دشواریهایی که احتمالاً برای هر تیمی در فوتبال ایران به وجود می آید، بسیار زودتر از حد تصور بر سر راه استقلال هم سبز شد. نمی دانیم انتخاب اردوگاه ترکیه بعد از ارزیابی های همه جانبه صورت گرفته یا آنکه استقلالی ها صرفاً با دیدن چند بروشور تبلیغاتی در کارت پستال این محل را انتخاب کرده اند، اما هر چه بود آب و هوای محل اردوی استقلال مناسبتی با تمرین یک تیم حرفه ای نداشت. آن هم تمریناتی که پایه کار یک تیم را در فصل مسابقات تشکیل می دهد.
به نوشته قدس؛ به هر روی تیمی که اکنون و پیشا پیش باید آن را سوپر تیم دوره نهم لیگ برتر نام داد، تمرینات خود را در تهران با این واهمه پیگیری خواهد کرد که مبادا «ریزگرد عربی» بار دیگر هوای پایتخت را آلوده و انجام تمرین سنگین ورزشی را در آن غیرممکن کند.
با این حال استقلال باید دوره بدنسازی را کامل کرده و وارد دور مسابقات تدارکاتی شود تا با جاانداختن برنامه های تاکتیکی موردنظر مرفاوی، با انگاره های فنی تازه ای فصل را شروع کند.
اینکه استقلال دوره بدنسازی را با چه کیفیتی پایان خواهد داد، جزئیات فنی خاص خود را دارد که شروع آن از حوصله خواننده خارج است و قطعاً راینر کرافت موفق خواهد شد با زمانبندی فشرده تری، بی آنکه به اصول خدشه وارد شود، تیم را به دست کم 90 درصد استاندارد آمادگی بدنی برساند. اما آنچه در لابلای اخبار مربوط به استقلال باید آن را به درستی رصد کرد و بر صدر اخبار قرار داد خبر آخرین خرید باشگاه است.
درخواست صمد مرفاوی از واعظ بابت جذب یک هافبک- مدافع چپ پا که در استاندارد استقلال باشد، حاکی از شناخت درست از نیازهای واقعی تیم است اما گویا استقلالی ها کمی دیر به این نتیجه رسیده اند.
بازیکنان مطرح جناح چپ ایران اکنون دیگر همه منتقل شده یا با تیم های خود تمدید کرده اند. شیرزاد، نوری، فشنگ چی، آل نعمه و حتی ستار زارع دیگر در فهرست نقل و انتقالات قرار ندارند و استقلال باید بازیکن خارجی استخدام کند و البته استخدام بازیکن خارجی در فوتبال ایران دردسرهای خاص خود را دارد.
فقدان شناخت از لیگهای اطراف ایران، نظیر لیگ کشورهای ارمنستان و ازبکستان که سطح دستمزدها در آن ارزان تر از ایران است، موجب آن شده تا مربیان فقط به دیدن فیلم یا حضور چند جلسه ای بازیکنان آفریقایی رضایت دهند، در حالی که این روش تاکنون جز در موارد اتفاقی و استثنایی موفقیت آمیز نبوده است.
اینکه استقلال برای رسیدن به توازن در دو جناح سرانجام به چه ترتیبی موفق به پیدا کردن یک بازیکن چپ پا خواهد شد، خود معمایی است که بر روند فنی کار تیم در طول فصل مسابقات تأثیر خواهد داشت. درست مثل ناقص ماندن تمرینات در ترکیه!
به واقع تیمی که تقریباً بهترین عملکرد را در دور جدید فعالیت خود داشته، کارش عاری از نقص نبوده و حالا باید دور جدیدی از کوشش ها برای جبران آن را شروع کند. استقلال مثل همه تیم ها، همه مربیان و همه مدیران فوتبال ایران باز هم دچار تنگنای زمانی شده و این معنایی جز آن ندارد که «مدیریت زمان» در فوتبال ایران یک مفهوم ناشناخته است.
شاید عده ای در پاسخ به چنین انتقاداتی بگویند که پایین بودن سطح یک پست در یک تیم نسبت به سایر پستها، نقش چندان عمیقی در نتیجه گیری نخواهد داشت، اما فراموش نکنیم که در فوتبال ایران - چه در سطوح داخلی و چه در سطوح بین المللی- در اکثر موارد تیمهایی موفق می شوند که به ترکیب ایده آل رسیده باشند.
