دکتر علی ثابت
ترکیه ماهیتاً به دلیل نوع تولد (دولت مدرن) و ساختار ذهنی و قرار داشتن در طراز بازی بزرگان ( جنگ سرد و ناتو) می تواند نوعی عصبیت را به لحاظ روانشناسی نظامی گری در خود همواره داشته باشد. ترکیه از بدو تأسیس و پس از فرو پاشی امپراتوری عثمانی درگیر معادله و مسأله  هویت از طریق فرایند پیچیده دولت،ملت سازی به سبک وسیاق مدرن غربی ضمن ارج نهادن  به شئونات "سنت " تورانی قرار دارد.
معمای گمشده (کیستی و کجایی) در حافظه تاریخی مردمان این دیار به ویژه نخبگان ترکیه همواره در سیر پرسش قرار داشته  و به طور طبیعی ترکیه را عملاً درگیر قطب بندی "هویتی" مدرن و سکولار اما ترک و ترک مدرن اما سنتی مبتی بر حافظه تاریخی ساخت و به دنبال ((تُوتِم)) ترکی مسیر پر پیچ و خم آینده را طی می کند.
مردمان این دیار به دلیل ماهیت فرهنگی صوفیانه، باطنی گرایی را هم در اعتقاد و مرام و مشرب و طریقت و هم در سیاست نهان زیستی را پیشینه خود ساخته اند و این امر همواره در یاریگری ها و وزن کشی های داخلی به ویژه در انتخابات خود را نشان دهد.
ترکیه بیش از دو دهه است که منش و مرام اخوانی و با دیانت و کیاست و طریقت اردوغانی در داخل با جریان اسلام آناتولی در جدال قرار گرفت و از سوی دیگر به شکل نرم افزاری و با تأسی به روش های اطلاعاتی و امنیتی، پادگان کشور مدرن ترکیه را باحزب عدالت و توسعه به رهبری طیب اردوغان توانست در چند جبهه وارد معرکه و کارزار کند:
1- جبه داخلی
2- جبهه منطقه ای
3-  جبهه فرامنطقه ای
این در حالی است که اقتصاد سیاسی و اقتصادی های سیاسی، مدیریت عرصه سیاست را به شکل مافیایی، به دست گرفتند و از طریق روش های مختلف، به نحوی توانسته اند سیاست و اقتصاد را به نحو چشمگیری به خدمت گرفته و نظام و سامانه قدرت افکنی حزب عدالت و توسعه را ایجاد نمایند. این امر ترکیه را در تحولات منطقه و بازی چند لایه ای و پیچیده ای را به رهبری اردوغان وارد ساخت و هزینه های متعددی را در ابعاد مختلف به ترکیه تحمیل کرد.
به طور طبیعی یک جانبه گرایی اردوغان توانست به لحاظ ذهنی مقدمات نقد و اقدامات معترضین و معارضین حزب عدالت و توسعه و شخص اردوغان را سامان دهد. ترکیه نشان داده است ارتش این کشور مثل برخی از ارتش های منطقه از جمله مصرو پاکستان به عنوان یکی از مراجع و مفسرین وضعیت، تحولات و کنش گری رهبران سیاسی را مورد رصد قرار دهند و از این طریق به عنوان دیده بان و مراقب ضمن بررسی روند ها، در حکم قاضی در قضاوت و صدور حکم را نیز متناسب با ساحت سیاستمداران به بهانه دفاع از ارزش های اساسی، حفظ قانون اساسی و دموکراسی اجرا نماید.
ارتش ترکیه تا کنون 5 بار کودتاهای مختلفی را تجربه کرده است. همواره نشان داده است که بر سر بزنگاه های تاریخی برای خود تکلیف و وظیفه ای به عنوان ناجی ترکیه قائل است. لیکن در این کودتا چند نکته قابل توجه و تأمل است:
1- به لحاظ تحلیل محیطی قرائت کودتاچیان ازاوضاع و نحوه مدیریت اردوغان در پرونده های مهم از جمله سوریه  و گروه های افراطی تکفیری تروریستی و ... به نظر می رسد درست بوده است، لیکن برآیند این برآورد در عمل و تصمیم و اقدام چیز دیگری در آمد.
2- ساختار و آرایش و نحوه عملیاتی کودتا، نشان می دهد که چنین کودتایی با استانداردهای دقیق و حساب شده نبوده است و چند نکته  عملیاتی در این رابطه قابل توجه است:
1/2 - عملکرد کودتاچیان نشان می دهد که طرح و استراتژی و راهبرد مشخص که همه ابعاد، اقدامات و فعالیت های کودتاچیان را به شکل عملیاتی در میدان ساماندهی کند، مشاهده نگردید.
