جمعیت انبوهی که دیروز برای تشییع پیکر سیفالله داد، کارگردان و مدیر سینمای ایران آمده بودند، بیش از همه یادآور به ثمر نشستن راهی بودند که داد برگزیده بود. نه اینکه بخواهیم به خیل جمعیت اشاره کنیم و آن را نشانه به بار نشستن این منش و روش بگیریم. هرچند این خیل جمعیت خود نشانهای است کوچک از این به بار نشستن.
اما وقتی از کمیت به کیفیت جمعیت میرسیم آن وقت چیستی راه داد بر ما معلوم میشود و بر این زمانه بیداد افسوس دوچندان میخوریم. دیروز جمعیت متنوعی که گرد پیکر داد به سوگ نشسته بودند تصویری را در ذهن شکل میدادند که درست خلاف تصویری بود که از این روزها در ذهنمان نقش بسته است.
جمعیت به سوگ نشسته از هر طیفی را شامل میشد و حتی اگر اینان نخواهند که در یک کادر با هم حاضر شوند اما داد موضوعی است که آنها را همنظر میسازد و گردهم مینشاند. این همان راه داد است که عمری بر آن ایستاد و در هر جا که رفت نشانهاش شد. چه در فیلمسازی که بازمانده را ساخت و منش خود را در قالب یک بیان اصیل سینمایی درباره ظلمهایی که بر قومی میرود، به نمایش گذاشت و چه در دورانی که مدیر سینما شد و خیلیها را با سلایق مختلف دور هم جمع کرد و دوران طلایی سینمای ایران را رقم زد.
در این سالها هربار که پای صحبتاش مینشستیم چه در زمینه فیلمسازی و چه در زمینه مدیریت فرهنگی نکات بدیعی میشنیدیم و علاقهمند میشدیم که آن را در قالب یک گفتوگو منتشر کنیم. اما باید هزار تا توجیه جور میکردیم تا استاد سیفالله داد مجاب شود به انجام گفتوگویی درباره همین بحثهایی که گاه و بیگاه طی فرصتی مجال بیاناش پیش آمده بود.
گفتوگویی که میخوانید یکی از همانها است. گزیدهای از گفتوگویی مفصل که بخش عمدهای از آن پیش از این در قالب یک پرونده درباره بخش خصوصی سینمای ایران منتشر شده بود و این بخشی که الان پیش روی شماست انتهای آن گفتوگوی طولانی را شامل میشود و چون از بحثهای تئوریک به بحثهای مصداقی میرسید ترجیح دادم که در قالب آن پرونده، روی کاغذ نیاید. این گفتوگو درست یک سال پیش انجام شد و در آن سیفالله داد از دوران مدیریتاش میگوید.
سوال: در این 30سال در حوزه فرهنگ گاه تلاشهایی شده که بخش خصوصی بهنوعی در نقش متصدی ظاهر شود و جای دولت را در این عرصه پر کند. این اتفاق به خصوص در دوره مدیریت شما در معاونت سینمایی وزارت ارشاد افتاد. یعنی حداکثر نقش بخش خصوصی در این حوزه اتفاق افتاد. چه شد که این پایدار نبود و به نتایجی که میخواستید نرسیدید؟ آیا بخش خصوصی سینمای ایران توانایی ایفای چنین نقشی را ندارد و باید به جای خصوصیسازی به سراغ آزادسازی اقتصادی سینما رفت یا مسائل دیگری در این نافرجامی دخیل بوده است؟
داد: البته الان چندین و چند سال از آن دوره گذشته است و خیلی جزئیات آن چیزی که میگویید یادم نمیآید. اما خاطرم هست که با همکاریهمان بخش خصوصی و نظام صنفی که در بین انجمن تهیهکنندگان و توزیعکنندگان بود سعی کردیم یک مکانیسمهایی که مورد اجماع همگان باشد ـ البته همگانی که منافعشان مطرح بود ـ طراحی کنیم و آن امتحان شود و عملی بشود تا اینکه بخش خصوصی راه خودش را پیدا کند. در واقع ما به دنبال یک جور فرمولبندی بودیم.
بخش خصوصی فعلی یکسری سالن سینمای محدود در اختیار دارد و فیلمهای محدودی که تولید میشود و این میزان اصلا کفاف جمعیت بالقوه فعلی را نمیدهد. پس تلاش شد که یک برنامههایی با اجماع دوستان شکل بگیرد و تهیه شود و الان هم دقیق یادم نیست که بگویم صددرصد موفق بود یا نه.
