گمان این است که فوتبال باشگاهیمان، حداقل در لیگ برتر، اندک اندک و کند و آهسته، ولی پیوسته، دارد پا به دنیای حرفهایها میگذارد، نظم و آهنگی مناسب به خود میگیرد و از تداخل در امور اجرایی کاسته میشود.
به نوشته ایران؛ فشار و اجبار فیفا و کنفدراسیون فوتبال آسیا از یکسو و نیازهایی که اینک در فوتبال باشگاهی و ملی احساس میشود از سوی دیگر، مدیران اجرایی را که حالا در کار خود استقلال و قدرتی یافتهاند، وادار کرده است آنچه در وظیفه و اختیار خود میبینند بهتر از پیش عمل کنند و از باشگاهها بخواهند به نحو احسن تن به قوانین و آئیننامهها بدهند.
دخالت کمیته انضباطی در اجرای تعهد باشگاهها و دیونی که دارند و تعلیق قراردادهای جدید تا رفع این قروض و تسویه حساب با شاکیان که در بسیاری موارد کار را به تهدید فیفا و دادگاه بینالمللی ورزش CAS کشانیده است، توجه به رفتارهای نامناسب بازیکنان و مربیان در میادین مسابقهها با اجرای منشور اخلاقی، نظارت بیشتر بر کار داوران توسط کمیته داوری و حذف داوران ناآماده یا پراشتباه و استفاده از گوشیهایی که داور میانی را با ارتباط با کمکداوران و داور چهارم از اشتباهات بزرگ مصون میدارد، از جمله تدابیری است که میتوان با این ترفندها گامهای مؤثری در مسیر سلامت فوتبال باشگاهیمان برداشت.
حتی اصرار سازمان برگزاری لیگ برتر در شروع بیوقفه مسابقههای این فصل و تأکید بر اینکه از تعطیلی یا وقفههای بیمورد در مسابقههای باشگاهی بشدت جلوگیری میشود، میتواند باشگاهها و مربیان لیگ برتری را در برنامهریزی و تدارک و آمادهسازی تیم خود آسوده خاطر سازد و قوت قلب و دلگرمی ببخشد، اما اگر همه این گامها در جهت ثبات و اقتدار تیمهای باشگاهی و آرامش بخشیدن به محیط مسابقهها مؤثر و مفید باشد، ضروری است تدابیر دیگری هم بهکار گرفته شود و اگر لازم باشد در مجمع لیگ تصویب و اجرایی شود تا هر کس حد و حدود خود را در رفتارها و گفتارها بداند و از حاشیهسازیها که بلای جان بیشتر تیمها شده است، بکاهد.
مبارزه با پرخاشگری ها
بیپروایی بازیکنان، مربیان، حتی مدیران عامل باشگاهها در متهم کردن و پرخاش به این و آن اگرچه با توجه به ورود منشور اخلاقی به حوزه فوتبال و تأیید آن از سوی فدراسیون و سازمان لیگ، تا حدی قابل کنترل شده است اما به نظر میرسد این نظارت چندان حساب و کتابی ندارد و ضوابط اجراییاش کاملاً مشخص نشده و بر کسی معلوم نیست این نمرات منفی چگونه و با چه معیاری در نظر گرفته میشود و تا کجا باید به زندگی ورزشی و خانوادگی و شخصی افراد ورود کرد.
آیا کمیته یا هر زیرمجموعه دیگری در فدراسیون فوتبال به هر دلیل و بهانه میتواند خود به جای قانون بنشیند؛ هم قانونگذاری کند و هم مجری قانون شود و مثل هر محکمه قضایی تنبیه و جریمه کند؟
آیا بهتر نیست ترکشهای منشور اخلاقی دامن مدیران باشگاه را بگیرد و هر باشگاه، موظف باشد در تعهدی که از بازیکن و مربیاش میگیرد، ضوابطی را در تأیید رعایتهای اخلاقی تعیین کند؟
آیا این منشور نباید در آئیننامههای داخلی باشگاهها گنجانده شود؟ نکته دیگری هم میماند که کمیته انضباطی در تعامل با گزارشهای داوران، کمک داوران و از همه مهمتر داوران چهارم و یا ناظران داوری و نمایندگان فدراسیون باید انجام دهد.
مهمترین بخش این تعامل به خلافهایی برمیگردد که حتی از چشم همه این عزیزان پنهان مانده و هواداران تیمها را میآزارد و کمیته انضباطی ظاهراً گزارشی مکتوب در دست ندارد و کسی را مجرم یا گناهکار نمیشناسد اما از فیلمهای تلویزیونی و گزارش گزارشگران استنباط و مشاهده و شنیده میشود که خلافکار کیست و چه کسی در میدان مسابقه یا خارج از آن درصدد آشفته کردن محیط برآمده و اخلال و تنشی را به وجود آورده است.
آنچه به فوتبال مربوط است و باید در محکمه فوتبال موردقضاوت و صدور حکمی مناسب قرار گیرد، حتی بدون گزارش داوران و ناظران هم باید از نگاهها پنهان نماند. رعایت این گونه نظارتهای نامحسوس در صورتی که اثبات شود و سند محکمه پسندی در دست باشد، میتواند از بسیاری جنجالهای بعدی بکاهد و آبی بر آتش تند تماشاگران ناظر در میدانها باشد.
بررسی تیمها و بازیکنانی که در رعایت Fair Play یا بازی منصفانه سالم و جوانمردانه، کوشا بودهاند و تعیین جام یا جوایزی برای بهترینها شاید فدراسیون فوتبال را در راه اجرای فوتبالی سالم یاری دهد و ما را به کمال فوتبال حرفهای سالم رهنمون باشد.
