رانندههای مینیبوسهـــای دوستداشتنی امروز کارواش میروند و خودشان را برای کاسبی پربرکت فردا آماده میکنند. شرکت اتوبوسرانی تهرانوحومه هم اتوبوسها را به خط میکند؛ آخر فردا قرار است بازی استقلال و فولاد با حضور تماشاگران برگزار شود!
به نوشته دنیای فوتبال؛ این یعنی یک خبر خوب. در این تابستان که مدرسهها تعطیل است و عصرهای جمعه کمتر از عصرهای جمعهای که مدارس باز است آدم دلش میگیرد، ورزشگاه رفتن حسابی میچسبد. نه؟ پس پرچمها را آماده کنید که رقص آنها ورزشگاه آزادی را حسابی جذاب میکند.
قاضی شریفی پیش از اینکه محرومیت باشگاههای سرخابی را اعلام کند میگفت فوتبال بدون تماشاگر مزه ندارد و حیف است که روح فوتبال را از خود فوتبال بگیریم، اما خود تماشاگران باعث شدند چنین اتفاقی بیفتد. به همین خاطر بود که لیدرها را محروم کرد و از مواضعش هم به هیچ وجه عقبنشینی نکرد.
فردا سکوهای طبقه دو آزادی نفس میکشد و صندلیهای طبقه اول هم حتما پر خواهد شد. بسیاری از پدرها دست بچههایشان را میگیرند و به ورزشگاه میبرند، حتی با اینکه میدانند فضای ورزشگاه زیاد تمیز نیست! و شاید مجبور باشند در لحظاتی با دو دست گوش بچههایشان را بپوشانند؛ اما چه کنند که دیدن فوتبال از نزدیک چیز دیگری است. نه؟
هوای گرم آزادی فردا حوصلهها را سر نمیبرد، آخر فوتبال گرما و سرما نمیشناسد. عطش فوتبال هیچوقت تمام نمیشود؛ حتی اگر تیم ملی به جام جهانی نرفته باشد. فردا ورزشگاه آزادی پذیرای تماشاگرانی خواهد بود که مدیران فوتبال آنها را صاحبان اصلی فوتبال میدانند.
فوتبالی که برای بستنیفروش، تخمهفروش، پرچمفروش و حتی سیگارفروشها هم برکت دارد؛ خوش به حال سکوها که گوششان کر میشود.خوش به حال آزادی که فردا نفس میکشد. آخر دلش برای تماشاگران تنگ شده. خوش به حال هواداران که در حین ورود به ورزشگاه میخوانند:« منم همون هوادار قدیمی!»
به نوشته دنیای فوتبال؛ این یعنی یک خبر خوب. در این تابستان که مدرسهها تعطیل است و عصرهای جمعه کمتر از عصرهای جمعهای که مدارس باز است آدم دلش میگیرد، ورزشگاه رفتن حسابی میچسبد. نه؟ پس پرچمها را آماده کنید که رقص آنها ورزشگاه آزادی را حسابی جذاب میکند.
قاضی شریفی پیش از اینکه محرومیت باشگاههای سرخابی را اعلام کند میگفت فوتبال بدون تماشاگر مزه ندارد و حیف است که روح فوتبال را از خود فوتبال بگیریم، اما خود تماشاگران باعث شدند چنین اتفاقی بیفتد. به همین خاطر بود که لیدرها را محروم کرد و از مواضعش هم به هیچ وجه عقبنشینی نکرد.
فردا سکوهای طبقه دو آزادی نفس میکشد و صندلیهای طبقه اول هم حتما پر خواهد شد. بسیاری از پدرها دست بچههایشان را میگیرند و به ورزشگاه میبرند، حتی با اینکه میدانند فضای ورزشگاه زیاد تمیز نیست! و شاید مجبور باشند در لحظاتی با دو دست گوش بچههایشان را بپوشانند؛ اما چه کنند که دیدن فوتبال از نزدیک چیز دیگری است. نه؟
هوای گرم آزادی فردا حوصلهها را سر نمیبرد، آخر فوتبال گرما و سرما نمیشناسد. عطش فوتبال هیچوقت تمام نمیشود؛ حتی اگر تیم ملی به جام جهانی نرفته باشد. فردا ورزشگاه آزادی پذیرای تماشاگرانی خواهد بود که مدیران فوتبال آنها را صاحبان اصلی فوتبال میدانند.
فوتبالی که برای بستنیفروش، تخمهفروش، پرچمفروش و حتی سیگارفروشها هم برکت دارد؛ خوش به حال سکوها که گوششان کر میشود.خوش به حال آزادی که فردا نفس میکشد. آخر دلش برای تماشاگران تنگ شده. خوش به حال هواداران که در حین ورود به ورزشگاه میخوانند:« منم همون هوادار قدیمی!»