علی دایی، قهرمان بزرگ فوتبال ایران در 15 سال گذشته است. بازیکنی که تمام رکوردهای موجود فوتبال ایران را شکست و به مرزهای جدیدی رسید حتی در این باره که دایی بزرگترین فوتبالیست تاریخ فوتبال ایران است، تردیدی نیست... اما دوران ملی او دو بار در بدترین شرایط به پایان رسید. بهترین و لزوماً محبوبترین نیست و این حقیقت تلخی است که دایی طعم آن را بارها در ورزشگاههای مختلف ایران حس کرده است.
به نوشته قدس؛ کسی که با گلزنی در بازیهای ملی و اروپایی بارها فوتبال دوستان ایران را به آسمان برده، اما همواره از سوی آنان مورد شماتت واقع شده است. آیا عجیب نیست که اغلب عنوان محبوب به دیگرانی رسیده است که کمتر به اندازه او برای تیمهای ملی و باشگاهی تلاش کرده اند؟
بازیکنانی چون خداداد عزیزی و علی کریمی که با شیطنت دل از تماشاگر می بردند و یاغی گریشان با حمایت مواجه می شد. عجیب بود. در تمام این سالها، این دایی بود که مرتب و منظم و از خود گذشته گل می زد و گل می زد و افتخار کسب می کرد، اما دیگران بودند که تشویق می شدند. نکند راه فتح دروازه ها با راه رسوخ به قلبها متفاوت بود؟
* روزی که به فوتبال برگشت
شهریور ماه 3 سال پیش. سردبیر وسط تحریریه می دوید و به یک خبرنگار زبده و بهترین عکاسش مأموریت می داد. برو هیأت فوتبال. سوژه، علی دایی بود. کاپیتان سابق تیم ملی که بعد از مدتی طولانی قهر با فوتبال با سایپا به توافق رسید.
اما امروز، در شرایطی که دایی در شرایط مشابهی با پس از جام جهانی 2006 قرار دارد، کوچکترین خبری از او نیست و این درست در شرایطی است که پرسپولیس ، باشگاه او در به در در پی یک مربی ارزان قیمت خارجی است. پرسش این است، چرا دایی نه؟چرا او باید آن قدر از فوتبال دور باشد که انگار از اول نبوده است؟
* دایی بعد از شکست
این روزها فقط اخباری بی ارزش درباره دایی می شنویم. اینکه او به آمریکا رفت و برگشت...در حالی که این دایی مثل همه دایی های بعد از شکست، مهره بسیار با ارزشی است.
او در وضعیت سه سال پیشش با سایپاست. زمانی که قصد داشت از زمین و زمان انتقام بگیرد. روزی فیلسوفی می گفت: با 10 مرد که آنها را از تماشای مسابقه گاوبازی محروم کرده اند، می توانید جهانی را فتح کنید.... و امروز دایی است که سرشار از خشم و بغض از آنها که پاسخ سالها زحمت وی را با قدر ناشناسی داده اند، می خواهد دنیا را بگیرد.
یادمان باشد این بار اتفاق تازه ای هم خواهد افتاد. با توجه به علاقه ای که ایرانیان به اسطوره های شکست خورده دارند، شاید قفل دلها نیز باز شود. می گویند افشین قطبی به دنبال راهی برای گفتگو با سرمربی سابق تیم ملی است. او کی برمی گردد؟
به نوشته قدس؛ کسی که با گلزنی در بازیهای ملی و اروپایی بارها فوتبال دوستان ایران را به آسمان برده، اما همواره از سوی آنان مورد شماتت واقع شده است. آیا عجیب نیست که اغلب عنوان محبوب به دیگرانی رسیده است که کمتر به اندازه او برای تیمهای ملی و باشگاهی تلاش کرده اند؟
بازیکنانی چون خداداد عزیزی و علی کریمی که با شیطنت دل از تماشاگر می بردند و یاغی گریشان با حمایت مواجه می شد. عجیب بود. در تمام این سالها، این دایی بود که مرتب و منظم و از خود گذشته گل می زد و گل می زد و افتخار کسب می کرد، اما دیگران بودند که تشویق می شدند. نکند راه فتح دروازه ها با راه رسوخ به قلبها متفاوت بود؟
* روزی که به فوتبال برگشت
شهریور ماه 3 سال پیش. سردبیر وسط تحریریه می دوید و به یک خبرنگار زبده و بهترین عکاسش مأموریت می داد. برو هیأت فوتبال. سوژه، علی دایی بود. کاپیتان سابق تیم ملی که بعد از مدتی طولانی قهر با فوتبال با سایپا به توافق رسید.
اما امروز، در شرایطی که دایی در شرایط مشابهی با پس از جام جهانی 2006 قرار دارد، کوچکترین خبری از او نیست و این درست در شرایطی است که پرسپولیس ، باشگاه او در به در در پی یک مربی ارزان قیمت خارجی است. پرسش این است، چرا دایی نه؟چرا او باید آن قدر از فوتبال دور باشد که انگار از اول نبوده است؟
* دایی بعد از شکست
این روزها فقط اخباری بی ارزش درباره دایی می شنویم. اینکه او به آمریکا رفت و برگشت...در حالی که این دایی مثل همه دایی های بعد از شکست، مهره بسیار با ارزشی است.
او در وضعیت سه سال پیشش با سایپاست. زمانی که قصد داشت از زمین و زمان انتقام بگیرد. روزی فیلسوفی می گفت: با 10 مرد که آنها را از تماشای مسابقه گاوبازی محروم کرده اند، می توانید جهانی را فتح کنید.... و امروز دایی است که سرشار از خشم و بغض از آنها که پاسخ سالها زحمت وی را با قدر ناشناسی داده اند، می خواهد دنیا را بگیرد.
یادمان باشد این بار اتفاق تازه ای هم خواهد افتاد. با توجه به علاقه ای که ایرانیان به اسطوره های شکست خورده دارند، شاید قفل دلها نیز باز شود. می گویند افشین قطبی به دنبال راهی برای گفتگو با سرمربی سابق تیم ملی است. او کی برمی گردد؟