اگر شنیدن اینکه نرخ طلاق هر ساله به رقم قابل توجهی افزایش می‌یابد چندان متعجبمان نکند به طور قطع دانستن اینکه حدود ۱۴ درصد از طلاق‌ها مربوط به سال اول زندگی هستند، نگران کننده خواهد بود
هر سه دقیقه یک طلاق برای یک جامعه که هنوز بنیان های سنتی آن زنده هستند، آمار هولناکی است که هیچ گونه بی تفاوتی را بر نمی‌تابد.
به گزارش آرمان، اگر شنیدن اینکه نرخ طلاق هر ساله به رقم قابل توجهی افزایش می‌یابد چندان متعجبمان نکند به طور قطع دانستن اینکه حدود ۱۴ درصد از طلاق‌ها مربوط به سال اول زندگی هستند، نگران کننده خواهد بود؛ به ویژه اگر بدانیم سهم قابل توجهی از رقم بالای طلاق‌ها در کشور ما، به محیط های روستایی که سنت در آنها به قوت خود باقی است، اختصاص دارد. با این اوصاف باید گفت، این اتفاقات ریشه در مسائل مهم تری دارند که نگاه دقیق و عمیق به مساله را ایجاب می‌کنند.
روز گذشته خبری با این محتوا منتشر شد: «بررسی آمارهای ثبت احوال نشان می‌دهد بیشتر طلاق های ثبت‌شده در سال ۹۴ مربوط به زوج هایی است که در سال ۹۳ ازدواج کرده اند. ۱۶ /۱۳ درصد از طلاق های ثبت شده در ۹ ماهه اول سال ۹۴، معادل ۱۶ هزار و ۱۱۰ طلاق را زوج هایی ثبت کردند که بیشتر از یک سال از ازدواج آنها نگذشته بود. آمارهای سازمان ثبت احوال کشور نشان می‌دهد که بعد از این گروه، ازدواج های با عمر بین یک تا دو سال و دو تا سه سال دارای بیشترین موارد منجر به طلاق بوده اند که این عدد برای گروه اول، ۱۳ هزار و ۷۸۶ مورد برابر ۱۱ درصد و برای گروه دوم، ۱۰ هزار و ۷۷۹ مورد برابر ۸/۸ درصد بوده است. در میان ازدواج های منجر به طلاق، کمترین موارد مربوط به ازدواج های با عمر ۲۸ تا ۲۹ سال است که در این گروه، ۴۸۰ مورد معادل ۳ /۰ درصد ازدواج منجر به طلاق ثبت شده است.
اما نکته جالب در میان این آمارها این است که در ازدواج‌های منجر به طلاق با عمر کمتر از یک سال، از هر ۱۰۰ طلاق در شهرها، ۱۳ مورد طلاق هم در روستاها اتفاق می‌افتد. همچنین هر چقدر عمر ازدواج های به طلاق کشیده شده، بیشتر می‌شود، نسبت طلاق های روستایی به شهری نیز بیشتر می‌شود.» در این گزارش دو نکته مهم مطرح هستند، یکی اینکه افزایش طلاق در سال های اول زندگی و به ویژه یک سال اول به شدت افزایش یافته است و از سوی دیگر طلاق در محیط هایی که تا پیش از این تابوی طلاق در آنها بیشتر بود، رواج یافته است. شاید کمتر کسی انتظارش را داشت که طلاق در محیط های روستایی که سنت در آنها هنوز به میزان زیادی زنده است به این میزان رواج یابد، آن هم طلاق زوج هایی که عمر زیادی از زندگی شان گذشته است. از نکات مطرح شده اینگونه استنباط می‌شود که مساله طلاق در جامعه ایران هر روز پیچیده تر می‌شود و زوایای تازه ای می‌یابد که لزوم نگاه کارشناسانه به این آسیب افسار گسیخته را بیش از پیش ایجاد می‌کنند.

