گزارشی از اکران دو فیلم کمدی در سینماها
فصل کمدی‌های نفروش
دیگر یادم رفته که از چه سالی فروش فیلم‌های کمدی سر به فلک زد و تحلیلگران را به این نتیجه رساند که مخاطب امروز سینمای ایران فقط و فقط کمدی می‌خواهد.در این یادداشت نگاهی به کمدی‌های روی پرده می‌اندازیم و دلایل موفقیت و عدم موفقیت‌شان را بررسی می‌کنیم.
اول از همه باید بگویم که به نظرم «خروس جنگی» به مراتب از «پسر تهرونی» فیلم بهتری است. توضیح می‌دهم که چرا فیلم بی‌ادعایی مثل «خروس جنگی» توانسته با وجود ستاره‌ای مثل امین حیایی که بعد از مدت‌ها در «پسر تهرونی» ظاهر شده، مخاطب بیشتری را به خود جذب کند. کاظم راست‌گفتار دو فیلم پرفروش را در کارنامه‌اش دارد که اولی، «عروس خوشقدم» در زمان خودش چه از نظر فروش و چه نوع تبلیغات تبدیل به پدیده‌ای شد و دومی هم که «نقاب» بود حتی با وجود آنکه شنیده شد که از فیلمنامه اصلی پیمان قاسم‌خانی فاصله زیادی گرفته اما حاصل کارش فیلم قابل قبول و نسبتا خوش ساختی بود که تماشاگر را راضی نگه‌ داشت و فیلم موفقی به حساب می‌آید.

از همان زمان «عروس خوشقدم» معتقد بودم که راست‌گفتار بیشتر از آنکه کارگردان خوب یا بدی باشد، رگ خواب مخاطبش را خوب می‌داند و معمولا هم برای جذب مخاطبش تمهیدات خوبی دارد. اما اینکه در فیلم آخرش نتوانسته حتی در جذب مخاطب هم موفق ظاهر شود، به نظرم بیشتر به دلیل سردرگمی خودش بوده است.
فیلمساز این بار خواسته باری به فیلمش اضافه کند و برچسبی به آن بزند که در حیطه کارش نبوده است. به گفته خود راست‌گفتار در یک یادداشت قرار بوده که «پسر تهرونی» یک کمدی معناگرا باشد! ما که معنی کمدی معناگرا را نمی‌دانیم و از حاصل کار به نظر می‌رسد که خود فیلمساز هم این گونه ابداعی‌اش را به درستی درک نکرده است.
 اگر منظور از کمدی معناگرا فیلم کمدی است که بار اخلاقی هم داشته باشد که خب هر فیلم کمدی خوبی می‌تواند در همین نقش ظاهر شود؛ از کارهای چاپلین بگیرید تا بعضی از کمدی رمانتیک‌های امروز دنیا. این کلمه اضافه معناگرا باعث شده که فیلمساز راه خودش را گم کند. در مقابل اطیابی خواسته یک فیلم خنده‌دار بدون ادا بسازد و تا حد زیادی هم موفق شده است. هیچ نکته اضافی و بی‌ربط اخلاقی به «خروس جنگی» سنجاق نشده است.

