علیرضا مخبر دزفولی
sokhany1383@yahoo.com
راستش را بخواهید من هم گاهی وسوسه می‌شوم که این روزها در این گیرودار پرالتهاب بازار سیاست، یادداشت انفجاری سیاسی بنویسم که تعداد خواننده‌اش رکورد بزند و هر جا بروم، بگویند دمت گرم خوب فک فلان کسان را پیاده کردی!
ولی به دلم رجوع می‌کنم و از خودم می‌پرسم ـ به قول مقام معظّم رهبری ـ آیا این کار برای خداست؟ برای خدمت به مردم است؟ آیا مصلحت ملک و ملّت و اسلام و مسلمین اقتضاء می‌کند که اینگونه بنویسم؟ آیا این نوشته من به آرامش فضای کشورم که بدخواهان آن را آشوب زده می خواهند کمکی می‌کند؟ آیا این نوشته دل امام زمان(عج) را شاد می‌کند؟ آیا به عزّت و اقتدار رهبری می‌انجامد؟... و هزاران آیا و امّای دیگر.
خدا می‌داند که این روزها نوشتن خیلی دشوار شده و انسان منصف با دلی خون و چشمی گریان متحیّرانه شمشیر قلم در غلاف می‌کند و اگر اهل وظیفه است و «قلم» را همان می‌داند که به آن و محصول آن، در قرآن کریم قسم یاد شده، دائما در مقام پرسشگری از خویش است که وظیفه ام اکنون چیست؟
باید بنویسم یا ننویسم؟ کدام به سود کشور است؟ حال اگر باید بنویسم از کجا و از چه کسی بنویسم؟ از برخوردهای نسنجیده عدّه‌ای که سی سال است خودسرند!! و سی سال است که کسی نتوانسته از سر آنها «خود» را بیندازد و «خدا» را بنشاند!
از دست دوستان نادانی که بلندگوی دشمن شده‌اند، از دست دشمنان دانایی که دوستان را به بازی گرفته‌اند، از دست هتّاکان به شخصیت‌های ارزشمند و بنیانگذاران نهضت خمینی که زیر عبای خمینی، بزرگ شده‌اند و اکنون تازه به دوران رسیده‌ها آنها را «شاه» و «ضد ولایت فقیه» می‌شمارند! از تخفیف دهندگان جایگاه منیع مقام معظّم رهبری که شعار ولایت می‌دهند و بر خلاف نظر رهبری عمل می‌کنند!
از دست کسانی که خود را مقیّد به رکن رکین ولایت فقیه و مورد توجّه امام (ره)می‌دانند ولی روز بعد از خطبه‌های امام حی (مدظله) به جای تمکین، به جمله جمله بیانات او گستاخانه پاسخ می‌دهند و لجوجانه بر گفته‌ها و نظرات خود در بیان و عمل پای می‌فشارند و استمرار آشوب را می‌خواهند!
از آنها که اعتماد مردم را با شایعات بی‌اساس سست می‌کنند! از آنها که تنها برتری‌شان بر رقباء از نظر مردم، تصوّر اطاعت تعبّدی از نظرات رهبری است و در این واویلای سیاسی، به دستور صریح رهبر با کندی و اکراه تن در می‌دهند و به جای بیان رابطه مریدی و مرادی و رهبری و پیرو رابطه خود را با مولای خود «پدر» و «پسری» می‌شمرند!
از آنها که هزار بار گفته‌اند و شنیده‌ایم که رابطه من با آقای خامنه‌ای رابطه رهبر و پیرو است و در آنچه اتّفاق نظر داریم که معلوم است ولی در اختلافات، نظر او حاکم است چون او در جایگاه رهبر است و من پیرو، امّا در عمل راه خود را از رهبری جدا می‌کنند! از آنها که در دانشگاه می‌گویند «خامنه‌ای عشق من است» امّا به عشق خود پشت می‌کنند و این سیّد مظلوم و البتّه مقتدر را به خیال خود تنها می‌گذارند!
از آنها که همه خدمات سی سال گذشته را برای چند صباح استمرار قدرت ـ لابد برای خدمت بیشتر به مردم!! ـ زیر سوال می‌برند، گویی که سی سال است همه دزدند و اکنون برای مدیریت کشور دزدگیر نصب کرده‌اند! از آنها که این همه حجم خدمات این دولت و دولتمردان را در جای جای کشور و خصوصا در مناطق دور افتاده و محروم که رنگ توسعه را ندیده‌اند نادیده می‌گیرند!
از آنها که انکار می‌کنند که گفتمان غالب در داخل کشور در سال‌های اخیر گفتمان انقلاب اسلامی بوده و در خارج نیز دفاع مقتدرانه از دستاوردهای سی ساله انقلاب اسلامی ـ که دسترنج مردم، رهبری و همه مسئولین سی سال گذشته است ـ و این خود بالذّات یک ارزش بزرگ و بی‌تردید است.
از جوانان پر احساسی که برای حمایت از حرف‌های نامستند کسانی، خونشان سنگفرش خیابان‌های پایتخت را رنگین کرد، از کسانی که در حمایت از حرف و فکر آنها جوانان این ملّت کشته شدند امّا خودشان یکهو در زندان متحوّل شدند؟!
از آنها که دل رهبری را خون کردند، وقتی که دانشجویان مسلمان را زیر مشت و لگد می‌گرفتند و در همان حال شعار دفاع از ولایت می‌دادند؟!! از آنها که فرزندان این ملّت را در بازداشتگاه‌ها بیماراندند!! و فوتاندند! و به خیال خود لابد داشتند به تکالیف الهی خود در برابر اسلام و رهبری عمل می‌کردند! آن هم رهبری که اگر چه در مقابل بدخواهان و دشمنان خدا و قرآن و ایران چون «حدید» است در برابر ملّتش و مردمی که بارها و بارها وفاداری خود را به آرمانهای امام و او اثبات کرده‌اند، تا دلت بخواهد لطیف است، رهبرشاعر، رهبر هنرشناس، رهبر فروتن، رهبر مودّب، رهبر حکیم، رهبر لطیف الطبع، رهبر جانباز، رهبری که نشستن و برخاستنش برای آنها که او را می‌شناسند، درس است... ای کاش خامنه‌ای چون خمینی، مبلّغانی خوش ذوق و بصیر چون خامنه‌ای داشت ـ به این جمله فکر کنید ـ ... از دست تفرّق دوستان، از دست اتّحاد دشمنان از دست این همه بی‌اعتدالی و کم بصیرتی و کم ذوقی و زمان نشناسی به کجا باید داد برد؟ و چه باید نوشت؟... چه باید نوشت؟