انتخاب نادرست به طلاق زودرس منجر می‌شود

رئیس انجمن مددکاری ایران در بررسی دلایل افزایش طلاق در سال های اول زندگی در چند ساله اخیر به آرمان می‌گوید: کاهش سال های زندگی مشترک به یک سال، نشانه خوبی نیست و پیام مشخصی که دارد این است که انتخاب همسر به درستی انجام می‌شود. معیارهایی که افراد با آن دست به انتخاب همسر می‌زنند معیارهای درستی نیستند. سید حسن موسوی چلک به عدم مسئولیت پذیری جوانان در مقابل انتخاب شان تاکید دارد و می‌افزاید: امروزه عدم مسئولیت پذیری جوانان در مقابل مسئولیت‌ها و تعهداتی که آنها در شروع زندگی مشترک قبول کرده اند باعث می‌شود که طلاق در سال‌های اول زندگی به میزان زیادی افزایش یابد. او به ضعف اخلاق اجتماعی در جامعه ایران اشاره می‌کند و می‌گوید: از تبعات ضعف اخلاقی در جامعه می‌تواند بی‌تفاوتی به اهداف زندگی مشترک باشد. افزایش آزادی عمل افراد و نداشتن مسئولیت زمانی که همسری ندارند، باعث می‌شود تمایل آنها به طلاق و بازگشت به دوران مجردی بیشتر شود. موسوی چلک کاهش نقش اعضای خانواده در مدیریت زندگی افراد را، از دیگر عوامل افزایش طلاق در سال های اول زندگی می‌داند و تصریح می‌کند: در گذشته اطرافیان و به ویژه والدین به رفتارهای افراد نظارت داشتند و این مساله باعث می‌شد که اگر اختلافی هم بروز پیدا می‌کرد، با راهنمایی به موقع اطرافیان حل و فصل می‌شد. او ادامه می‌دهد: نظارت و حمایت روانی و اجتماعی که در گذشته وجود داشت از کشیده شدن اختلافات به طلاق جلوگیری می‌کرد. اما در حال حاضر تغییرات در سبک زندگی و ساختار خانواده باعث شده‌اند این نظارت و حمایت وجود نداشته باشد.

طلاق تنها یک مساله فردی نیست

یک فعال اجتماعی در بررسی دلایل افزایش طلاق در محیط های سنتی تر مانند روستاها، به آرمان می‌گوید: شاید از نظر فراوانی تفاوت هایی بین شهر و روستا باشد ولی از نظر دلایل وقوع طلاق اشتراکات زیادی بین شهر و روستا وجود دارد. ثریا عزیزپناه از تسری آسیب اجتماعی به همه جا سخن می‌گوید و تاکید می‌کند: اگر طلاق را نتیجه تغییر در رفتار و خلق و خو و تغییر در تصمیم‌گیری بدانیم، این شرایط در همه محیط‌ها چه شهری و چه روستایی روی می‌دهد. او به خارج شدن طلاق از حالت ضد ارزشی اش اشاره می‌کند و می‌افزاید: به دلیل وقوع پی در پی طلاق در همه مکان‌ها و همه خانواده ها، طلاق از حالت ضدارزشی که داشت و از آن دوری می‌شد، خارج شده است. خانواده هایی که تا دیروز از وقوع طلاق پرهیز می‌کردند و طلاق را پنهان می‌کردند، در حال حاضر برخی از آنها حتی جشن طلاق می‌گیرند.
او به بررسی جدی و آسیب شناسانه دلایل طلاق تاکید می‌کند و می‌گوید: باید بررسی کرد که در جامعه سنتی ما چه عواملی باعث شده اند که این تغییرات عمده در نگرش‌ها و باورهای جامعه روی دهند. اگر علل یابی درستی صورت گیرد یافتن راه‌حل برای آن هم کار آسانتری می‌شود. عزیزپناه به این مساله که طلاق دلایل متعدد و وسیعی دارد اشاره می‌کند و می‌افزاید: جامعه ما در حال حرکت در مسیری است که اگر یک زندگی به جدایی نرسد جای تعجب دارد. او موانعی را که بر سر راه شناخت واقعی و درست در جامعه ما وجود دارند از دلایل اصلی طلاق می‌داند، و تصریح می‌کند: چون شناختی که افراد از یکدیگر به دست می‌آورند شناخت درستی نیست، به تبع آن مسیری هم که برای زندگی انتخاب می‌کنند، مسیر یک زندگی مسالمت آمیز نیست و هر لحظه امکان از هم پاشیدن آن وجود دارد. عزیزپناه تنزل دادن آسیب طلاق را به سطح فردی اشتباه بزرگی می‌داند و می‌گوید: در بررسی آسیب طلاق نمی توان همه مسئولیت را بر دوش فرد گذاشت و او را مقصر دانست، زیرا طلاق یک مساله اجتماعی است که پیامدهای آن تنها به سطح فردی محدود نیست بلکه کل جامعه را درگیر می‌کند. این فعال اجتماعی نگاه عمیق تر و دقیق تر به مساله طلاق را ضروری می‌داند و تاکید می‌کند: باید ردپای مساله طلاق را در ساختارهای میانی و کلان جامعه جست و جو کرد و برای اصلاح آنها تلاش کرد.