سوال: به هر حال یکی از دلایل ناموفقبودناش این است که به محض رفتن شما از معاونت سینمایی، کل جریان عوض شد و برنامههایی که شما درصدد اجرایش بودید به بایگانی رفت.
داد: چه سالی مدنظر شماست؟
سوال: در این سالهای بعد از مدیریت شما معمولا چنین رویهای حاکم بوده است؟
داد: پس بگذارید یک نکتهای بگویم. اصولا بعد از کنارهگیری من در سال 80، تمام برنامهای را که به عنوان برنامه 5ساله سینمای ایران تهیه و منتشر شده بود و تایید وزارت ارشاد داشت کنار گذاشتند. یعنی دولت بعدی و معاونان بعدی این برنامه را فراموش کردند و هیچکس بعد از آن یک برگه کاغذ به عنوان برنامه یکساله، دوساله و سهساله منتشر نکرد. در واقع سعی کردند باچراغ خاموش برگردند به سیستم قبل از سال 76. این قضیه در دولت دوم آقای خاتمی اتفاق افتاد. اینکه چرا اتفاق افتاد مربوط به من نیست و باید بروید با یک مجله سیاسی صحبت کنید. ولی من میخواهم این را بگویم که بعد از سال 80 هیچ نوع برنامهای در معاونت سینمایی اعلام نشده است.
سوال: در واقع عقبگرد داشتهایم.
داد: حالا من میخواهم بگویم نه به سال 76 که به قبل از سال 76 بازگشتهایم. تا سال 76 هم باز معاونان سینمایی حداقل برنامه سالانه اعلام میکردند اما از سال 80 به این طرف چنین اتفاقی نیفتاد و اینکه دلایلش چیست را از مدیران بعد از خودم نپرسیدهام. نه از آقای پزشک، نه از آقای حیدریان و نه از آقای جلوه.
سوال: البته یک بخشی از آن شاید مربوط به طول دوران مدیریت باشد که معمولا کوتاه بوده است؟
داد: البته این میتواند یک توجیه باشد. ولی بالاخره کسی که در یک مصدر استراتژیک قرار میگیرد چارهای ندارد جز اینکه هم استراتژی داشته باشد هم آن را به دیگران بگوید. ظاهرا بعد از سال 80 وزارت ارشاد تصمیمگرفت که بیبرنامگی پیشه کند.
سوال: سوالی که اینجا در مورد دوران مدیریت شما پیش میآید این است که آیا بهتر نبود به جای پرداخت به چگونگی تعامل بخش خصوصی سینما نظیر خانه سینما با دولت در مسائل تولید و اکران،به دنبال استقلال اقتصادی بخش خصوصی سینما از دولت باشیم. چون اگر این استقلال اقتصادی اتفاق بیفتد خود به خود آن تعاملی هم که دنبالش بودهایم شکل گرفته است.
داد: ما این کار را میکردیم و در برنامههایمان هم وجود داشت. اما بودجه خانه سینما غالبا از سوی دولت تامین میشد. تنها پولی که وزارت ارشاد میداد و متعهد هم بود که بدهد حق بیمه اعضای خانه سینما بود.
سوال: بودجه جاریشان چطور؟
داد: نه، تنها رقمی که در اختیار خانه سینما قرار میدادیم و فکر میکنم همچنان ادامه دارد همان پرداخت حق بیمه بود. خانه سینما از آن به بعد شروع کرد از کانونهای دیگری به غیر از وزارت ارشاد کسب بودجه کند.
سوال: ولی همچنان اتکای اقتصادیاش به وزارت ارشاد وجود دارد و عدهای به طنز میگویند اگر ارشاد بودجه ندهد خانه سینما پول چای اعضایش را هم نمیتواند تامین کند.
داد: در سالهای اخیر نمیدانم به چه صورت درآمده است.
سوال: خب در دوران شما چگونه بود؟
داد: رقمی که در بودجه رسمی برای خانه سینما در نظر گرفته میشد فقط و فقط همین حق بیمه بود. یعنی ما در وهله اول سعی میکردیم این بودجه را تامین کنیم که آن هم معمولا یا مستقیم به حساب بیمه واریز میشد یا به حساب خانه سینما واریز میشد و خانه سینما به حساب بیمه واریز میکرد.