ما را دنبال کنید

به اشتراک گذاری این مطلب!
مطالب مرتبط
نظرات
کاربر مهمان -> 1388/05/21
پاسخ

خیلی خوب بود. موفق و پیروز باشید!

کاربر مهمان -> 1388/05/21
پاسخ

احسنت بر شما اما ... هنر مرد ان است که راه راست و درست پیمودن را در کشاکش و در گردنه های سخت بشناسد ، زیرا که رانندگی در بزرگراه سهل و آسان است حق را بگو هرچند که تلخ باشد و هراس به دل نده که دوستانی از جمع تو دور شوند زیرا حق بر باطل پیروز است

کاربر مهمان -> 1388/05/21
پاسخ

منصفانه بود.اگه چنین اندیشهایی مستمر باشه و ادامه پیدا کنه می تونه به نفع ملت باشه

کاربر مهمان -> 1388/05/21
پاسخ

جانم فدای رهبر

کاربر مهمان -> 1388/05/21
پاسخ

جناب مخبر یک باتوم بیش از 30-40 سانتیمتر نیست اما زمانی که بین مردم و حاکمیت قرار گرفت نشان از شکافی عمیق دارد شکافی که تنها در سایه تمکین به قانون و اجرای عدالت پر می شود و سر انگشت تدبیر را می طلبد اما این روزها شاهد آنیم که مسئله را به میخ تبدیل می کنند و با پتک بر سر آن می کوبند الان واقعیت اینست که معترضین را به مخالف تبدیل کرده اند و موافقین را به منتقد خون هایی بیگناه بر زمین ریخته شده و به حقوق مردم تعدی و تجاوز شده تا خاکمیت پاسخی در خور ندهد سوال ها همچنان در خافظه تاریخی این ملت باقی خواهد ماند مسببین را باید به مجازات رساند ودست از فرافکنی برداشت در یک کلام عاقلانه و از سر تدبیر عمل کرد هنوز دیر نیست

کاربر مهمان -> 1388/05/21
پاسخ

آره باید اینجوری نوشت چون بهانه بسیاری از کسانی که دارند در راستای اهداف ادشمنان مردم در کشور ما حرکت می کنند گوش سپردن ظاهری به حرفهای رهبری ست بدون اینکه مغز کلام ایشان را متوجه شوند. ایشان هیچگاه موافق تفرقه و نفاق و دشمن شادکنی نیست ولی آقایان موقع عمل اصلا به روی خوشان نمی آورند و هرکاری دلشان بخواهند انجام می دهند.