ما را دنبال کنید

به اشتراک گذاری این مطلب!
مطالب مرتبط
نظرات
کاربر مهمان -> 1395/02/06
پاسخ

سلام . به نظر بنده بیکاری و عدم تامین مالی مخارج زندگی توسط مرد در دو سه سال گذشته ،‌ عامل اصلی طلاق ها بوده است .

دریا -> 1395/02/06
پاسخ

چشمو دلمون روشن وقتی دختر اولین مردی که باهاش حرف میزنه شوهرشه(حرفهای از نوع احساسی وروابط 2نفره که مخصوص پدروبرادر نیست) و هیچ شناختی از مرد نداره وبر عکس هیچ شناختی از زن!!!!!!!!!!! همین میشه دیگه و توقع بی جا...نشناختن حدو حدود و نداشتن صبر یه دختر پایین شهر قد دختر بالای شهر توقع داره...مگه خونه پدرت داشتی؟که الان از یه پسر 28-29ساله میخای؟؟؟؟؟؟؟

کاربر مهمان -> 1395/02/06
پاسخ

جدا کردن دختران و پسران از هم باعث طلاق است.

کاربر مهمان -> 1395/02/06
پاسخ

تاسف برانگیزتر اینکه روال قانونی طلاق در مدت 7 الی 10 روز!!!!!

کاربر مهمان -> 1395/02/06
پاسخ

قبه طلاق شکسته علت اینه

کاربر مهمان -> 1395/02/06
پاسخ

متاسفانه یکی عوامل اصلی طلاق مهریه های کذایی که اغلب زنان را وسوسه به طلاق میکندبه جایی عندالمطالبه به توانی مالی شوهر بستگی داشته باشد یعنی طرف هیچ گونه درامدی نداردبه تعداد قابل توجه سکه مهریه میبندد واهرم فشار دست زن میافتدبهتر یک جایگاهی برای تنظیم مهریه قابل پرداخت تعریف شود

مهدی -> 1395/02/06
پاسخ
کاربر مهمان -> 1395-02-06 07:39:54

سلام . به نظر بنده بیکاری و عدم تامین مالی مخارج ز...

یعنی اگه کسی دلیلی غیر از این دو مورد داشته باشه عجیبه...ماها هم همین دلیلا بوده منتها صبرمون لامصب زیاده

کاربر مهمان -> 1395/02/06
پاسخ

از بین رفتن اصول اخلاقی ،بالا رفتن توقع طرفین از زندگی ،عدم تربیت صحیح والدین وکم بودن تحمل فرزندان در مواجهه با سختی های زندگی میتونه یکی از دلیل باشه

کاربر مهمان -> 1395/02/06
پاسخ

تازه اول راه فروپاشی اجتماعی قرار داریم.........

