روزنامه اعتماد نوشت:
«برندکشی» در ایران جان گرفت. برندهای ایرانی در حالی که می توانستند هر کدام سفیر ایرانیان در اقصی نقاط دنیا باشند، به نوبت در صف «مرگ» قرار گرفته اند تا دیگر به جز نام و نشان و خاطره یی در آلبوم صنعت کشور و حتی دنیا چیز دیگری به یادگار نگذارند. ده ها نام به جا مانده از انقلاب صنعتی ایران همچون «ارج»، «آزمایش»، «نساجی مازندران»، «پارس الکتریک»، «هپکو»، «کفش ملی» و... هر کدام حکایت از مردانی دارد که آجر به آجر ساختمان های جاده مخصوص کرج را روی هم گذاشتند و بزرگ ترین اتوبان صنعتی کشور را ساختند.
اینک این اتوبان به جای آنکه به میراث فرهنگی صنعت کشور تبدیل شود، یک به یک توسط سازمان های مختلف خریداری می شود تا شاید به صورت پارکینگی برای خودروسازان درآید یا اینکه با تغییر کاربری به مجتمع های مسکونی تبدیل شود.
سید جعفر امینی، مدیرعامل سابق پارس الکتریک، دلیل مرگ برندها در ایران را فقدان سازمان میراث فرهنگی صنعت کشور می داند و می گوید اگر می دانستیم برندها چه هویتی برای ما رقم می زنند، چنین ساده نظاره گر مرگ آنها نبودیم.
تابوت برندهای ایرانی در حالی یک به یک از جلوی چشم دولتمردان به گورستان برده می شود که کشورهای دیگر برندسازی را در دستور کار خود قرار داده اند. در این گزارش چند برند بزرگ را برگزیده ایم تا با بازخوانی تاریخ آنها شاید بتوانیم تلنگری ایجاد کنیم و برندهایی را که هنوز نمرده اند از مرگ نجات دهیم.
کفش ملی
«سرور بزرگوارم، جناب آقای علی سعیدلو، با تقدیم مراتب ارادت و اخلاص، بنده رحیم ایروانی موسس گروه صنعتی کفش ملی در اسماعیل آباد جاده قدیم کرج که در آنجا بیش از 34 کارخانه و در ایران 430 فروشگاه کفش ملی تاسیس کردم که حتماً جنابعالی مسبوق هستید، اینک آواره در انگلیس هستم. اکنون که برنامه مهم جناب آقای رئیس جمهور ایجاد کار است، پیشنهاد می کنم که طی تصویبنامه یی کارخانجات بنده را مرجوع دارند، در این صورت حداقل ظرف سه سال ده هزار کارگر و کارمند استخدام خواهم کرد. از حضور جنابعالی که همیشه اهل حساب و کتاب بوده و هستید، استدعا دارم در این مورد با جناب آقای وزیر صنایع مذاکره فرمایید و اطلاع دهید که فوراً برای ادای توضیحات بیشتر به حضورتان شرفیاب شوم. بنده فعلاً در لندن انگلیس هستم و چنانچه اوامری باشد با کمال افتخار در اختیار جنابعالی خواهم بود. به حضور مبارک پیشنهاد می کنم که اگر شغل دولتی میل ندارید، ریاست گروه صنعتی ملی را قبول بفرمایید، خود بنده معاون سرکار خواهم شد.»
او هرگز جوابی دریافت نکرد و در 12 اسفند ماه 1384 بعد از طی روز کامل کاری از اتاق کارش در ضلع غربی ساختمان محل سکونتش در یکی از خیابان های شهر لندن به خانه برگشت و درگذشت.
ایروانی پیش از انقلاب دو برادر را که در جریان زلزله بویین زهرا خانواده خود را از دست داده بودند، به فرزندخواندگی پذیرفت و بعدها برای ادامه تحصیل به اروپا فرستاد. همین دو برادر در روزهای انقلاب در کارخانه را به روی ایروانی بستند و او را از ملک خویش بیرون کردند.
ایروانی از پیشتازان و بنیانگذاران صنعت مدرن کفش در ایران است که از سال 1336 تا 1357 بیش از 52 شرکت در صنعت کفش و چرم و بیش از 400 فروشگاه زنجیره یی کفش ملی در سطح ایران تاسیس کرد.
شاید کمتر ایرانی باشد که نشان فیلی که در بیضی زردرنگ منحصر شده را نشناسد. در هر شهرستان شعبه یی از کفش ملی هنوز هم فعال است که کارمندان دولتی آن هنگام فروش این کفش به مشتریان اعلام می کنند قیمت را شرکت تعیین کرده و نمی توانیم تخفیف بدهیم، کفش ملی یکی از برندهای معروف ایرانیان است که بخش خصوصی آن را بنیان گذاشت و پس از انقلاب در اختیار دولت قرار گرفت.
