غلام رضا کاظمیان پور: در سال های ابتدایی پس از پیروزی انقلاب اسلامی و استقرار نظام مقدس جمهوری اسلامی در کشور ، هر گاه لازم بود تا معضلات اجتماعی نظام شاهنشاهی مطرح شود ؛ اعتیاد به عنوان نماد وضعیت اسفبار گذشته مورد توجه قرار می گرفت و در ادامه با تأکید بر نقش برخی اعضای برجسته دربار نظیر اشرف ، خواهر شاه ، اعتیاد را نتیجه سود جویی های درباریان و نقش آنها در قاچاق مواد مخدر قلمداد نموده وضعیت رقت انگیز افراد معتاد را ، ره آورد بی تدبیری و بی برنامه گی و بی مسؤولیتی نهادهای حکومتی بر می شمردند .
کسانی که سنی از آنها گذشته است ، فیلم هایی پخش شده از تلویزیون در آن سال ها را به خاطر دارند ؛ فیلم هایی که در آن انبوه معتادان در کوچه و پس کوچه های منطقه گمرگ را به تصویر کشیده بود . معتادانی که هر چند نفر از آنها پارچه ای مندرس بر سرشان انداخته بودند و در حال کشیدن و یا تزریق هروئین بودند . فیلم هایی که سرنگ های استفاده شده و زر ورق های سیاه شده و پراکنده در محل ، نقش آفرینان اصلی آن بودند . فیلم هایی که روایت گر مرگ انسانیت و سقوط کرامت انسان و انسانیت بود . کسانی که هر یک از آنها پدر یک خانواده تباه شده ، فرزند مادری دلسوخته بودند . کسانی که برادر یا خواهری ، نگران و چشم انتظار آنها بود.
مسن ترها ، فیلم " دایره مینا " را نیز به خاطر دارند ؛ فیلمی که در آن فروش خون افراد معتاد بی خانمان و مایع زندگی و سرمایه حیات انسانها ، به عنوان تنها مایه هستی افراد معتاد و تنها سرمایه و دارائی آنها ، برای تأمین مواد مخدر ، از سوی افراد فرصت طلب و سود جوخریداری و به تاراج می رفت .
و اما امروز بی آنکه اشرف و دربار باشد ، اعتیاد همچنان وجود دارد و صحنه های تأسف برانگیز تجمع معتادان از همه جا رانده شده و صحنه های استفاده از سرنگ مشترک و استعمال مواد مخدربه صورت گروهی ، همچنان وجود دارد . این وضعیت غمبار نه فقط در میدان گمرک و پارک رازی و نه فقط در میدان شوش و دره های حاشیه بزرگراه چمران که در بسیاری نقاط دیگر قابل مشاهده است و هر صبح و شام می توان معتادانی را دید که گروه گروه در جای جای شهر ویا حاشیه پایتخت ، با زندگی دست و پنجه نرم می کنند . کسانی که مرگ هم از آنان بیزار است . این داستان البته منحصر به تهران و نقاط مشخصی ازاین ابرشهر نیست . به موجب شنیده ها ، در بسیاری از شهر ها و شهرستان ها نیز صحنه های مشابه و صحنه هایی به مراتب غم انگیز تر و رقت بار تر از آنچه که در تهران شاهد هستیم ، وجود دارد .
