خراسان نوشت:
یکی از مهمترین اسباب نجات و سلامت در هر نظام فردی و اجتماعی ، مراقبت درونی و مستمر است.حتی در یک وسیله یا ابزار صنعتی و فنی هم با پیشرفت تکنولوژی و دانش بشری مهمترین بخش که ضامن حفاظت از آن خواهد بود جزء مراقب و هشداردهنده و کنترل کننده خودکار است.
برای همین در دستورات دینی و روایات و احادیث مذهبی موضوع مراقبت و محاسبه نفس تکرار و تأکید می شود و به ما هشدار می دهند که مهمترین نیاز ما یک واعظ و هشدار دهنده درونی است که اگر به خاطر تداوم غفلت و تراکم گناه از کار بیفتد و بی اثر شود دیگر انسان در مقابل آسیب ها و خطرات ایمن نخواهد بود.جامعه نیز مثل فرد "واعظ من نفسه" می خواهد تا دچار عجب و غرور نشود و در مقابل آفت ها و آسیب ها هوشیار باشد و برای مداوای مشکلات خود بکوشد.
منتقدان دلسوز که در داخل جبهه خودی هستند این نقش را ایفا می کنند و بیشترین سهم را در حفظ سلامت جامعه و باقی ماندن در مسیر اهداف و آرمان های اصیل دارند ،زیرا از متن جریان ارزشی انقلاب و نظام بیگانه و دور نیستند و از موضع دلسوزی و خیرخواهی و از داخل این جبهه انتقاد می کنند و اتفاقا به همین دلیل این انتقاد باید از طرف معتقدین به نظام باشد که با تمام وجود به حقانیت آن اعتقاد دارند و سرنوشت خود را به سرنوشت انقلاب گره زده اند ، نه از دیگرانی که از موضع عناد یا حداقل بی اعتنایی به انتقاد می پردازند.
انتقاد با این رویکرد در واقع مراقبت از سلامت حرکت و حفظ مسیر صحیح است و نه تنها انتقاد سالم تهدید نیست بلکه سازنده و لازم و در حقیقت دفع تهدید است.این که کوچکترین انتقاد را تضعیف نظام بدانیم و آن را از موضع اپوزیسیون و ضدانقلاب برشماریم اتفاقا ضربه ای ندانسته به نظام اسلامی و خیانتی ناخواسته به آرمان های انقلاب است.اینگونه انتقادها را اتفاقا باید روحانیت بیشتر از همه انجام دهند و مردم، روحانیت را در جایگاه منتقدان دلسوزی ببینند که بدون وابستگی دولتی و حکومتی همواره مراقب خطاها و اشتباه ها هستند!
واضح است که این انتقاد مبتنی بر قاعده و بر اساس دلسوزی و بدون تخریب و همراه با انصاف است. چهره هایی امثال حجت الاسلام دکتر محمد مطهری که از خاستگاه انقلابی و دینی اصیل با انتقادهای سازنده و هشدارهای صریح به اصلاح می پردازند از بزرگترین سرمایه های اجتماعی امروز ما هستند که باید قدردان شان بود و سپاس شان گفت.وجود چنین چهره هایی ،مردم خصوصا نسل جوان را همچنان به حضور آگاهانه و مستقل روحانیت در متن جامعه و در جایگاه مراقب و ناظر امین نسبت به عملکرد مسئولان امیدوار می کند و آنها را به استمرار سلامت و بقای ارزش های اصیل انقلاب دلگرم می سازد.
یکی از مهمترین اسباب نجات و سلامت در هر نظام فردی و اجتماعی ، مراقبت درونی و مستمر است.حتی در یک وسیله یا ابزار صنعتی و فنی هم با پیشرفت تکنولوژی و دانش بشری مهمترین بخش که ضامن حفاظت از آن خواهد بود جزء مراقب و هشداردهنده و کنترل کننده خودکار است.
برای همین در دستورات دینی و روایات و احادیث مذهبی موضوع مراقبت و محاسبه نفس تکرار و تأکید می شود و به ما هشدار می دهند که مهمترین نیاز ما یک واعظ و هشدار دهنده درونی است که اگر به خاطر تداوم غفلت و تراکم گناه از کار بیفتد و بی اثر شود دیگر انسان در مقابل آسیب ها و خطرات ایمن نخواهد بود.جامعه نیز مثل فرد "واعظ من نفسه" می خواهد تا دچار عجب و غرور نشود و در مقابل آفت ها و آسیب ها هوشیار باشد و برای مداوای مشکلات خود بکوشد.
منتقدان دلسوز که در داخل جبهه خودی هستند این نقش را ایفا می کنند و بیشترین سهم را در حفظ سلامت جامعه و باقی ماندن در مسیر اهداف و آرمان های اصیل دارند ،زیرا از متن جریان ارزشی انقلاب و نظام بیگانه و دور نیستند و از موضع دلسوزی و خیرخواهی و از داخل این جبهه انتقاد می کنند و اتفاقا به همین دلیل این انتقاد باید از طرف معتقدین به نظام باشد که با تمام وجود به حقانیت آن اعتقاد دارند و سرنوشت خود را به سرنوشت انقلاب گره زده اند ، نه از دیگرانی که از موضع عناد یا حداقل بی اعتنایی به انتقاد می پردازند.
انتقاد با این رویکرد در واقع مراقبت از سلامت حرکت و حفظ مسیر صحیح است و نه تنها انتقاد سالم تهدید نیست بلکه سازنده و لازم و در حقیقت دفع تهدید است.این که کوچکترین انتقاد را تضعیف نظام بدانیم و آن را از موضع اپوزیسیون و ضدانقلاب برشماریم اتفاقا ضربه ای ندانسته به نظام اسلامی و خیانتی ناخواسته به آرمان های انقلاب است.اینگونه انتقادها را اتفاقا باید روحانیت بیشتر از همه انجام دهند و مردم، روحانیت را در جایگاه منتقدان دلسوزی ببینند که بدون وابستگی دولتی و حکومتی همواره مراقب خطاها و اشتباه ها هستند!
واضح است که این انتقاد مبتنی بر قاعده و بر اساس دلسوزی و بدون تخریب و همراه با انصاف است. چهره هایی امثال حجت الاسلام دکتر محمد مطهری که از خاستگاه انقلابی و دینی اصیل با انتقادهای سازنده و هشدارهای صریح به اصلاح می پردازند از بزرگترین سرمایه های اجتماعی امروز ما هستند که باید قدردان شان بود و سپاس شان گفت.وجود چنین چهره هایی ،مردم خصوصا نسل جوان را همچنان به حضور آگاهانه و مستقل روحانیت در متن جامعه و در جایگاه مراقب و ناظر امین نسبت به عملکرد مسئولان امیدوار می کند و آنها را به استمرار سلامت و بقای ارزش های اصیل انقلاب دلگرم می سازد.