این برند با ارزش در حالی که می توانست بازار کفش چرم دنیا را در اختیار خود بگیرد، اکنون به شرکتی تبدیل شده که چون فردی سرطانی روز به روز قوایش تحلیل رفته و انتظار مرگ خود را می کشد.
کفش ملی که پس از مصادره، زیرمجموعه سازمان صنایع ملی ایران شد اما چندی بعد بابت رفع دیون (بدهی دولت) به سازمان بازنشستگی کشوری واگذار شد. مدیریت دولتی هرگز نتوانست بر ارزش این برند که روزگاری تغذیه کننده کفش ارتش سرخ اتحاد جماهیر سوسیالیستی و مردان و زنان مجاری، لهستانی و رومانیایی بود چیزی بیفزاید. نه تنها چیزی افزوده نشد بلکه این برند طی سال های گذشته با درجا زدن روز به روز مرگ خود را به نظاره نشسته است.
داود میرخانی رشتی (مدیرعامل ایران خودرو در دهه 60) در کتاب خاطرات خود آورده است؛ «قبل از انقلاب در شرکت آی بی ام کار می کردم، یکی از دوستانم به انگلیس رفته بود. وقتی که برگشت برای فرزندانش از اروپا کفش هدیه آورده بود. اما وقتی که ایران آمد فهمید کفش ملی خودمان را از انگلیس خریده و به ایران آورده و خیلی دمغ شده بود.»
کفش ملی که روزگاری بین 9 تا 11 هزار کارگر داشت، در حال حاضر بین 400 تا 500 کارمند آن هم در فروشگاه های خود در سطح کشور دارد. ماشین آلات این کارخانه تماماً فروخته شد تا غول بزرگ کفش ملی امروز به انباری تبدیل شود که بخشی از آن در اختیار شرکت سایپا است و بخش دیگر آن تبدیل به انبار کفش شده است. سوله های این شرکت که روزگاری صادرکننده و تامین کننده بزرگ کفش در دنیا بود، اینک به مکانی تبدیل شده که چشم طمع برخی از کارخانه های اطراف برای تصرف آن به انتظار نشسته است.
از کفش ملی امروز تنها یک بیضی زردرنگ که فیلی سیاه رنگ و سر به زیر در آن است، مانده. به عبارت دیگر از آن کارخانجات بزرگ تنها نام و نشانی به جامانده تا سایر تولیدکنندگان کفش در سراسر کشور محصولاتی را به تولید برسانند، نشان کفش ملی را روی آن بزنند و از طریق فروشگاه های کفش ملی به فروش برسانند.
در روزگاری که این کارخانه فعال بود، صنعت چرم کشور نیز رونق گرفت تا جایی که چرم ایران زبانزد خاص و عام شد. اما امروز با توقف تولید و درجا زدن صنعت کفش در کشور صنعت چرم ایران نیز به این ورطه کشیده شد تا پاکستان جای ایران را در صنعت چرم دنیا بقاپد.
در صنعت کفش به غیر از کفش ملی دو برند «بلا» و «وین» نیز متولد شدند که پس از انقلاب به دلیل وابستگی مدیران و بنیانگذاران آنها به خاندان پهلوی و نظام شاهنشاهی مشمول بند «پ» شدند.
تا پس از متواری شدن آنها این دو کارخانه نیز به مصادره شورای انقلاب درآمده و زیرمجموعه یی از سازمان صنایع ملی کشور شد و از کفش بلا نیز همچون کفش ملی تنها نام و نشانی باقی مانده است.
خط تولید این کارخانه قطعه قطعه شد و به بخش خصوصی واگذار شده است. مدیریت این برند اکنون در دست بانک ملی ایران است به طوری که تنها با استفاده از فروشگاه های بلا در سطح کشور کفش هایی را از سایر تولیدکنندگان در فروشگاه های بلا عرضه می کند.
کفش وین نیز به عنوان سومین برند بزرگ صنعت کشور که پیش از انقلاب توسط مرحوم مصطفی حسین زاده وارد چرخه تولید شد، از 800 کارگر و کارمند خود تنها 70 نفر را حفظ کرده تا در 24 فروشگاه و نمایندگی این برند به فعالیت بپردازند. کارخانه وین که در کیلومتر 13 جاده مخصوص کرج قرار داشت، به گروه خودروسازی بهمن واگذار شد تا این شرکت سازمان خدمات پس از فروش خود را در بخشی از آنجا بنیان نهد و بخش دیگر را به خط تولید خودرو «موسو» تبدیل کند.
