تقدیم به ساحت طبیب جهانی شیخالرئیس
اول شهریور ماه هرسال در تقویم رسمی کشور با نام حجتالحق، شیخالرئیس بوعلیسینا عجین شده است. جناب بوعلیسینا، یگانه دانشی مردی در پهنه جغرافیای اسلامی- ایرانی است که آوازهاش پس از یکهزراه هم چنان در جهان پیچیده و چیرهدستی و تبحرش در علم و اندیشه را به افسانه و اسطوره نزدیک کرده است.
مکتب سینوی 6 قرن پس از وی در شرق و غرب، هنوز طرفداران و پیروانی اندیشهورز دارد و برخی نظریات و ابتکارتش از ورای گذشته، هنوز جاذبه و اعتبار دارد.
مایه تحسین و تمجید است که ابنسینا در حدود 37 سال یعنی از 21 سالگی که همه دانشهای رایج زمان خود را بسیار عالی و قوی آموخت تا 58 سالگی که در همدان به دیار باقی شتافت در عین طبابت و وزارت و تدریس و قرار و فرار و سفر و حضر و حتی زندان بیش از 456 کتاب و رساله و نامه نوشته و در آنها دانش دینی، فلسفی، عرفانی، ریاضی، فقهی، طبیعی، پزشکی و موسیقایی خود را به یادگار گذاشته که پس از او حکیمان عالیقدری مانند امام فخر رازی و خواجه نصیرالدین طوسی بر آنها شرح نوشتهاند و بر درستی آنها تأکید کردهاند.
در رسالهها و کتب شیخ موضوعاتی درباره عرفان و ریاضی و مطالب الهی و دینی و طبیعی و پزشکی و مادی و معنوی و حسی و عقلی و جسمی و خانوادگی و اجتماعی و ... مطرح شده و درباره نظرات دانشمندان قبل از خود بهویژه ارسطو و بقراط و جالینوس و فارابی با مهارت و تسلط مطلب نگاشته و نظریات درستی را نیز به آنها اضافه کرده است.
کتاب شفای جناب شیخ، دایرهالمعارفی از علوم رایج آن عصر بوده و 5 جلد کتاب قانون که مجموعه عظیم در علم طب است، دستکم 500 سال در زبانهای لاتین و انگلیسی و آلمانی و ایتالیایی و فرانسوی و عبری ترجمه و تدریس میشده و محل رجوع پزشکان و حکیمان بوده است.
23 جلد از کتب بوعلیسینا به زبان فارسی وجود دارد که بعضی را خودش به فارسی نوشته و ترجمه کرده و برخی را دیگر دانشمندان ترجمه کردهاند.
دانشنامه علایی یا حکمت علائیه که مانند شفا حاوی همه علوم بوده، معراجنامه در تشریح معراج پیامبر(ص)، رساله مبداء و معاد، رساله نبوت، فن سماع طبیعی، رساله حیبن یقظان و رساله الطیر و ترجمههای رساله عشق، حقالیقین شفا و کتاب علمالنفس از جمله کتب این دانشمند بزرگ به شمار میروند. قصیده عینیه جناب شیخالرئیس که هماکنون در کتیبههایی سنگی در دور تا دور اتاق قبر او منقش گشته است، بیست بیت به زبان عربی درباره نفس ناطقه انسانی است که تفاسیر و ترجمههای متعددی از آن صورت گرفته است.
برخی از اشعار بوعلیسینا به زبان فارسی نیز پرمغز و مستدل به شهره عام و خاص رسیدهاند.
رباعی، کفر چو منی گزاف و آسان نبود / محکمتر از ایمان ایمان نبود / در دهر چو من یکی و آن هم کافر / پس در دهمه دهر یک مسلمان نبود که در انتاسب آن به این حکیم الهی تردیدی نیست نشانهای از مظلومیت ایشان در عین اقتدار علمی است.
اعتراف این یکهسوار دانایی به نادانی د رعین تابیدن هزاران خورشید دانش و معنویت بر او که در رباعی زیر تجلی یافته است خود درس بزرگی برای کسانی است که در راه کسب دانش و بالارفتن از کوه دانش گام بر میدارند.
دل گرچه در این بادیه بسیار شتافت / یک موی ندانست ولی موی شکافت / اندر دل من هزار خورشید بتافت / آخر به کمال ذرهای راه نیافت.
اگرچه درباره این چهره تابناک عالم هزاران رساله و شرح و توضیح نگاشته شده، اما نبوغ سایه افکنده بر دانش وسیع و مطالب باقی مانده از او، چنان دانشمندان را مبهوت و دچار حیرت کرده است که "ابنسینا پژوهی" و آشنایی با مکتب سینایی بعد از هزار سال در اقصی نقاط جهان و در آسیا و اروپا و آمریکا رونق ویژه دارد و گرمابخش محافل دانشگاهی است.
در ایران ما نیز پس از گذشت هزار سال از درگذشت این دانشمند جلیلالقدر بنیاد علمی و فرهنگی بوعلیسینا با مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی شکل گرفته و از سال 1385 فعالیت خود را آغاز کرده است.
شناخت و معرفی این دانشمند مشهور عالم اسلام و ایران و تبلیغ و شناساندن مکتب سینوی و نیز معرفی مفاخر ایران و اسلام جزو وظایف این بنیاد نوپا میباشد.