قهرمانی تیمهایی نظیر ذوب آهن یا سپاهان در دوره دوم لیگ برتر، از اتفاقات نادری است که تا اندازه زیادی ریشه در ضعف سایر تیمها داشته و در فصل پیش رو، از آنجا که رقابت تنگاتنگی برای جذب بهترین ها از سوی تعداد زیادی از تیم ها دیده می شود، احتمالاً تیمی به نتیجه خواهد رسید که کلکسیونی از بهترین ها را در اختیار داشته باشد.
به نوشته قدس؛ به هر روی تیمی که اکنون و پیشا پیش باید آن را سوپر تیم دوره نهم لیگ برتر نام داد، تمرینات خود را در تهران با این واهمه پیگیری خواهد کرد که مبادا «ریزگرد عربی» بار دیگر هوای پایتخت را آلوده و انجام تمرین سنگین ورزشی را در آن غیرممکن کند.
با این حال استقلال باید دوره بدنسازی را کامل کرده و وارد دور مسابقات تدارکاتی شود تا با جاانداختن برنامه های تاکتیکی موردنظر مرفاوی، با انگاره های فنی تازه ای فصل را شروع کند.
اینکه استقلال دوره بدنسازی را با چه کیفیتی پایان خواهد داد، جزئیات فنی خاص خود را دارد که شروع آن از حوصله خواننده خارج است و قطعاً راینر کرافت موفق خواهد شد با زمانبندی فشرده تری، بی آنکه به اصول خدشه وارد شود، تیم را به دست کم 90 درصد استاندارد آمادگی بدنی برساند. اما آنچه در لابلای اخبار مربوط به استقلال باید آن را به درستی رصد کرد و بر صدر اخبار قرار داد خبر آخرین خرید باشگاه است.
درخواست صمد مرفاوی از واعظ بابت جذب یک هافبک- مدافع چپ پا که در استاندارد استقلال باشد، حاکی از شناخت درست از نیازهای واقعی تیم است اما گویا استقلالی ها کمی دیر به این نتیجه رسیده اند.
بازیکنان مطرح جناح چپ ایران اکنون دیگر همه منتقل شده یا با تیم های خود تمدید کرده اند. شیرزاد، نوری، فشنگ چی، آل نعمه و حتی ستار زارع دیگر در فهرست نقل و انتقالات قرار ندارند و استقلال باید بازیکن خارجی استخدام کند و البته استخدام بازیکن خارجی در فوتبال ایران دردسرهای خاص خود را دارد.
فقدان شناخت از لیگهای اطراف ایران، نظیر لیگ کشورهای ارمنستان و ازبکستان که سطح دستمزدها در آن ارزان تر از ایران است، موجب آن شده تا مربیان فقط به دیدن فیلم یا حضور چند جلسه ای بازیکنان آفریقایی رضایت دهند، در حالی که این روش تاکنون جز در موارد اتفاقی و استثنایی موفقیت آمیز نبوده است.
اینکه استقلال برای رسیدن به توازن در دو جناح سرانجام به چه ترتیبی موفق به پیدا کردن یک بازیکن چپ پا خواهد شد، خود معمایی است که بر روند فنی کار تیم در طول فصل مسابقات تأثیر خواهد داشت. درست مثل ناقص ماندن تمرینات در ترکیه!
به واقع تیمی که تقریباً بهترین عملکرد را در دور جدید فعالیت خود داشته، کارش عاری از نقص نبوده و حالا باید دور جدیدی از کوشش ها برای جبران آن را شروع کند. استقلال مثل همه تیم ها، همه مربیان و همه مدیران فوتبال ایران باز هم دچار تنگنای زمانی شده و این معنایی جز آن ندارد که «مدیریت زمان» در فوتبال ایران یک مفهوم ناشناخته است.
شاید عده ای در پاسخ به چنین انتقاداتی بگویند که پایین بودن سطح یک پست در یک تیم نسبت به سایر پستها، نقش چندان عمیقی در نتیجه گیری نخواهد داشت، اما فراموش نکنیم که در فوتبال ایران - چه در سطوح داخلی و چه در سطوح بین المللی- در اکثر موارد تیمهایی موفق می شوند که به ترکیب ایده آل رسیده باشند.
قهرمانی تیمهایی نظیر ذوب آهن یا سپاهان در دوره دوم لیگ برتر، از اتفاقات نادری است که تا اندازه زیادی ریشه در ضعف سایر تیمها داشته و در فصل پیش رو، از آنجا که رقابت تنگاتنگی برای جذب بهترین ها از سوی تعداد زیادی از تیم ها دیده می شود، احتمالاً تیمی به نتیجه خواهد رسید که کلکسیونی از بهترین ها را در اختیار داشته باشد.