محمود بوذری مدیرعامل وین در رابطه با آخرین وضعیت این برند به «اعتماد» می گوید؛ در حال حاضر عمده فعالیت وین به بازرگانی و فروش کفش معطوف شده است. این شرکت با کارخانه های داخلی صنعت کفش قرارداد امضا می کند و محصولات آنها را تحت نام وین در 24 فروشگاه خود در سراسر کشور به فروش می رساند. به عبارت دیگر وین نیز مانند کفش ملی و بلا دیگر تولیدی در کشور ندارد و تنها نام و نشانی از خود به جا گذاشته است.
نساجی مازندران
در کنار فروشگاه های کفش ملی، فروشگاه های نساجی مازندران حتی در دور افتاده ترین شهرستان های کشور نمایندگی داشت. اگرچه هنوز فروشگاه های کفش ملی و بلا در شهرستان ها زنده مانده اند اما نمایندگی های فروش نساجی مازندران و حتی تابلوی سردر آن مغازه ها کاملاً از بین رفته اند.
نساجی مازندران به غیر از فروشگاهی زیر 100 متری در خیابان ساری (امیر مازندرانی) قائمشهر دیگر در کشور شعبه یی ندارد. این کارخانه در سال 1336 در زمینی به مساحت تقریبی 30 هکتار در شرق قائمشهر (شاهی سابق) ایجاد شد تا منسوجات پرده یی، ملحفه یی، پیراهنی، فاستونی و... را به تولید برساند. هزینه این واحد تولیدی بزرگ صنعتی از محل اعتبارات دولتی تامین شد. نساجی مازندران از سه کارخانه شماره یک، دو و سه تشکیل شده بود. در شماره یک واحد چیت سازی بود. در شماره دو منسوجات پرده یی، ملحفه یی، پیراهنی، فاستونی و... به تولید می رسید و کارخانه شماره سه که در سال 1356 از محل سرمایه شرکت و با مشارکت بانک صنعت و معدن به بهره برداری رسید، برای تولید نخ و منسوجات نخی و مصنوعی به کار گرفته شد.
نساجی مازندران که روزگاری شمال کشور را به قطب نساجی کشور تبدیل کرده بود، در حال حاضر بخشی از آن به انبار شرکت سایپا تبدیل شده تا همواره خودروسازان مشتری پر و پا قرص برندهای شکست خورده ایران شوند و در کمین بمانند تا از سوله های آن که برای صدها نفر شغل ایجاد می کرد، به عنوان انبار خودرو با چند نفر نگهبان استفاده کنند.
نساجی مازندران قائمشهر را که روستایی بیش نبود، تبدیل به شهری بزرگ کرد تا به غیر از مازندرانی ها کارگرانی از سراسر کشور به این شهرستان هجوم آورده و در آنجا سکنی گزینند تا به برکت وجود این کارخانه روزی خود و خانواده شان را دشت کنند.
روند حرکت تولیدی در نساجی مازندران به گونه یی بوده که با فرسودگی ماشین آلات بخش های مختلف این سه کارخانه تعطیل شده و همواره قائمشهر را به محل اعتراض کارگران کارخانه نساجی تبدیل کرده است. شاید کمتر خانواده یی را در این شهرستان بتوان پیدا کرد که عضوی از آن در کارخانه نساجی فعالیت نداشته است. این کارخانه هم اکنون تنها گونی و کفن به تولید می رساند تا عملاً برند نساجی مازندران همچون دیگر برندهای به جا مانده از اوایل انقلاب به چشم خویش ببیند که جانش می رود.
نساجی مازندران که می توانست در بین تولیدکنندگان این صنعت در دنیا جایگاهی کسب کند اینک به شرکتی تبدیل شده که مدیرعامل آن باید هر روز به اعتراضات کارگری رسیدگی کند، ماشین آلات قدیمی را از خط تولید خارج کند و برای جایگزینی آن کاسه چه کنم چه کنم در دست گیرد و همچنین از دامی که شرکت های خودروساز و سایر سرمایه داران برای زمین های وسیع این کارخانه چیده اند راهی برای فرار بجوید. براساس اعلام وزارت صنایع و معادن قرار است سرمایه گذاران ترک برای احیای این برند راهی یک از عالی ترین استان های کشور شوند. که این موضوع نیز با اما و اگرهایی مواجه شده است. بخش خصوصی داخلی مدعی است سرمایه گذاران ترک برای احیای این واحد تولیدی دلاری را به ایران نمی آورند اما دولت می گوید ترک ها قرار است 100 میلیون دلار پول نقد با خود به کشورمان بیاورند تا برند نساجی مازندران را دوباره زنده کنند. نساجان داخلی مدعی اند که بخش خصوصی داخلی به راحتی می تواند این کارخانه را به روزگار خوش تولید بازگرداند. حال اینکه دولت چنین فرصتی را از آنها گرفته است. مرگ برند در صنعت نساجی تنها به نساجی مازندران ختم نشده است، کارخانه چیت ری (بافکار) نیز که یکی از قدیمی ترین واحدهای نساجی کشور به شمار می آید، دو سال پیش کاملاً تعطیل شد تا بنیاد جانبازان و مستضعفان که این کارخانه را به تصرف خود در آورده بود، اینک نه از محل تولید بلکه از محل فروش زمین های وسیع این کارخانه در حوالی بزرگراه بعثت درآمدی را کسب کند.
