سختترین لحظه برای او دیدن پرتاب محمد و محمود در ورزشگاه ستاره سرخ بلگراد بود. هرچند رقابت نزدیک آنها با دو پرتابگر آلمانی و استونی، نفس را در سینه عباس صمیمی حبس کرده بود اما وقتی محمود پرتاب آخر را انداخت و جلو افتاد، اشک امانش نداد.
به نوشته خراسان؛ گریههای او را قهرمانی محمد برادر دیگرش با خنده یکی کرد و همه خستگی را از جانش گرفت. او بیشتر از این خوشحال است که قولهایش عملی شد. با این حال شیرینی آخر در اولین تجربه مربیگریاش به سختیهایش چربید: «یونیورسیاد خیلی سخت بود اما بچهها که مدال گرفتند خستگی از تنم بیرون رفت.»
مربی جوان با اینکه ایمان داشت شاگردانش مدال میگیرند و حتی مقدمات دور افتخار را برای آنها فراهم کرده بود اما نمیخواست تمرکزشان بهم بخورد و به نتیجه نرسند. حالا که شاگردان صمیمی دو سهمیه A پرتاب دیسک مسابقههای جهانی را گرفتهاند اما باز او ترجیح میدهد آنها به برلین سفر نکنند: «باید ببینم رهآورد آنها در مسابقههای جهانی چیست؟ اگر خوشبین باشیم، هفتم یا هشتم میشوند. من در این شرایط ترجیح میدهم آنها برای مدال قهرمانی آسیا و بازیهای کشورهای اسلامی تمرین کنند تا مسابقههای جهانی.»
***
اولین تجربه مربیگری در مسابقههای بینالمللی رسمی چطور بود؟
یونیورسیاد اولین تجربه مربیگریام بود. خیلی سخت بود. قبل از مسابقه هم بچهها باید تمرین میکردند. چراکه نتیجه آن اهمیت زیادی داشت و نباید از تمرین خوب میگذشتیم. البته اهمیت رقابتها، فشار زیادی به همراه داشت.
اما تحمل این فشار ارزشش را داشت.
بله. با نتیجهای که بچهها گرفتند، خستگی از تنم بیرون رفت. رکوردهایی که آنها زدند خیلی به من چسبید؛ دستشان درد نکند.
سطح رقابتها خیلی بالا بود؟
امسال بالاترین سطح را داشت. در پرتاب اول محمود اول بود اما در پرتاب دوم با خطا تمرکزش را از دست داد. در پرتاب چهارم رقیب آلمانی محمد را گرفت و پرتابگر استونی 37/63 انداخت و دوم شد. در پرتاب پنجم محمد با 40/64 سانتیمتر پرتابگر آلمانی را گرفت. بعد از او پرتابگر آلمان و استونی بودند. محمود در پرتاب آخر 67/64 سانتیمتر انداخت. در حالی که پرتابگر آلمانی و استونی نتوانستند بچرخند اما محمد 37/65 سانتیمتر پرتاب کرد و قهرمان شد. در واقع در این دوره چهار نفر برای قهرمانی مسابقه میدادند. همه میجنگیدند.
چقدر موقع مسابقه دعا کردید که برادرانتان مدال بگیرند؟
واقعیت را بخواهید هیچی. چون به آنها اعتقاد داشتم. فقط میگفتم خدایا! میدانی چقدر زحمت کشیدهام. میدانی چقدر بچهها کار کردهاند. البته میخواستم بچهها از یکسری مسائل زمینی دور باشند؛ همین.
واقعا هیچ دعایی را زمزمه نمیکردید؟
من 10- 15 باری آیه الکرسی خواندم. در اینکه ما ایرانیها خواستههایمان را از خدا میخواهیم شکی نیست. اما من معتقدم اگر خواسته من امروز برآورده نشد بهطور حتم مصلحتی در آن است.
چقدر مطمئن بودید شاگردانتان مدال میگیرند؟
خیلی دوست داشتم آنها مدال بگیرند. این را هم بگویم که واقعا برای طلای رقابتها به صربستان رفته بودیم. حتی پرچم ایران را هم برای دور افتخار برده بودم اما به بچهها نشان ندادم تا تمرکزشان بهم نخورد. نمیخواستم تحت فشار باشند. حتی اجازه ندادم آنها قبل از اعزام مصاحبه کنند.
وقتی رقابت اینقدر نزدیک بود، استرس نداشتید که طلا را از دست بدهید؟
وقتی در پرتاب سوم پرتابگر آلمانی جلو افتاد متوجه شدم طلا را از دست دادیم. آنقدر ناراحت بودم که با مشت به صندلی زدم؛ طوری که دستم بیحس شد.
