قدیمی ها می گویند چشم که بر هم بزنی بچه ها بزرگ می شوند بدون اینکه متوجه شوی یه دفعه می بینی بچه هات بزرگ شدند و رفتند سراغ خود و زندگی خودشون، بگذریم زیاد احساساتی نشید چون بنا نیست یه مطلب اجتماعی راجع به تنهایی بزرگ ترها یا بی وفایی جوان ها بخونید، فقط خواستم بگم لیگ برتر فوتبال از فردا نهمین دوره خود را آغاز می کند، بله نهمین دوره، حال متوجه شدید چرا حرف قدیمی ها رو پیش کشیدم، انگار همین دیروز بود که با جام آزادگان خداحافظی کردیم و اولین دوره لیگ برتر را تنها با تغییر رسم و تعویض شماره های پشت پیراهن ها شروع کردیم.
به نوشته جوان؛ باورش سخته ولی مگر می توان منکر گذشت ایام شد. ایام می گذرد و باید تجربه اندوخت، بچه ها بزرگ می شوند و خیلی ها شان مایه افتخار والدین ولی خب به هشت دوره گذشته لیگ برتر که نگاه می کنیم و می بینیم چیز زیادی عاید فوتبال کشورمان نشده است. همین امروز فوتبال ما حسرت حذف از حضور در جام جهانی آفریقای جنوبی را می خورد.
چهار نماینده سال قبل در لیگ قهرمانان آسیا مفتضحانه از دور مسابقات کنار رفتند و خلاصه بسیاری از ناکامی های دیگر که باعث می شود از این بچه ای که پا به ۹ سالگی گذاشته کاملاً ناامید باشیم. بله ناامید، چرا باید بیهوده به تعریف و تمجید طفل گستاخ و ولخرجی بپردازیم که جز خجالت و سرافکندگی چیز دیگری عاید والدینش نکرده است.
لیگ برتر هنوز وارد ۹ سالگی نشده، بزرگ و کوچکش برای هم شاخ و شانه می کشند. خیلی ها نگران این هستند که آیا می توانند بازیکنانشان را شب ها سر ساعت بخوابانند یا اینکه... خیلی ها نگران قضاوت هایند و خیلی های دیگر نگران سکوها، خلاصه جشن تولد ۹ سالگی طفل حرفه ای فوتبال جالب از کار درنیامد، البته توجه داشته باشید که در این بین کلی پول ردوبدل شد، تعدادی زیادی اتومبیل به مدل های بالاتر تبدیل شد و صد البته قرار است با شروع جشن تولد شاهد جدیدترین مدل مو و لباس هم باشیم، شعار منشور اخلاقی و حضور کمیته انضباطی را هم که خود شما بهتر می دانید یعنی چه... .
خیلی تلخ است نه؟ ولی واقعیت دارد در طول هشت دوره لیگ برتر فقط شعار دادیم، شعار دادیم و باختیم و حالا در آستانه نهمین دوره نه تنها به جایی نرسیدیم که چند گام هم به عقب برداشتیم.
طفل بداخلاق فوتبال ایران فردا در حالی قدم به ۹ سالگی می گذارد که به رغم امیدهای واهی والدینش دلگرمی و رجایی برای هوادارانش باقی نگذاشته؛ هواداری که حتی با وجود این همه ناملایمات باز هم می آید تا شاید روزنه امیدی پیدا کند برای شادی، برای افتخار و برای سربلندی، ولی آیا واقعاً می توان به این لیگ امید بست؟
به نوشته جوان؛ باورش سخته ولی مگر می توان منکر گذشت ایام شد. ایام می گذرد و باید تجربه اندوخت، بچه ها بزرگ می شوند و خیلی ها شان مایه افتخار والدین ولی خب به هشت دوره گذشته لیگ برتر که نگاه می کنیم و می بینیم چیز زیادی عاید فوتبال کشورمان نشده است. همین امروز فوتبال ما حسرت حذف از حضور در جام جهانی آفریقای جنوبی را می خورد.
چهار نماینده سال قبل در لیگ قهرمانان آسیا مفتضحانه از دور مسابقات کنار رفتند و خلاصه بسیاری از ناکامی های دیگر که باعث می شود از این بچه ای که پا به ۹ سالگی گذاشته کاملاً ناامید باشیم. بله ناامید، چرا باید بیهوده به تعریف و تمجید طفل گستاخ و ولخرجی بپردازیم که جز خجالت و سرافکندگی چیز دیگری عاید والدینش نکرده است.
لیگ برتر هنوز وارد ۹ سالگی نشده، بزرگ و کوچکش برای هم شاخ و شانه می کشند. خیلی ها نگران این هستند که آیا می توانند بازیکنانشان را شب ها سر ساعت بخوابانند یا اینکه... خیلی ها نگران قضاوت هایند و خیلی های دیگر نگران سکوها، خلاصه جشن تولد ۹ سالگی طفل حرفه ای فوتبال جالب از کار درنیامد، البته توجه داشته باشید که در این بین کلی پول ردوبدل شد، تعدادی زیادی اتومبیل به مدل های بالاتر تبدیل شد و صد البته قرار است با شروع جشن تولد شاهد جدیدترین مدل مو و لباس هم باشیم، شعار منشور اخلاقی و حضور کمیته انضباطی را هم که خود شما بهتر می دانید یعنی چه... .
خیلی تلخ است نه؟ ولی واقعیت دارد در طول هشت دوره لیگ برتر فقط شعار دادیم، شعار دادیم و باختیم و حالا در آستانه نهمین دوره نه تنها به جایی نرسیدیم که چند گام هم به عقب برداشتیم.
طفل بداخلاق فوتبال ایران فردا در حالی قدم به ۹ سالگی می گذارد که به رغم امیدهای واهی والدینش دلگرمی و رجایی برای هوادارانش باقی نگذاشته؛ هواداری که حتی با وجود این همه ناملایمات باز هم می آید تا شاید روزنه امیدی پیدا کند برای شادی، برای افتخار و برای سربلندی، ولی آیا واقعاً می توان به این لیگ امید بست؟