کاربر مهمان -> 1388/05/21
پاسخ

ریشه تمام این حوادث خودخواهی و گرفتاری نفس است که فراگیر شدن این فرهنگ در جامعه ما 1000 برابر از آنفولانزای خوکی خطرناک تر است و رهبر مظلوم انقلاب تمام سعی و تلاششان این است که آقایانی را که در حال غرق در این گرداب هستند نجات دهند. خدا به همه ما رحم کند.

کاربر مهمان -> 1388/05/21
پاسخ

جناب دزفولی، وقتی پای ظلم در میان می آید همه باید فریاد کنند و خداوند در قرآن فریاد بر ظلم را استثنا کرده است. همین ملاحظه کاریها کار ما را به اینجا کشانده است. ترس از عواقب امنیتی همه گونه ملاحظه را موجه می کند.

کاربر مهمان -> 1388/05/21
پاسخ

خیلی تاثیر گذار بود

کاربر مهمان -> 1388/05/21
پاسخ

بخدا توکل کن و به به زمانه بسپار

کاربر مهمان -> 1388/05/21
پاسخ

احسنت کاش همه اینطور بینش و برداشت شما رو داشتن

کاربر مهمان -> 1388/05/21
پاسخ

نویسنده ارجمند با تشکر از متن بسیار وزینتان درد جامعه وهمه مردم الان نداشتن صداقت درگفتار و اعمال بزرگان است ما الان معتقدیم روز است ولی آنها دوست دارند که الان به زور شب باشد یک نمونه عرض می کنم آقای تقوی علت حضور نیافتن آیت ا..هاشمی در نماز جمعه این هفته را جلوگیری از انواع سو استفادهها عنوان کرد ولی خطیبی که از طیف وموافق خودشان است اجازه هر سوءاستفاده وافترا و تهمت زدن را دارند و سریع حدیث هم جعل می کنند...خدا یا مارا چه شده است ؟؟؟؟؟

کاربر مهمان -> 1388/05/21
پاسخ

جناب آقای مخبر بنده کاملا خانواده محترمتان بویژه مرحوم ابویتان که ایشان نیز عالمی فرزانه بودندمیشناسم که سیره ایشان نیز چنین روشن و بی غل وغش بود الحق حرف دل بسیاری از دل سوزان ولایت و نظام را زدید اجرکم الله

کاربر مهمان -> 1388/05/21
پاسخ

احسنت

کاربر مهمان -> 1388/05/21
پاسخ

آقای مخبر دزفولی عزیز خوب نوشتی و راست نوشتی ولی انصافاً و خداوکیلی عامل تفرقه و ریشه فتنه همان تهمت پراکنی ها و رفتار های بسیار ناشایست جناح حاکم قبل و بعد از انتخابات نیست؟ آیا رفتار های دور از انتظار اصلاح طلبان را نمی توان به بی تفاوتی دستگاههای نظارتی و در راس آنها صدا وسیما به تخلفات گسترده رئیس جمهور و اطرافیان و شورای نگهبان قبل از انتخابات و ایجاد فضای امنیتی شدید روز انتخابات و بعد از آن نسبت داد؟ آیا اگر به آقایان معترض در برنامه های زنده تلویزیونی اجازه داده می شد دلایل خود را به مردم بگویند و دفاع لازم انجام می شد اینگونه رفتار می کردند؟ انتظار مردم از شما نویسندگان دفاع از حق است. فقط و فقط همین.

کاربر مهمان -> 1388/05/21
پاسخ

آقای عزیز ز تعارف کم کن و بر واقغیت بپرداز همه به نوبه خود در این وانفسای سیاسی و بی خردی سهمی دارند

کاربر مهمان -> 1388/05/21
پاسخ

از این جور نوشته ها خوشم نمیاد. یکی به نعل میزنه یکی به میخ. یا ننویس یا اگه مینویسی جانب اونی که حق بیشتری داره رو بگیر.

کاربر مهمان -> 1388/05/21
پاسخ

دوست عزیز امروزه مسایلی مطرح است که معادلات سنتی و دایمی شما از دوست و دشمن را بهم خواهد ریخت برای مثال اگر یادتان باشد در زمان حکومت پهلوی یکی از مسایلی که اگر چه از نظر کمیت کمرنگ و موردی بود مساله کاپیتولاسیون و جرایمی که آمریکاییها ممکن بود مرتکب شوند یا مرتکب می شدند بود. من متاسفم اما اگر تعداد زیادی هموطن در این میهن از مصونیت قضایی و پیگرد برخوردار باشند و بتوانند "هر" بلایی...کدام دوست و کدام دشمن؟ مگر آمریکاییها امروزه نیز از حق کاپیتولاسیون یا چیزی مشابه در سایر کشورها برخوردارند؟!