گفتید گریه هم کردید. این اشک شوق بود یا ناراحتی؟
رقابت نزدیک، فشار زیادی به محمد و محمود آورد. آنقدر که متوجه شدم بچهها در پرتابهای آخر با تمام وجود پرتاب میکردند تا از حریفان عقب نمانند. وقتی در پرتاب آخر دیدم محمود چطور با همه توانش پرتاب کرد، دیدن قیافهاش و فشاری که تحمل کرد و رکورد 67/64 سانتیمتری که به اسم او ثبت شد، اشکم را درآورد. این اشک شوق بود. من به آنها افتخار میکنم.
قبل از مسابقه چقدر به موفقیت محمد و محمود امیدوار بودید؟
به محمد هیچ شکی نداشتم. چون او در تمرینهای پرتاب و تمرینهای ذهنی که انجام میدادیم، نشان داده بود اگر افت کند، دوباره برمیگردد. در مسابقه هم با اینکه پرتاب دوم و سومش خوب نبود اما میدانستم برمیگردد. درباره محمود فکر نمیکردم در پرتاب آخرش جبران کند. این را شناخت هفت، هشت ماههای که از او بهدست آورده بودم میگفت. چرا که از نظر تمرکز ضعیف است و باید بیشتر کار کند. با اینکه تواناییهایش بالاست و میدانستم هردوی آنها رکوردهای بالایی میزنند.
حالا که هر دو سهمیه A جهانی را گرفتهاند چه تصمیمی میگیرید؟ شاگردانتان به برلین میروند یا نظر شما هنوز نرفتن به برلین است؟
باید ببینم رهآورد شرکت در مسابقههای جهانی چیست؟ اگر از آنها بخواهم 62، 63 متر پرتاب کنند بهطور حتم اوت میشوند یا اگر خیلی خوشبین باشیم هفتم، هشتم یا درنهایت جزو 12 نفر اول میشوند. اما با تأکیدی که آقای کریمی برای مدال قهرمانی آسیا و بازیهای کشورهای اسلامی دارند، باید آنها یک دوره تمرین اختصاصی برای این رقابتها انجام دهند. اگر قرار باشد آنها در برلین به خود فشار بیاورند، بعد همراه تیم نفت به تایوان بروند، دیگر فرصتی برای مسابقههای کشورهای اسلامی و قهرمانی آسیا نمیماند. با این حال من تابع سیاستهای فدراسیون هستم. اما اگر طبق برنامه من باشد، برای قهرمانی جهان در دو سال آینده آنها را آماده میکنم که سهمیه المپیک 2012 را هم بگیرند.
حتی اگر فدراسیون نتیجهای از آنها در مسابقه جهانی طلب نکند باز موافق رفتن آنها نیستید؟
با رکوردهای خیلی خوبی که بچهها زدهاند برای این کار تنها یک راه وجود دارد؛ فدراسیون تصمیم بگیرد. آن وقت مجبور میشوم موافقت کنم. البته با صحبتهایی که در صربستان با آقای علیجانی کردم تقریبا فدراسیون هم موافقت کرده که محمد و محمود در مسابقههای جهانی شرکت نکنند و درعوض برنامه آمادگی آنها برای دو مسابقه بعدی اجرا شود.
فکر میکنم حالا انتظار شما از شاگردانتان بالاتر رفته است؟
قبلا میگفتم آنها باید جزو 12 نفر اول دنیا باشند. اما حالا میگویم با تواناییهایی که آنها دارند نباید جزو 12 نفر اول باشند بلکه باید جزو 6 نفر اول قرار بگیرند. اگر اول مسابقه قهرمانی آسیا بود بعد جهانی، میشد با رفتن آنها موافقت کرد اما حالا نه.
بقیه چه واکنشی درباره قهرمانی و نایب قهرمانی دو برادر در یونیورسیاد نشان دادند؟
این مسابقه طوری بود که همه ورزشکاران به وجد آمده بودند. حتی 100 آلمانی که در ورزشگاه بودند هم ایرانیها را تشویق میکردند. محمود در پرتاب آخر وقتی 67/64 سانتیمتر انداخت همه را به وجد آورد. همه برای او دست میزدند.
فکر میکنید دو مدال پرتاب دیسک و دو سهمیه A که در یونیورسیاد بهدست آمد نتیجه چه بود؟
به نظر من اینها نتیجه تلاش یک مجموعه است نه فقط من و شاگردانم. فکر میکنم مسئولان فدراسیون مثل همان دستاندرکاران پشت صحنه یک فیلم هستند. اگر تنها من خوب کار کرده بودم و فدراسیون تلاشی نکرده بود پس چرا سجاد مدال گرفت. دو مدال طلا و یک نقره تنها نشاندهنده کار یک مجموعه است.
