وقتی که باشگاه قدیمیتان دیگر شما را دوست ندارد، پس بهتر است که با یک تیم بهتر برگردید و کابوس آنها شوید!
به نوشته خراسان؛ در این جور مواقع حتی یک دیدار تدارکاتی و یا دوستانه هم میتواند راضی کننده باشد!
***
هرنان کرسپو مقابل لاتزیو (2004-2003): قهرمان سنتی تیمهای پارما، لاتزیو و اینتر. او هرگز دوست نداشت ایتالیا را ترک کند ولی وقتی چلسی در تابستان 2003 پیشنهاد 22 میلیون پوندی را پیش روی او قرار داد، اغوا شد. کمتر اتفاق افتاد که در پیراهن آبی ثابت بازی کند. گرچه در همین فرصتهای کم هم شم گلزنی بالایش را نشان داد. وقتی چلسی برای بازی با لاتزیو به الیمپیکو رفت، از کرسپو استقبال گرمی صورت گرفت. برای هواداران ایتالیایی او یک اسطوره بود چراکه بهترین دوران بینکو سلیستها در حضور او رقم خورده بود. در 53 بازی از سری A بین سالهای 2000 تا 2002 والدانوی کوچک 39 گل به ثمر رسانده بود و هنگامی که در تابستان 2002 بار سفر را به سوی جوزپه مهآتزا بست، هواداران لاتزیو بسیار غمگین شدند. اما کرسپو از بازگشتن به رم الهام گرفت. مهاجم بلند موی آرژانتینی با کمک ورون هموطن دیگرش در چلسی که او هم روزگاری بازیکن لاتزیو بود، توانست گل نخست بازی را به ثمر برساند. دقایقی بعد، او مجددا با استفاده از قدرتش چلسی را از حریف پیش انداخت. درنهایت چلسی بازی را 4-صفر از حریف برد ولی هواداران لاتزیو کرسپو را به پاس زحمات گذشتهاش بخشیدند.
تیری آنری مقابل یوونتوس (2006-2005): برای آنری تورین محل تردد خوش اقبالی نبود. پیش از آنکه او آزادانه بازی کردن را در آرسنال تجربه کند، در یوونتوس فقط محدود شده بود و همین هم موجب شد تا در 16 بازی فقط 3 بار پایش به گل باز شود. در فصل 2006-2005 وقتی که پسران تورین برای انجام دیدار رفت مرحله یک چهارم نهایی لیگ قهرمانان قدم در هایبری گذاشتند، آنری نمایش قدرتمندانهای از خود به اجرا گذاشت. فابیو کاناوارو و لیلیان تورام از پس سرعت او برنمیآمدند و درنتیجه او در دقیقه 69 بازی گل دوم آرسنال را به ثمر رساند. این پیروزی 2-صفر انگیزه زیادی به آرسنال داد و در ایتالیا یک تساوی بدون گل کفایت میکرد تا راهی مرحله بعد شوند. حالا یوونتوسیها میفهمیدند که چه جواهری را از دست دادهاند! آنری هم پس از بازی گفت: «با عصبانیت تمام مقابل آنها بازی کردم.»
هنریک لارسن مقابل سلتیک (2006-2005): لقب شاه شاهان نشان دهنده اهمیتی بوده که سلتیکیها برای او قائل بودند. در بین سالهای 1997 تا 2004، لارسن در 315 بازی 242 گل برای این تیم اسکاتلندی به ثمر رساند. جایگاه او در قلب هواداران زمانی محکمتر شد که سلتیک را به فینال جام یوفای 2003-2002 رساند. شانس پیوستن به بارسا در سال 2004 به او روی کرد و او هم به راحتی آن را پذیرفت. سپتامبر سال بعد بارسا و سلتیک باید در جریان لیگ قهرمانان مقابل هم قرار میگرفتند و از قضا این هنریک بود که در آن بازی به یاد ماندنی گل دقیقه 82 کاتالانها را به ثمر رساند. او پس از بازی گفت: «شادی پس از گل بسیار برایم سخت بود چون من در این جا لحظات بسیار خاطرهانگیزی را سپری کردم. ولی به هر حال باید از کسب این سه امتیاز خوشحال باشم چون دیگر بازیکن بارسلونا هستم.» پس از برد بارسا طرفداران سلتیک هرگز به کسی که او را شماره هفت استثنایی میخواند، توهین نکردند.