 زن‌وشوهر فیلم تا آخر هم مشغول جنگ و دعوا هستند. «خروس جنگی» در حد و اندازه‌های خودش فیلم قابل قبولی شده که فقط یک ایراد بزرگ دارد و آن هم مقدمه چینی طولانی و بی‌فایده اول فیلم است. بیلی وایلدر زمانی گفته بود که برای ساخت یک کمدی مهم‌ترین موضوع زمان‌بندی است. این پاشنه آشیل فیلم اطیابی است. تا وارد جریانات اصلی داستان بشویم نیم ساعت طول می‌کشد و در این مدت هیچ نکته جذاب و اوج و فرودی وجود ندارد که تماشاگر را روی صندلی‌اش بنشاند.
معلوم است که یک فیلم کمدی بر پایه شوخی‌هایش استوار است. کارگردانی اطیابی به گونه‌ای است که حتی شوخی مثل کتک خوردن پسر از پدر هر بار که تکرار می‌شود، تماشاگر را می‌خنداند. اما با وجود آنکه شوخی تکراری در «پسر تهرونی» خیلی کم است، باز هم شوخی‌های فیلم تماشاگر را آن طور که باید نمی‌خنداند. شاید هم به این خاطر است که در دل هر شوخی یا بلافاصله بعد از آن یک نطق کوتاه اخلاقی که معمولا توسط شریفی‌نیا در نقش پدر قرائت می‌شود، داریم.
آن‌قدر صحنه‌های فیلم یکی در میان شوخی و جدی می‌شوند که دیگر حوصله‌ای برای گرفتن آن چند تا شوخی خوب و خندیدن باقی نمی‌ماند. بعد هم اینکه اطیابی از چهره‌های شناخته شده عطاران و پورمخبر خوب استفاده می‌کند. هر دوی‌شان همان شیرینی معمول نقش‌هایشان را دارند و این خیلی خوب است. کارگردان اصلا سعی نکرده چهره‌ای را که برای تماشاگر دوست داشتنی و خواستنی است خدشه‌دار کند.
در عوض کارگردان «پسر تهرونی» انگار مخصوصا می‌خواسته دوستداران امین حیایی را از او زده کند! تلقی راست‌گفتار از جوانی که از خارج آمده بیشتر به سینماگران دهه 04 سینمای ایران شباهت دارد. یک جوان مو بلند با لهجه عجیب و غریب و لباس پوشیدن‌های حیرت‌انگیز و مقادیر زیادی علائم دیوانگی که بیشتر به نظر می‌رسد از یک کره دیگر به اینجا آمده است! و تازه ادعا می‌شود که این جوان کمی تا قسمتی شیرین عقل در خارج از کشور فلسفه هم خوانده است.
فرق است بین شخصیت فانتزی که مثلا در «خروس جنگی» از پدربزرگ ساخته می‌شود که تا قرص‌هایش را نخورد عروسش را هم نمی‌شناسد و شخصیتی که از امین حیایی در «پسر تهرونی» می‌بینیم. آن اولی ایده جذابی است که از دل آن می‌شد موقعیت‌های جالب بیرون کشید و این دومی اعصاب تماشاگر را به هم می‌ریزد. نکته آخر هم، چیزی است که واقعا از راست گفتار به عنوان کارگردان بعید بود. او با دو فیلم قبلی‌اش نشان داده بود که لااقل به زیبایی چهره و لباس و خانه شخصیت‌های فیلم‌هایش اهمیت می‌دهد. اما در «پسر تهرونی» منت‌های بی‌سلیقگی را در این موارد می‌بینیم از گریم سروش( امین حیایی) گرفته تا لباس پوشیدنش. دلیل این همه به هم ریختن چهره بازیگران اصلا قابل فهم نیست.
 آخر این مقابله با زیبایی چه معنایی می‌تواند داشته باشد؟! اگر کمدی معناگراست که باید به کژی‌ها و کاستی‌های درونی بخندیم نه به شکل و قیافه‌های عجیب و غریب. و درآخر: دوست داریم که کمدی‌های خوب ببینیم که خوب بخندیم و خوب هم بفروشند. اما دیگر خندیدن و فروختن به هر قیمتی را نمی‌خواهیم. فیلمسازان فیلم‌های کمدی باید بدانند که مخاطب‌شان دیگر خیلی آسان نمی‌گیرند، پس تلاش کنند که بازار رقابتی سالمی ایجاد کنند که هدفش در کنار فروش بیشتر، ایجاد مخاطب بهتر و فرهیخته‌تری باشد. کمدی گونه شریف و انسان‌سازی است که دوستش داریم. آن‌قدر به سادگی از کنارش نگذرید.
تهیه و تنظیم: پریا صوفی

منبع: تهران امروز

ما را دنبال کنید

به اشتراک گذاری این مطلب!
مطالب مرتبط
نظرات
کاربر مهمان -> 1388/06/04
پاسخ

با نظرتان موافقم فیلم "پسر تهرونی" به جز یکی دو صحنه جالب هیچ چیز دیگری نداشت

کاربر مهمان -> 1388/06/05
پاسخ

من تاحالا سینما نرفتم فیلم ایرانی ببینم از نقد فیلم هم سر در نمیارم....ولی یه چیزو خوب می فهمم..اوونم اینکه این نقدتوون به درد مفت هم نمی خوره....مسخره ه ه ه ه ه

کاربر مهمان -> 1388/06/05
پاسخ

به جان خودم نباشه به جان تو تابناک اگه یه بار دیگه از این جور نقدا ببینم تو سایتت دیگه نمیام سایتو ببینم....می رم مشتری سایته الف میشم...از ما گفتن بود!

نظر شما

نظرهای حاوی توهین، افترا یا نوشته‌شده با حروف لاتین (فینگلیش) منتشر نمی‌شوند.

نظرسنجیآرشیو
نظرسنجی
آخرین اخبار
پربازدیدترین عناوین