به نوشته خراسان؛ گریههای او را قهرمانی محمد برادر دیگرش با خنده یکی کرد و همه خستگی را از جانش گرفت. او بیشتر از این خوشحال است که قولهایش عملی شد. با این حال شیرینی آخر در اولین تجربه مربیگریاش به سختیهایش چربید: «یونیورسیاد خیلی سخت بود اما بچهها که مدال گرفتند خستگی از تنم بیرون رفت.»
مربی جوان با اینکه ایمان داشت شاگردانش مدال میگیرند و حتی مقدمات دور افتخار را برای آنها فراهم کرده بود اما نمیخواست تمرکزشان بهم بخورد و به نتیجه نرسند. حالا که شاگردان صمیمی دو سهمیه A پرتاب دیسک مسابقههای جهانی را گرفتهاند اما باز او ترجیح میدهد آنها به برلین سفر نکنند: «باید ببینم رهآورد آنها در مسابقههای جهانی چیست؟ اگر خوشبین باشیم، هفتم یا هشتم میشوند. من در این شرایط ترجیح میدهم آنها برای مدال قهرمانی آسیا و بازیهای کشورهای اسلامی تمرین کنند تا مسابقههای جهانی.»
***
اولین تجربه مربیگری در مسابقههای بینالمللی رسمی چطور بود؟
یونیورسیاد اولین تجربه مربیگریام بود. خیلی سخت بود. قبل از مسابقه هم بچهها باید تمرین میکردند. چراکه نتیجه آن اهمیت زیادی داشت و نباید از تمرین خوب میگذشتیم. البته اهمیت رقابتها، فشار زیادی به همراه داشت.
اما تحمل این فشار ارزشش را داشت.
بله. با نتیجهای که بچهها گرفتند، خستگی از تنم بیرون رفت. رکوردهایی که آنها زدند خیلی به من چسبید؛ دستشان درد نکند.
سطح رقابتها خیلی بالا بود؟
امسال بالاترین سطح را داشت. در پرتاب اول محمود اول بود اما در پرتاب دوم با خطا تمرکزش را از دست داد. در پرتاب چهارم رقیب آلمانی محمد را گرفت و پرتابگر استونی 37/63 انداخت و دوم شد. در پرتاب پنجم محمد با 40/64 سانتیمتر پرتابگر آلمانی را گرفت. بعد از او پرتابگر آلمان و استونی بودند. محمود در پرتاب آخر 67/64 سانتیمتر انداخت. در حالی که پرتابگر آلمانی و استونی نتوانستند بچرخند اما محمد 37/65 سانتیمتر پرتاب کرد و قهرمان شد. در واقع در این دوره چهار نفر برای قهرمانی مسابقه میدادند. همه میجنگیدند.
چقدر موقع مسابقه دعا کردید که برادرانتان مدال بگیرند؟
واقعیت را بخواهید هیچی. چون به آنها اعتقاد داشتم. فقط میگفتم خدایا! میدانی چقدر زحمت کشیدهام. میدانی چقدر بچهها کار کردهاند. البته میخواستم بچهها از یکسری مسائل زمینی دور باشند؛ همین.
واقعا هیچ دعایی را زمزمه نمیکردید؟
من 10- 15 باری آیه الکرسی خواندم. در اینکه ما ایرانیها خواستههایمان را از خدا میخواهیم شکی نیست. اما من معتقدم اگر خواسته من امروز برآورده نشد بهطور حتم مصلحتی در آن است.
چقدر مطمئن بودید شاگردانتان مدال میگیرند؟
خیلی دوست داشتم آنها مدال بگیرند. این را هم بگویم که واقعا برای طلای رقابتها به صربستان رفته بودیم. حتی پرچم ایران را هم برای دور افتخار برده بودم اما به بچهها نشان ندادم تا تمرکزشان بهم نخورد. نمیخواستم تحت فشار باشند. حتی اجازه ندادم آنها قبل از اعزام مصاحبه کنند.
وقتی رقابت اینقدر نزدیک بود، استرس نداشتید که طلا را از دست بدهید؟
وقتی در پرتاب سوم پرتابگر آلمانی جلو افتاد متوجه شدم طلا را از دست دادیم. آنقدر ناراحت بودم که با مشت به صندلی زدم؛ طوری که دستم بیحس شد.