ایرانی -> 1395/02/06
پاسخ

به نظرم بهتره روانشناسان روی این چند مورد تحقیق بیشتری کنند 1- آیا جدا کردن دختران وپسران از سن 5 سالگی و دور کردن دنیای انسانی آنها از هم باعث عدم شناخت از نیازهای متقابل این دو دسته نمیشه که منجر به طلاق بشه؟ 2- باتوجهبه اینکه درصد زیادی از طلاقها هم در روستاها اتفاق میفته در حالیکه در روستاها کسی نمیتونه مدعی بشه که چیزهایی از قبیل ماهواره و شبکه های اجتماعی وجود تاثیر گذاری دارند آیا این به عملکرد ضعیف و مشوق به طلاق از سوی صدا و سیما بر نمیگرده؟ 3- با توجه به اینکه بسیایر از خانمها چه قبل از ازدواج و چه پس از اون شاغل هستند این اسقلال مالی باعث جدایی نمیشه؟

مرتضی امینی نیا -> 1395/02/06
پاسخ

طلاق زیاد،ازدواج کم،سرطان زیاد،دیابت بیداد،زادو ولد صفر،فشار های روحی و روانی غوغا وچه ها و چه ها امیدواریم که مسئولین محترم این آمار ها رو خیلی خیلی جدی بگیرن ویک فکر خیلی خیلی اساسی به این حال و روز بکنن

کاربر مهمان -> 1395/02/06
پاسخ
کاربر مهمان -> 1395-02-06 07:57:09

جدا کردن دختران و پسران از هم باعث طلاق است....

کجا جدا شدن؟ تو مدرسه؟ اون که از 37 سال پیش بوده. طلاق در چند سال اخیر زیاد شده. به نظرم دو عامل زیر مهمترین دلایل اند: 1- رشد ناگهانی استفاده از وسایل و تکنولوژی های ارتباطی مثل ماهواره و اینترنت و در پی اون شبکه های اجتماعی و در ادامه گوشی های هوشمند که دسترسی به وب را در هر جایی ممکن می سازد و عدم فرهنگ سازی استفاده صحیح از این وسایل و تکنولوژی ها توسط نهادهای ذیربط (در خیلی از نقاط روستایی که حداقل های لازم برای آسایش در زندگی را ندارند، دیش ماهواره و اینترنت در دسترس است. نکته جالب اینکه استفاده ها هم بیشتر بر روی مشخصه های منفی این تکنولوژی هاست.) 2- بیکاری و نداشتن شغل (حتی با درآمد بخور و نمیر!) برای جوانان

امیرحسین -> 1395/02/06
پاسخ

مشکل صرفا مالی نیست!!مشکل اصلی تلاش برای مالکیت مطلق بر طرف مقابل بخصوص از طرف خانوم های جوان است...

دلسوز -> 1395/02/06
پاسخ

با سلام یادمان نرود که یکی از آسیب های بسیار خطرناک که موجب ترویج بی اخلاقی ها در بطن جامعه و خانواده ها میگردد اینست که :‌ به قول قدیمیا میگن : از دست نخورده بگیر بده دست خورده آقا و خانمی که تجربه ی جنسی و عاطفی پیدا میکنه و با طلاق از آن محروم میشه بعد از جدایی دست به ارضای نیازهای بیدار شده ی خود به طرق نامناسب میزند که خود راه ترویج فساد در جامعه است . اصلا هم نمیشه چشم خودمون رو ببندیم و این مورد را انکار کنیم .

احسان -> 1395/02/06
پاسخ
کاربر مهمان -> 1395-02-06 07:39:54

سلام . به نظر بنده بیکاری و عدم تامین مالی مخارج ز...

دقیقا همینه. تفسیر و توضیح و هیچ چیز دیگه ای هم نیاز نداره. زندگی شروع میشه. اقتصاد خانواده توقعات طرفین رو پوشش نمیده و مشاجره ایجاد میشه و در نهایت طلاق....