سوال: بودجههای دیگر خانه سینما از کجا تامین میشد؟
داد: فرض کن مثلا میرفتند با شهرداری صحبت میکردند و یک پولی از شهرداری میگرفتند. آن موقع خانه سینما به دنبال راههایی بود که به تدریج استقلال پیدا کند ولی خب عمر کفاف نداد.
سوال: آقای داد، الان اگر شما بخواهید یک استراتژی برای سینمای ایران پیشنهاد بدهید چه مواردی را شامل میشود؟ با توجه به همه اتفاقاتی که بعد از دوران مدیریت شما در سینما رخ داده است این استراتژی چه تفاوتهایی با استراتژی شما برای اداره سینما در سال 76 یعنی سال آغاز مدیریتتان دارد؟
داد: اولا الان آمادگی پاسخ به این سوال را ندارم. اما راهکار رسیدن به آن استراتژی را میتوانم بگویم. همان موقع هم آن استراتژی را خودمان ندادیم. نشستیم به صورت جمعی یک راهکاری طراحی کردیم که آن راهکار را من همچنان اعتقاد دارم.
آن هم این است که بیاییم گروهی از نخبگان سینمای ایران و گروهی از نخبگان مدیریتی را کنار هم بنشانیم و صورت مساله را که وضعیت سینمای ایران است مطرح کنیم و همه کمک کنند تا ابعاد مختلف صورت مساله را بشکافیم و بعد با کمک یکدیگر به یک راهحلهایی برسیم و آن وقت این راهحلها را تدوین کنیم تا تبدیل بشود به استراتژی. نه آن موقع نشستم خودم یک نفری استراتژی تدوین بکنم چون اصلا به عقلم نمیرسید و نه الان توصیه میکنم که کسی بخواهد یک نفره این کار را انجام بدهد. یک نفره که میگویم منظورم این است که بدون مشارکت شفاف و علنی افراد شناخته شده سینما.
سوال: یعنی در واقع شما حرکت اجماعی را پیشنهاد میکنید؟
داد: من حرکت جمعی را میپسندم به این دلیل که مربوط به منافع جمیع اعضای سینما است. ضمن اینکه از هر نوع مشورت پنهانی اجتناب میکنم. از این کار قبلا هم اجتناب میکردم. چرا که مشورتهای پنهانی و غیر علنی منجر به شکلگیری گروههای ویژه قدرت در سینما میشود که همین الان هم وجود دارند و در سال 76 هم وجود داشتند. یعنی کسانی که مناسبات و روابط ویژهای با مدیران دارند.
مدیران تلفنهای آنها را زود جواب میدهند. در حالی که دیگران میشوند شهروند درجه دو من تصورم این است که باید خیلی شفافبگویم باید شورای صنعت سینمای ایران مجددا تشکیل شود و این شورا در حضور افکار عمومی سینما بنشیند صورت مساله را بررسی بکند و ببیند چه راههای غلط و چه راههای درستی رفتهایم. اینها را به یک جمعبندی برسانیم تا ببینیم از الان به بعد باید چه بکنیم. من در این شورا راهکار ارائه میکنم وگرنه ارائه استراتژی برای عمل در توان من نیست و هر کسی هم که بگوید یک نفره بلدم اشتباه میکند.
سوال: آقای داد، به هر حال بخشخصوصی سینمای ایران الان در مرحلهای است که درگیر جزئیات و امور روزمره خودش است و چارهای ندارد جز اینکه به راهکارها و استراتژیها به صورت مقطعی و کوتاه مدت نگاه کند. به نظرتان اگر از این بخشخصوصی توقع تدوین یک استراتژی کلان و بلندمدت را داشته باشیم نتیجه حاصله چندان به لحاظ عملی مثبت نخواهد بود.
داد: خب این زیرساخت را چه کسی باید درست بکند. این زیرساخت یا باید با حضور این بخش خصوصی شکل بگیرد یا بدون حضور بخشخصوصی باشد که اگر اینگونه باشد تبدیل میشود به توسعه آمرانه.
سوال: ولی عدهای هم در این میان معتقدند توسعه آمرانه در مراحل ابتدایی کار لزوما بد نیست.