کاربر مهمان -> 1388/05/21
پاسخ

به روح بزرگ خمینی عزیز قسم که من جانباز و معترض به انتخابات در حین خواندن مقاله شما اشک ریختم تو را به خدا کار کنید و انقلاب و اسلام را نجات دهید و امثال ما را در مقابل دیدگان فرزندانم سر بلند کنید

کاربر مهمان -> 1388/05/21
پاسخ

تشخیص حق از باطل کار سختی نیست خصوصا برای جنابعالی و نیاز به کمی جرات و جسات دارد و کمی آزادی بیان

کاربر مهمان -> 1388/05/21
پاسخ

من که نفهمیدم دکتر. زدی همه رو لت و پار کردی. اگه تابناک دچار کمبود مقاله شده، ما هم هستیم.

کاربر مهمان -> 1388/05/21
پاسخ

آفرین بر این قلم که حرف دل تمامی افراد درون این دوران گیجی را زد. باور کنید این جماعت کم نیستند که متحریند که به چه کسی باید اعتماد کرد، چه باید گفت و چه چیزی را باید شنید، پس از انتخابات تاکنون دیگه بر برادران خونی خود نیز اعتماد نداریم. تکلیف چیست؟ چرا علما موضع نمی گیرند؟ چرا مجتهدین سکوت کرده‌اند و همه را به خطا واداشته‌اند؟ چه باید کرد؟

کاربر مهمان -> 1388/05/21
پاسخ

خیلی خوب نوشتید اما من فکر می کنم خیلی از افرادی که توی خیابون کشته شدند و به خیابون ا ومدند به خاطر شخص خاصی نبود بلکه به خاطر ایجاد شکی بود که در اونها به وجود اومد و نخواستن حقشون ضایع شه.و در مورذ خیلی ها (مثل من و دوستام که فقط به خاطر احترام به رای مون رفتیم حالا رای ما هر کی بوده)حرکت خودجوش بود

کاربر مهمان -> 1388/05/21
پاسخ

ایول حال کردم از نوشته ات اما در مورد احمدی نژاد باید گفت با همه ایراداتی که دارد و ما هم ان را قبول داریم اما باید پذیرفت که در این روزگار قحطی ولایت پذیر از همه بهتر است چه اینکه اقا فرمودند مواضع ایشان به مواضع من نزدیکتر است خدا سایه رهبر مان را از سرمان کم نکند در ضمن در بین خصوصیات رهبری باید گفت رهبر رئوف رهبر مهربان و از همه مهمتر رهبر خدا ترس

کاربر مهمان -> 1388/05/21
پاسخ

مکرو مکرالله والله خیر وماکرین......

کاربر مهمان -> 1388/05/21
پاسخ

با این همه احتیاط باز هم حق را یا ندیدید یا دیدید و کتمان کردید؟ به من بگوییداین واقعیت را که چرا جوانان فهیم ما با دولت و ... قهر کرده اند؟ ایا انقدر احساساتی هستند که با جملاتی تحریک و خون می دهند؟که این شامل دو گروه می شود یا انقدر فهیم که تا علت چیزی را نفهمند ان را قبول یا رد نمی کنند؟اایا سکوت بزرگان در برابر بی عدالتی اشکار در جامعه انها را در قهرشان مقاومتر نکرده است ؟

کاربر مهمان -> 1388/05/21
پاسخ

الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم

کاربر مهمان -> 1388/05/21
پاسخ

حیف که جو خیلی امنیتی شده و گرنه یکی به نعل و یکی به میخ زدن شما را به زبان واضح رسوا میکردم. فقط یک نکته را تذکر میدهم. واقعا فکر کردی عده ای در زندان متحول شدند؟! معلومه که طعم انفرادی را نچشیده ای

کاربر مهمان -> 1388/05/21
پاسخ

اتفاقامشکل این است که خودرا به بالا متصل میدانیم ونه مقید به پاسخگویی به مردم. تااین نگرش هست امید بهبودی نباید داشت

کاربر مهمان -> 1388/05/21
پاسخ

عزیزم به وجدانت رجوع کن! فکر میکنی مقصر کیه؟! چرا برای گفتن حق بدیهی اینقدر تعارف یاتجاهل یاترس؟!!! دراین زمان معصوم نداریم همه باید همه را امر به معروف کنیم تازه همان معصوم(علی ع) هم میفرمود "واما حقی علیکم النصیحه علی فی المشهد والمغیب"