محمد -> 1395/02/06
پاسخ

عوامل موثر طلاق در کشور ما متفاوته: 1- فرهنگی اجتماعی 2- اقتصادی 3- حمایتهای اشتباه قانونی از حقوق زنان-و... بارها مشاهده شده که با کوچکترین جر و بحث بین زوجین، زوجه به دادگاه رفته و مطالبه مهریه مینماید و مهریه را اهرم فشار بر مرد قرار میدهد. و با این کار شیرازه اقتصادی مرد که سالها برای ان زحمت کشیده از هم میپاشد. این مرد دیگر ان شخص قبل از دادگاه و مهریه نیست، عوض شده است و دیگر علاقه مند به زندگی با زنی که بنیان اقتصادی وی را به هم ریخته نیست. در وهله اول زنان باید این طرز فکر را از خود دور کنند که با فشار بر مرد از طریق جبری ( دادگاه و مهریه و حکم جلب و...) میتوانند در آینده زندگی خوبی را داشته باشند. متاسفانه حمایتهای بی چون و چرای قانونی از زنان نیز این مساله را دامن میزند. چرا حکم جلب و زندان فقط برای مردان وجود دارد و حال انکه اگر زنی از وظایف خود سرپیچی کند چنین احکامی برای وی متصور نیست. اگر قرار بر اصل تساوی بین زن و مرد باشیم پس نا گزیر هستیم در قوانین نیز تجدید نظر کرده و مجازاتها را نیز بر اصل تساوی قرار دهیم.

ناشناس -> 1395/02/06
پاسخ

دارم زجر میکشم 3 بار اقدام به طلاق کردم لحضه اخرتشریف نیاوردن امضا کنند حتی دادگاه حکم طلاق رو داده بود فقط کلی هزینه موند روی دستم و اقا وقیحتر شدن.خدا به دادما زنا برسه.

کاربر مهمان -> 1395/02/06
پاسخ

اگه مسیر طلاق گرفتن راحت باشه و حق و حقوق هر دو طرف پس از طلاق پایمال نگردد. باعث میشود تنها زن و مردهایی با هم زندگی کنند که عاشق هم هستند و برای راضی نگه داشتن طرف مقابل خود کوچکترین خطایی را مرتکب نشوند. سوختن و ساختن معنایی ندارد. نه تنها خود فرد بلکه خانواده او نیز در عذاب خواهد بود.

مهرداد -> 1395/02/06
پاسخ
کاربر مهمان -> 1395-02-06 07:39:54

سلام . به نظر بنده بیکاری و عدم تامین مالی مخارج ز...

حتماً اشتباه میکنی برادر! این بررسی "دقیق و عمیق" رد پای طلاق را در "ساختارهای میانی و کلان جامعه" دیده است. حالا منظور چه بوده، به من و شما ربطی ندارد.

ناشناس -> 1395/02/06
پاسخ
کاربر مهمان -> 1395-02-06 07:39:54

سلام . به نظر بنده بیکاری و عدم تامین مالی مخارج ز...

اضافه بفرمایید به همه ی این موارد طمع برخی وکلا که در این میانه با پرونده سازی های متعدد برای طرف مقابل تمایل ندارند که اینگونه مسایل زود ختم بخیر بشه چون جیب اونا خالی میشه

مهرداد -> 1395/02/06
پاسخ
دریا -> 1395-02-06 07:51:45

چشمو دلمون روشن وقتی دختر اولین مردی که باهاش حرف ...

خدا به داد طرز تفکر جوانهای ما برسد. "دختر پایین شهر قد دختر بالای شهر توقع داره"!!! بابا صد رحمت به نژاد پرست ها!!!

کاربر مهمان -> 1395/02/06
پاسخ
دریا -> 1395-02-06 07:51:45

چشمو دلمون روشن وقتی دختر اولین مردی که باهاش حرف ...

حالا پسره چی؟ هیچی نداره در عوض قلدر مابی و حق و حقوق خواستنش و شاخ و شونه اش براه!!

کاربر مهمان -> 1395/02/06
پاسخ
کاربر مهمان -> 1395-02-06 08:22:49

تاسف برانگیزتر اینکه روال قانونی طلاق در مدت 7 الی...

طلاق بهتر از زندگی بی احساس در کنار همه طلاق بهتر از قتل و خونریزی است

کاربر مهمان -> 1395/02/06
پاسخ

عامل دیگه اش اینه که جامعه در حال گذر از سنن غلط است و قانون هنوز بروز نشده است

نا شناس -> 1395/02/06
پاسخ

دور و بر خودم طلاق مربوط به ÷یر مردهای بالای هفتاد سال است که تجدید فراش با زنان جوان کلاهبردار میکنند

کاربر مهمان -> 1395/02/06
پاسخ
کاربر مهمان -> 1395-02-06 07:39:54

سلام . به نظر بنده بیکاری و عدم تامین مالی مخارج ز...