داد: ببینید به هر حال نباید خیلی سخت گرفت. بالاخره به همان اندازهای که پول میدهیم آش میخوریم به همان اندازهای که کسی وقت و فکر میگذارد میتواند در یک کاری مشارکت بکند بنابراین اگر بخشخصوصی سینمای ایران بگوید که من وقت ندارم زیر ساخت طراحی بکنم و فرصت ندارم که به آینده فکر کنم خب نتیجهاش این میشود که آشی میخورد به اندازه پولی که از جیب گذاشته است. ما فرض را بر این میگذاریم که شما وقتی این را از من میپرسید بگوییم گروههایی در سینمای ایران وجود دارد که هفتهای یک بار دور هم جمع بشوند و به تدوین یک استراتژی بلندمدت کمک کنند.
سوال: در واقع ما دایه مهربانتر از مادر نشویم؟
داد: من این جمله را نمیگویم. بلکه میگویم این معادله را نباید سخت کنیم. به اندازهای که یک مدیر و سینماگر و افراد ذینفع وقت میگذارند طبیعتا میتوانند با هم همفکری کنند. حالا حاصل آن کار معلول این شرایط میشود. حالا اگر بگویند وقت ندارند خب حتما وقت ندارند دیگر!
سوال: آقای داد، کنارهگیری شما از مدیریت سینما به چه دلیل بود. در مورد کنارهگیریتان کم صحبت کردهاید. چه عواملی در آن دخیل بودهاند؟
داد: من همان موقع هم گفتم که به هر حال دولت اول آقای خاتمی کارش تمام شده بود و وزیری که از من خواسته بود با او همکاری کنم کنارهگیری کرده بود طبیعی بود که من باید جا را خالی میکردم تا دولت بعدی یا من را مجددا انتخاب بکند یا کسی دیگر.
سوال: و دولت دوم آقای خاتمی تمایلی به حضور شما داشت؟
داد: اجازه بدهید که بحث را فردی نکنیم. به هر حال هر کسی متناسب با دیدگاههای خودش مدیرانی را انتخاب میکند. من حدس میزدم که مدیر دلخواه دولت در آن مقطع همان کسانی بودند که بعدا بر سر کار آمدند. بنابراین من باید این امکان را فراهم میکردم که اگر شخص دیگری بخواهد انتخاب شود این کار صورت بگیرد.
تنظیم: حسین یاغچی
منبع: اعتمادملی
اما وقتی از کمیت به کیفیت جمعیت میرسیم آن وقت چیستی راه داد بر ما معلوم میشود و بر این زمانه بیداد افسوس دوچندان میخوریم. دیروز جمعیت متنوعی که گرد پیکر داد به سوگ نشسته بودند تصویری را در ذهن شکل میدادند که درست خلاف تصویری بود که از این روزها در ذهنمان نقش بسته است.
جمعیت به سوگ نشسته از هر طیفی را شامل میشد و حتی اگر اینان نخواهند که در یک کادر با هم حاضر شوند اما داد موضوعی است که آنها را همنظر میسازد و گردهم مینشاند. این همان راه داد است که عمری بر آن ایستاد و در هر جا که رفت نشانهاش شد. چه در فیلمسازی که بازمانده را ساخت و منش خود را در قالب یک بیان اصیل سینمایی درباره ظلمهایی که بر قومی میرود، به نمایش گذاشت و چه در دورانی که مدیر سینما شد و خیلیها را با سلایق مختلف دور هم جمع کرد و دوران طلایی سینمای ایران را رقم زد.
در این سالها هربار که پای صحبتاش مینشستیم چه در زمینه فیلمسازی و چه در زمینه مدیریت فرهنگی نکات بدیعی میشنیدیم و علاقهمند میشدیم که آن را در قالب یک گفتوگو منتشر کنیم. اما باید هزار تا توجیه جور میکردیم تا استاد سیفالله داد مجاب شود به انجام گفتوگویی درباره همین بحثهایی که گاه و بیگاه طی فرصتی مجال بیاناش پیش آمده بود.
