در خبرها آمده که روسای 38 فدراسیون ورزشی با تعریف و تمجید از رئیس محترم سازمان تربیتبدنی، از محمود احمدینژاد خواستهاند تا او را برای یک دوره چهار ساله دیگر هم ابقا کند.
به نوشته اعتماد ملی؛ فارغ از اینکه آیا واقعا تمام 38 رئیس این فدراسیونهای ورزشی با فحوای این نامه موافق بودهاند یا نه و اینکه آن را امضا کردهاند یا نه –که در گزارش دیروز اعتماد ملی مشخص میشد جواب هر دو مورد منفی است- و فارغ از اینکه چه کسی و با چه نیتی این نامه را نوشته و بانی آن بوده است، باید گفت با توجه به سیستم کنونی ورزش، چنین اتفاقی جای هیچ تعجب و اعتراضی ندارد.
نکته روشن در مورد روسای فدراسیونهای ورزشی این است که با وجود همه شعارهایی که داده میشود و تاکیداتی که صورت میگیرد، فدراسیونهای ورزشی در ایران نهادهایی مردمی و مستقل نبوده و ارگانهایی حکومتخواستهاند.
با یک نگاه به سابقه انتخابات ریاست فدراسیونهای ورزشی مشخص میشود که نه فقط در دوره اخیر که در تمام دورههای گذشته نیز روسای فدراسیونها، فرد مورد نظر سازمان تربیتبدنی بودهاند و نه چهرهای برآمده از دل هر رشته ورزشی و مقبول ورزشکاران و کارشناسان آن رشته. پروسه انتخاب روسای فدراسیونها در ایران بهگونهای است که این «انتصاب»ها را بسیار آسان میکند.
توجه به این نکته کافی است که رئیس فدراسیون هر رشته را مجمع آن فدراسیون انتخاب میکند و اکثریت اعضای مجمع، روسای هیاتهای ورزشی در استانها هستند. روسای هیاتهای ورزشی هم منتخب مدیران کل تربیتبدنی استانها هستند که خود از طرف رئیس سازمان ورزش منصوب میشوند. به این ترتیب در هر انتخابات، رئیس فدراسیون توسط مدیرانی انتخاب میشود که خود برگزیده مدیریت سازمان ورزشاند.
با توجه به این سنت مالوف که در فرهنگ ما هر مرئوسی خود را مدیون رئیس خود میداند و میخواهد به هر شکل که شده دین خود را به رئیس ادا کند، کاملا قابل پیشبینی است که در مراسمی مانند انتخابات ریاست فدراسیون اعضای مجمع دستهجمعی به کاندیدای مطبوع و مورد نظر ریاست سازمان رای بدهند و او را برگزینند.
در مرتبه اول این روسای به ظاهر انتخابی و در حقیقت انتصابی نیز لازم خواهند دید در فرصت مقتضی به جبران محبت بپردازند و از رئیس ورزش حمایت لازم را به عمل آورند. تازه در این میان ممکن است انتخاباتی مانند فدراسیون فوتبال برگزار شود که شیوه رای جمعکردن در آن بحث برانگیز شد و سردار آجرلو، یکی از نامزدهای ریاست فدراسیون مدعی شد که سازمان حتی مدیران باشگاههای صاحب رای فوتبال را مجبور کرده به نامزد مورد نظر- که علی کفاشیان بود- رای بدهند.
در جریان همان انتخابات هم شاهد بودیم که چگونه مدیران باشگاههایی که حاضر به تمکین نشدند و خواستند رای مستقل خود را داشته باشند، در کمترین زمان برکنار شده جای خود را به مدیری خودی دادند. این همان اتفاقی است که برای مخالفان با نامه اخیر حمایت از علیآبادی هم قابل پیشبینی است.
یعنی اگر محمد علیآبادی دوباره در جایگاه خود ابقا شود، هیچ جای تعجب نخواهد بود اگر ببینیم فاطمههاشمی رئیس فدراسیون بیماریهای خاص، احمد دنیامالی رئیس فدراسیون قایقرانی، احمد ناطقنوری، رئیس فدراسیون مشتزنی، وحید مرادی رئیس فدراسیون شنا، شیرجه و واترپولو و محمدرضا یزدانی خرم رئیس فدراسیون کشتی، یعنی کسانی که حاضر به امضای نامه حمایت نشدهاند، بروند و جای خود را به مدیری«حامی» و «مطیع» بدهند.
این سیکلی معیوب و بسته است و نتیجه آن میتواند همین باشد که میبینیم: ریاست کسی چون محمد علیآبادی در ورزش، حضور عدهای تابع در رأس فدراسیونهای ورزشی و نتایجی که در ورزش ما به دست میآید. نتایجی که 38 رئیس فدراسیون آن را مشعشع خوانده و ادامه آن را خواستار شدهاند.
