هنگامی که جنگ جهانی دوم به پایان رسید و کشورهای عربی و اسلامی یکی پس از دیگری تحت قیمومیت فاتحان جنگ قرار گرفتند و در این میان فلسطین سهم پیر استعمار یعنی انگلیس شد. رهبران این کشور نیز با توافق پنهانی با رهبران صهیونیست در جهان و بر اساس پرتکلهای صهیونیستی، فلسطین را به یهودیان صهیونیست فروخت و لعنت ابدی اعراب و مسلمانان را برای ابد، خرید.
در آن هنگام مسئله فلسطین یک مسئله اسلامی بود و کلیه کشورهای اسلامی نسبت به سرنوشت این کشور احساس مسئولیت می کردند و برای آزادی آن تلاش می نمودند، گرچه بسیاری از این تلاشها با نفاق رهبران عربی به شکست می انجامید مانند دستور رهبران عراق به عقب نشینی سربازان عراقی از جبهه جنگ با رژیم صهیونیستی به بهانه جدی نبودن سایر کشورهای عربی برای آزاد سازی فلسطین!!! و سازش سادات رئیس جمهور سابق مصر به بهانه مذاکره برای رسیدن به صلحی عادلانه و ایجاد همزیستی مسالمت آمیز با صهیونیستها!!! که صد البته این اهداف تا کنون محقق نشده زیرا که نه رژیم صهیونیستی یک رژیم صلح طلبی است و نه مردم عرب و مسلمان به زندگی مسالمت آمیز با صهیونیستهای متجاوز و پیمان شکن، تن می دهند.
بهر حال مسئله فلسطین عامل وحدت بین مسلمانان بود. و همه خود را در قبال آن مسئول می دانستند. ولی پس جنگ شش روزه رژیم صهیونیستی با اعراب و تصرف بخشهای وسیعی از سرزمینهای عربی توسط این رژیم متجاوز، کشورهای عربی متولی اصلی مسئله فلسطین شدند، وحتی در جنگ رمضان حماسه ها آفریده شد اما به سرعت خط سازش و خیانت وارد صحنه شد و خون سربازان مجاهد را لوث کرد و شعبده بازان و فریبکاران، دولت مصر را به دامان سازش با صهیونیستها انداخت، در حالیکه مردم این کشور هرگز راضی به عقب نشینی از جنگ نبودند و تا کنون نیز از بوجود آمدند روابط مسالمت آمیز بین دو کشور مصر و رژیم صهیونیستی امتناع می ورزند.
سایر کشورهای عربی و اسلامی برای اعتراض به این وضعیت با کشور مصر قطع رابطه سیاسی کردند، و مخالفت علنی خود را با سازش اعلام کردند. اما پس از مدتی، این کشورها بدون آنکه در مواضع مصر در برابر رژیم صهیونیستی تغییری حاصل شود، روابط خود را با مصر تجدید کردند و به شکل عجیب و حیرت آوری برای سازش با رژیم متجاوز صهیونیستی، مسابقه دادند.
اما از آغاز دهه هشتاد قرن گذشته و با شروع مذاکرات اسلو و مادرید، به تدریج مسئله فلسطین از شکل عربی خارج و به صورت یک مسئله بین فلسطینیان و رژیم صهیونیستی در آمد و در جریان مذاکرات جدید نیز تنها طرف صهیونیستها و سخنگوی یگانه فلسطینیان در جهان سازمان آزادبخش فلسطین به رهبری جنبش فتح معرفی شد و دیگر گروهها می بایستی در چارچوب این سازمان از آرمان فلسطین دفاع کنند. و باز هم قضیه فلسطین محدود تر شد.
آنگاه پس از پیروزی جنش اسلامی حماس در انتخابات سراسری مجلس ملی فلسطین و تشکیل دولت حماس در این کشور، و با به وجود امدن اختلاف بین حماس و فتح و جدایی غزه از کرانه باختری و با به راه افتادن جنگ سی و سه روزه بر علیه حماس در غزه ومواضع ذلیلانه اعراب در برابر این جنگ خانمان سوز و ... مسئله فلسطین بسیار محدودتر شد.
اما امروزه با ایجاد فتنه ای در داخل خود غزه به نام تشکیل (( إمارة فلسطین اسلامی ... در چارچوب بیت المقدس )) توسط سلفیهای متعصب به رهبری دکتر عبد اللطیف ابو موسی که بین طرفداران خود به ابو النور مقدسی معروف است، بازهم تلاش می شود فلسطین را با چالش جدیدی مواجه کنند.
