لیگ آغاز می شود و مرداد ماه گرم ایران زمین را تب بیشتری می بخشد. آنچه مسلم است می توان رگه های مشهودی از جذابیت های حاشیه ای را در دل این لیگ دید. سپاهان با آن ولخرجی خاص اش در خرید ستاره ها و جذب امیر قلعه نویی، زبانزد تمامی تیم های لیگ شده است. آیا منکر این حقیقت می شوید که وجود مهره ای مثل امیر روی نیمکت مربیگری سپاهان بخش عمده ای از توجهات را به سوی خود می کشد؟!
به نوشته جوان؛ همین که در نخستین روز لیگ تیمی مثل استقلال باید برابر مربی اسبق اش و تمامی ستارگانش صف آرایی کند، خود این نوید را می دهد که انگار قرار است برای لیگی پرجاذبه آغوش باز کنیم. استیل آذین هم سوای این داستان نیست. گروهی که هدایتی دور خود جمع کرده آن قدر جاذبه دارد که تمامی نگاه ها را سوی خود بکشد.
استیلی روی نیمکت، کریمی داخل زمین و بسیاری دیگر که انگار گروهی معترض به پرسپولیس هستند. لیگ آغاز می شود و اما مهم ترین نکته ای که در این لیگ می بینیم، غیبت مشهود سرجهازیه ای های لیگ است.
دیگر نه فیروز کریمی را می بینیم و نه فرهاد کاظمی را. دیگر نه نشانی از بیژن ذوالفقارنسب هست و نه وینکو بگوویچ که نمی دانیم سال ها چگونه در این فوتبال با آن فقر شدید دانسته های تاکتیکی اش دوام آورد! لیگ آغاز می شود و یاوری را روی نیمکت ها نمی بینیم... مثل غلام پیروانی که هرچند بسیار دوست داشتنی و عزیز بود، اما لااقل برای مقاومت چهره ای عادی شده بود!
لیگ جدید با جاذبه هایش از راه می رسد و بی تردید در کنار تمامی حواشی و جنجال های روزمره اش، این سؤال را با خود می آورد که مربیان نسل تازه ای که روی نیمکت می نشینند، چقدر به لیگ هیجان می دهند؟ به کرانیکار نگاه کنید که تجربه سرمربیگری با تیم ملی کرواسی در جام جهانی را در کارنامه اش داشت.
همین که سه سال در یک تیم عربی دوام آورد و اخراج نشد، گویای توانایی های اوست. منصوریان هرچند زیر سایه سنگین پورحیدری گیر کرد، اما به هرحال توجهات عمومی را به سوی خود جلب کرد. صمد مرفاوی به اندازه کافی مقبولیت دارد که به عنوان یک مربی چه در زمین و چه روی سکوها شناخته شود. جاذبه های لیگ را می توان روی نیمکت استیل آذین در تفکرات استیلی و روی زمین با ساق های هنرمند کریمی دید.
آیا به بوشهر و فوتبال نوظهورش میان مدعیان فکر نمی کنید؟! تبریز سرانجام بازگشت و همین به معنای بازگشت بیش از ۱۰۰هزار هوادار به فوتبال سطح اول ایران است. برای تمامی جاذبه ها آغوش باز می کنیم در حالی که تب آغاز بازی ها در میانه مردادماه را کاملاً روی تن مان احساس کرده ایم.
ماراتن لیگ، می تواند به سود تیم ملی باشد اگر این شعار همیشگی را فقط یک شعار شفاهی ندانیم. امیدواریم سازمان لیگ نگاهش را از حواشی دور کند و مانند این روزها که تمامی توجهش به منشوری است که آرایش و پیرایش بازیکنان را اصلاح می کند، نگاهی عمیق به چگونگی این لیگ باارزش داشته باشد. لیگی که اگر با برنامه ریزی دقیق، از تعطیلی های پیاپی دور شود، هم جاذبه ای بیشتر برای هوادارانش خواهد داشت، هم تیم ملی را از بحران کنونی دور خواهد کرد.
به نوشته جوان؛ همین که در نخستین روز لیگ تیمی مثل استقلال باید برابر مربی اسبق اش و تمامی ستارگانش صف آرایی کند، خود این نوید را می دهد که انگار قرار است برای لیگی پرجاذبه آغوش باز کنیم. استیل آذین هم سوای این داستان نیست. گروهی که هدایتی دور خود جمع کرده آن قدر جاذبه دارد که تمامی نگاه ها را سوی خود بکشد.
استیلی روی نیمکت، کریمی داخل زمین و بسیاری دیگر که انگار گروهی معترض به پرسپولیس هستند. لیگ آغاز می شود و اما مهم ترین نکته ای که در این لیگ می بینیم، غیبت مشهود سرجهازیه ای های لیگ است.
دیگر نه فیروز کریمی را می بینیم و نه فرهاد کاظمی را. دیگر نه نشانی از بیژن ذوالفقارنسب هست و نه وینکو بگوویچ که نمی دانیم سال ها چگونه در این فوتبال با آن فقر شدید دانسته های تاکتیکی اش دوام آورد! لیگ آغاز می شود و یاوری را روی نیمکت ها نمی بینیم... مثل غلام پیروانی که هرچند بسیار دوست داشتنی و عزیز بود، اما لااقل برای مقاومت چهره ای عادی شده بود!
لیگ جدید با جاذبه هایش از راه می رسد و بی تردید در کنار تمامی حواشی و جنجال های روزمره اش، این سؤال را با خود می آورد که مربیان نسل تازه ای که روی نیمکت می نشینند، چقدر به لیگ هیجان می دهند؟ به کرانیکار نگاه کنید که تجربه سرمربیگری با تیم ملی کرواسی در جام جهانی را در کارنامه اش داشت.
همین که سه سال در یک تیم عربی دوام آورد و اخراج نشد، گویای توانایی های اوست. منصوریان هرچند زیر سایه سنگین پورحیدری گیر کرد، اما به هرحال توجهات عمومی را به سوی خود جلب کرد. صمد مرفاوی به اندازه کافی مقبولیت دارد که به عنوان یک مربی چه در زمین و چه روی سکوها شناخته شود. جاذبه های لیگ را می توان روی نیمکت استیل آذین در تفکرات استیلی و روی زمین با ساق های هنرمند کریمی دید.
آیا به بوشهر و فوتبال نوظهورش میان مدعیان فکر نمی کنید؟! تبریز سرانجام بازگشت و همین به معنای بازگشت بیش از ۱۰۰هزار هوادار به فوتبال سطح اول ایران است. برای تمامی جاذبه ها آغوش باز می کنیم در حالی که تب آغاز بازی ها در میانه مردادماه را کاملاً روی تن مان احساس کرده ایم.
ماراتن لیگ، می تواند به سود تیم ملی باشد اگر این شعار همیشگی را فقط یک شعار شفاهی ندانیم. امیدواریم سازمان لیگ نگاهش را از حواشی دور کند و مانند این روزها که تمامی توجهش به منشوری است که آرایش و پیرایش بازیکنان را اصلاح می کند، نگاهی عمیق به چگونگی این لیگ باارزش داشته باشد. لیگی که اگر با برنامه ریزی دقیق، از تعطیلی های پیاپی دور شود، هم جاذبه ای بیشتر برای هوادارانش خواهد داشت، هم تیم ملی را از بحران کنونی دور خواهد کرد.