سلطه اعتیاد بر کشورمان و به اسارت در آمدن پیر و جوان و زن و مرد در دام این دیو و این اژدها و این بلای خانمان سوز ، آثار سوء و بسیار زیانبار و خطرناک اقتصادی ، اجتماعی ، خانوادگی ، اخلاقی ، بهداشتی ووو را بر کشور و بر مردم تحمیل می نماید . با این وجود معلوم نیست چرا از سوی دستگاه های دولتی و سازمان های مردم نهاد ، اقدام جدی و مؤثری در مقابله با اعتیاد و نجات گرفتار آمدگان در دام اعتیاد انجام نمی پذیرد و یا چرا اقدامات انجام گرفته نتیجه نداشته است و هر روز که می گذرد بر تعداد قربانیان اعتیاد افزوده می شود ؟
در تحلیل ناکامی های گذشته در امر مبارزه با اعتیاد ، دلایل گوناگونی به ذهن می رسد . در این مختصر تلاش خواهد شد تا اهم این دلایل مورد اشاره قرار گیرد و در هر مورد پیشنهادهایی ارائه می گردد :
- اولین و مهم ترین علت در بی حاصل بودن طرح های مبارزه با اعتیاد آن است که ، این اقدام مهم در شمار اولویت های دولت ها قرار ندارد و بلکه اقدامی حاشیه ای تلقی می گردد . شاهد این ادعا آن است که هیچ برنامه فرگیر و جامعی در امر مبارزه جدی و مستمر با اعتیاد و نجات معتاد وجود ندارد . شاهد دیگر آنکه در امر مبارزه با اعتیاد ،میان دستگاه های مختلف حکومت ، تقسیم کار مشخصی وجود ندارد و هریک از دستگاه ها و نهادهایی که حسب انتظارات اجتماعی ، مسؤول مبارزه با اعتیاد شناخته می شوند ، مسؤولیت اصلی را متوجه دیگران می نماید . این دعوای تاریخی ، همواره میان نیروی انتظامی و سازمان بهزیستی و وزارت بهداشت و درمان و آموزش پزشکی و قوه قضائیه و سازمان زندان ها و اقدامات تربیتی و دیگر دستگاه ها وجود داشته است و هنوز معلوم نیست که نقش و سهم هر یک از این دستگاه ها در امر مبارزه با مواد مخدر و اعتیاد چه هست و چرا این نقش به خوبی و در موقع خود ایفا نمی شود ؟
حقیقت آن است که به علت ابعاد گسترده اعتیاد ، موضوع مبارزه با اعتیاد را باید یک امر حاکمیتی دانست و با توجه به اهمیت و اولویت موضوع ، لازم است تا در عالیترین سطوح اجرایی در مورد آن تصمیم گیری نمود و اجرای تصمیمات را به صورت مستمر ، تعقیب نمود .
- دومین نکته مهم در موضوع مبارزه با اعتیاد ، آن است که تاکنون و هنوز در مورد این مطلب اختلاف جدی وجود دارد که اعتیاد جرم است یا بیماری ؟ این اختلاف نظر بیش از آنکه در حل مشکل لازم باشد ، برای فرار از نقش آفرینی مفید واقع می گردد . بدین معنی که اگر اعتیاد جرم باشد ، مسؤولیت مقابله با آن متوجه نیروی انتظامی و قوه قضائیه است و نهادهای درمانی و بهداشتی و امدادی و توانبخشی می توانند خود را از مشارکت در امر مبارزه با اعتیاد ، فارغ بدانند و چنانچه موضوع اعتیاد بیماری باشد ، مسئله از حیث ماهیتی به نیروی انتظامی و قوه قضائیه ، ارتباط پیدا نمی کند .
به هر حال ادامه این قبیل مجادلات عبث و بی حاصل ، کمترین کمکی به حل مشکل نخواهد کرد و بلکه دامن زدن به ابهام ، مجالی را فراهم خواهد آورد تا سوداگران مرگ و فعالان تجارت مواد مخدر بتوانند با آسودگی بیشتر ، مشتریان بیشتری را برای کالای خود پیدا نمایند . برای خروج از این معضل بهتر است ، در ابتدا معتاد را به عنوان یک قربانی مورد شناسایی قرار دهیم و بپذیریم که : " معتاد یک قربانی است " . قربانی ای که برای نجات از گرفتاری نیاز به کمک و توانبخشی دارد . هنگامی که معتاد یک قربانی شناخته شود ، همگان در برابر او و نسبت به او دارای مسؤولیت مشترک هستند .
- موضوع مهم دیگر آن است که در امر مبارزه با قاچاق مواد مخدر و مقابله با اعتیاد تناسب و همگونی وجود ندارد . از یک سو برای نجات افراد معتاد تلاش می شود و از سوی دیگر با قاچاق مواد مخدر و قاچاقچیان ، با مدارا و مماشات برخورد می شود . به تجربه ثابت شده است که ا تصور ، مؤثر و بازدارنده مجازات زندان و جریمه نقدی در امر مبارزه با قاچاق مواد مخدر ، اساساً و از ریشه و بن ، تصوری غلط و گمراه کننده است . حاشیه سود هنگفت موجود درقاچاق مواد مخدر و مافیای حاکم بر تجارت مواد مخدر از یک طرف و آثار مخرب و پایدار مواد مخدر بر کشور ، ایجاب می نماید تا در قوانین ناظر بر مجازات قاچاقچیان مواد مخدر و تولید کنندگان روانگردان های شیمیایی ، تجدید نظر اصولی صورت پذیرد و این قوانین و مجازات های مبتنی بر آن به گونه ای اصلاح شود و به اجرا گذارده شود که ،ریسک مبادرت نمودن به قاچاق و فروش مواد مخدر و فعالیت در توزیع و خرده فروشی مواد مخدر ، بسیار سنگین و خطرناک و مرگ آور باشد .
