منشور اخلاقی خیلیها را به جنب و جوش انداخته، از آنها که حروف مخفف اسم و فامیلشان سر زبانها افتاده گرفته تا بقیه که به خودشان شک دارند. خیلیها هم از همان ابتدا خودشان را مبری از هرگونه تخلفی میدیدند و با کلی مصاحبه و جار و جنجال، رأی به بیگناهی خودشان دادند.
به نوشته جوان؛ اما با داغ شدن دوباره تنور این منشور، نام دو تن از مربیان لیگ برتری بار دیگر سر زبانها افتاده که اتفاقاً یکی از آنها هم به شدت از سازمان لیگ و مطرح شدن نامش به عنوان یکی از محرومان گلایه دارد. شنیده شده فیروز کریمی بلافاصله پس از آنکه در گمانهزنیها اسم خود را شنید، وقت را تلف نکرد و با سرعت هر چه تمام خود را به خیابان سئول و ساختمان فدراسیون فوتبال رساند.
از قضا یکراست هم به اتاق عزیزمحمدی رفته و تا آنجا که توانسته صدایش را بلند کرده: برای چی و به چه جرمی اسم من را سر زبانها انداختهاید؟ چرا اینقدر بیرحمانه با آبروی افراد بازی میکنید؟ مگر تا به حال به خلافی متهم شدهام که این بار دوم باشد؟ منشور دیگر چه صیغهای است؟ در این منشور فقط آبروی افراد ریخته میشود و بس ... داد و بیدادهای فیروز پس از دقایقی فروکش میکند. البته بهتر است بگوییم دیگر توانی برای فریاد زدن نداشت. فدراسیوننشینها هم از فرصت استفاده کرده و او را به خارج از اتاق عزیزمحمدی هدایت کردند تا رئیس سازمان لیگ نفسی تازه کند. هر چند که خبرنگاران و عکاسان موفق به ثبت اعتراضات کریمی نشدند.
در اینکه زمان به سرعت سپری میشود و هنوز تکلیف بازیکنان و مربیان محروم مشخص نشده شکی نیست، اما این دلیل نمیشود که اشخاص به خود اجازه دهند و با هر لحن و لفظی سازمان لیگ را خطاب قرار دهند.
از طرفی همه میدانیم، مربیان از ما هم بهتر میدانند که دلالی در فوتبال ایران حرف اول و آخر را میزند و اگر قرار به تحقیق و تفحص دقیق وکامل باشد قطعاً تعداد محرومان بسیار بیشتر از اینها خواهد بود. ای کاش مربیان پیش از تدوین منشور اخلاقی هم به فکر حفظ آبروی خود میافتادند.
فیروز کریمی که اینچنین نگران برداشت فرزندان و نوههایش از رفتار پدر و پدربزرگشان است یادش رفته زمانی که در کنار نیمکت مقابل دوربینهای عکاسان و رسانهها قرار میگیرد، چگونه با حرکات نادرست توجه همگان را به خود جلب و خود را مضحکه این و آن میکند. بله فیروزخان خود کرده را تدبیر نیست.
به نوشته جوان؛ اما با داغ شدن دوباره تنور این منشور، نام دو تن از مربیان لیگ برتری بار دیگر سر زبانها افتاده که اتفاقاً یکی از آنها هم به شدت از سازمان لیگ و مطرح شدن نامش به عنوان یکی از محرومان گلایه دارد. شنیده شده فیروز کریمی بلافاصله پس از آنکه در گمانهزنیها اسم خود را شنید، وقت را تلف نکرد و با سرعت هر چه تمام خود را به خیابان سئول و ساختمان فدراسیون فوتبال رساند.
از قضا یکراست هم به اتاق عزیزمحمدی رفته و تا آنجا که توانسته صدایش را بلند کرده: برای چی و به چه جرمی اسم من را سر زبانها انداختهاید؟ چرا اینقدر بیرحمانه با آبروی افراد بازی میکنید؟ مگر تا به حال به خلافی متهم شدهام که این بار دوم باشد؟ منشور دیگر چه صیغهای است؟ در این منشور فقط آبروی افراد ریخته میشود و بس ... داد و بیدادهای فیروز پس از دقایقی فروکش میکند. البته بهتر است بگوییم دیگر توانی برای فریاد زدن نداشت. فدراسیوننشینها هم از فرصت استفاده کرده و او را به خارج از اتاق عزیزمحمدی هدایت کردند تا رئیس سازمان لیگ نفسی تازه کند. هر چند که خبرنگاران و عکاسان موفق به ثبت اعتراضات کریمی نشدند.
در اینکه زمان به سرعت سپری میشود و هنوز تکلیف بازیکنان و مربیان محروم مشخص نشده شکی نیست، اما این دلیل نمیشود که اشخاص به خود اجازه دهند و با هر لحن و لفظی سازمان لیگ را خطاب قرار دهند.
از طرفی همه میدانیم، مربیان از ما هم بهتر میدانند که دلالی در فوتبال ایران حرف اول و آخر را میزند و اگر قرار به تحقیق و تفحص دقیق وکامل باشد قطعاً تعداد محرومان بسیار بیشتر از اینها خواهد بود. ای کاش مربیان پیش از تدوین منشور اخلاقی هم به فکر حفظ آبروی خود میافتادند.
فیروز کریمی که اینچنین نگران برداشت فرزندان و نوههایش از رفتار پدر و پدربزرگشان است یادش رفته زمانی که در کنار نیمکت مقابل دوربینهای عکاسان و رسانهها قرار میگیرد، چگونه با حرکات نادرست توجه همگان را به خود جلب و خود را مضحکه این و آن میکند. بله فیروزخان خود کرده را تدبیر نیست.