زمانی برزیل مولفه خاص کشور خود را دلیل برتری بر تمام تیم های قاره سبز می دانست؛ وجود چند زمین فوتبال در دهکده یی که حتی یک کلیسا هم ندارد!
به نوشته اعتماد و به نقل از گاردین؛ با استناد به دست نوشته های ادواردو گالئانو می توان اطمینان یافت هنوز هم در برزیل وسایل سرگرمی (فوتبال) بیش از نمادهای مذهبی (کلیسا) به چشم می خورد اما وقتی درون بزرگ ترین وسیله تفریح مردان سرزمین قهوه به جست وجو می پردازیم، درمی یابیم سلسائو از سونامی فوتبال اروپا تاثیر گرفته و مختصات خاص اروپایی ها را وارد هندسه خود کرده است.
دیگر برزیل در محتوا دلیلی برای برتری بر فوتبال قاره سبز نمی بیند. هرچه باشد آنها هم اکنون 1-3-2-4 (سیستم روز اروپا) را مورد استفاده قرار می دهند.
---
1. بازی های اخیر فینالیست جام کنفدراسیون ها پرده از عملگرایی کارلوس دونگا سرمربی برزیل برداشت. نتایج ضعیف برزیل در ابتدای راه رقابت های مقدماتی جام جهانی 2010 زیر سایه شکست شش بر یک آرژانتین مقابل بولیوی، ثابت کرد سطح قدرت تیم های منطقه امریکای جنوبی خیلی نزدیک شده است اما ورای نتایجی مانند پیروزی های پرگل مقابل پرو، اکوادور و پاراگوئه، سیستم برزیل در جام کنفدراسیون ها توجه خیلی ها را جلب کرده است.
اروپایی های حاضر در دوره اخیر جام کنفدراسیون ها سیستم 1-3-2-4 را مورد استفاده قرار داده اند. برزیل هم به تبعیت از آنها فابیانو را به عنوان تک مهاجم مقابل رقیبان قرار داد و روبینیو در چپ، کاکا در وسط و رامیرس در سمت راست نقش حامی لوئیس را خیلی خوب ایفا می کنند. گیلبرتو سیلوا نیز کنار ملو که نقش محوری دارد، جلوی چهار مدافع حضور فعالی دارد.
در واقع گیلبرتو آغازگر طرح های تهاجمی برزیل است. رامیرس و ملو نیز در طرفین او قرار می گیرند و اگر دقت کنیم عملاً شکل یک الماس از صفحه تلویزیون قابل رویت خواهد بود. وظیفه اصلی کاکا بازیسازی تلقی می شود.
در این بین روبینیو به مدد نفوذهای گاه و بیگاه مهاجم دوم به حساب می آید. در تقسیم وظایف تدافعی، گیلبرتو نقش اول را دارد، ملو نفر دوم تلقی می شود و رامیرس به عنوان تهاجمی ترین بازیکن این مثلث نقش مکمل را عهده دار است. غالباً دونگا به روبینیو توصیه می کند از سمت چپ به مرکز مایل نشود. وظیفه او ایجاد فضا برای کاکا و فابیانو است. تقریباً چهار دهه پیش جانی ریوا اسطوره فوتبال ایتالیا در سیستم کاتاناچیو چنین وظیفه یی را برعهده داشت. شاید بتوان بازیکن حال حاضر منچسترسیتی را مدل تهاجمی ریوا دانست.
2. یکی از مزایای سیستم 3-3-4 خدمات دائمی مدافعان سمت چپ به مهاجمان است. از زمان اوج گیری جیاچینتو فاکتی فقید، مدافعان فوتبال ایتالیا به نوعی مهاجم تغییر هویت دادند؛ سنتی که اکنون رامیرس در تیم ملی برزیل احیا کرده و با حضور مداوم در سمت چپ و راست یک بازیکن «رفت و برگشت» نام گرفته است. سیستم دفاع خطی طلایی پوشان برای ایتالیایی های میانسال موضوع تازه یی نیست چون آنها مدل فعلی طلایی پوشان را تجسم عینی تاکتیک دوران طلایی فوتبال ملی خود می دانند.