کاربر مهمان -> 1388/05/21
پاسخ

وقتی به جای پاسخگویی به مردم خود را به بالا متصل بدانی نتیجه بهتری نباید انتظار داشت

کاربر مهمان -> 1388/05/21
پاسخ

ما که متوجه نشدیم منظورتان چه بود! کی خوبه کی بده خودتان لطفا دوباره متن را بازخوانی کنید

کاربر مهمان -> 1388/05/21
پاسخ

خیلی گنگ نوشتی بالاخره طرفدار کدام طرف هستی ولی از حق نگذریم در مورد رهبر عزیزتر از جانمان راست گفتی خداوند حفظش کند و دشمنان و منافقان این آب و خاک را رسوا و نابود ساز. انشاءا... مثل اینکه دارند یکی یکی خودشان همدیگر را لو میدهند و عنقریب همگی نابود میشوند.

کاربر مهمان -> 1388/05/21
پاسخ

ما که از این مقاله چیزی نفهمیدیم. از یکی حمایت میکنی و دوسطر پایین تر به شدت حمله. از تمام اطراف دعوا به یک نسبت گله داری. بالاخره حرف حساب شما این وسط چیست؟

کاربر مهمان -> 1388/05/21
پاسخ

متاسفانه محافظه کاری زیادی در این نوشتار و کلاً مقالات منتشره از سوی سایت تابناک بچشم می خورد.با این روش نمیتوان احقاق حق کرد و از ظلمهایی که بر بیگناهان میرود جلوگیری نمود.بهتر است یا ننویسید و یا با صراحت بیشتری قلم بزنید.

کاربر مهمان -> 1388/05/21
پاسخ

شما درست می فرمایید. همه اینها بروند پی کارشان. آنوقت شما بمانید با رهبر عزیزمان مملکت را روی یک انگشت بچرخانید.

کاربر مهمان -> 1388/05/21
پاسخ

لطفن نظر مرا هم درج کنید و نشان دهید که تحمل انتقاد را هم دارید. نظرم را قبلن داده بودم . هر چند که تند باشد باید درج کنید . چرا که شما نظرهای بسیار تندی هم درج کرده اید که مو بر تن آدم سیخ می شد

کاربر مهمان -> 1388/05/21
پاسخ

دوست عزیز نوشتن این قبیل نوشته های سیاسی در شرایط فعلی حکم بر هم زدن منجلاب را دارد. بهتر است ترک کنید

کاربر مهمان -> 1388/05/21
پاسخ

الکفر یومئذ اقرب منهم للایمان یقولون بافواههم ما لیس فی قلوبهم

کاربر مهمان -> 1388/05/21
پاسخ

اگه آقا اون جمله رو نمیگفت طرفداران جناب احمدی نژاد چه دفاعی داشتن که از ایشون بکنند...؟!!

کاربر مهمان -> 1388/05/21
پاسخ

اگر چه شرایط امروز کشور به قول شهید باکری برای عده ای از دوستداران کشور خون دل خوردن و دق کردن است ولی چون خون‌هایی به ناحق ریخته شده است تا زمانی که نظام داد این خون‌ها را از مسببین آنها نگیرد و به طور شفاف اطلاع رسانی نکند ترمیم نخواهد شد.

کاربر مهمان -> 1388/05/21
پاسخ

اقای مخبر داریم مبلغانی دلسوز چون مطهری ها بهشتی ها خمینی ها لاریجانی رضای قالیباف اما اگر حرف بزنند عامل اسراییل اند

کاربر مهمان -> 1388/05/21
پاسخ

خدا از سرتقصیر مسئولین بگذرت انشائالله

کاربر مهمان -> 1388/05/21
پاسخ

نگارنده عزیز سلام بی مقدمه بگویم که شما هم فرافکنی میکنی وضع کنونی ما وعده خداوندیست وقتی ما وظایف خود را نمیدانیم و کارهای بزرگ را به بیخردان میدهیم نتیجه ایی جز این در انتظارمان نخواهد بود. شما چه انتظاری دارید آیا انتظار دارید که غیر از آنچه کاشتید درو کنید هرگز قوانین خداوندی تغییر نمیکند جو کاشتید برادر حالا انتظار چه دارید. مدیران وسیاستمداران ما به خطا رفته اند نظامیان ما به سیاست وارد شدند مردم ما هم گرفتار این جماعت

کاربر مهمان -> 1388/05/21
پاسخ

الهی عجل فی فرج حجتک

کاربر مهمان -> 1388/05/21
پاسخ

متن پر احساسی بود اما شاید قضاوتش احساسی بود اما قلم و نگارنده اش محترم کاش قلم و رای همه محترم بود کاش.