ارج
علینقی عالیخانی وزیر اقتصاد ایران (1348 - 1341) در کتاب خاطراتش می گوید؛ «در آخرین سفری که به شوروی کردم به آقای نوویکو نایب نخست وزیر شوروی که قائم مقام کاسیگن نخست وزیر وقت شوروی بود، یک یخچال ایرانی (ارج) هدیه دادم. او فوق العاده خوشحال شد و به من تاکید کرد راننده خودش می آید تا یخچال را ببرد و تاکید کرد مبادا یخچال را به دفترش بفرستم.» یخچال ایرانی در آن زمان به قدری شهرت یافته بود که یکی از بالاترین مقام های اجرایی آن کشور بزرگ از تصاحب آن ذوق زده شده و درخواست می کند محصولی را که ساخت ایران بر رویش درج شده، برای استفاده خانواده اش به منزل ببرد.
روزی که سیروس ارجمند در سال 1316 اولین و بزرگ ترین کارخانه تولید کننده لوازم خانگی ایران را وارد عرصه صنعت و اقتصاد کشور کرد، شاید نمی دانست 70 سال بعد مدیران وقت کشور تصمیم می گیرند زمین های این کارخانه را در جاده مخصوص کرج برای فعالیتی دیگر (؟،) در نظر بگیرند و این کارخانه را به شهرکی صنعتی در گرمسار استان تهران منتقل کنند. ارج که یکی از برندهای خوشنام ایران طی هفت دهه گذشته بوده، در سال 1316 با ساخت ابزار صنعتی به چرخه تولید گام نهاد و با تولید کولر آبی و یخچال به سوی ساخت لوازم خانگی پیش رفت. میرخانی رشتی درباره این شرکت می نویسد؛ «مدیرعامل ارج ایده مهندسی- صنعتی داشت و با روش های مهندسی کار می کرد.»
شاید به همین سبب بود که محصولات ارج نسبت به سایر رقبایش در بازار اقبال بیشتری به دست آورد. ارج پس از آنکه مصادره شد، به مانند سایر شرکت های مصادره یی زیرمجموعه سازمان صنایع ملی شد. در دهه 70 مدیران دولتی این شرکت با اختلاس 20 میلیارد تومانی پرونده مالی این شرکت را به فساد کشیدند تا برای مدتی ارج با حاشیه هایی روبه رو شود.
پس از آن اختلاس ارج هرگز ارج نشد تا اینکه امروز به وضعیتی رسیده که قصد انتقال کارخانه آن را به سمنان دارند. ارج که بزرگ ترین برند لوازم خانگی کشور است، در حالی که می توانست بازارهای اروپایی را نیز به تسخیر خود درآورد، امروز به شرکتی تبدیل شده که حتی در داخل کشور جایگاه خود را رفته رفته از دست می دهد تا این برند در کنار سایر برندهای مرده به مجروحی بیمارستانی تبدیل شود که اگر پرستاران به او نرسند، این شرکت نیز به سرنوشت کفش های ملی، بلا و وین و نساجی مازندران و چیت ری تبدیل خواهد شد. ارج که روزگاری در بالاترین سطح فناوری محصول تولید می کرد امروز به شرکتی تبدیل شده که همان محصولات قدیمی خود را با تغییراتی به تولید رسانده و روانه بازار می کند.
در کنار ارج کارخانه آزمایش نیز که یکی از برندهای قدیمی کشور به شمار می آید، دچار چنین وضعیتی شده است. انگار فلسفه یی است تا شرکت های مصادره یی هرگز روز خوش نبینند. شاید پیشنهاد مدیرعامل یکی از این شرکت های مصادره یی مبنی بر سپردن برندها به وارثان بتواند پایانی بر این فلسفه شوم باشد.
پارس الکتریک
