تحقیرآمیز... اما تأسف بار است!
***
سیر نزولی فوتبال ملی ایران کاملاً مشهود است و می توان مقصران را یک به یک به خط کرد و کارنامه سالهای اخیرشان را پیش رویشان گذاشت.
اما آن چه در پاسخ می شنویم، عینیتی با همین پاسخ علی کفاشیان دارد که می گوید: «فقط 32 تیم به جام جهانی می رسند. ما هم صعود نکردیم، مثل 100 تیم دیگر! » و او در حقیقت فوتبال ایران را در کنار 100 فدراسیونی قرار می دهد که شاید رسیدن به دور دوم انتخابی جام جهانی را هم در رؤیاهای خود گنجانده اند.
این نزول مطلق توقعات و باورهای مدیران فوتبال ایران ما را از انتظار پیروزی برابر مکزیک و توقع شگفتی سازی به جایی می رساند که رئیس فدراسیون فوتبال کشورمان صراحتاً فوتبال ایران را کنار گوام، مالدیو و جزایر فارو قرار می دهد.
اگر روزی دادکان و برانکو انتظارات را در فوتبال ایران با عملکرد خود و قرار دادن تیم ملی روی پله 17 رده بندی جهانی به جایی رساند که برای پیروزی مقابل آلمان در تهران، 120 هزار ایرانی در آزادی لحظه شماری می کرد، حالا مهندس علی آبادی اعلام می کند این تمام بضاعت فوتبال ایران است... تمام بضاعت یعنی همان رده چهارم میان پنج تیم!
آیا می خواهید دلی به این تیم ببندید؟ مدیریتی که وامدار رفتارهای احساسی مدیرانش است و از برنامه ریزی 6 ماه برای خود عاجز مانده چگونه می خواهد یا می تواند به وسوسه جام جهانی دچار شود؟! آن چه می بینیم قرار گرفتن در سیر قهقرایی فوتبال است و البته چیزی که نمی بینیم پذیرش شکست است میان مدیران !
***
باید بدانیم مدیریت ورزش ایران از چه چیز دفاع می کند؟ فوتبالی که چهار سال قبل در جام جهانی درخشیده بود، حالا حذف را می چشد و کنار می رود. این امتداد نتایج تأسف باری است که در المپیک و ... در کارنامه ورزش ملی ایران درج شد! باید پرسید، آیا زمان آن نرسیده که بدنه ورزش ایران به مدیریتی جدید سلام کند؟ آیا زمان آن نرسیده که فوتبال ایران خونی تازه در رگهایش جریان یابد؟
می توان مقایسه کرد. تیمی که از دیدگاه همین رجال باید به دور دوم جام جهانی می رفت، این بار حتی در سه تیم اول گروه پنج تیمی هم جایی نداشت تا فقط کلامی پایانی باقی بماند:
از طلا بودن پشیمان گشته ایم
مرحمت فرموده ما را مس کنید!

ما را دنبال کنید

به اشتراک گذاری این مطلب!
مطالب مرتبط

نظر شما

نظرهای حاوی توهین، افترا یا نوشته‌شده با حروف لاتین (فینگلیش) منتشر نمی‌شوند.

نظرسنجیآرشیو
نظرسنجی
آخرین اخبار
پربازدیدترین عناوین