کاربر مهمان -> 1388/05/21
پاسخ

مقاله خوبی بود اما نفهمیدیم پرتقال فروش کی بود

کاربر مهمان -> 1388/05/21
پاسخ

آفرین بر شما

کاربر مهمان -> 1388/05/21
پاسخ

بنظر من کسانی که به قلم منصف و مودب دکتر دزفولی تاخته اند اگر کمی از تدبرشان بهره بگیرند می فهمند که ایشان با همان قلم پررمز ورازشان دارند می گویند که در ایجاد یک بحران خیلی ها سهیم اند و همه چیز را نباید بر سر موسوی یا هاشمی یا نیروی انتظامی یا احمدی نژاد شکاند.همه مقصرند. و از سوی دیگر اینکه واقعا بین حرف وعمل مسئولین فاصله افتاده وبه ظرافت بدون اینکه مثل بعضی نویسندگان سفارشی حق را به یک طرف بدهند همه ر مواخذه کرده اند من این دو پیام را از این متن فهمیدم شما نفهمیدید؟!

کاربر مهمان -> 1388/05/22
پاسخ

یادم نمیاد هیچوقت به ما یاد داده باشند که در برابر خونی که به نا حق ریخته می شه سکوت کنیم ... این حرفها یعنی شما در پیدا کردنه حق سر در گم موندید در حالی که مثل روز روشنه ... سکوت کردن بهتر از حرف نا حق زدنه یا به قول دوستمون یکی به نعل میزنه یکی به میخ....

کاربر مهمان -> 1388/05/22
پاسخ

بایدگفت جاناسخن اززبان مامیگویی.

کاربر مهمان -> 1388/05/22
پاسخ

همیجوری بنویس دمت گرم

کاربر مهمان -> 1388/05/22
پاسخ

تقریبا منصفانه بود

کاربر مهمان -> 1388/05/22
پاسخ

آقای مخبر تبیین و توصیفی از واقعیت کرده ای اما انتظار میرفت کمی هم به راه حل خروج از بحران می پرداختید. اگر قبول داریم که "الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع اظلم " راه حل روشن است .

کاربر مهمان -> 1388/05/22
پاسخ

این گونه مطالب تذکراتی می تواند باشد گوشها را شنوا و چشمها را بینا می کند

کاربر مهمان -> 1388/05/22
پاسخ

من از فرمایشات شما اینطور استنباط می کنم که مقام های بعداز رهبری همگی صلاحیت سیاسی واخلاقی خودراازدست داده اند!! نویسنده متعهدوظیفه اش یافتن حقیقت وبیان ان است،وگر نه سکوت.

کاربر مهمان -> 1388/05/22
پاسخ

باید یاد بگیریم همدیگر رو تحمل کنیم و بدونیم که همه حق نزد مانیست.حرفای خیلی خوبی تو این نوشته بود دکتر رو میشناسم و شیوه قلمی اش رو اتفاقا از نظر اجتماعی آدم بسیار شجاعی میدونمش فقط حرفاشو بدون بی ادبی و تنش میزنه این یه هنره نه عیب.حمید

کاربر مهمان -> 1388/05/22
پاسخ

آفرین.....حرف دل مارو زدید.

کاربر مهمان -> 1388/05/22
پاسخ

باور کنید اگه خود امام زمان(عج) شخصا بفرمایند که شما اشتباه میکنید هم بعضی ها قانع نمیشن و اعتراض میکنند اللهم عجل لولیک الفرج

کاربر مهمان -> 1388/05/22
پاسخ

الله اکبر ...... خامنه ای رهبر

کاربر مهمان -> 1388/05/22
پاسخ

بر ادر چرا رویت نمی شود بگوئی اون طرفی هستی ؟ اینهمه آسمان و ریسمان چرا ؟

کاربر مهمان -> 1388/05/22
پاسخ

افرین به حضرتعالی تا میتوانید یکی به نعل ویکی به میخ بزنید وصورت مسیله ها را پاک کنید!!!!!!!!