حاج محمدهاشم برخوردار سومین فرزند حاج محمدحسین در خانواده یی که چند نسل آن در یزد به تجارت مشغول بودند، در سال 1308 به دنیا آمد. خانواده برخوردار فوق العاده سنتی و مذهبی بودند. حاج محمدهاشم با توجه به سرمایه یی که سال ها از محل تجارت به دست آورد، از سال 41 تا 56 به همراه برادرش به سرمایه گذاری های صنعتی روی آوردند. کارخانه های پارس توشیبا، پارس شهاب، پارس الکتریک، باتری پارس، لوازم خانگی پارس و چندین واحد صنعتی را بنیانگذاری کردند تا هشت هزار نفر در این کارخانه ها مشغول کار شوند. پارس الکتریک نیز مصادره شد تا از طریق سازمان صنایع ملی به شرکت سرمایه گذاری تامین اجتماعی (شستا) واگذار شود. از بین شرکای تجاری این شرکت تنها گروندیگ آلمان که در بین برندهای صوتی و تصویری برند درجه سوم اروپا به شمار می آمد، با این شرکت همکاری اش را ادامه داد.
گروندیگ چند سال پیش برای همیشه مرد و پارس الکتریک نتوانست مرده این برند را خریداری و به نام خود ثبت کند. از این رو برای تولید تلویزیون دست نیاز خود را به سمت کارخانه های کره یی (به غیر از برندهای معروف) دراز کرد که با یکی از قدیمی ترین برندهای صوتی و تصویری آسیا همکاری کند. پارس الکتریک در حالی که می رفت علاوه بر تولید تلویزیون های ال سی دی، لپ تاپ ایرانی را نیز وارد بازار کند، با تغییر ناگهانی مدیرعاملش مواجه شد تا مثل سایر برندها با آینده یی نامعلوم روبه رو شود.
مدیرعامل این شرکت طی سال های گذشته چندین بار تغییر یافته که این عدم ثبات باعث شده 300 نفری که از خانواده هشت هزار نفری پارس باقی مانده همچنان برای آینده این شرکت نگران باشند. برندهایی که نام برده شد تنها چند نمونه از برندهای معروف کشور هستند که مرگ آنها نزدیک شده است. در کنار این برندها چندین نام بزرگ دیگر که می توانستند نام ایران را در صدر صنعت دنیا قرار دهند، امروز قرار است تغییر کاربری دهند یا احتمالاً برای کارکنان کارخانه یی دیگر به آپارتمان تبدیل شوند.
هپکو اراک نمونه بارز این برند است که توسط برادران رضایی در دهه 50 پایه گذاری شد تا ماشین آلات معدنی مورد نیاز را برای استخراج معادن مس سرچشمه و کرومیت اسفندقه تامین کند. پس از انقلاب هپکو با بهره گیری از شرکایی همچون ولوو سوئد، کوماتسو ژاپن و لیبهر و... به همکاری خود ادامه داد تا به سبب تحریم ها تنها از همکاری با کاترپیلار باز بماند.
برادران رضایی که از ایران رفتند، هپکو مانند سایر خودروسازان زیرمجموعه سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران شد. این شرکت که یکی از شاهرگ های حیاتی صنعت در استان مرکزی است با اجرای اصل 44 به بخش خصوصی واگذار شد تا بیژن نامدار زنگنه وزیر نفت دولت اصلاحات بر صدر این شرکت مدیریت کند.
حساسیت انتصاب این مدیر اصلاح طلب تا آنجا بالا بود که یکی از بزرگ ترین پیمانکاران قراردادهای خرید خود را از هپکو لغو کرد تا مورد غضب دولت نهم قرار نگیرد. هپکو با از دست دادن این مشتری انحصاری و بزرگ روزبه روز با مشکلات مالی عدیده یی مواجه شد و هرگز نتوانست کشتی به گل نشسته خود را به ساحل نجات برساند. هپکو که چهار برابر ولوو سوئد مساحت دارد پس از واگذاری به بخش خصوصی عملاً به برندی در حال احتضار تبدیل شد که این روزها نه می تواند محصولی به فروش برساند و نه اینکه آینده یی امیدوارکننده پیش روی خود ببیند.
این شرکت در حالی می تواند رشد و توسعه خود را جشن بگیرد که معادن و راه سازی در کشور توسعه یابد. رکود آن فعالیت ها باعث شد بزرگ ترین و تنها سازنده ماشین آلات سنگین خاورمیانه روزگار خوشی نداشته باشد و بیم آن می رود با کاهش تولید، شمارگان تولیدش به چیزی در حد صفر کاهش یابد.
در کنار هپکو، تراکتورسازی تبریز نیز از دیگر برندهایی است که تولید آن در حال حاضر به یک چهارم سال قبل کاهش یافته و با پنج هزار محصول به فروش نرفته همراه شده است. بیسکویت گرجی، کاشی ایران، کاشی سعدی، بینالود و شرکت پارس مینو از دیگر برندهای نامی کشور هستند که همچون سایر برندهای معتبر دیگر آینده نامعلوم خود را به نظاره نشسته اند.

