* جاوید قربان اوغلی
غزه یک هفته پس از محاصره کامل توسط رژیم صهیونیستی، همچنان مقاومت میکند. رهبران جنبش مقاومت اسلامی (حماس) که کنترل این باریکه 360 کیلومتری با 1.5 میلیون سکنه را در اختیار دارند، تأکید میکنند که به رغم رنج و محنت ناشی از ددمنشی صهیونیستها، هرگز در برابر دشمن تسلیم نخواهند شد. بنا بر اخبار منابع مستقل خبری، اسرائیل همه گذرگاههای ورودی به غزه را به طور کامل مسدود کرده و از ورود امدادگران بینالمللی نیز به این باریکه ـ که در آستانه فاجعه انسانی است آ جلوگیری میکند.
برق بیشتر مناطق غزه به دلیل نبود سوخت برای نیروگاهها قطع شده و بیمارستانها نیز برای مداوای مجروحان با مشکل و کمبود امکانات روبهرو هستند. با وجود محکومیت بینالمللی اقدامات وحشیانه صهیونیستها، این رژیم اعلام کرده است که تهاجم به نوار غزه و تحریم آن را ادامه خواهد داد.
شورای امنیت سازمان ملل که بنا به درخواست اتحادیه عرب برای رسیدگی به بحران غزه تشکیل جلسه داده بود؛ به دلیل فشارهای آمریکا به نتیجه نرسیده و موفق به صدور بیانیهای برای الزام اسرائیل به امداد مردم تحت محاصره غزه نشد.
«زلمای خلیلزاد»، سفیر افغانیتبار آمریکا در سازمان ملل، اصرار دارد در این بیانیه، حماس به خاطر شلیک موشک به اسرائیل محکوم شود. فاجعهای که در غزه در حال رخ دادن است، شاید در مقایسه با دیگر اقدامات رژیم صهیونیستی در طول شصت سال اشغال فلسطین، نکتهای قابل توجه نداشته باشد.
رهبران اسرائیل از همان بدو تولد نامشروع در سال 1948 نشان دادهاند که برای مقابله با فلسطینیها خط قرمزی برای خود قائل نیستند. از نظر آنان هر کودک فلسطینی، تروریستی است که چند سال بعد با سنگ و فلاخن و تفنگ به جنگ با آنان برخواهد خاست. بنابراین چه فرقی بین تروریست کودک و نوجوان است. او باید کشته شود و چه بهتر پیش از آنکه به خود آمده و چونان بهمن بر سر صهیونیستها فرود آید، آنان را زیر آوار خانههایشان دفن کنند.
اسرائیل برنامه منظمی برای نسلکشی فلسطینیها دارد و گفته میشود هر ده سال یک بار به بهانهای که چندان هم دشوار نیست آن را به اجرا میگذارد. به گمان اسرائیل، اینگونه اقدامات ضدانسانی اگر کودک فلسطینی را به طور فیزیکی از بین نبرد، او را با مشکلاتی همچون سوءتغذیه، بیماریهای روحی و روانی از بین خواهد برد.
اسرائیل همچنین امیدوار است با ادامه فشار به غزه، مردم این باریکه را وادار نماید تا از جنبش حماس فاصله گرفته و یا این جنبش را وادار نمایند که همچون دولت خودگردان، پشت میز مذاکره با اسرائیل بنشیند، ولی هم اعراب و هم کشورهای غربی به خوبی میدانند که با وجود تمامی فشارهای صهیونیستها به حماس و غزه و محاصره دارویی و غذایی و سوختی مردم این باریکه، حمایت آنان از رهبران حماس افزایش یافته است.
جهان نیز به این باور رسیده است که «محمود عباس» و «سلام فیاض» سخنگوی ملت فلسطین نیستند و در هرگونه انتخابات آزاد (مانند سال 2006) حماس برنده واقعی خواهد بود و کلید حل مشکل فلسطین نیز در دست «خالد مشعل» و «اسماعیل هنیه» است، نه در بازیهای سیاسی «محمود عباس» و یا «مروان برغوثی» که از زندانهای اسرائیل، سخنگوی ضد حماس شده است.
