مرد میانسالی که به اتهام قتل خواهر و مجروح کردن مادر سالخوردهاش در بازداشت به سر میبرد، به جرمش اقرار کرد.
به گزارش جوان، شامگاه دوشنبه، دهم خردادماه بود که قاضی احمدبیگی بازپرس ویژه قتل تهران از حادثه خونین در خانهای سه طبقه حوالی خیابان آیت با خبر و در محل حاضر شد. خیلی زود مشخص شد که مرد 55 ساله بعد از قتل خواهر 56 ساله و زخمی کردن مادر سالخوردهاش از محل گریخته است. در بررسیهای بعدی مشخص شد که متهم از بیماری روانی رنج میبرد. مأموران پلیس در تحقیقات بعدی موفق به بازداشت متهم شدند. او روز گذشته مقابل قاضی احمدبیگی مورد تحقیق قرار گرفت و به قتل اقرار کرد.
متهم گفت: بازنشسته یک شرکت شیرآلات هستم و تا اول دبیرستان درس خواندهام. سال 62 ازدواج کردم و سال 81 در حالی که صاحب یک پسر بودم، همسرم به دلیل بیماریهای روانی که داشتم از من طلاق گرفت. از آن زمان همراه مادرم زندگی میکردم و به علت بیماری، روزانه چهار قرص مصرف میکردم. روز حادثه قرصهایم را نخورده بودم و حال خوبی نداشتم. وقتی زنگ تلفن به صدا درآمد، مادرم گوشی را برداشت. از آنجا که منتظر تماس فردی بودم از مادرم خواستم جواب ندهد، اما توجه نکرد و من را دیوانه خطاب کرد.
من عصبانی شدم و او را زدم. مادرم حالش بد شد و خواهرم را از ماجرا با خبر کرد. وقتی خواهرم از راه رسید، عصبانی شدم. با چاقویی که از قبل برای خودکشی تهیه کرده بودم، خواهر و مادرم را هدف قرار دادم. بعد از حادثه به شهرری رفتم و زیارت کردم. یک روز بعد از حادثه هم بازداشت شدم.
متهم برای تحقیقات بیشتر در اختیار کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی قرار گرفت.
به گزارش جوان، شامگاه دوشنبه، دهم خردادماه بود که قاضی احمدبیگی بازپرس ویژه قتل تهران از حادثه خونین در خانهای سه طبقه حوالی خیابان آیت با خبر و در محل حاضر شد. خیلی زود مشخص شد که مرد 55 ساله بعد از قتل خواهر 56 ساله و زخمی کردن مادر سالخوردهاش از محل گریخته است. در بررسیهای بعدی مشخص شد که متهم از بیماری روانی رنج میبرد. مأموران پلیس در تحقیقات بعدی موفق به بازداشت متهم شدند. او روز گذشته مقابل قاضی احمدبیگی مورد تحقیق قرار گرفت و به قتل اقرار کرد.
متهم گفت: بازنشسته یک شرکت شیرآلات هستم و تا اول دبیرستان درس خواندهام. سال 62 ازدواج کردم و سال 81 در حالی که صاحب یک پسر بودم، همسرم به دلیل بیماریهای روانی که داشتم از من طلاق گرفت. از آن زمان همراه مادرم زندگی میکردم و به علت بیماری، روزانه چهار قرص مصرف میکردم. روز حادثه قرصهایم را نخورده بودم و حال خوبی نداشتم. وقتی زنگ تلفن به صدا درآمد، مادرم گوشی را برداشت. از آنجا که منتظر تماس فردی بودم از مادرم خواستم جواب ندهد، اما توجه نکرد و من را دیوانه خطاب کرد.
من عصبانی شدم و او را زدم. مادرم حالش بد شد و خواهرم را از ماجرا با خبر کرد. وقتی خواهرم از راه رسید، عصبانی شدم. با چاقویی که از قبل برای خودکشی تهیه کرده بودم، خواهر و مادرم را هدف قرار دادم. بعد از حادثه به شهرری رفتم و زیارت کردم. یک روز بعد از حادثه هم بازداشت شدم.
متهم برای تحقیقات بیشتر در اختیار کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی قرار گرفت.