آن روز که جادوگر را از پرسپولیس راندند شاید تصور می کردند او خیلی زود لابه لای هیجانات لیگ نهم گم می شود. اما حتی رفتنش از پرسپولیس و پیوستنش به استیل آذین هم ذره ای او را به جاده فراموشی ذهن هواداران هدایت نکرد.
به نوشته جوان؛ کریمی پیراهن استیل آذین را بر تن کرد و راهی همدان شد اما گویی او با پرسپولیس به همدان آمده بود. هواداران چنان استقبالی از او کردند که انگار نه انگار او از پرسپولیس رفته، انگار نه انگار که لباس استیل را بر تن دارد.
سرخی پیراهن او نشان از صداقتش داشت، صداقتی که در کلام آنها که بین او و پرسپولیس سد شده بودند وجود نداشت. شاید دیدن دوباره شور و حرارت و استقبال گرم هواداران بود که بعد از بازی باعث شده بود کریمی جدا از سایرین در گوشه ای از رختکن زانوهایش را بغل بگیرد و به فکر فرو رود.
او می دانست تقصیری ندارد، اگر با پیراهن استیل گل زده و شاید همین درد تلخ بود که او را به زبان آورد تا بگوید ستاره هستم اما پولکی نیستم. این بار مثل زمان هاشمی نسب همه چیز در پرده ابهام نبود.
اکنون هواداران به خوبی می دانستند ستاره تیمشان به خواست خود کوچ نکرده و شاید می خواستند با استقبال باشکوه در همدان به او حق دهند که زیر بار هر ذلتی نرود.
کریمی که می گفتند از لحاظ بدنی مشکل دارد در اولین بازی برای استیل هم گل زد و هم پاس گل داد تا حسرت هواداران از رفتن او بیشتر و بیشتر شود. اما این تازه آغاز راه پرحسرت هواداران پرسپولیس است. راه پرحسرتی که کلنگ آن را انصاری فرد با افتخار بر زمین کوبید!
هرچند اکنون اکثر هواداران به کریمی حق می دهند اما آن روز که او برابر پرسپولیس به میدان برود آن روز که کریمی به پرسپولیس گل بزند... آن روز که... آن روز هم به او حق می دهند؟ یا بازهم این هوادار است که باید به خاطر تصمیم اشتباه و خودخواهانه یکی از مسؤولان تیمش بسوزد و دم نیاورد!
آری هواداران به استقبال کریمی رفتند تا اگر روزی حسرت هایشان به فریاد از سر بغض و درد تبدیل شد، جادوگر هم مثل همان روزی که آنها به او حق دادند، به آنها حق دهد.
شاید انصاری فرد تصور نمی کرد او با شروع لیگ همچنان در دل هواداران بماند، شاید انصاری فرد فکر نمی کرد او با زدن گل برای استیل بازهم در دل هواداران بماند. شاید انصاری فرد فکر نمی کرد...
اما کریمی در دل هواداران ماند چرا که حالا هواداران می دانستند او به خاطر پول از تیمش نرفته پس بیشتر از قبل او را دوست خواهند داشت. اما در دل هردو آه حسرت مشترک است هم دل کریمی و هم دل هواداران.
به نوشته جوان؛ کریمی پیراهن استیل آذین را بر تن کرد و راهی همدان شد اما گویی او با پرسپولیس به همدان آمده بود. هواداران چنان استقبالی از او کردند که انگار نه انگار او از پرسپولیس رفته، انگار نه انگار که لباس استیل را بر تن دارد.
سرخی پیراهن او نشان از صداقتش داشت، صداقتی که در کلام آنها که بین او و پرسپولیس سد شده بودند وجود نداشت. شاید دیدن دوباره شور و حرارت و استقبال گرم هواداران بود که بعد از بازی باعث شده بود کریمی جدا از سایرین در گوشه ای از رختکن زانوهایش را بغل بگیرد و به فکر فرو رود.
او می دانست تقصیری ندارد، اگر با پیراهن استیل گل زده و شاید همین درد تلخ بود که او را به زبان آورد تا بگوید ستاره هستم اما پولکی نیستم. این بار مثل زمان هاشمی نسب همه چیز در پرده ابهام نبود.
اکنون هواداران به خوبی می دانستند ستاره تیمشان به خواست خود کوچ نکرده و شاید می خواستند با استقبال باشکوه در همدان به او حق دهند که زیر بار هر ذلتی نرود.
کریمی که می گفتند از لحاظ بدنی مشکل دارد در اولین بازی برای استیل هم گل زد و هم پاس گل داد تا حسرت هواداران از رفتن او بیشتر و بیشتر شود. اما این تازه آغاز راه پرحسرت هواداران پرسپولیس است. راه پرحسرتی که کلنگ آن را انصاری فرد با افتخار بر زمین کوبید!
هرچند اکنون اکثر هواداران به کریمی حق می دهند اما آن روز که او برابر پرسپولیس به میدان برود آن روز که کریمی به پرسپولیس گل بزند... آن روز که... آن روز هم به او حق می دهند؟ یا بازهم این هوادار است که باید به خاطر تصمیم اشتباه و خودخواهانه یکی از مسؤولان تیمش بسوزد و دم نیاورد!
آری هواداران به استقبال کریمی رفتند تا اگر روزی حسرت هایشان به فریاد از سر بغض و درد تبدیل شد، جادوگر هم مثل همان روزی که آنها به او حق دادند، به آنها حق دهد.
شاید انصاری فرد تصور نمی کرد او با شروع لیگ همچنان در دل هواداران بماند، شاید انصاری فرد فکر نمی کرد او با زدن گل برای استیل بازهم در دل هواداران بماند. شاید انصاری فرد فکر نمی کرد...
اما کریمی در دل هواداران ماند چرا که حالا هواداران می دانستند او به خاطر پول از تیمش نرفته پس بیشتر از قبل او را دوست خواهند داشت. اما در دل هردو آه حسرت مشترک است هم دل کریمی و هم دل هواداران.