راهبرد یارگیری استقلال در بازار نقل و انتقالات، کاملاً با روحیه صمد مرفاوی جور در می آید.
به نوشته قدس؛ سرمربی استقلال نه جذابیت رسانه ای دارد و نه برای بازیکنانش یک تکیه گاه کاریزماتیک است. تا اینجای کار انتقادی متوجه مرفاوی نیست، زیرا هر مربی ای شاخصه های فردی خاص خودش را دارد. یارگیری استقلال هم به گونه ای است که نشان می دهد مرفاوی نمی خواهد مشکلاتی مثل آنچه سه فصل قبل با چند ستاره استقلال پیدا کرد، دوباره گریبانگیرش شود.
جالب اینجاست که استقلال در فصلی که مرفاوی را سرمربی خود می دید، از نظر نیروی انسانی در بدترین شرایط ممکن قرار داشت و از مهره های درشت این تیم، تنها حسین کاظمی در جمع آبی ها مانده بود و عنایتی و نیکبخت به عنوان مهمترین پایه های قهرمانی استقلال در لیگ پنجم، از این تیم جدا شده بودند.
مرفاوی اما با همان چند بازیکن بزرگ تیمش به مشکل خورد و حتی برخی معتقدند احتمال جدایی کاظمی از استقلال به دلیل روابط تیره با مرفاوی وجود دارد. تحت تأثیر همین مسائل، صمد مرفاوی در بازار نقل و انتقالات سعی کرده بازیکنان آرام و سازگار با روحیه خودش را جذب کند.
کیانوش رحمتی و سید مهدی سیدصالحی در این دسته قرار می گیرند. مدیریت استقلال هم با آگاهی از این جزئیات مهم و علم به روحیات مرفاوی، سعی کرده به سمت مهره های کم حاشیه و سازگار با محیط برود؛ چیزی که به روحیه واعظ آشتیانی هم بیشتر می خورد.
موضوع اما اینجاست که شاید افراط استقلال در این راه، منجر به افتادن از آن سوی بام شود. امیر قلعه نویی به عنوان یک مربی عصبی و پرخاشگر، طبیعتاً همیشه تیمی عصبی و پرهیجان هم دارد. پس قلعه نویی به مهره های پرهیجان و «برونگرا» روی خوش نشان می داد.
واعظ آشتیانی اما در فصلی که گذشت، آن قدر از برونگرایی مجموعه استقلال ضربه خورد که حالا ترجیح می دهد استقلال را با مهره های آرام و بی حاشیه ببندد. همان طور که نیمکت مربیگری را تحویل یک مرد آرام و درونگرا داده است.
در فوتبال اما معمولاً تیمهایی موفق می شوند که برونگرایی و درونگرایی را کنار هم داشته باشند. در واقع این تعادل بین طغیان و آرامش است که تولید موفقیت می کند. بخصوص در تیمهای بزرگ و همیشه مدعی، نیاز به انرژی جنبشی بالایی وجود دارد؛ انرژی و شوری که حمله به قهرمانی را رقم بزند.
مشکل استقلال در دوره قبل سرمربیگری مرفاوی، دقیقاً همین تک بعدی بودن و نداشتن روحیه برتری جویی بود. اصل استیل و روحیه هر تیمی، از نیمکت و سرمربی اش ساخته می شود و پس از سرمربی، این بازیکنان هستند که روحیه کلی تیم را به نمایش می گذارند.
پس صمد مرفاوی نیاز دارد در کنار استفاده از مهره های آرام و درونگرا، چند بازیکن جاه طلب هم داشته باشد. او می تواند گرایش تیمش را با استفاده بیشتر از مهره های خونسرد و درونگرا، به سمت روحیه خودش سوق دهد، اما داشتن یک گرایش کلی، به مفهوم خالی شدن از روحیه متقابل نیست. یعنی اگر تیمی گرایش تاکتیکی و سیستمی خودش را در یک مسابقه، دفاعی انتخاب می کند، حتماً از یکی دو مهره هجومی هم استفاده می کند تا فشار حریف را کم و قدرت هجومی خود را بالا ببرد.
باشگاه استقلال و شخص صمد مرفاوی هم باید با در نظر گرفتن تمام جزئیات فنی و روانی، مانع «تک بعدی» شدن تیم خود شوند. چه اینکه درونگرا شدن تیمی که مدعی قهرمانی است، معادل از دست دادن موفقیتها در همان نقطه صفر است.
تیم مدعی قهرمانی هم باید برای طغیان کردن و فریاد کشیدن آماده باشد و هم بتواند خودش را آرام و درونگرا و در عین حال، سیال نگه دارد. حرکت سریع به سمت روحیه اول، تیمی پرخاشگر مثل مجموعه قلعه نویی را می سازد و مطلقاً آرام شدن هم، خطر ابتلا به سیری زودرس را دارد.
مرفاوی اگر بتواند از همین فصل نقل و انتقلات، به تعادل فنی و روانی فکر کند، تیمش را در زمین نیز منعطف و مؤثر خواهد دید.
البته مرفاوی نیاز به تعدیل روحیه کلی خودش نیز دارد؛ روحیه و رفتاری که بیشتر به نفر دوم مربوط است، نه یک سرمربی مسلط به محیط.
