کریمی برای انصاری فرد جادو می‏کند؛
پس اصطکاک با دایی بهترین بهانه برای جرقه دوباره اش شد. پس بی خیال پول و خوش نشینی شد و به پرسپولیس آمد تا روی دایی را کم کند، که 90 هزار تماشاگر را به ورزشگاه بکشاند که در داربی نشان بدهد چقدر زهردار است و صدای همه را به خاطر لجبازی دایی برای دعوت نکردنش به تیم ملی درآورد، تا دایی را خرد کند.
جادوی کریمی مرگ ندارد. این بهترین تعبیری بود که می شد در پس مینیاتوری که کریمی مقابل صبا هدیه مان داد به کار برد. برای مایی که این روزها بنابه هر دلیلی خالی از شوق و هیجان هستیم شعبده های کریمی عین لذت از فوتبال بود. (نبود؟) او منحصر به فرد است. آن قدر منحصر به فرد که در ورزشگاه خالی و در تیم تازه به دوران رسیده هم همانی می کند که در آلیانس آره نا می کرد. با همان ترتیب و با همان کیفیت. کریمی باز عزم آن کرده که خودش باشد، با انگیزه، تأثیرگذار و گره گشا.
به نوشته قدس؛ او وقتی می خواهد خودش باشد که یا بدخواهانش حوصله اش را سر برده باشند یا خواسته باشد از فوتبالش لذت ببرد. می خواهم بگویم ما تنها زمانی می توانیم از فوتبال کریمی لذت ببریم که خودش هوس کرده باشد و گرنه هیچ عاملی حتی جام جهانی و یا قهرمانی در فینال یک دوره مسابقه نمی تواند او را سر ذوق بیاورد.
اومانیسم و خودمحوری قدرتمند جادوگر باعث شد که او از بایرن مونیخ به استیل آذین برسد و قید شهرت و محبوبیت را در پرسپولیس بزند تا به اپوزیسیونش نشان دهد که جادوی او مرگ ندارد حتی در شهرک اکباتان و در مقابل تعداد محدودی چشم از حدقه بیرون آمده.
صورت چین خورده از خوشی اش در پس گلزنی به پاس و صبا گواه این است که شعله های انگیزه هایش این بار دوام بیشتری خواهند داشت. اما اینکه این شعله ها تا آخر لیگ دوام بیاورند سؤالی است که جوابش را حتی خود کریمی هم نمی داند. چرا؟ چون او منحصر به فرد است. چون او کریمی است؛ ستاره ای سرد که وقتی خودش بخواهد گرم می شود.
وقتی اراده کرد به اروپا برود عربها را از شعبده هایش سیراب کرد. وقتی به باواریا رسید ژرمنها را مجبور به ستایش کرد، اما فقط یک فصل، چون بعد حوصله اش از دیسیپلین آلمانی سر رفت و باز دلش هوای خوش نشینی و شلختگی با اعراب را کرد. چون تنبل است و لیوان انگیزه هایش کوچک.
پس اصطکاک با دایی بهترین بهانه برای جرقه دوباره اش شد. پس بی خیال پول و خوش نشینی شد و به پرسپولیس آمد تا روی دایی را کم کند، که 90 هزار تماشاگر را به ورزشگاه بکشاند که در داربی نشان بدهد چقدر زهردار است و صدای همه را به خاطر لجبازی دایی برای دعوت نکردنش به تیم ملی درآورد، تا دایی را خرد کند.
او همه این کارها را کرد و بعد سرد شد. بعد در پرسپولیس راه رفت چون باز لیوان انگیزه هایش سرریز شد.
اما حالا باز رگ انگیزه اش باد کرده است. انصاری فرد حوصله اش را سربرده و این بهترین فرصت است برای ما که لبریز از لذت شویم. بازی با صبا همین فرصت بود. می خواهد دوباره داد همه را به دلیل لجبازی انصاری فرد دربیاورد.
این هفته انصاری فرد و دار و دسته دولتی اش شانس آوردند که پرسپولیس در آزادی خالی از تماشاگر افتضاح کرد و گرنه اگر بازی پرسپولیس- استقلال اهواز تماشاگر داشت همین هفته تیفوسی ها دمار از روزگار مسؤولان پرسپولیس در می آوردند.
جادوی کریمی مرگ ندارد و بعید است انصاری فرد با تیم پر اشکالی که ساخته بتواند از طلسم این جادو جان سالم به در ببرد. شاید بهتر باشد تا قبل از بازی با استیل آذین انصاری فرد رفته باشد. او البته راه های دیگری هم برای شکست این طلسم دارد و آن اینکه کریمی مصدوم شود و یا کمیته انضباطی همچون پرسپولیس را از تماشاگرانش محروم کند و گرنه...

ما را دنبال کنید

به اشتراک گذاری این مطلب!
مطالب مرتبط
نظرات
mhsqxqvt -> 1390/02/06
پاسخ

20

jxttclyf -> 1390/02/06
پاسخ

20

نظر شما

نظرهای حاوی توهین، افترا یا نوشته‌شده با حروف لاتین (فینگلیش) منتشر نمی‌شوند.

نظرسنجیآرشیو
نظرسنجی
آخرین اخبار
پربازدیدترین عناوین