یادمه یک زن جوان که با شوهرش که چوپون بود و گوسفند توی بیابون داشت و اونا رو به چرا میبرد تو سیا چادر زندگی میکرد برای طلاق اومده بود دادگاه 10 سال قبل.از مادرش پرسیدم چرا می خواد طلاق بگیره گفت شوهرش براش امکانات فراهم نمیکنه! از دخترش سوال کردم مثلا چه امکاناتی برات که از بچگی تو همین سیا چادرا بزرگ شدی بهت نمیده؟غذا و لباس و امکانات اولیه رو فراهم نمیکنه؟گفت نه موبایل ندارم!!!

کاربر مهمان -> 1395/02/06
پاسخ

توقعات بالا و غیر منطقی خانمها و خانواده های آنها ، عدم درک صحیح ار زندگی و نداشتن آموزشها و تربیتهای زناشویی،چشم و هم چشمی و رقابتهای ناسالم،سنخیت نداشتن دختر وپسر و ... از عوامل طلاق میباشد.

کاربر مهمان -> 1395/02/06
پاسخ

بجز مشکلات اجتماعی یکی از مهم ترین دلایل افزایش طلاق کاهش اختیارات قانونی مردان ، پشتیبانی سیستم قضایی از وصول مهریه بعنوان دیون ممتازه ، عدم حق سرپرستی کودکان به مرد و واگذاری آن به خانم ها ، جریان فرهنگی فمنیستی در رسانه ها و مظلوم نمایی زنان درهر شرایط و .... می باشد. معلوم نیست که سیستم قضایی ما چرا به وصول مهریه که در فرهنگ ما بعنوان "چه کسی داده و چه کسی گرفته "باب شده و از طرفی این تعهد مالی در یک شرایط کاملا احساسی منعقد می شود و با توجه به اینکه در آن شرایط اصولا شرایط معاملات اسلامی حاکم نیست اینقدر بها می دهد. !!! بطوری که مهریه را می توان در هرشرایطی توسط دادگاه یا راسا توسط اداره ثبت به اجرا گذاشت!! درحالی که در دعاوی مالی دیگر به این سهولت نیست. چرا سیستم قضایی ما بخش عظم وقت و انرژی خود را مصروف وصول بدهی حاصل از یک شرایط احساسی می کند؟؟ چرا این این قانون مضر که هم هنگام عقد و هم در زندگی جز عامل طلاق و جدایی نیست به اجرا گذاشته می شود.؟؟ مهریه ی اسلامی نه ازنظر فلسفه و چرایی آن و نه از نظر شکل و محتوا و مقدار چنین نبوده است که الان هست و اجرا می شود. اگر سیستم قضایی پرداخت مهریه یا حداقل پرداخت 75 درصد آن را در زمان وقوع عقد الزام کند و بر تحقق آن نظارت دقیق و صحیح نماید دیگر مهریه ها اینطور سنگین و اینطور خانمان برانداز نخواهد بود. یا اگر مهریه را بصورت یک تعهد اخلاقی و نه یک بدهی حقوقی دراورد و در عوض برای حمایت از خانم ها بعد از طلاق چنانچه بدون دلیل از سوی شوهر اتفاق افتد اجرت المثل قابل توجهی قرار دهد گه متناسب با شرایط زوجین باشد بسیاری از این طلاق ها اتفاق نمی افتد.اگر سرپرستی فرزندان و نگهداری آن برعهده ی مرد باشد مردان براحتی همسران خود را طلاق نخواهند داد. اگر در سریلهای ما و فیلم های ما شخصیت مرد دائما مورد توهین و تحقیر قرار نگیرد و اگر.......شاهد این همه طلاق نخواهیم بود. کسی را دیدند که با چکشی برسر خود می زد و از درد آن فریاد می زد و دوباره این کار را تکرار می کرد، شخصی به او گفت آخر این چه کاریست ؟؟ گفت : نمی دانی که وقتی بر سرم چکش نمی زنم چقدر راحتم.!!!!!