به نوشته قدس؛ سرمربی استقلال نه جذابیت رسانه ای دارد و نه برای بازیکنانش یک تکیه گاه کاریزماتیک است. تا اینجای کار انتقادی متوجه مرفاوی نیست، زیرا هر مربی ای شاخصه های فردی خاص خودش را دارد. یارگیری استقلال هم به گونه ای است که نشان می دهد مرفاوی نمی خواهد مشکلاتی مثل آنچه سه فصل قبل با چند ستاره استقلال پیدا کرد، دوباره گریبانگیرش شود.
جالب اینجاست که استقلال در فصلی که مرفاوی را سرمربی خود می دید، از نظر نیروی انسانی در بدترین شرایط ممکن قرار داشت و از مهره های درشت این تیم، تنها حسین کاظمی در جمع آبی ها مانده بود و عنایتی و نیکبخت به عنوان مهمترین پایه های قهرمانی استقلال در لیگ پنجم، از این تیم جدا شده بودند.
مرفاوی اما با همان چند بازیکن بزرگ تیمش به مشکل خورد و حتی برخی معتقدند احتمال جدایی کاظمی از استقلال به دلیل روابط تیره با مرفاوی وجود دارد. تحت تأثیر همین مسائل، صمد مرفاوی در بازار نقل و انتقالات سعی کرده بازیکنان آرام و سازگار با روحیه خودش را جذب کند.
کیانوش رحمتی و سید مهدی سیدصالحی در این دسته قرار می گیرند. مدیریت استقلال هم با آگاهی از این جزئیات مهم و علم به روحیات مرفاوی، سعی کرده به سمت مهره های کم حاشیه و سازگار با محیط برود؛ چیزی که به روحیه واعظ آشتیانی هم بیشتر می خورد.
موضوع اما اینجاست که شاید افراط استقلال در این راه، منجر به افتادن از آن سوی بام شود. امیر قلعه نویی به عنوان یک مربی عصبی و پرخاشگر، طبیعتاً همیشه تیمی عصبی و پرهیجان هم دارد. پس قلعه نویی به مهره های پرهیجان و «برونگرا» روی خوش نشان می داد.
واعظ آشتیانی اما در فصلی که گذشت، آن قدر از برونگرایی مجموعه استقلال ضربه خورد که حالا ترجیح می دهد استقلال را با مهره های آرام و بی حاشیه ببندد. همان طور که نیمکت مربیگری را تحویل یک مرد آرام و درونگرا داده است.
در فوتبال اما معمولاً تیمهایی موفق می شوند که برونگرایی و درونگرایی را کنار هم داشته باشند. در واقع این تعادل بین طغیان و آرامش است که تولید موفقیت می کند. بخصوص در تیمهای بزرگ و همیشه مدعی، نیاز به انرژی جنبشی بالایی وجود دارد؛ انرژی و شوری که حمله به قهرمانی را رقم بزند.
مشکل استقلال در دوره قبل سرمربیگری مرفاوی، دقیقاً همین تک بعدی بودن و نداشتن روحیه برتری جویی بود. اصل استیل و روحیه هر تیمی، از نیمکت و سرمربی اش ساخته می شود و پس از سرمربی، این بازیکنان هستند که روحیه کلی تیم را به نمایش می گذارند.
پس صمد مرفاوی نیاز دارد در کنار استفاده از مهره های آرام و درونگرا، چند بازیکن جاه طلب هم داشته باشد. او می تواند گرایش تیمش را با استفاده بیشتر از مهره های خونسرد و درونگرا، به سمت روحیه خودش سوق دهد، اما داشتن یک گرایش کلی، به مفهوم خالی شدن از روحیه متقابل نیست. یعنی اگر تیمی گرایش تاکتیکی و سیستمی خودش را در یک مسابقه، دفاعی انتخاب می کند، حتماً از یکی دو مهره هجومی هم استفاده می کند تا فشار حریف را کم و قدرت هجومی خود را بالا ببرد.
باشگاه استقلال و شخص صمد مرفاوی هم باید با در نظر گرفتن تمام جزئیات فنی و روانی، مانع «تک بعدی» شدن تیم خود شوند. چه اینکه درونگرا شدن تیمی که مدعی قهرمانی است، معادل از دست دادن موفقیتها در همان نقطه صفر است.
تیم مدعی قهرمانی هم باید برای طغیان کردن و فریاد کشیدن آماده باشد و هم بتواند خودش را آرام و درونگرا و در عین حال، سیال نگه دارد. حرکت سریع به سمت روحیه اول، تیمی پرخاشگر مثل مجموعه قلعه نویی را می سازد و مطلقاً آرام شدن هم، خطر ابتلا به سیری زودرس را دارد.
مرفاوی اگر بتواند از همین فصل نقل و انتقلات، به تعادل فنی و روانی فکر کند، تیمش را در زمین نیز منعطف و مؤثر خواهد دید.
البته مرفاوی نیاز به تعدیل روحیه کلی خودش نیز دارد؛ روحیه و رفتاری که بیشتر به نفر دوم مربوط است، نه یک سرمربی مسلط به محیط.