فرانک ریکارد مقابل میلان (95-1994): یکی از سه تفنگدار هلندی میلان در سال 1995 به اجبار مقابل تیم سابقش ایستاد. این مدافع/ هافبک بلند قامت در زمانی که 30 سال داشت میلان را ترک کرد تا در سال 1993 راهی آژاکس شود و تیم جوان لوئیس فنگال از حضور او بسیار سود جست. به خصوص از جنبه تجربه و استعداد او. ریکارد و همتیمیهایش در سال 1995 مسیرشان را به سوی فینال لیگ قهرمانان در پیش گرفته بودند و در این میان در گروه D میلان را در بازی رفت و برگشت 2 بر صفر شکست دادند تا بیشتر به خواستهشان نزدیک شوند. اما در فینالی که در وین انجام میشد، یک بار دیگر روسونری را شکست دادند. گل تمام کننده پاتریک کلایورت در دقیقه 85 دیگر قهرمانی را برای آژاکسیها قطعی کرد. اما چه کسی در این پیروزی دخیل بود؟ بیشک فرانک ریکارد.
پائولو سوسا مقابل یوونتوس (1997-1996): یک استعداد با کلاس جهانی در خط میانی. سوسا به یوونتوس کمک کرد تا در سال 95 قهرمان اسکودتو شود و در سال 96 قهرمانی لیگ قهرمانان را به ارمغان بیاورد. سپس یک مصدومیت زانو بانوی پیر را وادار کرد تا او را در سال 96 به دورتموند بفروشد. سوسا که به خاطر قدرت پاسکاریاش شهره بود از این اتفاق بسیار نا امید شده بود: «آنها دیگر به کیفیتهای من اعتقادی نداشتند ولی من هم دیگر نمیتوانستم از آن چه هستم بیشتر شوم. تصمیم آنها برای فروش من بسیار اشتباه بود چون یک سال بعد من آنها را در فینال لیگ قهرمانان شکست دادم.» با گلزنی در پیروزی 3 بر یک دورتموند مقابل یووه در سال 1997، سوسا دومین بازیکنی بود که 2 قهرمانی پیاپی را در لیگ قهرمانان تجربه میکرد. آیا این برای انتقام گیری سوسا کافی بود؟ نه!: «من فقط یک بار آنها را شکست ندادم. با پاناتینایکوس هم آنها را زمین زدهام.»
به نوشته خراسان؛ در این جور مواقع حتی یک دیدار تدارکاتی و یا دوستانه هم میتواند راضی کننده باشد!
***
هرنان کرسپو مقابل لاتزیو (2004-2003): قهرمان سنتی تیمهای پارما، لاتزیو و اینتر. او هرگز دوست نداشت ایتالیا را ترک کند ولی وقتی چلسی در تابستان 2003 پیشنهاد 22 میلیون پوندی را پیش روی او قرار داد، اغوا شد. کمتر اتفاق افتاد که در پیراهن آبی ثابت بازی کند. گرچه در همین فرصتهای کم هم شم گلزنی بالایش را نشان داد. وقتی چلسی برای بازی با لاتزیو به الیمپیکو رفت، از کرسپو استقبال گرمی صورت گرفت. برای هواداران ایتالیایی او یک اسطوره بود چراکه بهترین دوران بینکو سلیستها در حضور او رقم خورده بود. در 53 بازی از سری A بین سالهای 2000 تا 2002 والدانوی کوچک 39 گل به ثمر رسانده بود و هنگامی که در تابستان 2002 بار سفر را به سوی جوزپه مهآتزا بست، هواداران لاتزیو بسیار غمگین شدند. اما کرسپو از بازگشتن به رم الهام گرفت. مهاجم بلند موی آرژانتینی با کمک ورون هموطن دیگرش در چلسی که او هم روزگاری بازیکن لاتزیو بود، توانست گل نخست بازی را به ثمر برساند. دقایقی بعد، او مجددا با استفاده از قدرتش چلسی را از حریف پیش انداخت. درنهایت چلسی بازی را 4-صفر از حریف برد ولی هواداران لاتزیو کرسپو را به پاس زحمات گذشتهاش بخشیدند.