کاربر مهمان -> 1388/05/22
پاسخ

باید از اینهمه بی داد فهرست تهیه کرد وانهارا براساس الویت ها مرتب کرد وبرحسب الویت نوشت والویت در به افسار کشیدن ان نیروهای خودسری است که سی سال است خود سر هستند وکسی نتوانسته خود را از سر انها بیندازد وخدا را بنشاند بله این مهمترین است این بزرکتین آفت نظام بزگترین بر باد دهنده ابرو واقتدار ودستاورد های نظام بزرگترین تهدید کننده نظام

کاربر مهمان -> 1388/05/22
پاسخ

جناب آقای دزفولی بنده رو حلال بفرمایید چون عکس بالای مقاله شما شبیه به یک ناقاضی معروف یک کم به شما جسارت کردم و ووقتی مقاله شما رو خوندم فهمیدم شما اون نیستید

کاربر مهمان -> 1388/05/22
پاسخ

بابا یک کلام بگو برای نوشتن در این اوضاع یا سوادش را نداری یا شهامتش را. چون این متنی است برای همه فصول

کاربر مهمان -> 1388/05/22
پاسخ

جای بروز احساسات نیست آیا ما بهتر از رهبر صلاح او را تشخیص می دهیم؟ پس خود او همان می کند که باید بکند و سخن از مظلومیت رهبر گفتن همان منطق انصار حزب الله است رهبر نیازی به دلسوزی و آه و افغان کسی ندارد و اصولاً بخاطر کمالاتش رهبر شده

کاربر مهمان -> 1388/05/22
پاسخ

احسنت بر شما. به نظر می رسد این تازه از راه رسیدها راه امام (ره) را نشانه گرفته اند ولی کور خوانده اند.

کاربر مهمان -> 1388/05/22
پاسخ

نمره انشائ شما 12 بفرمایید بنشینید؟

کاربر مهمان -> 1388/05/22
پاسخ

منصفانه ولی خیلی دیر به صحنه آمدید هم ولایتی

کاربر مهمان -> 1388/05/22
پاسخ

واقعا چنین نظری دارین؟؟؟ آدم می مونه چی بگه!!!

کاربر مهمان -> 1388/05/22
پاسخ

سکوت در برابر ظلم بهرعنوان گناهی نابخشودنی ست ما درمدرسه هزاران بار در کتاب تعلیمات دینی خواندیم که اگر مسلمانی از سر مظلومیت فریاد بزند که ای مسلمانان به دادم برسید اگر بسویش نشتابیم و کمک حالش نباشیم مسلمان نیستیم. شمارا به خدا چرا مطالبی را اویزه گوشمان کردید که خودتان بهرعنوان زیر پایش میگذارید .

کاربر مهمان -> 1388/05/22
پاسخ

دوستان عزیز که نظر می دهید من با ولایت فقیه مخالفم البته بعد از خوندن کتاب ولایت فقیه امام و تحریر الوسیله و نظریات سیاسی فقه شیعه لطفا به من بگید که چه کار کنم چون اگه بگم که این نظزیه رو قبول دارم میشممنافق و اگه بگم که قبول ندارم کافر میشم ترو بخدا یکی بگه من چی کار کنم. راستی اقای فیلتر چی تابناک این نظر من رو اگه خواستی منتشر نکنی لااقل به یکی دوستانت بگو که جوابم رو بده bigwigboy1361@yahoo.com

کاربر مهمان -> 1388/05/22
پاسخ

مقدمه فاسد، تالی فاسد می آورد و حیرت و در ماندگی. خیلی سخت نیست برادر "حق را بشناس و بعد اهلش را". کار ساده ای است، نه؟

کاربر مهمان -> 1388/05/23
پاسخ

راه حل چیست عزیز برادر؟

کاربر مهمان -> 1388/05/23
پاسخ

یکی نوشته طعم انفرادی را نکشیده ای. برادر گرامی شهیدی گرانقدری که ده سال انفرادی و هجده سال در کل اسارت کشید اینقدر که فلانی و فلانی غلط کردم گفتند، یکبار هم به صدامیان نگفت. مرحوم شهید تند گویان هم هشت سال زیر شکنجه صدامیان بود و تمام اسرار نفت کشور در اختیارش بود و یکبار آخ نگفت. بعد این رهبران جبهه اصلاحات از هم در پشیمانی سبقت میگیرند!

کاربر مهمان -> 1388/05/23
پاسخ

خوشم اومد مرسی

کاربر مهمان -> 1388/05/23
پاسخ

آقا علی‌ رضا باز که صد پهلو نوشتی‌؟... انگبین صفرا فزود ! همه راه‌ها به رم ختم می‌شه!

کاربر مهمان -> 1388/05/23
پاسخ

فراموش نکنید رهبر معظم ایشان را در حکم تنفیذ شجاع هوشمند و پر کار خواندند

کاربر مهمان -> 1388/05/23
پاسخ

شما که نمی دانید چه بنویسیدچه اجباری به نوشتن دارید؟اگر با خدا باشید,خیلی چیزها هست که باید بنویسید ولی نمی نویسید.