2/2 – همه نیرو های مسلح و سران اصلی و مهم در این کودتا و نقشه و عملیات مشارکت نداشتند.
3/2 – رهبران کودتا به لحاظ درجه و رتبه و عِده و عُده و به کار گیری تجهیزات و اهداف در مقایسه با کودتا های قبلی ارتش قابل مقایسه نمی باشند.
4/2 – چنانچه این اقدام  علیرغم تحلیل های مختلفی که فعلاً ارائه می شود (در ایران) از انسجام و حرفه ای گرایی و استاندارد برخوردار بود، لازم می آمد در سیکل و منظومه ای از اطیاف داخلی و خارجی در این امر مشارکت داشته باشد که تا کنون اخباری دال بر اینکه جهات خارجی (حرفه ای) دولت ها در این کودتا مشارکت داشته باشد، در دست نیست.
3 – محاسبه پایگاه اجتماعی و مردمی حزب عدالت و توسعه و شخص اردوغان در تحلیل و برآورد کودتاچیان لحاظ نگردیده بود.
4- نحوه مدیریت ضد کودتا و اطلاع رسانی و فراخوان از طریق شبکه های اجتماعی نشان داد این ابزار مهم و راهبردی به صورت چریکی می تواند توازن نبرد را به سبک و سیاق نامتقارن بر هم زند.
5- پلیس ترکیه نشان داد که به لحاظ ساختار و ماهیت، گذشته از حرفه ای گرائی  پلیسی، به لحاظ ماهیت و هستی شناسی اعتقادی و امنیتی، کدام سمت را مرجع خود قرار داده است.
6- اتقان مدیریت عملیات ضد کودتا از طریق همراهی و همسوئی احزاب مختلف ترکیه در محکوم کردن کودتا جنبه های همگرایی در بحران و قدرت، بسیج نرم افزاری غیر مستقیم ساختار ضد ارتش ترکیه را به نحوی به اثبات رساند. این دستاورد برای اردوغان یک پیروزی درشرایط حساس و بحران تلقی می شود.
7- اگر اتهامات وارده به جریان گولن (به لحاظ اسناد و مدارک)  صحت داشته باشد، باید اردوغان و دستگاه های امنیتی ترکیه به این نتیجه رسیده باشند که دولت موازی در بافت و ساختار فرهنگ سیاسی، باطنی و مافیایی ترکیه به خوبی برای خود جانمایی کرده است. و این امر قبل ازاین که جنبه سخت افزاری آن مورد توجه قرار گیرد باید به جنبه ی نرم افزاری و فرآیند متقاعد سازی درون متن جامعه را مورد توجه جدی قرار داده باشد، که می تواند دولت موازی یا دولت سایه به خورد سیستم و در باور دستگاه های ذیربط ترکیه وارد شده باشد.
پیش بینی احتمالی
1- این کودتا می تواند برای جریان نهادهای ضد کودتا و شخص اردوغان فرصتی مغتنم را ایجاد کند تا کل پروژه حزب عدالت و توسعه  و اردوغان با سرعت بیشتری دنبال گردد.
2- علیرغم کنترل اوضاع و احوال و خنثی شدن کودتا (توسط مردم)، ترکیه منطقاً در آینده نمی تواند فضای تشنج و ناآرامی ها را تا مدتها پشت سر گذارده و احتمال این می رود که در آینده شاهد کنش های ضد امنیتی در ترکیه باشم.
3- نیروهای مسلح ترکیه در آینده با اقداماتی که اردوغان دنبال خواهد کرد، دچار جابجایی نسلی، جوان گرایی، تعدیل و بازداشت و اخراج عناصر زیادی از ارتش می گردد، که این امر می تواند به لحاظ ساختاری و توان رزم و ساختار رزم و روحیه برای ارتش ترکیه هزینه های سنگینی را در پی داشته باشد.

سوال درباره کودتا
1- ترکیه و ارتش آن، از جمله جامعه هدف سرویس های اطلاعاتی و بازیگران منطقه ای از جمله رژیم صهیونیستی، فرامنطقه ای، روسیه و ایالات متحده آمریکا می باشد، آیا می توان باور داشت این بازیگران از اقدام کودتاچیان بی اطلاع بوده اند؟
2- سکوت دو ساعته (ساعات اولیه کودتا) برخی از بازیگران از جمله ایالات متحده امریکا و فتح اله گولن و برخی از کشورهای عربی حکایت از چه چیزی دارد؟

ما را دنبال کنید

به اشتراک گذاری این مطلب!
مطالب مرتبط

نظر شما

نظرهای حاوی توهین، افترا یا نوشته‌شده با حروف لاتین (فینگلیش) منتشر نمی‌شوند.

نظرسنجیآرشیو
نظرسنجی
آخرین اخبار
پربازدیدترین عناوین