سربازی اهل ارومیه که یک هفته قبل از پایان دوره خدمتش در یک شوخی یکی از دوستانش را در پادگان کشت، برای پرداخت دیه به کمک خیرین نیاز دارد.
به گزارش اعتماد، ماجرا از سحرگاه یکی از روزهای ماه رمضان پارسال با شلیک رگباری تیر از سلاح ژ – ۳ بهرنگ ۲۰ ساله آغاز شد. او تازه ازسر پست به خوابگاه برگشته و هنوز سلاحش را تحویل نداده بود. لحظاتی تا اذان صبح باقی مانده و سربازان برای خوردن سحری از خواب بیدار شده بودند جز چند نفر که یکی از دوستان بهرنگ- مقتول- نیز جزو آنها بود. بهرنگ برای بیدار کردن دوستش به شوخی سلاح را به سمت او گرفت اما فراموش کرده بود سلاح در ضامن نیست و گلولهها آماده شلیک شدن است. ناگهان دست بهرنگ روی ماشه رفت و گلولههای خشاب در بدن دوستش خالی شد. صدای کرکننده رگبار گلوله که فروکش کرد، خونریزی شدید مضروب در چشم بهتزده بهرنگ نشست.
فرماندهان و سربازان دیگر که صدای مرگبار شلیک رگبار گلوله، آنها را به خوابگاه کشانده بود با دیدن پیکر غرق خون سرباز به سرعت او را به بیمارستان مهاباد منتقل کردند اما پسر جوان به دلیل شدت جراحات وارده به ناحیه قفسه سینه جان باخت تا یک شوخی، جان یک سرباز را بگیرد و جوانی دیگر را راهی زندان کند.
بهرنگ پس از دستگیری و اعتراف به شلیک گلوله در شعبه دوم دادگاه نظامی یک استان آذربایجان غربی محاکمه شد. او در دادگاه گفت: «آن روز تازه از پست برگشته بودم. میخواستم یکی از دوستانم را که خواب بود برای سحری بیدار کنم. به شوخی اسلحه را به سمتش گرفتم اما ناگهان گلولهها شلیک شد. قرار نبود این اتفاق بیفتد. تنها یک هفته مانده بود سربازیام تمام شود. تقاضای بخشش دارم.»
قضات این شعبه پس از شنیدن حرفهای متهم او را به اتهام «تیراندازی بر اثر بیاحتیاطی و بیمبالاتی منجر به قتل شبه عمد» در ماه حرام، به پرداخت دیه کامل با رعایت شرط تغلیظ دیه در ماه رمضان محکوم کردند.
بهرنگ اهل یکی از روستاهای آذربایجان غربی است و خانوادهاش توانایی پرداخت دیه را ندارند. آنها در بیش از یک سالی که از این حادثه میگذرد با کمک خیرین، ۶۵ میلیون تومان از مبلغ دیه را تامین کردهاند اما برای پرداخت کامل آن نیاز به ۱۰۰ میلیون تومان دیگر دارند.
به گزارش اعتماد، ماجرا از سحرگاه یکی از روزهای ماه رمضان پارسال با شلیک رگباری تیر از سلاح ژ – ۳ بهرنگ ۲۰ ساله آغاز شد. او تازه ازسر پست به خوابگاه برگشته و هنوز سلاحش را تحویل نداده بود. لحظاتی تا اذان صبح باقی مانده و سربازان برای خوردن سحری از خواب بیدار شده بودند جز چند نفر که یکی از دوستان بهرنگ- مقتول- نیز جزو آنها بود. بهرنگ برای بیدار کردن دوستش به شوخی سلاح را به سمت او گرفت اما فراموش کرده بود سلاح در ضامن نیست و گلولهها آماده شلیک شدن است. ناگهان دست بهرنگ روی ماشه رفت و گلولههای خشاب در بدن دوستش خالی شد. صدای کرکننده رگبار گلوله که فروکش کرد، خونریزی شدید مضروب در چشم بهتزده بهرنگ نشست.
فرماندهان و سربازان دیگر که صدای مرگبار شلیک رگبار گلوله، آنها را به خوابگاه کشانده بود با دیدن پیکر غرق خون سرباز به سرعت او را به بیمارستان مهاباد منتقل کردند اما پسر جوان به دلیل شدت جراحات وارده به ناحیه قفسه سینه جان باخت تا یک شوخی، جان یک سرباز را بگیرد و جوانی دیگر را راهی زندان کند.
بهرنگ پس از دستگیری و اعتراف به شلیک گلوله در شعبه دوم دادگاه نظامی یک استان آذربایجان غربی محاکمه شد. او در دادگاه گفت: «آن روز تازه از پست برگشته بودم. میخواستم یکی از دوستانم را که خواب بود برای سحری بیدار کنم. به شوخی اسلحه را به سمتش گرفتم اما ناگهان گلولهها شلیک شد. قرار نبود این اتفاق بیفتد. تنها یک هفته مانده بود سربازیام تمام شود. تقاضای بخشش دارم.»
قضات این شعبه پس از شنیدن حرفهای متهم او را به اتهام «تیراندازی بر اثر بیاحتیاطی و بیمبالاتی منجر به قتل شبه عمد» در ماه حرام، به پرداخت دیه کامل با رعایت شرط تغلیظ دیه در ماه رمضان محکوم کردند.
بهرنگ اهل یکی از روستاهای آذربایجان غربی است و خانوادهاش توانایی پرداخت دیه را ندارند. آنها در بیش از یک سالی که از این حادثه میگذرد با کمک خیرین، ۶۵ میلیون تومان از مبلغ دیه را تامین کردهاند اما برای پرداخت کامل آن نیاز به ۱۰۰ میلیون تومان دیگر دارند.