در این ارتباط لازم است تا مسؤولان قانونگذاری و مقامات قضائی و نیز مدیران سیاسی کشور ، بر این حقیقت و بر این واقعیت واقف گردند که بسیاری از هیاهوها و جنجال آفرینی هایی همچون موضوع حقوق بشر و اعتراض به اعدام جنایتکاران در جمهوری اسلامی ایران ، محصول و نتیجه قدرالسهمی است که از سود قاچاق مواد مخدر و تجارت مواد مخدر از سوی مافیای بین المللی به افراد شاخص فعال در نهادهای به اصطلاح حقوق بشری تخصیص داده شده است و الا اگر این نهادها و این اشخاص واقعاً حامی و دلسوز حقوق بشر هستند ، باید به جای دفاع از مجرمان و گریبان چاک دادن برای مفسدان ، برای قربانیان دلسوزی می نمودند و از اینان حمایت می کردند .
برای مقابله با این قبیل شانتاژها و زور گویی ها و این قبیل دخالت ها و فضولی های قلدر مآبانه در امور داخلی کشور و در اعتراض به حمایت دولت های استکباری از قاچاقچیان مواد مخدر و حمایت علنی آنها از ترویج مواد مخدر در ایران ، جا دارد تا با ساماندهی و هدایت تشکل های مردم نهاد و خانواده های قربانیان مواد مخدر ، در هر مورد ایشان با تجمع قانونمند در برابر نمایندگی سیاسی کشورهای حامی قاچاق مواد مخدر ، مراتب اعتراض خود را به آنان اعلام و بر مسؤولیت آنها درحمایت از قاچاق و مصرف مواد مخدر تصریح نمایند .
قانونگذاری و اجرای قانون یک امر حاکمیتی و از مؤلفه های استقلال سیاسی هر کشور است و دخالت دیگران در این موضوع ، به منزله نادیده انگاشتن استقلال کشور و به معنی دخالت در امور داخلی ماست . لذا ضمن ضرورت اعتراض رسمی و توضیح و تبیین مبانی و الزامات حقوقی و اجتماعی و سیاسی موضوع ، به مخاطططبان داخلی و جوامع بین المللی اما در هر صورت لازم است تا در صیانت از حقوق ملی و دفاع از منافع کشور و مردم و پایان دادن به یکه تازی های قاچاقچیان بین المللی در داخل کشور، اجرای قاطع و شدید و بازدارنده مجازات قاچاقچیان مواد مخدر در دستور کار قوای حکومتی قرار گیرد . بی هیچ تردید ، مجازات جدی و فارغ از مماشات و تعلل و تأنی قاچاقچیان ، در کوتاه مدت این پیام و این اراده را به باندهای قاچاق مواد مخدر القاء و تحمیل خواهد نمود که از این پس خاک پاک ایران محل آسوده و امنی برای آنان نیست .
اگر بپذیریم که قاچاق مواد مخدر ، حاکمیت ملی و مصالح ملی و منافع مردم و قربانی نمودن بخشی از نیروی فعال کشور را هدف قرار داده است و برای رسیدن به این هدف تمام هنجارها و مقررات و اصول اخلاقی و انسانی را زیر پا می گذارد ، می توان قاچاق مواد مخدر را با محاربه برابر دانست و حکم محارب را برای قاچاقچی به اجرا گذاشت . در این خصوص هیچ جایی برای رأفت و ترحم وجود ندارد . چه اینکه چشم پوشی بر مجازات قاچاقچیان ، به معنی نادیده گرفتن حقوق قربانیان قاچاق ، یعنی معتادان است . صرف نظر کردن از مجازات قاچاقچیان ، به معنی صرف نظر کردن از ظلمی است که بر هزاران کودک و هزاران خانواده متلاشی شده و هزاران چشم گریان و حسرت زده روا داشته شده است . قصور در مجازات یک قاچاقچی یعنی زمینه سازی برای اعتیاد صدها و هزاران و ده ها و صدها و هزاران هزار معتاد و از هم متلاشی شدن هم این تعداد خانواده و افزایش هم این تعداد کودکان طلاق و کودکان کار و زنان بی سرپرست و...
