اشکان، عامل قتل و سر بریدن سپهر 10ساله که سه شنبه هفته گذشته درست مقابل در خانهشان این کودک را به قتل رساند و یک روز بعد هم دستگیر شد، صبح امروز برای تحقیقات بیشتر به شعبه سوم بازپرسی دادسرای امور جنایی منتقل شد تا درباره جنایتی که مرتکب آن شده توضیحاتی به قاضی پرونده بدهد.
به گزارش آرمان، این مرد 35 ساله در حالی پیش روی قاضی پرونده قرار گرفت که مادر و دایی سپهر در حالی که گریهشان بند نمیآمد نیز در آنجا حضور داشتند. اشکان در تمام مدتی که در حال پاسخ دادن به سوالات قاضی سجاد منافی آذر بود، مدعی شد که بیمار است و چیزی هم از قتل و سر بریدن کودک 10 ساله به یاد ندارد.
تحقیقات پلیس نشان داده که اشکان معتاد است و پیش از این نیز 5 بار سابقه کیفری با عنوان ضرب و جرح و مواد مخدر در پرونده اش ثبت شده است. بر اساس این تحقیقات اشکان فرزند آخر خانواده اش و اصالتا اهل یکی از شهرهای استانهای غربی کشور است و 10 سالی است که به همراه خانواده اش به تهران آمده است.
مادر 90 ساله اشکان در بازجوییها درباره پسرش به ماموران گفته است: اشکان فرزند آخرم است و حتی از چند تن از نوه هایم هم کوچکتر است. او خیلی وقت است که معتاد است. فرزندان دیگرم همگی شغل و کار درستی دارند و همه شان هم بازنشسته شدند اما اشکان معتاد است و زندگی ما را تباه کرده است. وضعیت ظاهری متهم حکایت از اعتیاد شدید او دارد و تحقیقات پلیس نیز همین موضوع را تایید میکند با این حال به دستور بازپرس پرونده وی برای مشخص شدن وضعیت سلامت روح و روان به پزشکی قانونی فرستاده شده است.
گفتوگوی خبرآنلاین با متهم را در ادامه میخوانید:
آزمایشها نشان داده که معتاد هستی. چه مصرف میکنی؟
مرفین.
سواد داری؟
تا دیپلم خواندهام.
تا به حال ازدواج کردی؟
نه.
از آن روز بگو. چرا این کودک را به قتل رساندی؟
من مریض هستم و چون مریضم برادرانم مرا اذیت میکنند البته آنها زیاد نمیآیند و به ما سر نمیزنند. من هیچ چیزی یادم نمیآید. فقط یادم است که در پارک خوابیده بودم.
تو سر یک کودک بیگناه را جلوی در خانه شان بریدی، چرا این کار را کردی؟
بچه را که دیدم یاد بچگی خودم افتادم چون خیلی شبیه بچگی خودم بود. من دروغ نمیگویم. من بیمارم. صحنه قتل را هم اصلا یادم نیست. فقط یادم است که چاقو را برداشتم.
بعد از آنکه سپهر را به قتل رساندی چه کردی ؟
چاقو را بردم و با آن مرفین خریدم.
مواد را از کجا تهیه میکنی؟
از جایی در خیابان ناصر خسرو.
تو که بیکار هستی پول از کجا میآوری؟
از مادرم میگیرم. اگر او پول ندهد وسایلم و کفشهایم را میفروشم.
هیچوقت جایی کار کردی؟ منبع در آمدی داشتی؟
بله. سال 82 در یک بانک کار میکردم اما 5 سال بعد وقتی فهمیدند معتادم اخراجم کردند.
به گزارش آرمان، این مرد 35 ساله در حالی پیش روی قاضی پرونده قرار گرفت که مادر و دایی سپهر در حالی که گریهشان بند نمیآمد نیز در آنجا حضور داشتند. اشکان در تمام مدتی که در حال پاسخ دادن به سوالات قاضی سجاد منافی آذر بود، مدعی شد که بیمار است و چیزی هم از قتل و سر بریدن کودک 10 ساله به یاد ندارد.
تحقیقات پلیس نشان داده که اشکان معتاد است و پیش از این نیز 5 بار سابقه کیفری با عنوان ضرب و جرح و مواد مخدر در پرونده اش ثبت شده است. بر اساس این تحقیقات اشکان فرزند آخر خانواده اش و اصالتا اهل یکی از شهرهای استانهای غربی کشور است و 10 سالی است که به همراه خانواده اش به تهران آمده است.
مادر 90 ساله اشکان در بازجوییها درباره پسرش به ماموران گفته است: اشکان فرزند آخرم است و حتی از چند تن از نوه هایم هم کوچکتر است. او خیلی وقت است که معتاد است. فرزندان دیگرم همگی شغل و کار درستی دارند و همه شان هم بازنشسته شدند اما اشکان معتاد است و زندگی ما را تباه کرده است. وضعیت ظاهری متهم حکایت از اعتیاد شدید او دارد و تحقیقات پلیس نیز همین موضوع را تایید میکند با این حال به دستور بازپرس پرونده وی برای مشخص شدن وضعیت سلامت روح و روان به پزشکی قانونی فرستاده شده است.
گفتوگوی خبرآنلاین با متهم را در ادامه میخوانید:
آزمایشها نشان داده که معتاد هستی. چه مصرف میکنی؟
مرفین.
سواد داری؟
تا دیپلم خواندهام.
تا به حال ازدواج کردی؟
نه.
از آن روز بگو. چرا این کودک را به قتل رساندی؟
من مریض هستم و چون مریضم برادرانم مرا اذیت میکنند البته آنها زیاد نمیآیند و به ما سر نمیزنند. من هیچ چیزی یادم نمیآید. فقط یادم است که در پارک خوابیده بودم.
تو سر یک کودک بیگناه را جلوی در خانه شان بریدی، چرا این کار را کردی؟
بچه را که دیدم یاد بچگی خودم افتادم چون خیلی شبیه بچگی خودم بود. من دروغ نمیگویم. من بیمارم. صحنه قتل را هم اصلا یادم نیست. فقط یادم است که چاقو را برداشتم.
بعد از آنکه سپهر را به قتل رساندی چه کردی ؟
چاقو را بردم و با آن مرفین خریدم.
مواد را از کجا تهیه میکنی؟
از جایی در خیابان ناصر خسرو.
تو که بیکار هستی پول از کجا میآوری؟
از مادرم میگیرم. اگر او پول ندهد وسایلم و کفشهایم را میفروشم.
هیچوقت جایی کار کردی؟ منبع در آمدی داشتی؟
بله. سال 82 در یک بانک کار میکردم اما 5 سال بعد وقتی فهمیدند معتادم اخراجم کردند.