کاربر مهمان -> 1395/02/06
پاسخ
کاربر مهمان -> 1395-02-06 08:22:49

تاسف برانگیزتر اینکه روال قانونی طلاق در مدت 7 الی...

خود من با اینکه مهریه رو کامل پرداختم 5 سال طولش دادن

کاربر مهمان -> 1395/02/06
پاسخ

اولین و آخرین عامل بی پولی و بیکاریست و بقیه عوامل در صورت داشتن پول قابل حل است بجز اخلاق زشت و رفتارهای ناپسند و هوس بازی و خیانت و انحرافات اخلاقی و اعتیاد و شراب خواری و...

مریم -> 1395/02/06
پاسخ

چرا روی خانم ها تمرکز میکنید و توقعاتشون...؟ به نظرم آقایون هم کم توقع نیستن و شاید بیشتر هم مقصر باشن..خیلی آز مردها رو میبینم که انتظارات بالایی دارن از خانومشون و ایده آل گر فکر میکنن و برخورد..انتظاری که از خانمشون دارن اندازه یک بازیگز هالیوودیه و واقعا مایه تاسفه..علت دیگه اینه که سازش و تحمل هردو چه زن چه مرد اومده پایین..

ناش -> 1395/02/06
پاسخ

بیشترین دلیل طلاق ها فقر فرهنگی، سنت های دست و پا گیر خانواده ها، تربیت غلط بچه ها در خانواده به طوریکه عقده و حسرت ساده ترین چیزها رو دارند و عدم آشنایی طرفین به مهارت های زندگی مشترک بطوریکه آقا پسرها توقعات مادرانه از همسر دارند و دختر خانم ها تصور شاهزاده سوار بر اسب سفید!

کاربر مهمان -> 1395/02/06
پاسخ

همه دلایل درسته.اما انقدر سربسته گفته میشه که حالت شعار پیدا کرده.لطفا آقایون و خانمای کارشناس حرفاشونو راحت بزنن.عزیزان من مشکلات جامعه ایناست.1-بیکاری 2-تورم و گرونی 3-عدم توان تهیه مسکن مناسب که دلیلش بیکاری و گرونیه 4-وجود افرادی که از راهی غیر از تلاش و کار به ثروت رسیدن که باعث دل سرد شدن و تن به کار ندادن بقیه میشه 5-عدم تربیت مناسب بچه ها توسط خانواده ها یعنی سبک درست زندگی کردن اینکه مرد چه جایگاهی داره و چه وظایفی و همین طور زن چه وظایفی داره و چه جایگاهی.متاسفانه یه چیزایی توی این جامعه شده ارزش شده نشانه مثلا فرهنگ بالا.مثلا میگن ما بچه نمی خوایم.حوصله بزرگ کردن بچه نداریم و به این حرفشون افتخار هم می کنن.چرا؟چون صبر و حوصله ندارن.کم تحمل شدن.راحت طلب شدن. ولی به نظر من اگه کسی واقعا اهل کار کردن باشه همین الان توی همین شرایط مملکت بهترین شرایط برای کار کردن و پول در آوردن هست.ولی متاسفانه همه دنبال اینن که یه میزی توی یه اداره ای بدن دستشون و روزشونو اینجوری شب کنن.و اینجوری هیچ مشکلی حل نمی شه

همشهری -> 1395/02/06
پاسخ

سلام، هر سه دقیقه یک طلاق، این در حالی است که آمار ازدواج در کمترین حد خود نسبت به جمعیت است. فکر کنم اگر تعداد ازدواج متناسب با جمعیت بود، آنوقت احتمالا آمار هر دقیقه ۳ طلاق را هم تجربه می کردیم. راستی توی روستاها چی باعث افزایش طلاق شده!؟ ممنون از اطلاع رسانی، خداوند متعال نگهدار همه جوانها و زندگیها باشد.

نظر شما

نظرهای حاوی توهین، افترا یا نوشته‌شده با حروف لاتین (فینگلیش) منتشر نمی‌شوند.

نظرسنجیآرشیو
نظرسنجی
آخرین اخبار