به نوشته ایران؛ فشار و اجبار فیفا و کنفدراسیون فوتبال آسیا از یکسو و نیازهایی که اینک در فوتبال باشگاهی و ملی احساس میشود از سوی دیگر، مدیران اجرایی را که حالا در کار خود استقلال و قدرتی یافتهاند، وادار کرده است آنچه در وظیفه و اختیار خود میبینند بهتر از پیش عمل کنند و از باشگاهها بخواهند به نحو احسن تن به قوانین و آئیننامهها بدهند.
دخالت کمیته انضباطی در اجرای تعهد باشگاهها و دیونی که دارند و تعلیق قراردادهای جدید تا رفع این قروض و تسویه حساب با شاکیان که در بسیاری موارد کار را به تهدید فیفا و دادگاه بینالمللی ورزش CAS کشانیده است، توجه به رفتارهای نامناسب بازیکنان و مربیان در میادین مسابقهها با اجرای منشور اخلاقی، نظارت بیشتر بر کار داوران توسط کمیته داوری و حذف داوران ناآماده یا پراشتباه و استفاده از گوشیهایی که داور میانی را با ارتباط با کمکداوران و داور چهارم از اشتباهات بزرگ مصون میدارد، از جمله تدابیری است که میتوان با این ترفندها گامهای مؤثری در مسیر سلامت فوتبال باشگاهیمان برداشت.
حتی اصرار سازمان برگزاری لیگ برتر در شروع بیوقفه مسابقههای این فصل و تأکید بر اینکه از تعطیلی یا وقفههای بیمورد در مسابقههای باشگاهی بشدت جلوگیری میشود، میتواند باشگاهها و مربیان لیگ برتری را در برنامهریزی و تدارک و آمادهسازی تیم خود آسوده خاطر سازد و قوت قلب و دلگرمی ببخشد، اما اگر همه این گامها در جهت ثبات و اقتدار تیمهای باشگاهی و آرامش بخشیدن به محیط مسابقهها مؤثر و مفید باشد، ضروری است تدابیر دیگری هم بهکار گرفته شود و اگر لازم باشد در مجمع لیگ تصویب و اجرایی شود تا هر کس حد و حدود خود را در رفتارها و گفتارها بداند و از حاشیهسازیها که بلای جان بیشتر تیمها شده است، بکاهد.
مبارزه با پرخاشگری ها
بیپروایی بازیکنان، مربیان، حتی مدیران عامل باشگاهها در متهم کردن و پرخاش به این و آن اگرچه با توجه به ورود منشور اخلاقی به حوزه فوتبال و تأیید آن از سوی فدراسیون و سازمان لیگ، تا حدی قابل کنترل شده است اما به نظر میرسد این نظارت چندان حساب و کتابی ندارد و ضوابط اجراییاش کاملاً مشخص نشده و بر کسی معلوم نیست این نمرات منفی چگونه و با چه معیاری در نظر گرفته میشود و تا کجا باید به زندگی ورزشی و خانوادگی و شخصی افراد ورود کرد.
آیا کمیته یا هر زیرمجموعه دیگری در فدراسیون فوتبال به هر دلیل و بهانه میتواند خود به جای قانون بنشیند؛ هم قانونگذاری کند و هم مجری قانون شود و مثل هر محکمه قضایی تنبیه و جریمه کند؟
آیا بهتر نیست ترکشهای منشور اخلاقی دامن مدیران باشگاه را بگیرد و هر باشگاه، موظف باشد در تعهدی که از بازیکن و مربیاش میگیرد، ضوابطی را در تأیید رعایتهای اخلاقی تعیین کند؟
آیا این منشور نباید در آئیننامههای داخلی باشگاهها گنجانده شود؟ نکته دیگری هم میماند که کمیته انضباطی در تعامل با گزارشهای داوران، کمک داوران و از همه مهمتر داوران چهارم و یا ناظران داوری و نمایندگان فدراسیون باید انجام دهد.
مهمترین بخش این تعامل به خلافهایی برمیگردد که حتی از چشم همه این عزیزان پنهان مانده و هواداران تیمها را میآزارد و کمیته انضباطی ظاهراً گزارشی مکتوب در دست ندارد و کسی را مجرم یا گناهکار نمیشناسد اما از فیلمهای تلویزیونی و گزارش گزارشگران استنباط و مشاهده و شنیده میشود که خلافکار کیست و چه کسی در میدان مسابقه یا خارج از آن درصدد آشفته کردن محیط برآمده و اخلال و تنشی را به وجود آورده است.
آنچه به فوتبال مربوط است و باید در محکمه فوتبال موردقضاوت و صدور حکمی مناسب قرار گیرد، حتی بدون گزارش داوران و ناظران هم باید از نگاهها پنهان نماند. رعایت این گونه نظارتهای نامحسوس در صورتی که اثبات شود و سند محکمه پسندی در دست باشد، میتواند از بسیاری جنجالهای بعدی بکاهد و آبی بر آتش تند تماشاگران ناظر در میدانها باشد.
بررسی تیمها و بازیکنانی که در رعایت Fair Play یا بازی منصفانه سالم و جوانمردانه، کوشا بودهاند و تعیین جام یا جوایزی برای بهترینها شاید فدراسیون فوتبال را در راه اجرای فوتبالی سالم یاری دهد و ما را به کمال فوتبال حرفهای سالم رهنمون باشد.