سقوط فوتبال ایران در رنکینگ فیفا اگر چه دیگر به اتفاقی عادی و بی اهمیت تبدیل شده است، ولی ما را با یک واقعیت ملموس و البته نگران کننده رو به رو کرده است.
به نوشته قدس؛ روزگاری فوتبال ایران حتی تا رتبه 16 جهان بالا آمد که این نتیجه هم در دورانی حاصل شد که تیم ملی فوتبال از جام جهانی حذف شده بود!
علاقه مندان به فوتبال یادشان هست در دوره ای که تیم ملی فوتبال ایران از حضور در جام جهانی ناکام ماند و نتوانست ایرلند جنوبی را شکست دهد، فوتبال ایران به رغم حذف از جام جهانی در بالاترین جایگاه تاریخ خود در رنکینگ فیفا قرار گرفت که البته این نتیجه به یاد ماندنی محصول بازیهای بسیار مطلوبی بود که زمان مربیگری میروسلاو بلاژویچ انجام شد.
در آن زمان فوتبال ایران تنها به دلیل اختلاف گل نتوانست به جام جهانی صعود کند، اما آنچه از دیدگاه فیفا مهم تلقی می شد کیفیت و رشد تاکتیکی فوتبال بود که در آن زمان از چشم ریزبین کارشناسان فیفا پنهان نماند.
امروز قرار گرفتن در رتبه 61 جهان ما را یاد آن روزهای به یادماندنی می اندازد. روزهایی که سرافرازانه از حضور میان تیمهای برتر جهان حذف شدیم. آیا فضای این روزها با آن زمان قابل مقایسه است. فوتبال ایران نسبت به 8 سال پیش چقدر رشد داشته و آیا ما اساساً توانسته ایم موقعیت قبلی را حفظ کنیم؟
پاسخ این پرسش کاملاً روشن است. فوتبال ما بخصوص در یک سال اخیر به دلیل اشکالهایی که بارها رسانه های سمعی، بصری و نوشتاری به آن پرداختند در جا زده است و ملال آور است که امروز می بینیم سقوط چشمگیر در رنکینگ فیفا هیچ بازخوردی میان مسؤولان فدراسیون فوتبال به همراه ندارد و شاید با همان خنده های زجرآور همیشگی آقای رئیس رو به رو شود. تیم ملی فوتبال ایران از جام جهانی حذف شد و آرام آرام آثار این شکست بزرگ در فیفا نمایان می شود.
تیم ملی فوتبال ایران دیگر حتی نمی تواند به دلیل برتری مقابل تیمهای بزرگ با وجود ناکامی در صعود به جام جهانی پاداش این صعود را با قرار گرفتن میان 20 تیم برتر جهان بگیرد که این فرآیند بازیهای بی کیفیتی است که در دوران مربیگیری علی دایی و افشین قطبی به دست آمد. چگونه می توان این ناکامیها را دید و لحظه ای دم نزد. آیا باز هم باید شاهد سقوط ناباورانه فوتبال در رنگکینگ فیفا باشیم؟
اصل در فوتبال ما گم شده است و متولیان فوتبال به جای پرداختن به اشکالهای اساسی فوتبال به دنبال راههایی است تا حذف از جام جهانی را از ذهن فوتبال دوستان دور کند در حالی که بازخورد این شکست کاملاً پیداست و می توان نتایج این نزول را به خوبی لمس کرد.
شاید شنیدن این انتقاد برای متولیان فوتبال اصلاً خوشایند نباشد، اما باید این واقعیت غیر قابل انکار را شجاعانه پذیرفت و دنبال راههایی گشت تا این سقوط بیش از این تداوم نداشته باشد.
وقتی از اشکالهای تاکتیکی حرف می زنیم ناخودآگاه یاد بازیهای ملال آور تیم ملی می افتیم. شکست در تهران مقابل تیم ملی عربستان نمونه ای آشکار از یک بازی ضعیف و بی کیفیت است که به ساختارهای فکری مربیان طعنه می زند.
دایره نگاه را وقتی گسترش می دهیم بازیهای ضعیف مقابل تیم ملی امارات در تهران و تساوی در سئول نیز توجه ما را به سوی خود جلب می کند و این پرسش بار دیگر ما را به سوی خود می کشد: آیا افشین قطبی که مورد وثوق متولیان فوتبال ما است و علی کفاشیان به همراه دیگر همکارانش اعتقادی راسخ به او دارند می تواند فوتبال ما را از این رخوت و سر در گمی خارج کند.
آیا افشین مربی آرزوهای ما است و می تواند ما را بار دیگر احیا کرده و اعتبار از دست رفته را که ممکن است از این اسفبارتر هم بشود، را پس بگیرد؟ موقعیت فوتبال ما اکنون در شرایطی است که کوچکترین اشتباه وضع را از این هم بدتر می کند. به همین دلیل است که قرار گرفتن در رتبه 61 جهان ما را حساس کرده و اندکی هم می ترساند.
