1 ) خوشی زده زیر دلشان. بزرگترین باشگاه دنیا شده اند، تیم شان برای اولین بار در طول تاریخ سه عنوان قهرمانی را به صورت همزمان کسب کرده است، تمام رکوردهای اروپا را زیر و رو کرده اند و به برکت ذکاوت مدیر جوان شان، عرش را سیاحت می کنند.
به نوشته قدس؛ وسط این همه دلخوشی اما، ناگهان داد و هوار راه می اندازد که مثلاً چرا خوان لاپورتا اسم فرزندش را در تیم جوانان باشگاه بارسلونا نوشته و تازه به مربیان آن تیم هم «سفارش» کرده که حواس شان به آقازاده باشد! دیگر شور آن را درآورده اند. از نظر ما، فوتبال این اروپایی ها هم مثل همه چیز دیگرشان خنده دار است و با این موشکافی های دقیق، فقط خودشان را مسخره کرده اند.
2 ) چهار صباح، فقط چهار صباح باید چشم این اروپایی ها را که فکر می کنند بزرگترین معضل جهان ثبت نام سفارشی پسر مدیرعامل در تیم نوجوانان باشگاه است را ببندیم و رهایشان کنیم وسط فوتبال ایرانی تا بروند، خدای خودشان را شکر کنند و دست خوان لاپورتا و پسرش را هم ببوسند!
کافی است دوستان عزیز اروپایی، چند روزی با ما همراه شوند تا بفهمند زیر بخشی از این آسمان پهناور که می گویند همه جایش یکرنگ است، رئیس فدراسیون فوتبالی زندگی می کند که اسم سرمربی منچستریونایتد را بلد نیست!
لیگ فوتبالی انجام می شود که آغازش با مسؤولان و پایانش با خداست، کمیته انضباطی قانونمداری وجود دارد که چون رویش نمی شود بگوید مربی متخلف، مرتکب فساد شده، او را با اتهام بذله گویی محروم می کند. مدیرعاملی وجود دارد که بعد از مذاکره با تیگانا و زیدان، پورمهدی را به عنوان سرمربی استخدام می کند و البته هنوز امضای پای قرارداد خشک نشده، هر دو را با هم بیرون می اندازند!
اروپایی هایی که امروز خیلی بابت به وجود آمدن تبعیض میان پسر مدیرعامل موفق بارسا و سایر کودکان کاتالونیایی دل نگران هستند، بهتر است گوشه چشمی بذل بساط فوتبال در ایران بکنند تا متوجه شوند اینجا مدیرانی که تفاوت توپ و طالبی را نمی فهمند و پیش از این از صد فرسخی یک ورزشگاه هم عبور نکرده بودند، چطور محبوبترین باشگاه های مملکت را قربانی مقاصد مالی شان می کنند تا شندرغاز پول خرج کنند، آبرو و حیثیت تیم را ببرند، برای خودشان اسم و رسمی فراهم کنند و از بغل این اعتبار کذایی، خروار خروار سود به چنگ آورند!
3 ) توصیه ما به برادران و خواهران اروپایی این است که بروند پی کارشان و این بازیها را هم جمع کنند. همین که توی لیگ آنها 80 درصد مربیان در طول یک فصل عوض نمی شوند، یا نمایندگانشان به افتضاح ترین شکل ممکن از دور بازیهای قاره ای کنار نمی روند، یا برخی از بازیکنان تیمهای مختلف شب قبل از بازیهای حیاتی به فکر آینده شان نمی افتند و برای فصل بعد خود مذاکره نمی کنند، یا کسی ITC جعل نمی کند، یا پیشکسوتان بر یکدیگر نمی تازند، یا سرمربی تیم ملی بدون یک جلسه تمرینی اخراج نمی شود، یا تیم ملی کشورشان از آخر به مقام در خور توجه دومی نمی رسد... باید خدای خودشان را شکر کنند.
اصلاً ما به آنها هشدار می دهیم اگر بخواهند به همین ترتیب به ناشکری هایشان ادامه بدهند، آنجا هم قحطی می شود و مجبور خواهند شد از ایران مدیر و مربی وارد کنند و علی کفاشیان را هم به عنوان رئیس فدراسیون بر مصدر کار بنشانند!