از آنجا که تکریم و بزرگداشت این دانمشند ایرانی و معرفی آن به نسل جوان و نوجو در دستور کار این مرکز علمی قراردارد، همایش پاسداشت حکیم هزارهها در هزارمین سال وفات شیخ با شرکت مقامات کشوری از جمله آیتالله هاشمی رفسنجانی و دانشمندان ابنسینا شناس به مدت 2 روز در همدان برپا شد و آغازی برای درافکندن طرحی تازه برای شناساندن و معرفی جناب شیخ گردید.
مقدمات برگزاری آیین جایزه بینالمللی بنیاد علمی و فرهنگی بوعلیسینا با ارزش یکصد هزار دلار، که با پشتیبانی استاندار محترم همدان پس از تصویب هیئت امنا، صورت گرفته از جمله برنامههای بنیادینی است که با همکاری استانداری همدان و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در 23 آبانماه 88، اجرایی میشود.
این جایزه که به نام شیخالرئیس با نشان حکیم هزارهها اهدا میشود در کنار مقبره او، در پنج موضوع ابنسینا پژوهی، فلسفی، پزشکی، حکمتانه و مفاخر به دانشمندان و فعالیتهای برجستهای تقدیم میشود که در زمینه خدمت به بشریت و ترویج حکمت و دانش تلاش کردهاند.
اگر به تعبیر معصوم (ع) حکمت گم شده مؤمن است؛ بنیاد بوعلیسینا در ترویج این ارزش الهی درصدد است به حکیمانی که عمری را در این راه سپری کردهاند، جایزهای به نام بوعلیسینا تقدیم نماید تا در وانفسای گریز از مبانی الهی دانش، راهگشای دانشمندان ایران و جهان باشد.
از طرف دیگر اهدای جایزه فلسفی و پزشکی آن هم به دانشمندان یا مؤسسات جهانی که فعالیت پیشبرنده در فلسفه پزشکی دارند و نیز اهدای جایزه به کسانی که در ترویج و تحقیق پیرامون عالمان ایرانزمین و مفاخر اسلام و ایران فعالیت دارند میتواند در ترغیب و تشویق خادمان علم و فرهنگ مؤثر باشد و تحت آوازه خوشنامی ابنسینا، موتور محرکهای برای فعالیتهای علمی امروزین کشور باشد.
با این حال بنیاد بوعلیسینا با همه اهمیت و ظرفیتی که تحت نام بوعلی دارد، با بودجهای اندک چگونه میتواند رسالت خویش را به سرانجام برساند؟ اگر کشورهای غربی با هزینههای میلیاردی و تحقیق و پژوهشهای زمانبر و آیندهنگر خود روزبهروز فاصله علمی خود را با ما زیادتر میکنند و اگر کشورهای حاشیهای با تمسک به جغرافیای ایران بزرگ آن زمان و یا دستاویز قراردادن زبان علمی عربی ابنسینا او را به نام خود مصادره میکنند و حتی در بسیاری از مرضهای معتبر جهانی از او به عنوان فیلسوف عرب نامبردهاند؛ نشانه کاهلی و سستی نسل ماست و جامعهای که نتواند مفاخر و بزرگان خود را هم خود بشناسد و هم به دیگران بشناساند؛ در جهان امروز حرفی برای گفتن ندارد.
تردیدی نیست که ابنسینا ایرانیترین دانشمند و فرزند این آب و خاک است و نیز آوازه او به قدری بلند و سترگ است که "Avicenna" حتی هم پای نام ایرانی بین عام و خاص شدهاست و او را سلطانالاطباء مینامند.
بنابراین سنگر گرفتن در پشت این نام بزرگ باید به قدر عظمت این کوه بلند دانش باشد و در خور این نام و گرنه دیر زمانی نخواهد گذشت که از بنیاد بوعلیسینا جز نامی همردیف دیگر مؤسسات خنثی و بیاثر برجای نخواهد ماند.
ظرفیت بزرگ نام شیخالرئیس ایجاب میکند که مسئولان بلندپایه کشور در اجماعی به عظمت این نام، و بهویژه معاونت علمی ریاست جمهوری، وزارتخانههای علوم، فرهنگ و ارشاد اسلامی، بهداشت و درمان و مراکز علمی کشور، هم در زمینه تأمین بودجه کافی و اثرگذار و هم در پشتیبانی معنوی و علمی از بنیاد بوعلیسینا، نگذارند چراغ افروختهای که پس از هزار سال میخواهد کتاب شفا را به فارسی ترجمه کند و صدها وظیفه علمی دیگر را برعهده بگیرد به ضعف و خاموشی گراید.
این بنیاد با اساسنامهای غیردولتی میتواند سکوی ارتباطی و پرش علمی کشور و محل مجادلات تئوریک دانشمندان در عرصههای مهم فلسفی و علمی و برنامههای رفاه اندیش برای جامعه بشری باشد.
اگر مسئولان علمی و فرهنگی کشور به این نتیجه برسند که رسیدن ایران به مقام اول علمی خاورمیانه در افق چشمانداز توسعه به جد و جهدهای بیشتر و یافتن راههای جدید و ابتکارات نو نیازمند است، به طریق اولی بنیاد بوعلیسینا مکان شایستهای است که میتواند زیر پرچم شرفالملک ابنسینا؛ موتور محرکه توسعه علمی کشور در علوم انسانی و حتی تجربی باشد.
به آن امید که این صدا شنیده شود و این امید به یأس مبدل نشود. همین