گفتید گریه هم کردید. این اشک شوق بود یا ناراحتی؟
رقابت نزدیک، فشار زیادی به محمد و محمود آورد. آنقدر که متوجه شدم بچهها در پرتابهای آخر با تمام وجود پرتاب میکردند تا از حریفان عقب نمانند. وقتی در پرتاب آخر دیدم محمود چطور با همه توانش پرتاب کرد، دیدن قیافهاش و فشاری که تحمل کرد و رکورد 67/64 سانتیمتری که به اسم او ثبت شد، اشکم را درآورد. این اشک شوق بود. من به آنها افتخار میکنم.
قبل از مسابقه چقدر به موفقیت محمد و محمود امیدوار بودید؟
به محمد هیچ شکی نداشتم. چون او در تمرینهای پرتاب و تمرینهای ذهنی که انجام میدادیم، نشان داده بود اگر افت کند، دوباره برمیگردد. در مسابقه هم با اینکه پرتاب دوم و سومش خوب نبود اما میدانستم برمیگردد. درباره محمود فکر نمیکردم در پرتاب آخرش جبران کند. این را شناخت هفت، هشت ماههای که از او بهدست آورده بودم میگفت. چرا که از نظر تمرکز ضعیف است و باید بیشتر کار کند. با اینکه تواناییهایش بالاست و میدانستم هردوی آنها رکوردهای بالایی میزنند.
حالا که هر دو سهمیه A جهانی را گرفتهاند چه تصمیمی میگیرید؟ شاگردانتان به برلین میروند یا نظر شما هنوز نرفتن به برلین است؟
باید ببینم رهآورد شرکت در مسابقههای جهانی چیست؟ اگر از آنها بخواهم 62، 63 متر پرتاب کنند بهطور حتم اوت میشوند یا اگر خیلی خوشبین باشیم هفتم، هشتم یا درنهایت جزو 12 نفر اول میشوند. اما با تأکیدی که آقای کریمی برای مدال قهرمانی آسیا و بازیهای کشورهای اسلامی دارند، باید آنها یک دوره تمرین اختصاصی برای این رقابتها انجام دهند. اگر قرار باشد آنها در برلین به خود فشار بیاورند، بعد همراه تیم نفت به تایوان بروند، دیگر فرصتی برای مسابقههای کشورهای اسلامی و قهرمانی آسیا نمیماند. با این حال من تابع سیاستهای فدراسیون هستم. اما اگر طبق برنامه من باشد، برای قهرمانی جهان در دو سال آینده آنها را آماده میکنم که سهمیه المپیک 2012 را هم بگیرند.
حتی اگر فدراسیون نتیجهای از آنها در مسابقه جهانی طلب نکند باز موافق رفتن آنها نیستید؟
با رکوردهای خیلی خوبی که بچهها زدهاند برای این کار تنها یک راه وجود دارد؛ فدراسیون تصمیم بگیرد. آن وقت مجبور میشوم موافقت کنم. البته با صحبتهایی که در صربستان با آقای علیجانی کردم تقریبا فدراسیون هم موافقت کرده که محمد و محمود در مسابقههای جهانی شرکت نکنند و درعوض برنامه آمادگی آنها برای دو مسابقه بعدی اجرا شود.
فکر میکنم حالا انتظار شما از شاگردانتان بالاتر رفته است؟
قبلا میگفتم آنها باید جزو 12 نفر اول دنیا باشند. اما حالا میگویم با تواناییهایی که آنها دارند نباید جزو 12 نفر اول باشند بلکه باید جزو 6 نفر اول قرار بگیرند. اگر اول مسابقه قهرمانی آسیا بود بعد جهانی، میشد با رفتن آنها موافقت کرد اما حالا نه.
بقیه چه واکنشی درباره قهرمانی و نایب قهرمانی دو برادر در یونیورسیاد نشان دادند؟
این مسابقه طوری بود که همه ورزشکاران به وجد آمده بودند. حتی 100 آلمانی که در ورزشگاه بودند هم ایرانیها را تشویق میکردند. محمود در پرتاب آخر وقتی 67/64 سانتیمتر انداخت همه را به وجد آورد. همه برای او دست میزدند.
فکر میکنید دو مدال پرتاب دیسک و دو سهمیه A که در یونیورسیاد بهدست آمد نتیجه چه بود؟
به نظر من اینها نتیجه تلاش یک مجموعه است نه فقط من و شاگردانم. فکر میکنم مسئولان فدراسیون مثل همان دستاندرکاران پشت صحنه یک فیلم هستند. اگر تنها من خوب کار کرده بودم و فدراسیون تلاشی نکرده بود پس چرا سجاد مدال گرفت. دو مدال طلا و یک نقره تنها نشاندهنده کار یک مجموعه است.