اگر مجازات شدید قاچاقچیان مواد مخدر از قواعد آمره محسوب گردد و دیوانعالی کشور ، مجازات شدید برای کمترین مقدار قاچاق مواد مخدر را تأیید و آن را در شمار رویه قضایی محسوب نماید ؛ در زمانی کوتاه و نه چندان طولانی می توانیم شاهد دور شدن قاچاق و اعتیاد از کشور خود باشیم .
- موضوع مهم دیگر در ناکامی های گذشته در امر مبارزه با مواد مخدر و اعتیاد ، غفلت ورزیدن از نقش بی بدیل مردم و نیروی عظیم نهفته در مشارکت مردم است . اگر چه اصل درمان و توانبخشی و مراقبت از معتادان از جمله وظایف حاکمیتی تلقی می گردد اما با این وجود و به دلیل گسترده بودن اعتیاد در جغرافیای وسیع کشور و پر تعداد بودن افراد معتاد ، استفاده از سازمان های مردم نهاد و جامعه خیرین و حامیان طرح های انسان مدار و در رأس تمام اینها تعیین نقش و سهم ویژه برای بسیج در امر مبارزه با مواد مخدر و مقابله با اعتیاد ، موفقیت برنامه های پیش روی را صد چندان خواهد نمود . مردم فهیم و با اخلاق و هم نوع دوست ایران در موارد متعدد و در صحنه های مختلف ثابت کرده اند که در کنار دولت و پشتیبان دولت هستند . مردم خیری که با قبول مسؤولیت زندگی یک یا چند یتیم و تأمین کلیه هزینه های آنها تا رسیدن به سن رشد و استقلال ، از گرفتار آمدن این کودکان در رنج و سختی و انحراف پیشگیری می نمایند ؛ می توانند با قبول بخشی از هزینه های زندگی و نظارت اجتماعی بر افراد معتاد رها شده از دام اعتیاد ، به آنها در ادامه زندگی سالم و همراه با کرامت و شرافت کمک نمایند .
- موضوع دیگر در این زمینه ، به فراموشی سپردن نقش خانواده ها در ابتلا و گرفتار آمدن اشخاص در دام اعتیاد و رها شدن آنها در شهرها و خیابان هاست . حقیقت موضوع این است که بسیاری از ما با ابتدایی ترین آموزه های تربیت کودکان و نو جوانان و با مهارت های مدیریت خانواده آشنایی نداریم . بی اطلاعی های ما و بهره مند نبودن ما از مهارت ها و توانایی های زندگی موجب می گردد که در ادامه فرزندانی را به جامعه ارزانی کنیم که نه تنها در دانش افزایی عمومی و در میدان کار و تولید و اقتصاد کشور سهمی ندارند بلکه خود منشاء مشکلات و معضلات بی شمار اجتماعی می گردند . این بخش از نوشته ناظر بر این مهم است که هم آموزش و پرورش و هم دانشگاه ها و هم نهادهای هنری و فرهنگی و مذهبی مثل نهاد روحانیت و پایگاه وسیع مساجد باید در این زمینه بیشتر از گذشته کار کنند تا درسایه پدران ودر آغوش مادرانی توانا و مقتدر و فهیم ، فرزندان و جوانانی تربیت شوند که بتوانند در برابر هجوم تهدید ها و خطراتی مثل اعتیاد ایستادگی و به بهترین صورت ممکن با آن مقابله نمایند .
نکته پایانی :
اعتیاد فقط یک مشکل نیست . این بلا زادگاه و زایشگاه مشکلات و معضلات و ناهنجاری های بسیار دیگر است . طلاق و فحشاء ، کودکان بی سرپرست ، بیماری هایی نظیر ایدز و هپاتیت ، سرقت ، ناامنی ، قتل و تجاوز ، آلودگی های بصری و صحنه های زشت در نقاط مختلف شهر ، سست شدن پیوند های خانوادگی و ده ها و صد ها گونه از مشکلات و نا ملایمات اجتماعی و خانوادگی ، زائیده اعتیاد است . اگر دامنه اعتیاد بسته شود و اگر اعتیاد ریشه کن شود، بسیاری از این معضلات سخت و زشت و ناگوار نیز به وجود نخواهد آمد . ضرورت و فوریت موضوع ایجاب می نماید تا دولت و ملت و همه کسانی که می توانند در پایان بخشیدن به این بلا و آفت خانمان سوز ، مؤثر واقع شوند با یکدیگر مشارکت نمایند و به سان دستی واحد و قدرتمند به جنگ اعتیاد و قاچاق مواد مخدر بروند .