به نوشته قدس؛ روزگاری فوتبال ایران حتی تا رتبه 16 جهان بالا آمد که این نتیجه هم در دورانی حاصل شد که تیم ملی فوتبال از جام جهانی حذف شده بود!
علاقه مندان به فوتبال یادشان هست در دوره ای که تیم ملی فوتبال ایران از حضور در جام جهانی ناکام ماند و نتوانست ایرلند جنوبی را شکست دهد، فوتبال ایران به رغم حذف از جام جهانی در بالاترین جایگاه تاریخ خود در رنکینگ فیفا قرار گرفت که البته این نتیجه به یاد ماندنی محصول بازیهای بسیار مطلوبی بود که زمان مربیگری میروسلاو بلاژویچ انجام شد.
در آن زمان فوتبال ایران تنها به دلیل اختلاف گل نتوانست به جام جهانی صعود کند، اما آنچه از دیدگاه فیفا مهم تلقی می شد کیفیت و رشد تاکتیکی فوتبال بود که در آن زمان از چشم ریزبین کارشناسان فیفا پنهان نماند.
امروز قرار گرفتن در رتبه 61 جهان ما را یاد آن روزهای به یادماندنی می اندازد. روزهایی که سرافرازانه از حضور میان تیمهای برتر جهان حذف شدیم. آیا فضای این روزها با آن زمان قابل مقایسه است. فوتبال ایران نسبت به 8 سال پیش چقدر رشد داشته و آیا ما اساساً توانسته ایم موقعیت قبلی را حفظ کنیم؟
پاسخ این پرسش کاملاً روشن است. فوتبال ما بخصوص در یک سال اخیر به دلیل اشکالهایی که بارها رسانه های سمعی، بصری و نوشتاری به آن پرداختند در جا زده است و ملال آور است که امروز می بینیم سقوط چشمگیر در رنکینگ فیفا هیچ بازخوردی میان مسؤولان فدراسیون فوتبال به همراه ندارد و شاید با همان خنده های زجرآور همیشگی آقای رئیس رو به رو شود. تیم ملی فوتبال ایران از جام جهانی حذف شد و آرام آرام آثار این شکست بزرگ در فیفا نمایان می شود.
تیم ملی فوتبال ایران دیگر حتی نمی تواند به دلیل برتری مقابل تیمهای بزرگ با وجود ناکامی در صعود به جام جهانی پاداش این صعود را با قرار گرفتن میان 20 تیم برتر جهان بگیرد که این فرآیند بازیهای بی کیفیتی است که در دوران مربیگیری علی دایی و افشین قطبی به دست آمد. چگونه می توان این ناکامیها را دید و لحظه ای دم نزد. آیا باز هم باید شاهد سقوط ناباورانه فوتبال در رنگکینگ فیفا باشیم؟
اصل در فوتبال ما گم شده است و متولیان فوتبال به جای پرداختن به اشکالهای اساسی فوتبال به دنبال راههایی است تا حذف از جام جهانی را از ذهن فوتبال دوستان دور کند در حالی که بازخورد این شکست کاملاً پیداست و می توان نتایج این نزول را به خوبی لمس کرد.
شاید شنیدن این انتقاد برای متولیان فوتبال اصلاً خوشایند نباشد، اما باید این واقعیت غیر قابل انکار را شجاعانه پذیرفت و دنبال راههایی گشت تا این سقوط بیش از این تداوم نداشته باشد.
وقتی از اشکالهای تاکتیکی حرف می زنیم ناخودآگاه یاد بازیهای ملال آور تیم ملی می افتیم. شکست در تهران مقابل تیم ملی عربستان نمونه ای آشکار از یک بازی ضعیف و بی کیفیت است که به ساختارهای فکری مربیان طعنه می زند.
دایره نگاه را وقتی گسترش می دهیم بازیهای ضعیف مقابل تیم ملی امارات در تهران و تساوی در سئول نیز توجه ما را به سوی خود جلب می کند و این پرسش بار دیگر ما را به سوی خود می کشد: آیا افشین قطبی که مورد وثوق متولیان فوتبال ما است و علی کفاشیان به همراه دیگر همکارانش اعتقادی راسخ به او دارند می تواند فوتبال ما را از این رخوت و سر در گمی خارج کند.
آیا افشین مربی آرزوهای ما است و می تواند ما را بار دیگر احیا کرده و اعتبار از دست رفته را که ممکن است از این اسفبارتر هم بشود، را پس بگیرد؟ موقعیت فوتبال ما اکنون در شرایطی است که کوچکترین اشتباه وضع را از این هم بدتر می کند. به همین دلیل است که قرار گرفتن در رتبه 61 جهان ما را حساس کرده و اندکی هم می ترساند.