در چنین شرایطی اگر دولت اسماعیل هنیه این گروه سلفی را رها کند، بهانه ای به دشمن صهیونیستی داده تا برای مبارزه با مسلمانان تند رو و طرفدار القاعده ، مجدداً به غزه حمله کند. و اگر با آنها وارد جنگ شود ، حماس را به برادر کشی متهم می کنند.
اما دولت آگاه حماس با شناخت مناسب با این گروه متعب که به نام دین آب به آسیاب دشمن می ریزد و قدرت و توان دولت حماس را صرف مبارزه با خود می کند، به مقابله پرداخت. در حالیکه دشمن صهیونیستی از یک سو و طرفداران محمود عباس از سوی دیگر به جنگ فرسایشی با این جنبش اسلامی، ادامه می دهند.
جالب توجه است که برخلاف بسیاری که مشکل این گروه متعصب را به خارج از غزه نسبت می دهند، سخنگوی حماس، اساس این حرکت را انحرافات فکری می داند و هیچ ربطی به خارج از کشور نمی داند.
در پایان لازم است این سؤالات مطرح شود که تا کی باید این دزدان چراغ دار وارد خانه فلسطینی شوند و به غارت تواناییها و امکانات، آن هم به بهانه دفاع از مردم فلسطین، به پردازند و کشورهای عربی و سلامی هیچ عکس العملی از خود نشان ندهند؟ تا کی باید فلسطین فدای شعارهای ملی گرایانه سازش کار یا شعارهای دینی افراطی شود؟ چرا ارباب خرد و دانشمندان عربی و اسلامی حقایق را برای مردم عرب و مسلمان روشن نمی کنند؟ آیا با سرکوبی این گروه افراطی فتنه های دیگری در راه آزاد سازی قدس وجود دارد؟ این فتنه ها چیست؟ راه حلها کدام است؟.
جواب صریح و شفاف این سؤالات برای بسیاری از اعراب و مسلمانان مهم و کارگشا می باشد . لذا پیشنهاد می شود اندشمندان غیرتمند جمهوری اسلامی ایران که پیشرو دفاع از آزادسازی فلسطین عزیز می باشند ، با همکاری متفکران سایر کشورها ی اسلامی مانند ترکیه و مالزی جبهه ای برای روشنگری و تنویر اذهان جهانیان تشکیل دهند . و راه حلهای عملی و کاربردی به جهانیان ارائه نمایند .
در آن هنگام مسئله فلسطین یک مسئله اسلامی بود و کلیه کشورهای اسلامی نسبت به سرنوشت این کشور احساس مسئولیت می کردند و برای آزادی آن تلاش می نمودند، گرچه بسیاری از این تلاشها با نفاق رهبران عربی به شکست می انجامید مانند دستور رهبران عراق به عقب نشینی سربازان عراقی از جبهه جنگ با رژیم صهیونیستی به بهانه جدی نبودن سایر کشورهای عربی برای آزاد سازی فلسطین!!! و سازش سادات رئیس جمهور سابق مصر به بهانه مذاکره برای رسیدن به صلحی عادلانه و ایجاد همزیستی مسالمت آمیز با صهیونیستها!!! که صد البته این اهداف تا کنون محقق نشده زیرا که نه رژیم صهیونیستی یک رژیم صلح طلبی است و نه مردم عرب و مسلمان به زندگی مسالمت آمیز با صهیونیستهای متجاوز و پیمان شکن، تن می دهند.
بهر حال مسئله فلسطین عامل وحدت بین مسلمانان بود. و همه خود را در قبال آن مسئول می دانستند. ولی پس جنگ شش روزه رژیم صهیونیستی با اعراب و تصرف بخشهای وسیعی از سرزمینهای عربی توسط این رژیم متجاوز، کشورهای عربی متولی اصلی مسئله فلسطین شدند، وحتی در جنگ رمضان حماسه ها آفریده شد اما به سرعت خط سازش و خیانت وارد صحنه شد و خون سربازان مجاهد را لوث کرد و شعبده بازان و فریبکاران، دولت مصر را به دامان سازش با صهیونیستها انداخت، در حالیکه مردم این کشور هرگز راضی به عقب نشینی از جنگ نبودند و تا کنون نیز از بوجود آمدند روابط مسالمت آمیز بین دو کشور مصر و رژیم صهیونیستی امتناع می ورزند.