گفتوگویی که میخوانید یکی از همانها است. گزیدهای از گفتوگویی مفصل که بخش عمدهای از آن پیش از این در قالب یک پرونده درباره بخش خصوصی سینمای ایران منتشر شده بود و این بخشی که الان پیش روی شماست انتهای آن گفتوگوی طولانی را شامل میشود و چون از بحثهای تئوریک به بحثهای مصداقی میرسید ترجیح دادم که در قالب آن پرونده، روی کاغذ نیاید. این گفتوگو درست یک سال پیش انجام شد و در آن سیفالله داد از دوران مدیریتاش میگوید.
سوال: در این 30سال در حوزه فرهنگ گاه تلاشهایی شده که بخش خصوصی بهنوعی در نقش متصدی ظاهر شود و جای دولت را در این عرصه پر کند. این اتفاق به خصوص در دوره مدیریت شما در معاونت سینمایی وزارت ارشاد افتاد. یعنی حداکثر نقش بخش خصوصی در این حوزه اتفاق افتاد. چه شد که این پایدار نبود و به نتایجی که میخواستید نرسیدید؟ آیا بخش خصوصی سینمای ایران توانایی ایفای چنین نقشی را ندارد و باید به جای خصوصیسازی به سراغ آزادسازی اقتصادی سینما رفت یا مسائل دیگری در این نافرجامی دخیل بوده است؟
داد: البته الان چندین و چند سال از آن دوره گذشته است و خیلی جزئیات آن چیزی که میگویید یادم نمیآید. اما خاطرم هست که با همکاریهمان بخش خصوصی و نظام صنفی که در بین انجمن تهیهکنندگان و توزیعکنندگان بود سعی کردیم یک مکانیسمهایی که مورد اجماع همگان باشد ـ البته همگانی که منافعشان مطرح بود ـ طراحی کنیم و آن امتحان شود و عملی بشود تا اینکه بخش خصوصی راه خودش را پیدا کند. در واقع ما به دنبال یک جور فرمولبندی بودیم.
بخش خصوصی فعلی یکسری سالن سینمای محدود در اختیار دارد و فیلمهای محدودی که تولید میشود و این میزان اصلا کفاف جمعیت بالقوه فعلی را نمیدهد. پس تلاش شد که یک برنامههایی با اجماع دوستان شکل بگیرد و تهیه شود و الان هم دقیق یادم نیست که بگویم صددرصد موفق بود یا نه.
سوال: به هر حال یکی از دلایل ناموفقبودناش این است که به محض رفتن شما از معاونت سینمایی، کل جریان عوض شد و برنامههایی که شما درصدد اجرایش بودید به بایگانی رفت.
داد: چه سالی مدنظر شماست؟
سوال: در این سالهای بعد از مدیریت شما معمولا چنین رویهای حاکم بوده است؟
داد: پس بگذارید یک نکتهای بگویم. اصولا بعد از کنارهگیری من در سال 80، تمام برنامهای را که به عنوان برنامه 5ساله سینمای ایران تهیه و منتشر شده بود و تایید وزارت ارشاد داشت کنار گذاشتند. یعنی دولت بعدی و معاونان بعدی این برنامه را فراموش کردند و هیچکس بعد از آن یک برگه کاغذ به عنوان برنامه یکساله، دوساله و سهساله منتشر نکرد. در واقع سعی کردند باچراغ خاموش برگردند به سیستم قبل از سال 76. این قضیه در دولت دوم آقای خاتمی اتفاق افتاد. اینکه چرا اتفاق افتاد مربوط به من نیست و باید بروید با یک مجله سیاسی صحبت کنید. ولی من میخواهم این را بگویم که بعد از سال 80 هیچ نوع برنامهای در معاونت سینمایی اعلام نشده است.
سوال: در واقع عقبگرد داشتهایم.
داد: حالا من میخواهم بگویم نه به سال 76 که به قبل از سال 76 بازگشتهایم. تا سال 76 هم باز معاونان سینمایی حداقل برنامه سالانه اعلام میکردند اما از سال 80 به این طرف چنین اتفاقی نیفتاد و اینکه دلایلش چیست را از مدیران بعد از خودم نپرسیدهام. نه از آقای پزشک، نه از آقای حیدریان و نه از آقای جلوه.
سوال: البته یک بخشی از آن شاید مربوط به طول دوران مدیریت باشد که معمولا کوتاه بوده است؟
داد: البته این میتواند یک توجیه باشد. ولی بالاخره کسی که در یک مصدر استراتژیک قرار میگیرد چارهای ندارد جز اینکه هم استراتژی داشته باشد هم آن را به دیگران بگوید. ظاهرا بعد از سال 80 وزارت ارشاد تصمیمگرفت که بیبرنامگی پیشه کند.