ما را دنبال کنید

به اشتراک گذاری این مطلب!
مطالب مرتبط
نظرات
کاربر مهمان -> 1388/06/14
پاسخ

زمانی بود که نام ایران یک برند شناخته شده بود اما حالا ......

کاربر مهمان -> 1388/06/14
پاسخ

گزارش بسیار مستند و پرمحتوائی بود که جا دارد از شما تشکر کنم.لطفا به لیست این شرکتها نامهائی چون جنرال استیل ، شیشه مینا ،تیزرو ، شیشه و گاز و .... را نیز اضافه کنید.

کاربر مهمان -> 1388/06/14
پاسخ

خدایا ! چه قدر حیف. کسی بگوید که از دست ما جوانان تحصیل کرده بی کار (که کسی برای ما کاری تعریف نکرده) چه از دستمان بر می آید؟ یعنی با یک مدیریت درست ، ما نمی توانستیم به کمک تخصصمان روح تازه ای در این کالبد های بی جان بدمیم؟ صد درصد پیداست که بزرگان نمی خواهند. چرا؟ نمیدانم!!!

کاربر مهمان -> 1388/06/14
پاسخ

نمک روی زخم هامان نپاش تابناک...خود به خود دارد میسوزد.....هرچه هست شما کردید و بس....

کاربر مهمان -> 1388/06/14
پاسخ

مرگ یکی از برندهای صنعت پایه کشور به نام شرکت صنایع فلزی ایران که متولی تولید سازه های سنگین کشور است را فراموش کردید . لطفا گزارشی از پر پر شدن این شرکت مهم با این برند معروف را در رسانه خویش گزارش دهید.

کاربر مهمان -> 1388/06/14
پاسخ

در نظر بگیرید که اگر حمایت های تمام و کمال دولتی و تعرفه های سنگین بر واردات نبود کشتی خودرو سازی ایران هم سالها قبل به گل نشسته بود

کاربر مهمان -> 1388/06/14
پاسخ

با اینکه بسیاری از مطالب بیان شده در این مقاله حائز اهمیت و قابل تصدیق است، اما نگارنده محترم ناخودآگاه و یا در لفافه تقصیر را بر گردن دولت انداخته و عدم حمایت و توجه مسئولین را تنها دلیل این اتفاق نامبارک قلمداد کرده‌اند، در حالی که این امر بیشتر متوجه مدیریت‌هاست تا حمایت بی‌دریغ حاکمیت. چنان‌چه شاهدیم امروزه برندهای بسیار معتبر و غول‌های بزرگ صنعت جهان نیز کمابیش دچار همین وضعیت‌اند، اما از این میدان آنانی سربلند و پیروز برون خواهند رفت که فوت‌های کوزه‌گری روز را در جهان صنعت شناخته و دارای ابتکار بوده و از حالت تک‌مشتری بودن و وابستگی به یکی دو خریدار انحصاری خارج و بازارهای بی‌نهایت گسترده جهانی را هدف قرار دهند. به قول معروف سخته ولی ممکنه. با امید شکوفایی دوباره صنعت ایران

کاربر مهمان -> 1388/06/14
پاسخ

و فردا ها نیز بقیه برندها و ایران پر از کالای مصرفی چینی و کشورهای توسعه یافته خواهد شد.

کاربر مهمان -> 1388/06/14
پاسخ

فکر میکننین همین چند قلم که گفتید هست یا از این مصادیق زیاد هست در دنیا

کاربر مهمان -> 1388/06/14
پاسخ

با خواندن سرگذشت مدیر کفش ملی ،گریه ام گرفت ! انگار که یادم رفته بود یکی از بستگان من بود و چه کشید از خیانت فرزندان ناخودی...خدا رحمتش کند

کاربر مهمان -> 1388/06/14
پاسخ

اشک در چشمانم نشست :(

کاربر مهمان -> 1388/06/14
پاسخ

قدیما یخچالمون ارج بود .تلویزیون پارس داشتیم . کفش ملی می پوشیدیم و تنقلاتمون هم بیسکوئیت گرجی و شکلات مینو بود.حالا یخچال وتلویزیون کره ای ...کفش چینی شکلات ....نمی دونم قبلا ملی بودیم اما حالا هیچی نیستیم

کاربر مهمان -> 1388/06/14
پاسخ

همه را تعطیل می‌کنند و می‌سپرند دست برادر بزرگتر چین.

کاربر مهمان -> 1388/06/14
پاسخ

برندهای ما مردند که کره ای ها از خاکستر ما زنده شوند افسوس و صد افسوس

کاربر مهمان -> 1388/06/14
پاسخ

کار ما در ایران شده تاسف و آه کشیدن .با برنامه ریزی هم نمی توانست ایران را بیش از این ویران کرد

کاربر مهمان -> 1388/06/14
پاسخ

مقاله بسیار خوب و در عین حال ناراحت کننده‌ای بود. ایکاش یکمی از این اطلاعات رو بعضی از این افراد متوهم داشتند. این مقالات باید بیشتر و در سطح وسیع تری پخش بشه که همه وضعیت صنعت ایران رو بدونند. شاید کسایی مثل من که تو صنعت هستن این چیزا رو و البته 100 برابر بیشتر از اینارو بدونن ولی همه مردم حق دارند از وضعیت اسفبار صنعت و البته کشاورزی و .... تو ایران خبردار بشن..

کاربر مهمان -> 1388/06/14
پاسخ

خدا بیامرزد موسسین این شرکتها را و کسانی که از آنها با نوشتن قوانین درست و حسابی حمایت کردند .

کاربر مهمان -> 1388/06/14
پاسخ

بسیار غم انگیز بود و علت اصلی گریز مردم باهوش ایران از سرمایه گذاری بلند مدت و صنعتی و ترجیح دادن دلالی نیز مشخص شد

کاربر مهمان -> 1388/06/14
پاسخ

ما مسلمانیم و اعتقاداتی در مورد مال غصبی داریم. اینها نمونه هایی از کارخانه های مصادره شده است بقیه هم همین وضعیت را دارند مال مردم را باید به خودشان پس داد مگر میشود همه کار آفرینان قبل انقلاب وابسته به رژیم بوده باشند؟ در آن شرایط اجبار بوده با حکومت همکاری هایی داشته باشند.