اسرائیل با هدف تقویت جناح سازش در داخل مقاومت فلسطین، حتی «یاسر عرفات» را نیز تحمل نکرد و نهایتاً او را از بین برد، ولی برخلاف انتظار تلآویو و سالها سرمایهگذاری، شرایط امروز مقاومت بسیار بهتر از چند سال قبل است و محبوبیت رهبران مقاومت نزد مردم فلسطین بسیار بیشتر از جناح سازشکار و تشکیلات خودگردان است.
تجربه جنگ 33 روزه لبنان، انفجار بزرگی بود که اسطوره شکستناپذیری رژیم صهیونیستی را از بین برد و شعلههای امید به نصر را در دل مقاومت فلسطین برافراشت. جنگ 33 روزه لبنان، هیمنه اسرائیل را در مقابل گروه کوچکی از رزمندگان مقاومت لبنان در هم شکست. اسرائیل پس از جنگ 33 روزه، همان اسرائیل سابق نیست که با یک نهیب ارتشهای مصر، سوریه، اردن و دیگر کشورهای عربی را به کرنش وادار نماید.
بحران غزه با همه مصائب و تلخیهای آن، دیر یا زود به پایان خواهد رسید و ساکنان آن، پرچم پیروزی را بر بامهای خانههای محقرشان برخواهند افراشت اما حکومتهایی که به قاتلان کودکان فلسطینی خوشامد گفته و فرش قرمز زیر پای آنان پهن کردند و با رقصهای عربی و بازهای شکاری از آنان استقبال کردند، باید پاسخگوی سکوتشان در مقابل کودکان فلسطینی باشند که سرمای زمستان را در آغوش مادران گرسنهشان گذراندند، ولی دست تکدی به سوی آنان دراز نکردند.
غزه امروز آزمون تلخی برای رهبران عرب است که صدها میلیارد دلار ناشی از نفت را در بانکهای آمریکا و اروپا ذخیره کردهاند در حالی که کودکان فلسطینی در بیمارستانهای تاریک غزه مرگ را انتظار میکشند.
غزه یک هفته پس از محاصره کامل توسط رژیم صهیونیستی، همچنان مقاومت میکند. رهبران جنبش مقاومت اسلامی (حماس) که کنترل این باریکه 360 کیلومتری با 1.5 میلیون سکنه را در اختیار دارند، تأکید میکنند که به رغم رنج و محنت ناشی از ددمنشی صهیونیستها، هرگز در برابر دشمن تسلیم نخواهند شد. بنا بر اخبار منابع مستقل خبری، اسرائیل همه گذرگاههای ورودی به غزه را به طور کامل مسدود کرده و از ورود امدادگران بینالمللی نیز به این باریکه ـ که در آستانه فاجعه انسانی است آ جلوگیری میکند.
برق بیشتر مناطق غزه به دلیل نبود سوخت برای نیروگاهها قطع شده و بیمارستانها نیز برای مداوای مجروحان با مشکل و کمبود امکانات روبهرو هستند. با وجود محکومیت بینالمللی اقدامات وحشیانه صهیونیستها، این رژیم اعلام کرده است که تهاجم به نوار غزه و تحریم آن را ادامه خواهد داد.
شورای امنیت سازمان ملل که بنا به درخواست اتحادیه عرب برای رسیدگی به بحران غزه تشکیل جلسه داده بود؛ به دلیل فشارهای آمریکا به نتیجه نرسیده و موفق به صدور بیانیهای برای الزام اسرائیل به امداد مردم تحت محاصره غزه نشد.
«زلمای خلیلزاد»، سفیر افغانیتبار آمریکا در سازمان ملل، اصرار دارد در این بیانیه، حماس به خاطر شلیک موشک به اسرائیل محکوم شود. فاجعهای که در غزه در حال رخ دادن است، شاید در مقایسه با دیگر اقدامات رژیم صهیونیستی در طول شصت سال اشغال فلسطین، نکتهای قابل توجه نداشته باشد.
