باید پرسید. سوال کرد و انتظار شنیدن پاسخ قانع کننده نداشت. شاید در تمام جهان این تنها سازمان لیگی باشد که با این همه انتقاد مواجه است و اهمیتی به آنها نمیدهند. این تنها سازمان لیگ دنیاست که با این همه سوال در مورد ضعفهای منشور اخلاقیاش مواجه است و جوابی منطقی به آنها نمیدهد.
به نوشته اعتماد ملی؛ در جایی که هیچکس هیچگاه اشتباهی را نمیپذیرد، اینجا هم نباید انتظار داشت مسوولان سازمان لیگ به اشتباه خود اعتراف کنند اما همین که آنها در پی هر انتقاد، پس از مکثی کوتاه، سفسطه را شروع میکنند، کافی است تا بدانیم که سازمان لیگ پی برده که با منشور اخلاقی خود در فوتبال چه کرده است. دخالت در زندگی شخصی بازیکنان، ورود به وظایف قوه قضائیه، صادر کردن حکم محکومیت برای افراد بدون تشکیل محکمه و بدون آنکه مرجعی برای دادخواست باشد همگی ایراداتی است که میتوان به این منشور وارد کرد.
جالب اینکه با این منشور سازمان لیگ به جای اینکه به دنبال راهی برای کاهش تخلف فوتبالیستها باشد تصویب کرده که روزنامهها و روزنامهنگاران ورزشی باید ضمن تمجید از منشور، تخلفهای غیرورزشی فوتبالیستها را هم منتشر نکنند تا خدای نکرده در این اعمال زشت همراه آنها نشوند. سازمان لیگ میتواند برای تصویب چنین موضوعی نیات مختلفی داشته باشد؛ از پاک کردن فضای فوتبال کشور گرفته تا کنترل همه عوامل فوتبال و حتی دور کردن خبرنگاران از منکرات، همه میتوانند به عنوان دلایلی برای تصویب این بند از منشور اخلاقی مطرح شوند.
اما واقعا باورش سخت است که سازمان لیگ گمان کند اگر روزنامهها از حاشیههای فوتبالیستها ننویسند، حاشیهها ریشهکن و فوتبال ایران گلستان میشود. به تصویب این بند تنها میتوان اینطور برداشت کرد که سازمان لیگ سعی در پوشاندن ضعفها دارد. روزنامهها اگر ننویسند، هیچ اتفاق مثبتی نمیافتد. شاید نتیجهاش بیشتر شدن حاشیهها به دلیل کم شدن نظارت مطبوعات باشد.
روزنامهها اگر ننویسند، فوتبالیستهایی که تخلف میکنند با خیال راحتتری کارشان را ادامه میدهند و دیگر ترسی از این ندارند که کارهایشان افشا میشود و آبرویشان برود. اگر بستن چشمها بر تخلفها باعث ریشهکن شدن فساد میشود، چشمها را باید بست. اما ترس این میرود که در لحظه بسته شدن چشمها، اتفاقهایی بیفتند که تا سالها، فوتبال ایران را به حاشیه ببرند و بعد هم نشود جمعشان کرد.
خندهدارتر از همه این است که حتی خود سازمان لیگ هم نمیداند با کدام قانون و چه قدرتی میخواهد مطبوعاتی که مطیع مصوبههای عجیب و غریب این نهاد نیستند را تنبیه کند. سازمان لیگ بدون توجه به این موضوع که نظارت بر عملکرد روزنامهها بر عهده هیات نظارت بر مطبوعات است، توقع دارد همه روزنامهها به خاطر تهدیدی که بیشتر به شوخی میماند و هیچ کس برای آن تره هم خرد نمیکند، دست از رسالت خود بردارند و مطیع بیچون و چرای فدراسیون باشند.
طبق این منشور اخلاقی، خبرنگاران تهدید شدهاند اگر کاری که سازمان لیگ خواسته را انجام ندهند، اول تذکر میشنوند، بعد تعهد میدهند و در سومین مرحله، «کارت ورود به ورزشگاه» آنها ابطال میشود تا به زعم قانونگذاران، به اشد مجازات رسیده باشند.
احتمالا مسوولان فدراسیون به این فکر نکردهاند که ابطال کارتهای خبرنگاری، نهایتا میتواند به اندازه خریدن و پاره شدن چند بلیت ورود به ورزشگاه تاسفبار باشد. یادمان باشد کارتهایی که به خبرنگاران داده میشود فقط برای ورزشگاههای تهران معتبر هستند و در شهرستانها اعتبار ندارند. اگر اعتباری هم داشته باشند، ورود به جایگاه خبرنگاران یا نشستن کنار تماشاگران تفاوتی ندارد.