سوال: سوالی که اینجا در مورد دوران مدیریت شما پیش میآید این است که آیا بهتر نبود به جای پرداخت به چگونگی تعامل بخش خصوصی سینما نظیر خانه سینما با دولت در مسائل تولید و اکران،به دنبال استقلال اقتصادی بخش خصوصی سینما از دولت باشیم. چون اگر این استقلال اقتصادی اتفاق بیفتد خود به خود آن تعاملی هم که دنبالش بودهایم شکل گرفته است.
داد: ما این کار را میکردیم و در برنامههایمان هم وجود داشت. اما بودجه خانه سینما غالبا از سوی دولت تامین میشد. تنها پولی که وزارت ارشاد میداد و متعهد هم بود که بدهد حق بیمه اعضای خانه سینما بود.
سوال: بودجه جاریشان چطور؟
داد: نه، تنها رقمی که در اختیار خانه سینما قرار میدادیم و فکر میکنم همچنان ادامه دارد همان پرداخت حق بیمه بود. خانه سینما از آن به بعد شروع کرد از کانونهای دیگری به غیر از وزارت ارشاد کسب بودجه کند.
سوال: ولی همچنان اتکای اقتصادیاش به وزارت ارشاد وجود دارد و عدهای به طنز میگویند اگر ارشاد بودجه ندهد خانه سینما پول چای اعضایش را هم نمیتواند تامین کند.
داد: در سالهای اخیر نمیدانم به چه صورت درآمده است.
سوال: خب در دوران شما چگونه بود؟
داد: رقمی که در بودجه رسمی برای خانه سینما در نظر گرفته میشد فقط و فقط همین حق بیمه بود. یعنی ما در وهله اول سعی میکردیم این بودجه را تامین کنیم که آن هم معمولا یا مستقیم به حساب بیمه واریز میشد یا به حساب خانه سینما واریز میشد و خانه سینما به حساب بیمه واریز میکرد.
سوال: بودجههای دیگر خانه سینما از کجا تامین میشد؟
داد: فرض کن مثلا میرفتند با شهرداری صحبت میکردند و یک پولی از شهرداری میگرفتند. آن موقع خانه سینما به دنبال راههایی بود که به تدریج استقلال پیدا کند ولی خب عمر کفاف نداد.
سوال: آقای داد، الان اگر شما بخواهید یک استراتژی برای سینمای ایران پیشنهاد بدهید چه مواردی را شامل میشود؟ با توجه به همه اتفاقاتی که بعد از دوران مدیریت شما در سینما رخ داده است این استراتژی چه تفاوتهایی با استراتژی شما برای اداره سینما در سال 76 یعنی سال آغاز مدیریتتان دارد؟
داد: اولا الان آمادگی پاسخ به این سوال را ندارم. اما راهکار رسیدن به آن استراتژی را میتوانم بگویم. همان موقع هم آن استراتژی را خودمان ندادیم. نشستیم به صورت جمعی یک راهکاری طراحی کردیم که آن راهکار را من همچنان اعتقاد دارم.
آن هم این است که بیاییم گروهی از نخبگان سینمای ایران و گروهی از نخبگان مدیریتی را کنار هم بنشانیم و صورت مساله را که وضعیت سینمای ایران است مطرح کنیم و همه کمک کنند تا ابعاد مختلف صورت مساله را بشکافیم و بعد با کمک یکدیگر به یک راهحلهایی برسیم و آن وقت این راهحلها را تدوین کنیم تا تبدیل بشود به استراتژی. نه آن موقع نشستم خودم یک نفری استراتژی تدوین بکنم چون اصلا به عقلم نمیرسید و نه الان توصیه میکنم که کسی بخواهد یک نفره این کار را انجام بدهد. یک نفره که میگویم منظورم این است که بدون مشارکت شفاف و علنی افراد شناخته شده سینما.
سوال: یعنی در واقع شما حرکت اجماعی را پیشنهاد میکنید؟
داد: من حرکت جمعی را میپسندم به این دلیل که مربوط به منافع جمیع اعضای سینما است. ضمن اینکه از هر نوع مشورت پنهانی اجتناب میکنم. از این کار قبلا هم اجتناب میکردم. چرا که مشورتهای پنهانی و غیر علنی منجر به شکلگیری گروههای ویژه قدرت در سینما میشود که همین الان هم وجود دارند و در سال 76 هم وجود داشتند. یعنی کسانی که مناسبات و روابط ویژهای با مدیران دارند.