4 ) آقای اروپا! بساطت را جمع کن و برو. فوتبالت هم مثل همه چیزت مسخره است!
به نوشته قدس؛ وسط این همه دلخوشی اما، ناگهان داد و هوار راه می اندازد که مثلاً چرا خوان لاپورتا اسم فرزندش را در تیم جوانان باشگاه بارسلونا نوشته و تازه به مربیان آن تیم هم «سفارش» کرده که حواس شان به آقازاده باشد! دیگر شور آن را درآورده اند. از نظر ما، فوتبال این اروپایی ها هم مثل همه چیز دیگرشان خنده دار است و با این موشکافی های دقیق، فقط خودشان را مسخره کرده اند.
2 ) چهار صباح، فقط چهار صباح باید چشم این اروپایی ها را که فکر می کنند بزرگترین معضل جهان ثبت نام سفارشی پسر مدیرعامل در تیم نوجوانان باشگاه است را ببندیم و رهایشان کنیم وسط فوتبال ایرانی تا بروند، خدای خودشان را شکر کنند و دست خوان لاپورتا و پسرش را هم ببوسند!
کافی است دوستان عزیز اروپایی، چند روزی با ما همراه شوند تا بفهمند زیر بخشی از این آسمان پهناور که می گویند همه جایش یکرنگ است، رئیس فدراسیون فوتبالی زندگی می کند که اسم سرمربی منچستریونایتد را بلد نیست!
لیگ فوتبالی انجام می شود که آغازش با مسؤولان و پایانش با خداست، کمیته انضباطی قانونمداری وجود دارد که چون رویش نمی شود بگوید مربی متخلف، مرتکب فساد شده، او را با اتهام بذله گویی محروم می کند. مدیرعاملی وجود دارد که بعد از مذاکره با تیگانا و زیدان، پورمهدی را به عنوان سرمربی استخدام می کند و البته هنوز امضای پای قرارداد خشک نشده، هر دو را با هم بیرون می اندازند!
اروپایی هایی که امروز خیلی بابت به وجود آمدن تبعیض میان پسر مدیرعامل موفق بارسا و سایر کودکان کاتالونیایی دل نگران هستند، بهتر است گوشه چشمی بذل بساط فوتبال در ایران بکنند تا متوجه شوند اینجا مدیرانی که تفاوت توپ و طالبی را نمی فهمند و پیش از این از صد فرسخی یک ورزشگاه هم عبور نکرده بودند، چطور محبوبترین باشگاه های مملکت را قربانی مقاصد مالی شان می کنند تا شندرغاز پول خرج کنند، آبرو و حیثیت تیم را ببرند، برای خودشان اسم و رسمی فراهم کنند و از بغل این اعتبار کذایی، خروار خروار سود به چنگ آورند!
3 ) توصیه ما به برادران و خواهران اروپایی این است که بروند پی کارشان و این بازیها را هم جمع کنند. همین که توی لیگ آنها 80 درصد مربیان در طول یک فصل عوض نمی شوند، یا نمایندگانشان به افتضاح ترین شکل ممکن از دور بازیهای قاره ای کنار نمی روند، یا برخی از بازیکنان تیمهای مختلف شب قبل از بازیهای حیاتی به فکر آینده شان نمی افتند و برای فصل بعد خود مذاکره نمی کنند، یا کسی ITC جعل نمی کند، یا پیشکسوتان بر یکدیگر نمی تازند، یا سرمربی تیم ملی بدون یک جلسه تمرینی اخراج نمی شود، یا تیم ملی کشورشان از آخر به مقام در خور توجه دومی نمی رسد... باید خدای خودشان را شکر کنند.
اصلاً ما به آنها هشدار می دهیم اگر بخواهند به همین ترتیب به ناشکری هایشان ادامه بدهند، آنجا هم قحطی می شود و مجبور خواهند شد از ایران مدیر و مربی وارد کنند و علی کفاشیان را هم به عنوان رئیس فدراسیون بر مصدر کار بنشانند!
4 ) آقای اروپا! بساطت را جمع کن و برو. فوتبالت هم مثل همه چیزت مسخره است!