به نوشته اعتماد ملی؛ فارغ از اینکه آیا واقعا تمام 38 رئیس این فدراسیونهای ورزشی با فحوای این نامه موافق بودهاند یا نه و اینکه آن را امضا کردهاند یا نه –که در گزارش دیروز اعتماد ملی مشخص میشد جواب هر دو مورد منفی است- و فارغ از اینکه چه کسی و با چه نیتی این نامه را نوشته و بانی آن بوده است، باید گفت با توجه به سیستم کنونی ورزش، چنین اتفاقی جای هیچ تعجب و اعتراضی ندارد.
نکته روشن در مورد روسای فدراسیونهای ورزشی این است که با وجود همه شعارهایی که داده میشود و تاکیداتی که صورت میگیرد، فدراسیونهای ورزشی در ایران نهادهایی مردمی و مستقل نبوده و ارگانهایی حکومتخواستهاند.
با یک نگاه به سابقه انتخابات ریاست فدراسیونهای ورزشی مشخص میشود که نه فقط در دوره اخیر که در تمام دورههای گذشته نیز روسای فدراسیونها، فرد مورد نظر سازمان تربیتبدنی بودهاند و نه چهرهای برآمده از دل هر رشته ورزشی و مقبول ورزشکاران و کارشناسان آن رشته. پروسه انتخاب روسای فدراسیونها در ایران بهگونهای است که این «انتصاب»ها را بسیار آسان میکند.
توجه به این نکته کافی است که رئیس فدراسیون هر رشته را مجمع آن فدراسیون انتخاب میکند و اکثریت اعضای مجمع، روسای هیاتهای ورزشی در استانها هستند. روسای هیاتهای ورزشی هم منتخب مدیران کل تربیتبدنی استانها هستند که خود از طرف رئیس سازمان ورزش منصوب میشوند. به این ترتیب در هر انتخابات، رئیس فدراسیون توسط مدیرانی انتخاب میشود که خود برگزیده مدیریت سازمان ورزشاند.
با توجه به این سنت مالوف که در فرهنگ ما هر مرئوسی خود را مدیون رئیس خود میداند و میخواهد به هر شکل که شده دین خود را به رئیس ادا کند، کاملا قابل پیشبینی است که در مراسمی مانند انتخابات ریاست فدراسیون اعضای مجمع دستهجمعی به کاندیدای مطبوع و مورد نظر ریاست سازمان رای بدهند و او را برگزینند.
در مرتبه اول این روسای به ظاهر انتخابی و در حقیقت انتصابی نیز لازم خواهند دید در فرصت مقتضی به جبران محبت بپردازند و از رئیس ورزش حمایت لازم را به عمل آورند. تازه در این میان ممکن است انتخاباتی مانند فدراسیون فوتبال برگزار شود که شیوه رای جمعکردن در آن بحث برانگیز شد و سردار آجرلو، یکی از نامزدهای ریاست فدراسیون مدعی شد که سازمان حتی مدیران باشگاههای صاحب رای فوتبال را مجبور کرده به نامزد مورد نظر- که علی کفاشیان بود- رای بدهند.
در جریان همان انتخابات هم شاهد بودیم که چگونه مدیران باشگاههایی که حاضر به تمکین نشدند و خواستند رای مستقل خود را داشته باشند، در کمترین زمان برکنار شده جای خود را به مدیری خودی دادند. این همان اتفاقی است که برای مخالفان با نامه اخیر حمایت از علیآبادی هم قابل پیشبینی است.
یعنی اگر محمد علیآبادی دوباره در جایگاه خود ابقا شود، هیچ جای تعجب نخواهد بود اگر ببینیم فاطمههاشمی رئیس فدراسیون بیماریهای خاص، احمد دنیامالی رئیس فدراسیون قایقرانی، احمد ناطقنوری، رئیس فدراسیون مشتزنی، وحید مرادی رئیس فدراسیون شنا، شیرجه و واترپولو و محمدرضا یزدانی خرم رئیس فدراسیون کشتی، یعنی کسانی که حاضر به امضای نامه حمایت نشدهاند، بروند و جای خود را به مدیری«حامی» و «مطیع» بدهند.
این سیکلی معیوب و بسته است و نتیجه آن میتواند همین باشد که میبینیم: ریاست کسی چون محمد علیآبادی در ورزش، حضور عدهای تابع در رأس فدراسیونهای ورزشی و نتایجی که در ورزش ما به دست میآید. نتایجی که 38 رئیس فدراسیون آن را مشعشع خوانده و ادامه آن را خواستار شدهاند.