جایگاههایی که بیهیچ امکاناتی در اختیار خبرنگاران گذاشته میشوند، با سکوی تماشاگران مو نمیزنند و حفظ این سنگرها به هیچ وجه به فروختن رسالتی که بر عهده روزنامهنگاران است، نمیارزد. هیچ روزنامه و هیچ روزنامهنگار متعهدی حاضر نیست چشمهایش را به خاطر تهدیدهای بیپایه، تذکرات بیدلیل و یک «کارت خبرنگاری» ناقابل به روی واقعیتها ببندد؛ کارتی که نهایت ارزش آن، هفتهای دو هزار تومان است. روزنامهها حتی حاضرند هزینه بلیت مسوولان فدراسیون و سازمان لیگ را هم تقبل کنند، به شرط اینکه آنها هم بپذیرند کمی لای چشمها را باز کنند و حقایق را ببینند. موافقید؟
به نوشته اعتماد ملی؛ در جایی که هیچکس هیچگاه اشتباهی را نمیپذیرد، اینجا هم نباید انتظار داشت مسوولان سازمان لیگ به اشتباه خود اعتراف کنند اما همین که آنها در پی هر انتقاد، پس از مکثی کوتاه، سفسطه را شروع میکنند، کافی است تا بدانیم که سازمان لیگ پی برده که با منشور اخلاقی خود در فوتبال چه کرده است. دخالت در زندگی شخصی بازیکنان، ورود به وظایف قوه قضائیه، صادر کردن حکم محکومیت برای افراد بدون تشکیل محکمه و بدون آنکه مرجعی برای دادخواست باشد همگی ایراداتی است که میتوان به این منشور وارد کرد.
جالب اینکه با این منشور سازمان لیگ به جای اینکه به دنبال راهی برای کاهش تخلف فوتبالیستها باشد تصویب کرده که روزنامهها و روزنامهنگاران ورزشی باید ضمن تمجید از منشور، تخلفهای غیرورزشی فوتبالیستها را هم منتشر نکنند تا خدای نکرده در این اعمال زشت همراه آنها نشوند. سازمان لیگ میتواند برای تصویب چنین موضوعی نیات مختلفی داشته باشد؛ از پاک کردن فضای فوتبال کشور گرفته تا کنترل همه عوامل فوتبال و حتی دور کردن خبرنگاران از منکرات، همه میتوانند به عنوان دلایلی برای تصویب این بند از منشور اخلاقی مطرح شوند.
اما واقعا باورش سخت است که سازمان لیگ گمان کند اگر روزنامهها از حاشیههای فوتبالیستها ننویسند، حاشیهها ریشهکن و فوتبال ایران گلستان میشود. به تصویب این بند تنها میتوان اینطور برداشت کرد که سازمان لیگ سعی در پوشاندن ضعفها دارد. روزنامهها اگر ننویسند، هیچ اتفاق مثبتی نمیافتد. شاید نتیجهاش بیشتر شدن حاشیهها به دلیل کم شدن نظارت مطبوعات باشد.
روزنامهها اگر ننویسند، فوتبالیستهایی که تخلف میکنند با خیال راحتتری کارشان را ادامه میدهند و دیگر ترسی از این ندارند که کارهایشان افشا میشود و آبرویشان برود. اگر بستن چشمها بر تخلفها باعث ریشهکن شدن فساد میشود، چشمها را باید بست. اما ترس این میرود که در لحظه بسته شدن چشمها، اتفاقهایی بیفتند که تا سالها، فوتبال ایران را به حاشیه ببرند و بعد هم نشود جمعشان کرد.
خندهدارتر از همه این است که حتی خود سازمان لیگ هم نمیداند با کدام قانون و چه قدرتی میخواهد مطبوعاتی که مطیع مصوبههای عجیب و غریب این نهاد نیستند را تنبیه کند. سازمان لیگ بدون توجه به این موضوع که نظارت بر عملکرد روزنامهها بر عهده هیات نظارت بر مطبوعات است، توقع دارد همه روزنامهها به خاطر تهدیدی که بیشتر به شوخی میماند و هیچ کس برای آن تره هم خرد نمیکند، دست از رسالت خود بردارند و مطیع بیچون و چرای فدراسیون باشند.
طبق این منشور اخلاقی، خبرنگاران تهدید شدهاند اگر کاری که سازمان لیگ خواسته را انجام ندهند، اول تذکر میشنوند، بعد تعهد میدهند و در سومین مرحله، «کارت ورود به ورزشگاه» آنها ابطال میشود تا به زعم قانونگذاران، به اشد مجازات رسیده باشند.
احتمالا مسوولان فدراسیون به این فکر نکردهاند که ابطال کارتهای خبرنگاری، نهایتا میتواند به اندازه خریدن و پاره شدن چند بلیت ورود به ورزشگاه تاسفبار باشد. یادمان باشد کارتهایی که به خبرنگاران داده میشود فقط برای ورزشگاههای تهران معتبر هستند و در شهرستانها اعتبار ندارند. اگر اعتباری هم داشته باشند، ورود به جایگاه خبرنگاران یا نشستن کنار تماشاگران تفاوتی ندارد.
جایگاههایی که بیهیچ امکاناتی در اختیار خبرنگاران گذاشته میشوند، با سکوی تماشاگران مو نمیزنند و حفظ این سنگرها به هیچ وجه به فروختن رسالتی که بر عهده روزنامهنگاران است، نمیارزد. هیچ روزنامه و هیچ روزنامهنگار متعهدی حاضر نیست چشمهایش را به خاطر تهدیدهای بیپایه، تذکرات بیدلیل و یک «کارت خبرنگاری» ناقابل به روی واقعیتها ببندد؛ کارتی که نهایت ارزش آن، هفتهای دو هزار تومان است. روزنامهها حتی حاضرند هزینه بلیت مسوولان فدراسیون و سازمان لیگ را هم تقبل کنند، به شرط اینکه آنها هم بپذیرند کمی لای چشمها را باز کنند و حقایق را ببینند. موافقید؟