3. ظاهراً دلیلی ندارد سیستم های التقاطی و کپی برداری شده را با اسامی مختلف طبقه بندی کنیم اما اگر وارد جزییات نشویم مانند فوتبال انگلیس به یک مشکل تاریخی برمی خوریم، طبق تعاریف سنتی و ظاهراً خدشه ناپذیر فوتبال جزیره حتی خلاقیت فردی نیز زیر سایه تاکتیک هایی با چارچوب مشخص رنگ می بازد. ممکن است 2-4-4 آنها 2-4-4 اسپانیایی ها هم باشد اما ریز شدن در جزییات، یک سبک را کارا و دیگری را منسوخ جلوه می دهد. همان طور که سه دهه پس از اعلام خبر مرگ قطعی 2-5-3بار دیگر تیم هایی دارای دو مدافع را دیدیم،
1-3-2-4 نیز همچنان جریان ساز باقی می ماند. در این نما 1-3-2-4 برزیل فقط در کلیات شبیه روش مشابه اروپایی ها است اما در شرح وظایف، اوضاع اندکی متفاوت جلوه می کند.
4. گریز اروپایی ها از 2-4-4 به 1-3-2-4 حاصل پررنگ شدن اهمیت مهاجمان نوک، هافبک های تدافعی و افزایش وظایف بازیکنان عرضی بود. در جام جهانی 1982 فالکائو و سرزو پشت سر زیکو و سوکراتس، 2-2-2-4 جادویی برزیل را می نمایاندند. در ادامه 2-5-3 لازارونی به جام جهانی 1990 عرضه شد و چهار سال بعد کارلوس آلبرتو با 2-4-4 تدافعی دنیا را به تسخیر طلایی پوشان درآورد. در این سیستم سانتوس و دونگا پشت سر زینیو و مازینیو می ایستادند. به به تو و روماریو هم اعضای خط حمله بودند. 1-3-2-4 اما طبقه بندی ها را به هم ریخته است. مهاجمان گاهی مدافع می شوند.
طبق تعریف اروپایی ها از 1-3-2-4، بازیکن کناری نهایتاً یک بال یا هافبکی در خدمت مدافعان است اما شیوه برزیلی برای روبینیو الزامی مبنی بر شراکت در امور تدافعی به وجود نمی آورد. در این شرایط نه تنها امکان دخالت روبینیو در کار مدافع راستی به نام مایکون وجود ندارد بلکه زوج سازی رامیرس و ملو به عنوان بازیکنان مرکزی خط میانی زمینه حضور ثابت گیلبرتو در میانه میدان را فراهم می آورد.
5. نکته پایانی به نوع بازی روبینیو اختصاص دارد. او در صورت فراغت از یارگیری حریفان به طور طبیعی به سمت رامیرس و مایکون متمایل می شود و در غیر این صورت مقابل مدافعان میانی یا هافبک های مرکزی می ایستد.
به نوشته اعتماد و به نقل از گاردین؛ با استناد به دست نوشته های ادواردو گالئانو می توان اطمینان یافت هنوز هم در برزیل وسایل سرگرمی (فوتبال) بیش از نمادهای مذهبی (کلیسا) به چشم می خورد اما وقتی درون بزرگ ترین وسیله تفریح مردان سرزمین قهوه به جست وجو می پردازیم، درمی یابیم سلسائو از سونامی فوتبال اروپا تاثیر گرفته و مختصات خاص اروپایی ها را وارد هندسه خود کرده است.
دیگر برزیل در محتوا دلیلی برای برتری بر فوتبال قاره سبز نمی بیند. هرچه باشد آنها هم اکنون 1-3-2-4 (سیستم روز اروپا) را مورد استفاده قرار می دهند.
---
1. بازی های اخیر فینالیست جام کنفدراسیون ها پرده از عملگرایی کارلوس دونگا سرمربی برزیل برداشت. نتایج ضعیف برزیل در ابتدای راه رقابت های مقدماتی جام جهانی 2010 زیر سایه شکست شش بر یک آرژانتین مقابل بولیوی، ثابت کرد سطح قدرت تیم های منطقه امریکای جنوبی خیلی نزدیک شده است اما ورای نتایجی مانند پیروزی های پرگل مقابل پرو، اکوادور و پاراگوئه، سیستم برزیل در جام کنفدراسیون ها توجه خیلی ها را جلب کرده است.
اروپایی های حاضر در دوره اخیر جام کنفدراسیون ها سیستم 1-3-2-4 را مورد استفاده قرار داده اند. برزیل هم به تبعیت از آنها فابیانو را به عنوان تک مهاجم مقابل رقیبان قرار داد و روبینیو در چپ، کاکا در وسط و رامیرس در سمت راست نقش حامی لوئیس را خیلی خوب ایفا می کنند. گیلبرتو سیلوا نیز کنار ملو که نقش محوری دارد، جلوی چهار مدافع حضور فعالی دارد.