سایر کشورهای عربی و اسلامی برای اعتراض به این وضعیت با کشور مصر قطع رابطه سیاسی کردند، و مخالفت علنی خود را با سازش اعلام کردند. اما پس از مدتی، این کشورها بدون آنکه در مواضع مصر در برابر رژیم صهیونیستی تغییری حاصل شود، روابط خود را با مصر تجدید کردند و به شکل عجیب و حیرت آوری برای سازش با رژیم متجاوز صهیونیستی، مسابقه دادند.
اما از آغاز دهه هشتاد قرن گذشته و با شروع مذاکرات اسلو و مادرید، به تدریج مسئله فلسطین از شکل عربی خارج و به صورت یک مسئله بین فلسطینیان و رژیم صهیونیستی در آمد و در جریان مذاکرات جدید نیز تنها طرف صهیونیستها و سخنگوی یگانه فلسطینیان در جهان سازمان آزادبخش فلسطین به رهبری جنبش فتح معرفی شد و دیگر گروهها می بایستی در چارچوب این سازمان از آرمان فلسطین دفاع کنند. و باز هم قضیه فلسطین محدود تر شد.
آنگاه پس از پیروزی جنش اسلامی حماس در انتخابات سراسری مجلس ملی فلسطین و تشکیل دولت حماس در این کشور، و با به وجود امدن اختلاف بین حماس و فتح و جدایی غزه از کرانه باختری و با به راه افتادن جنگ سی و سه روزه بر علیه حماس در غزه ومواضع ذلیلانه اعراب در برابر این جنگ خانمان سوز و ... مسئله فلسطین بسیار محدودتر شد.
اما امروزه با ایجاد فتنه ای در داخل خود غزه به نام تشکیل (( إمارة فلسطین اسلامی ... در چارچوب بیت المقدس )) توسط سلفیهای متعصب به رهبری دکتر عبد اللطیف ابو موسی که بین طرفداران خود به ابو النور مقدسی معروف است، بازهم تلاش می شود فلسطین را با چالش جدیدی مواجه کنند.
در چنین شرایطی اگر دولت اسماعیل هنیه این گروه سلفی را رها کند، بهانه ای به دشمن صهیونیستی داده تا برای مبارزه با مسلمانان تند رو و طرفدار القاعده ، مجدداً به غزه حمله کند. و اگر با آنها وارد جنگ شود ، حماس را به برادر کشی متهم می کنند.
اما دولت آگاه حماس با شناخت مناسب با این گروه متعب که به نام دین آب به آسیاب دشمن می ریزد و قدرت و توان دولت حماس را صرف مبارزه با خود می کند، به مقابله پرداخت. در حالیکه دشمن صهیونیستی از یک سو و طرفداران محمود عباس از سوی دیگر به جنگ فرسایشی با این جنبش اسلامی، ادامه می دهند.
جالب توجه است که برخلاف بسیاری که مشکل این گروه متعصب را به خارج از غزه نسبت می دهند، سخنگوی حماس، اساس این حرکت را انحرافات فکری می داند و هیچ ربطی به خارج از کشور نمی داند.
در پایان لازم است این سؤالات مطرح شود که تا کی باید این دزدان چراغ دار وارد خانه فلسطینی شوند و به غارت تواناییها و امکانات، آن هم به بهانه دفاع از مردم فلسطین، به پردازند و کشورهای عربی و سلامی هیچ عکس العملی از خود نشان ندهند؟ تا کی باید فلسطین فدای شعارهای ملی گرایانه سازش کار یا شعارهای دینی افراطی شود؟ چرا ارباب خرد و دانشمندان عربی و اسلامی حقایق را برای مردم عرب و مسلمان روشن نمی کنند؟ آیا با سرکوبی این گروه افراطی فتنه های دیگری در راه آزاد سازی قدس وجود دارد؟ این فتنه ها چیست؟ راه حلها کدام است؟.
جواب صریح و شفاف این سؤالات برای بسیاری از اعراب و مسلمانان مهم و کارگشا می باشد . لذا پیشنهاد می شود اندشمندان غیرتمند جمهوری اسلامی ایران که پیشرو دفاع از آزادسازی فلسطین عزیز می باشند ، با همکاری متفکران سایر کشورها ی اسلامی مانند ترکیه و مالزی جبهه ای برای روشنگری و تنویر اذهان جهانیان تشکیل دهند . و راه حلهای عملی و کاربردی به جهانیان ارائه نمایند .