کاربر مهمان -> 1388/06/14
پاسخ

باسخ چیست؟؟؟؟ لطفا بیگیری کنید.

کاربر مهمان -> 1388/06/14
پاسخ

مبلیران یادتون رفت

کاربر مهمان -> 1388/06/14
پاسخ

ادم حالش بهم میخوره از این همه بی کفایتی

کاربر مهمان -> 1388/06/14
پاسخ

حقیقتاً قلبم به درد آمد...

کاربر مهمان -> 1388/06/14
پاسخ

گردانندگان محترم سایت تابناک - متشکرم بخاطر تحلیل دیرهنگام. نه این که شما دیر کردید، ولی دیر بودن این گونه تحلیل ها. بر خود روا ندیدم که بخوانم و ساکت بمانم. هم بخوانم و سپاس گزاری نکنم، و هم بخوانم و از سازمان از دست رفته صنایع ملی ذکر خیری نکنم. نمی خواهم داستان سرایی کنم، ولی در یک جمله عرض می کنم: هر کارخانه و یا شرکت و یا صنعتی که از پوشش صنایع ملی به هر دلیلی و به هر سازمان و نهاد و ارگان دیگری منتقل شد، همین وضعیت زوال گونه را طی کرد. دیگر این که اختلاس شرکت ارج در زمان مدیریت سازمان صنایع ملی رخ نداد. پس از آنی بود که شرکت منتقل شده بود. فرصت مغتنمی است که یادی از مدیریان متعهد و متخصص سازمان صنایع ملی بکنیم: برای رفتگان طلب آمرزش، و برای ماندگان آرزوی توفیق و پیروزی دارم.

کاربر مهمان -> 1388/06/14
پاسخ

پیشنهاد میکنم گزارشی هم از وضعیت کارخانجات "فخر ایران" (تاکید میکنم "فخر"ایران) تهیه کنید. با چشم خودم دیدم ماشین آلات آن را با پتک خرده کرده و به عنوان ضایعات فروختند!!!!!!!!!! به کجا چنین شتابان؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!

کاربر مهمان -> 1388/06/14
پاسخ

فقط اشک

کاربر مهمان -> 1388/06/14
پاسخ

شما اشتباه میکنید از نظر وزیر صنایع که در دور جدید هم رای اعتماد خود را توانستند کسب کنند طبق گفته ایشان صنایع ایران وضع خیلی خوبی دارند و اصلاً جای نگرانی نیست این گفته وزیر صنایع می باشد و شما باید مطمئن باشید که هیچ مشکلی نیست شما چرا نگرانید صنعت به این پیشرفته ای کجای دنیا بخودش دیده که ما در ایران میبینیم آسوده باشید که مملکت در امان و امان است( از هر گزندی حتی رکود چه رسد به تعطیلی واحدهای صنعتی )

کاربر مهمان -> 1388/06/14
پاسخ

چی بودیم و چی شدیم.

کاربر مهمان -> 1388/06/14
پاسخ

دولتی کردن این شرکتها بزرگترین عامل شکست آنها بوده است.نام شرکت آتمسفر هم بهتر بود می نوشتید.

کاربر مهمان -> 1388/06/14
پاسخ

به عنوان کسی که در صنعت هستم با خواندن این گزارش گریستم هر چند خود تا حدودی از این وضعیت مطلع هستم از صنایع قند و کشاورزی صحبت به میان نیاوردید . مسئولین منتظر معجزه هستند تا معضل بیکاری و در آمد ملی حل شود.

کاربر مهمان -> 1388/06/14
پاسخ

شاید چون بار گران بودند رفتند ، چون نامهربان بودند رفتند.

کاربر مهمان -> 1388/06/14
پاسخ

بسیار باعث تاسف است در حالی که دم از پیشرفت و آبادانی و رشد و توسعه می زنیم...در حالی که با شعار رفع بیکاری انواع و اقسام طرحها را با آب و تاب بیان میکنیم ...شاهد از بین رفتن صنایعی هستیم که روزگاری باعث افتخار و سربلندی هر ایرانی بود. تا کی باید شاهد اینهمه نامدیریتی و بی مدیریتی خواهیم بود خدا میداند! ای کاش تا دیر نشده قدر مدیران توانمندی را که کنار گذاشته شده اند را بدانیم!

کاربر مهمان -> 1388/06/14
پاسخ

"...تا مورد غضب دولت نهم قرار نگیرد.!" جالبه!!

کاربر مهمان -> 1388/06/14
پاسخ

بخدا آدم خفه می شه وقتی سرنوشت بعضی شرکتهای موفق سابق ایرانی رو می خونه که الان دارن از بین میرن.خفگی عین احساسمه قسم می خورم.اونوقت داد میزنیم چرا بیکاری زیاده...