مدیران تلفنهای آنها را زود جواب میدهند. در حالی که دیگران میشوند شهروند درجه دو من تصورم این است که باید خیلی شفافبگویم باید شورای صنعت سینمای ایران مجددا تشکیل شود و این شورا در حضور افکار عمومی سینما بنشیند صورت مساله را بررسی بکند و ببیند چه راههای غلط و چه راههای درستی رفتهایم. اینها را به یک جمعبندی برسانیم تا ببینیم از الان به بعد باید چه بکنیم. من در این شورا راهکار ارائه میکنم وگرنه ارائه استراتژی برای عمل در توان من نیست و هر کسی هم که بگوید یک نفره بلدم اشتباه میکند.
سوال: آقای داد، به هر حال بخشخصوصی سینمای ایران الان در مرحلهای است که درگیر جزئیات و امور روزمره خودش است و چارهای ندارد جز اینکه به راهکارها و استراتژیها به صورت مقطعی و کوتاه مدت نگاه کند. به نظرتان اگر از این بخشخصوصی توقع تدوین یک استراتژی کلان و بلندمدت را داشته باشیم نتیجه حاصله چندان به لحاظ عملی مثبت نخواهد بود.
داد: خب این زیرساخت را چه کسی باید درست بکند. این زیرساخت یا باید با حضور این بخش خصوصی شکل بگیرد یا بدون حضور بخشخصوصی باشد که اگر اینگونه باشد تبدیل میشود به توسعه آمرانه.
سوال: ولی عدهای هم در این میان معتقدند توسعه آمرانه در مراحل ابتدایی کار لزوما بد نیست.
داد: ببینید به هر حال نباید خیلی سخت گرفت. بالاخره به همان اندازهای که پول میدهیم آش میخوریم به همان اندازهای که کسی وقت و فکر میگذارد میتواند در یک کاری مشارکت بکند بنابراین اگر بخشخصوصی سینمای ایران بگوید که من وقت ندارم زیر ساخت طراحی بکنم و فرصت ندارم که به آینده فکر کنم خب نتیجهاش این میشود که آشی میخورد به اندازه پولی که از جیب گذاشته است. ما فرض را بر این میگذاریم که شما وقتی این را از من میپرسید بگوییم گروههایی در سینمای ایران وجود دارد که هفتهای یک بار دور هم جمع بشوند و به تدوین یک استراتژی بلندمدت کمک کنند.
سوال: در واقع ما دایه مهربانتر از مادر نشویم؟
داد: من این جمله را نمیگویم. بلکه میگویم این معادله را نباید سخت کنیم. به اندازهای که یک مدیر و سینماگر و افراد ذینفع وقت میگذارند طبیعتا میتوانند با هم همفکری کنند. حالا حاصل آن کار معلول این شرایط میشود. حالا اگر بگویند وقت ندارند خب حتما وقت ندارند دیگر!
سوال: آقای داد، کنارهگیری شما از مدیریت سینما به چه دلیل بود. در مورد کنارهگیریتان کم صحبت کردهاید. چه عواملی در آن دخیل بودهاند؟
داد: من همان موقع هم گفتم که به هر حال دولت اول آقای خاتمی کارش تمام شده بود و وزیری که از من خواسته بود با او همکاری کنم کنارهگیری کرده بود طبیعی بود که من باید جا را خالی میکردم تا دولت بعدی یا من را مجددا انتخاب بکند یا کسی دیگر.
سوال: و دولت دوم آقای خاتمی تمایلی به حضور شما داشت؟
داد: اجازه بدهید که بحث را فردی نکنیم. به هر حال هر کسی متناسب با دیدگاههای خودش مدیرانی را انتخاب میکند. من حدس میزدم که مدیر دلخواه دولت در آن مقطع همان کسانی بودند که بعدا بر سر کار آمدند. بنابراین من باید این امکان را فراهم میکردم که اگر شخص دیگری بخواهد انتخاب شود این کار صورت بگیرد.
تنظیم: حسین یاغچی
منبع: اعتمادملی
