خاموش شدن از درون:
این واقعیتی تلخ است؛ اینکه خبر مربوط به اظهارنظر مدیر و مربی ای که مدعی اند یک نفر به داور چک داده، تیتر یک نمی شود و خیلی هم زود اصل سوژه فراموش می شود، اما تولد 46 سالگی صمد مرفاوی روی جلد می رود و چون او منتسب به تیم تیراژ آور استقلال است، اصل خبر هم باید در حد گزارشی مفصل چاپ شود.
هنوز لیگ برتر چند قدم پشت سر نگذاشته بود که سایه شایعات خودش را روی جسم بی جان این فوتبال پهن کرد. جالب است که این شایعات به شکل شایعه مطرح نمی شد.
به نوشته قدس؛ وقتی کاظم اولیایی و منصوریان به طور مستقیم مدعی تماس هدایتی با داور مسابقه پاس- استیل آذین هستند و می گویند مدیر استیل به داور بازی چک داده است، این دیگر شکل شایعه ندارد، بلکه اتهامی بزرگ به یک نفر زده شده و او باید از خودش رد اتهام کند.
پرسش این است؛ واکنش مطبوعات به این داستان چه بود؟ در چه حدی بود؟ اگر این اتفاق در فوتبال انگلیس یا آلمان رخ می داد، طرفین مسأله تا چندین روز تیتر یک روزنامه های ورزشی و حتی سیاسی بودند و کار به دادگاه کشیده می شد و تمام فعل و انفعالات سیاسی جامعه، مدتها تحت تأثیر این پرونده قرار می گرفت.
چرا؟چون ریشه فوتبال هر کشوری بر سلامت ذهنی و اقتصادی آن بنا شده و جامعه پیشرفته می داند که اگر حواسش به سلامت اقتصادی فوتبال نباشد، تمام زحمات چند ساله شان به باد می رود و فساد، همه چیز فوتبال را می بلعد و استخوانش را تحویل می دهد.
وقتی پرونده درگیری استیو جرارد با یک نفر در کافه ای در لیورپول خوراک چند ماه رسانه ها را تأمین می کند، ادعای روشن مدیر و مربی یک تیم در مورد تطمیع یک داور توسط مدیر باشگاه حریف، همه چیز را می تواند تحت تأثیر قرار دهد.
آیا در ایران پس از شنیدن و خواندن این ادعاها آب از آب تکان خورد؟ چند تا عکس از هدایتی در روزنامه ها چاپ شد؟ اولیایی تیتر یک شد؟ علیرضا منصوریان چطور؟ تمام اینها،چرا؟
سیستم اداره کننده و نظارت کننده بر فوتبال طوری عمل کرده که به همه ثابت شده اصلاً نباید پیگیر این جور مسائل باشند.در واقع به آنها غیرمستقیم گفته شده که کاری به کار «فساد» نداشته باشند و کار خودشان را انجام بدهند. این را می توان از فرجام عملیات انتحاری مایلی کهن که محرومیت چند جلسه ای او نشستن روی نیمکت سایپا بود، فهمید.
این واقعیتی تلخ است؛ اینکه خبر مربوط به اظهارنظر مدیر و مربی ای که مدعی اند یک نفر به داور چک داده، تیتر یک نمی شود و خیلی هم زود اصل سوژه فراموش می شود، اما تولد 46 سالگی صمد مرفاوی روی جلد می رود و چون او منتسب به تیم تیراژ آور استقلال است، اصل خبر هم باید در حد گزارشی مفصل چاپ شود.
همزمان با فوت کردن شمع 46 سالگی صمد مرفاوی، این فوتبال دارد از درون خاموش و بی جان می شود.
اندک چراغهای این فوتبال را باید روشن نگه داشت.چه جوری؟ با پیگیری ادعای علی حنطه که البته خودش خیلی زود تکذیبش کرد، با پیگیری تلاش نافرجام مایلی کهن و با پیگیری ادعاهای اولیایی.

ما را دنبال کنید

به اشتراک گذاری این مطلب!
مطالب مرتبط

نظر شما

نظرهای حاوی توهین، افترا یا نوشته‌شده با حروف لاتین (فینگلیش) منتشر نمی‌شوند.

نظرسنجیآرشیو
نظرسنجی
آخرین اخبار
پربازدیدترین عناوین