در واقع گیلبرتو آغازگر طرح های تهاجمی برزیل است. رامیرس و ملو نیز در طرفین او قرار می گیرند و اگر دقت کنیم عملاً شکل یک الماس از صفحه تلویزیون قابل رویت خواهد بود. وظیفه اصلی کاکا بازیسازی تلقی می شود.
در این بین روبینیو به مدد نفوذهای گاه و بیگاه مهاجم دوم به حساب می آید. در تقسیم وظایف تدافعی، گیلبرتو نقش اول را دارد، ملو نفر دوم تلقی می شود و رامیرس به عنوان تهاجمی ترین بازیکن این مثلث نقش مکمل را عهده دار است. غالباً دونگا به روبینیو توصیه می کند از سمت چپ به مرکز مایل نشود. وظیفه او ایجاد فضا برای کاکا و فابیانو است. تقریباً چهار دهه پیش جانی ریوا اسطوره فوتبال ایتالیا در سیستم کاتاناچیو چنین وظیفه یی را برعهده داشت. شاید بتوان بازیکن حال حاضر منچسترسیتی را مدل تهاجمی ریوا دانست.
2. یکی از مزایای سیستم 3-3-4 خدمات دائمی مدافعان سمت چپ به مهاجمان است. از زمان اوج گیری جیاچینتو فاکتی فقید، مدافعان فوتبال ایتالیا به نوعی مهاجم تغییر هویت دادند؛ سنتی که اکنون رامیرس در تیم ملی برزیل احیا کرده و با حضور مداوم در سمت چپ و راست یک بازیکن «رفت و برگشت» نام گرفته است. سیستم دفاع خطی طلایی پوشان برای ایتالیایی های میانسال موضوع تازه یی نیست چون آنها مدل فعلی طلایی پوشان را تجسم عینی تاکتیک دوران طلایی فوتبال ملی خود می دانند.
3. ظاهراً دلیلی ندارد سیستم های التقاطی و کپی برداری شده را با اسامی مختلف طبقه بندی کنیم اما اگر وارد جزییات نشویم مانند فوتبال انگلیس به یک مشکل تاریخی برمی خوریم، طبق تعاریف سنتی و ظاهراً خدشه ناپذیر فوتبال جزیره حتی خلاقیت فردی نیز زیر سایه تاکتیک هایی با چارچوب مشخص رنگ می بازد. ممکن است 2-4-4 آنها 2-4-4 اسپانیایی ها هم باشد اما ریز شدن در جزییات، یک سبک را کارا و دیگری را منسوخ جلوه می دهد. همان طور که سه دهه پس از اعلام خبر مرگ قطعی 2-5-3بار دیگر تیم هایی دارای دو مدافع را دیدیم،
1-3-2-4 نیز همچنان جریان ساز باقی می ماند. در این نما 1-3-2-4 برزیل فقط در کلیات شبیه روش مشابه اروپایی ها است اما در شرح وظایف، اوضاع اندکی متفاوت جلوه می کند.
4. گریز اروپایی ها از 2-4-4 به 1-3-2-4 حاصل پررنگ شدن اهمیت مهاجمان نوک، هافبک های تدافعی و افزایش وظایف بازیکنان عرضی بود. در جام جهانی 1982 فالکائو و سرزو پشت سر زیکو و سوکراتس، 2-2-2-4 جادویی برزیل را می نمایاندند. در ادامه 2-5-3 لازارونی به جام جهانی 1990 عرضه شد و چهار سال بعد کارلوس آلبرتو با 2-4-4 تدافعی دنیا را به تسخیر طلایی پوشان درآورد. در این سیستم سانتوس و دونگا پشت سر زینیو و مازینیو می ایستادند. به به تو و روماریو هم اعضای خط حمله بودند. 1-3-2-4 اما طبقه بندی ها را به هم ریخته است. مهاجمان گاهی مدافع می شوند.
طبق تعریف اروپایی ها از 1-3-2-4، بازیکن کناری نهایتاً یک بال یا هافبکی در خدمت مدافعان است اما شیوه برزیلی برای روبینیو الزامی مبنی بر شراکت در امور تدافعی به وجود نمی آورد. در این شرایط نه تنها امکان دخالت روبینیو در کار مدافع راستی به نام مایکون وجود ندارد بلکه زوج سازی رامیرس و ملو به عنوان بازیکنان مرکزی خط میانی زمینه حضور ثابت گیلبرتو در میانه میدان را فراهم می آورد.
5. نکته پایانی به نوع بازی روبینیو اختصاص دارد. او در صورت فراغت از یارگیری حریفان به طور طبیعی به سمت رامیرس و مایکون متمایل می شود و در غیر این صورت مقابل مدافعان میانی یا هافبک های مرکزی می ایستد.