تیری آنری مقابل یوونتوس (2006-2005): برای آنری تورین محل تردد خوش اقبالی نبود. پیش از آنکه او آزادانه بازی کردن را در آرسنال تجربه کند، در یوونتوس فقط محدود شده بود و همین هم موجب شد تا در 16 بازی فقط 3 بار پایش به گل باز شود. در فصل 2006-2005 وقتی که پسران تورین برای انجام دیدار رفت مرحله یک چهارم نهایی لیگ قهرمانان قدم در هایبری گذاشتند، آنری نمایش قدرتمندانهای از خود به اجرا گذاشت. فابیو کاناوارو و لیلیان تورام از پس سرعت او برنمیآمدند و درنتیجه او در دقیقه 69 بازی گل دوم آرسنال را به ثمر رساند. این پیروزی 2-صفر انگیزه زیادی به آرسنال داد و در ایتالیا یک تساوی بدون گل کفایت میکرد تا راهی مرحله بعد شوند. حالا یوونتوسیها میفهمیدند که چه جواهری را از دست دادهاند! آنری هم پس از بازی گفت: «با عصبانیت تمام مقابل آنها بازی کردم.»
هنریک لارسن مقابل سلتیک (2006-2005): لقب شاه شاهان نشان دهنده اهمیتی بوده که سلتیکیها برای او قائل بودند. در بین سالهای 1997 تا 2004، لارسن در 315 بازی 242 گل برای این تیم اسکاتلندی به ثمر رساند. جایگاه او در قلب هواداران زمانی محکمتر شد که سلتیک را به فینال جام یوفای 2003-2002 رساند. شانس پیوستن به بارسا در سال 2004 به او روی کرد و او هم به راحتی آن را پذیرفت. سپتامبر سال بعد بارسا و سلتیک باید در جریان لیگ قهرمانان مقابل هم قرار میگرفتند و از قضا این هنریک بود که در آن بازی به یاد ماندنی گل دقیقه 82 کاتالانها را به ثمر رساند. او پس از بازی گفت: «شادی پس از گل بسیار برایم سخت بود چون من در این جا لحظات بسیار خاطرهانگیزی را سپری کردم. ولی به هر حال باید از کسب این سه امتیاز خوشحال باشم چون دیگر بازیکن بارسلونا هستم.» پس از برد بارسا طرفداران سلتیک هرگز به کسی که او را شماره هفت استثنایی میخواند، توهین نکردند.
فرانک ریکارد مقابل میلان (95-1994): یکی از سه تفنگدار هلندی میلان در سال 1995 به اجبار مقابل تیم سابقش ایستاد. این مدافع/ هافبک بلند قامت در زمانی که 30 سال داشت میلان را ترک کرد تا در سال 1993 راهی آژاکس شود و تیم جوان لوئیس فنگال از حضور او بسیار سود جست. به خصوص از جنبه تجربه و استعداد او. ریکارد و همتیمیهایش در سال 1995 مسیرشان را به سوی فینال لیگ قهرمانان در پیش گرفته بودند و در این میان در گروه D میلان را در بازی رفت و برگشت 2 بر صفر شکست دادند تا بیشتر به خواستهشان نزدیک شوند. اما در فینالی که در وین انجام میشد، یک بار دیگر روسونری را شکست دادند. گل تمام کننده پاتریک کلایورت در دقیقه 85 دیگر قهرمانی را برای آژاکسیها قطعی کرد. اما چه کسی در این پیروزی دخیل بود؟ بیشک فرانک ریکارد.
پائولو سوسا مقابل یوونتوس (1997-1996): یک استعداد با کلاس جهانی در خط میانی. سوسا به یوونتوس کمک کرد تا در سال 95 قهرمان اسکودتو شود و در سال 96 قهرمانی لیگ قهرمانان را به ارمغان بیاورد. سپس یک مصدومیت زانو بانوی پیر را وادار کرد تا او را در سال 96 به دورتموند بفروشد. سوسا که به خاطر قدرت پاسکاریاش شهره بود از این اتفاق بسیار نا امید شده بود: «آنها دیگر به کیفیتهای من اعتقادی نداشتند ولی من هم دیگر نمیتوانستم از آن چه هستم بیشتر شوم. تصمیم آنها برای فروش من بسیار اشتباه بود چون یک سال بعد من آنها را در فینال لیگ قهرمانان شکست دادم.» با گلزنی در پیروزی 3 بر یک دورتموند مقابل یووه در سال 1997، سوسا دومین بازیکنی بود که 2 قهرمانی پیاپی را در لیگ قهرمانان تجربه میکرد. آیا این برای انتقام گیری سوسا کافی بود؟ نه!: «من فقط یک بار آنها را شکست ندادم. با پاناتینایکوس هم آنها را زمین زدهام.»