رهبران اسرائیل از همان بدو تولد نامشروع در سال 1948 نشان دادهاند که برای مقابله با فلسطینیها خط قرمزی برای خود قائل نیستند. از نظر آنان هر کودک فلسطینی، تروریستی است که چند سال بعد با سنگ و فلاخن و تفنگ به جنگ با آنان برخواهد خاست. بنابراین چه فرقی بین تروریست کودک و نوجوان است. او باید کشته شود و چه بهتر پیش از آنکه به خود آمده و چونان بهمن بر سر صهیونیستها فرود آید، آنان را زیر آوار خانههایشان دفن کنند.
اسرائیل برنامه منظمی برای نسلکشی فلسطینیها دارد و گفته میشود هر ده سال یک بار به بهانهای که چندان هم دشوار نیست آن را به اجرا میگذارد. به گمان اسرائیل، اینگونه اقدامات ضدانسانی اگر کودک فلسطینی را به طور فیزیکی از بین نبرد، او را با مشکلاتی همچون سوءتغذیه، بیماریهای روحی و روانی از بین خواهد برد.
اسرائیل همچنین امیدوار است با ادامه فشار به غزه، مردم این باریکه را وادار نماید تا از جنبش حماس فاصله گرفته و یا این جنبش را وادار نمایند که همچون دولت خودگردان، پشت میز مذاکره با اسرائیل بنشیند، ولی هم اعراب و هم کشورهای غربی به خوبی میدانند که با وجود تمامی فشارهای صهیونیستها به حماس و غزه و محاصره دارویی و غذایی و سوختی مردم این باریکه، حمایت آنان از رهبران حماس افزایش یافته است.

جهان نیز به این باور رسیده است که «محمود عباس» و «سلام فیاض» سخنگوی ملت فلسطین نیستند و در هرگونه انتخابات آزاد (مانند سال 2006) حماس برنده واقعی خواهد بود و کلید حل مشکل فلسطین نیز در دست «خالد مشعل» و «اسماعیل هنیه» است، نه در بازیهای سیاسی «محمود عباس» و یا «مروان برغوثی» که از زندانهای اسرائیل، سخنگوی ضد حماس شده است.
اسرائیل با هدف تقویت جناح سازش در داخل مقاومت فلسطین، حتی «یاسر عرفات» را نیز تحمل نکرد و نهایتاً او را از بین برد، ولی برخلاف انتظار تلآویو و سالها سرمایهگذاری، شرایط امروز مقاومت بسیار بهتر از چند سال قبل است و محبوبیت رهبران مقاومت نزد مردم فلسطین بسیار بیشتر از جناح سازشکار و تشکیلات خودگردان است.
تجربه جنگ 33 روزه لبنان، انفجار بزرگی بود که اسطوره شکستناپذیری رژیم صهیونیستی را از بین برد و شعلههای امید به نصر را در دل مقاومت فلسطین برافراشت. جنگ 33 روزه لبنان، هیمنه اسرائیل را در مقابل گروه کوچکی از رزمندگان مقاومت لبنان در هم شکست. اسرائیل پس از جنگ 33 روزه، همان اسرائیل سابق نیست که با یک نهیب ارتشهای مصر، سوریه، اردن و دیگر کشورهای عربی را به کرنش وادار نماید.
بحران غزه با همه مصائب و تلخیهای آن، دیر یا زود به پایان خواهد رسید و ساکنان آن، پرچم پیروزی را بر بامهای خانههای محقرشان برخواهند افراشت اما حکومتهایی که به قاتلان کودکان فلسطینی خوشامد گفته و فرش قرمز زیر پای آنان پهن کردند و با رقصهای عربی و بازهای شکاری از آنان استقبال کردند، باید پاسخگوی سکوتشان در مقابل کودکان فلسطینی باشند که سرمای زمستان را در آغوش مادران گرسنهشان گذراندند، ولی دست تکدی به سوی آنان دراز نکردند.
غزه امروز آزمون تلخی برای رهبران عرب است که صدها میلیارد دلار ناشی از نفت را در بانکهای آمریکا و اروپا ذخیره کردهاند در حالی که کودکان فلسطینی در بیمارستانهای تاریک غزه مرگ را انتظار میکشند.
