شنیدید که میگن هر دم از این باغ بری میرسد، تازهتر از تازهتری میرسد، حالا حکایت فوتبال باشگاهی ماست، فوتبالی که هنوز به هفته دوم نرسیده پر شده از توهین، افترا، تهمت، شاخ و شانه کشیدن و ... ولی خب نکته جالب تمام این سر و صداها اینجاست که همه فقط آنهایی را میبینند که جلوی چشم هستند و به اصطلاح رو بازی میکنند.
به نوشته جوان؛ همه دیدند که خداداد عزیزی چگونه تماشاگران اهوازی را به باد ناسزا گرفته بود. همیشه همین گونه است،همیشه همه میبینند که فلان مربی چه رفتار زشتی دارد و فلان بازیکن چگونه از کوره در میرود.
ما معتقدیم که مربیان و بازیکنان باید سعه صدر به خرج دهند، باید صبور باشند ولی این سؤال را هم داریم که چرا هیچ وقت پرسیده نمیشود چه اتفاقی رخ داده که مثلاً خداداد عزیزی اینگونه برآشفته. کسی نمیپرسد چطور ممکن است تماشاگر تیمی که نباخته و فقط در هفته اول مسابقات تن به تساوی داده اینگونه به سرمربی توهین میکند.
تا بوده همین بوده و به نظر میرسد تا هست همین خواهد ماند. رفتار خداداد عزیزی با تماشاگران زشت بوده درست، اما وقتی او نمیخواهد زیر بار حرف زور یک دلال برود و اینگونه تاوانش را پس میدهد آیا بهتر نیست کمی به او حق بدهیم. خداداد نباید عصبانی میشد، نباید توهین میکرد و نباید موضع میگرفت، همه قبول، ولی وقتی رسانه ملی تنها همینها را نشان می دهد و کمیته انضباطی با استناد به همین تصاویر و گزارشها حکم محرومیت و جریمه صادر میکند آن وقت است که قند ته دل آن دلال که میخواهد امثال عزیزی را زمین بزند آب میشود.
آقای دلال با خیال راحت در خانه مینشیند و نظارهگر ثمره کارش است. او به نتیجه میرسد و ما خداداد عزیزی عصیانگر را محکوم و محروم میکنیم. اتفاق تلخی است، این طور نیست؟ ولی این اتفاق تلخ هر سال در فوتبال ما رخ میدهد و امسال تبعاتش زودتر آشکار شده، اتفاقی که خیلیها را خانهنشین و خیلی خانهنشینها را خوشحال میکند.
به نوشته جوان؛ همه دیدند که خداداد عزیزی چگونه تماشاگران اهوازی را به باد ناسزا گرفته بود. همیشه همین گونه است،همیشه همه میبینند که فلان مربی چه رفتار زشتی دارد و فلان بازیکن چگونه از کوره در میرود.
ما معتقدیم که مربیان و بازیکنان باید سعه صدر به خرج دهند، باید صبور باشند ولی این سؤال را هم داریم که چرا هیچ وقت پرسیده نمیشود چه اتفاقی رخ داده که مثلاً خداداد عزیزی اینگونه برآشفته. کسی نمیپرسد چطور ممکن است تماشاگر تیمی که نباخته و فقط در هفته اول مسابقات تن به تساوی داده اینگونه به سرمربی توهین میکند.
تا بوده همین بوده و به نظر میرسد تا هست همین خواهد ماند. رفتار خداداد عزیزی با تماشاگران زشت بوده درست، اما وقتی او نمیخواهد زیر بار حرف زور یک دلال برود و اینگونه تاوانش را پس میدهد آیا بهتر نیست کمی به او حق بدهیم. خداداد نباید عصبانی میشد، نباید توهین میکرد و نباید موضع میگرفت، همه قبول، ولی وقتی رسانه ملی تنها همینها را نشان می دهد و کمیته انضباطی با استناد به همین تصاویر و گزارشها حکم محرومیت و جریمه صادر میکند آن وقت است که قند ته دل آن دلال که میخواهد امثال عزیزی را زمین بزند آب میشود.
آقای دلال با خیال راحت در خانه مینشیند و نظارهگر ثمره کارش است. او به نتیجه میرسد و ما خداداد عزیزی عصیانگر را محکوم و محروم میکنیم. اتفاق تلخی است، این طور نیست؟ ولی این اتفاق تلخ هر سال در فوتبال ما رخ میدهد و امسال تبعاتش زودتر آشکار شده، اتفاقی که خیلیها را خانهنشین و خیلی خانهنشینها را خوشحال میکند.