کاربر مهمان -> 1388/05/23
پاسخ

جناب مخبری از احساس شما آگاهم. میدانم که دردی دارید از جنس عشق. عشق به میهن، خدا و جامعه ایده آل و نسبتا مطلوب... اما ملاحظاتی شما و خیلی از دلسوزان را میازارد. در نیت خیر شما شکی ندارم ولی نگرانیم از جنس دیگری است. عمده آن دو موضوع برجسته است: 1- ملاحظات امنیتی و فشار در جهت ممانعت از استقلال فردی، 2- برخورد و تقابل منافع فردی، به طوریکه وادارتان میکند که میخ و سندان کوبی نمایید. زیرا ملاحظات شما را تا این حد می رساند که در تقابل با منافعی که در موقعیت قبلی داشته اید ترمز کنید و این مانع تشعشع سیمای واقعی شما در ظهر یک هاله تاریک می گردد. به نظر می رسد که خداوند در شرایط کنونی کلید حل معما را در دست یکی قرار داده است که معتقدم با استفاده از آن به بزرگی واقعی خواهد رسید. او باید بداندکه آگاهی از بزرگی کاذبش نیاز به بصیرت زیادی ندارد و آن همان کلید حل معماست. امیدوارم چا پ کنید.

کاربر مهمان -> 1388/05/23
پاسخ

اقا اگر اینقدر سختته چرا می نویسی. جا باز کن برای اونهایی که جرات دارن بنویسن حالا هر طرفی. یا مولا

کاربر مهمان -> 1388/05/23
پاسخ

وقتی چیز قابل طرحی نداری ننویس. با یکی بنعل و یکی بمیخ هم نمیتوانی ماهیتت را بپوشانی. با اینهمه تو وقتی در تابناک مینویسی معلومه که کدوم طرفی هستی.

کاربر مهمان -> 1388/05/24
پاسخ

از اینکه حرفها و نظرات افراد را سانسور می کنید بی نهایت عصبانی هستم. به یاد ندارم حرفی از من را گذاشته باشید. شما هم ...

کاربر مهمان -> 1388/05/24
پاسخ

با تشکر از سایت تابناک بابت چاپ نظر بنده. میخواهم بدانم که در مورد نظر بنده در مورد " کلید حل معما و بزرگی کاذب و عدم نیاز به بصیرت زیاد" چه نظراتی وجود دارد.

کاربر مهمان -> 1388/05/24
پاسخ

بیکاری و فقر و ترک تحصیل و سر درگمی جوانان و خانواده ها که سبب پاشیدگی اجتماعی گردیده و همچنین ناهنجاری های ناشی از عقب ماندگی اقتصادی و فرهنگی در خوزستان که در شرایط حاضر محیط زندگی و فضا را به اوج ناامنی رسانده است و....راه حلی دارند؟!

کاربر مهمان -> 1388/05/24
پاسخ

کدام به سود کشور است!!! جمله بسیار تامل بر انگیزیست!!عزیز دل با صداقت و راستی بنویس . نه آنچه به نفع کشور است . هر آنچه به نفع انسانیت است بگو .

کاربر مهمان -> 1388/05/24
پاسخ

انتخاب کامنتها خیلی خنده داره!!!

کاربر مهمان -> 1388/05/24
پاسخ

یه سئوال: هنوز ادم معصوم وجود داره؟

کاربر مهمان -> 1388/05/24
پاسخ

من را میشناسی از دوستان قدیمی ازصداقتت در گفتار یاد بچگیهایمان میافتم ولی فقط صادقی و لی جسارت نداری باز هم مثل بچگیهایمان چرا صریح حرف نمیزنی مثل مرحوم پدرت ملا عباس ایا او هم در مقابل دژخیم های ستم شاهی اینگونه محافظه کارانه بر منبر سخن می گفت دوست دوران بچگی

کاربر مهمان -> 1388/05/24
پاسخ

پسر جان خدا هدایتت کند

کاربر مهمان -> 1388/05/24
پاسخ

اگر می خواهید بدانید چه باید بنویسید کافی است یک روز تشریف ببرید سر مزار کسانی که در این ایام به ناحق کشته شده و بازماندگان آنها هم جرات حرف زدن ندارند یا با کسانی که در زندانها با آنها بدرفتاری شده مصاحبه کنید مطمئن هستم اگر مسلمان یا لااقل آزاده باشید به خوبی خواهید فهمید که چه باید بنویسید.

نظر شما

نظرهای حاوی توهین، افترا یا نوشته‌شده با حروف لاتین (فینگلیش) منتشر نمی‌شوند.

نظرسنجیآرشیو
نظرسنجی
آخرین اخبار
پربازدیدترین عناوین