کاربر مهمان -> 1388/06/14
پاسخ

اضافه بفرمایید قوانین حمایتی یا تنبیهی جدید را که اگر شرکت جدیدی ثبت کنید می توانید از تسهیلات ویژه مثلا بخشودگی 20% حق بیمه سهم کارفرما بهره مند شوید. یا معافیتهای مالیاتی متعدد برای شرکت های نوظهور در برخی مناطق و یا تحت شرایط ویژه . کنه مرگ برندهای جدید را در این موضوع خواهید یافت که چرا یک کارخانه فرش در مشهد چرا تابحال بیش از 4 بار نامش عوض شده ؟ کارخانجات بخاری سازی همچنین .... در کشورهای غربی میزان تسهیلات بانکی رابطه مستقیم با پرداخت مالیات دارد اما در کشور ما ؟؟؟ !!!! پس سابقه پرداخت مالیات یک مزیت نیست بلکه برای شرکتهایی که دفاترشان رد میشود و مالیات اولیه قابل توجهی پرداخت میکنند بهتر است شرکت را تعطیل و شرکت جدیدی بثبت برسانند چون مبنای افزایش مالیات همین مالیات پرداخت شده با یک ضریب افزایش است.

کاربر مهمان -> 1388/06/14
پاسخ

بزرگترین برند ایرانی که در حال نابودی است را فراموش کردید خداحافظ یک و یک

کاربر مهمان -> 1388/06/14
پاسخ

افسوس...

کاربر مهمان -> 1388/06/14
پاسخ

گزارش بسیار تاثیر گذاری بود. لازم است که از نویسنده این سطور کمال تشکر را داشته باشم. در حالی که صورت مسئله مشکل کاملا آشکار است و در برخی موارد نیز راه حل خروج از این وضعیت برای برخی از این برندها کاملا مشخص است، تعجب آور است که تا کنون اقدامی برای نجات هویت صنعتی ایران انجام نمی گیرد. وضعیت برندهای خودروساز که در این گزارش به آنها نیز اشاره شد، چندان جالب نمی باشد. عزم ملی، حمایت دولت، سرمایه گذاری بخش خصوصی، بازگرداندن بخشی یا همه سهام این برندها به وارثین واقعی آنها، تبلیغات ملی در باره این برندها، تقویت ارتباطات خارجی مورد نیاز در این زمینه، کوتاه کردن دست سازمانها و ارگان های خاص از این کارخانجات حتی به قیمت هزینه از حساب ذخیره ارزی و ... می تواند بخشی از راه کارهای مورد نیاز برای ترسیم آینده ای بهتر برای این برندها باشد. زمان را از دست ندهیم. با تشکر

کاربر مهمان -> 1388/06/14
پاسخ

مرگ نام ونشانهای ایرانی ، یعنی مرگ من و تو ، برادر ، برادر مسئول ، غیرتت را بیدار کن ، نگذار بیش از این کالای ایرانی خاک بر سر باشد .

کاربر مهمان -> 1388/06/14
پاسخ

مقاله طور ینوشته شده بود که انگار همه تقصیر بر دوش دولت نهم است. مطمئنم که دولتهای قبلی نیز بی تقصیر نبودند

کاربر مهمان -> 1388/06/14
پاسخ

این میگن واقعیت این میگن حمایت از کار آفرینی این میگن مبارزه با کفش چینی این میگ عدالت اجتماعی

کاربر مهمان -> 1388/06/14
پاسخ

خواننده ها مطمئمنا شواهد عینی هم دارند. اگه واقعا دنبال عمق فاجعه هستید، یک نظرسنجی روی سایت بزارین تا امثال من تجربه های عینی شون را از نابودی صنعت این کشور، با ذکر نام و تاریخ و دیگر مستدلات درج کنیم. اونوقت میفهمید کجای دنیا قرار داریم و به کجایش راه می پوییم!

کاربر مهمان -> 1388/06/14
پاسخ

افسوس/به کجا میرویم؟خدا میداند. فقط میخواهیم باشیم به چه قیمتی؟

کاربر مهمان -> 1388/06/14
پاسخ

تاریخچه جالب اما ناقصی از برند های مشهور ما ارائه کردید.واقعا از خوشحالی نمیدونم چی دارم مینویسم!فکر نمیکردم دیگه حتی به ذهن کسی هم برسه که این چیزا رو بررسی کنه .انگار بک آینده حتمی برای این شرکت ها وجود داره که راه گریزی ازش نیست. آیا میدونستید ما در مدیریت بازاریابی در دانشگاه های بزرگ و مشهور مدیریت رشته ای به نام دکترای تخصصی brand داریم ؟ میدونستید کشورهای صنعتی و حتی در حال توسعه، میلیارد دلاری برای این مقوله هزینه میکنند ؟ کی میخوایم قبول کنیم که کار را باید به کاردان سپرد ؟کی میخوایم مفهوم عمیق "مشکل مدیریت" در کشورمون رو درک کنیم ؟

کاربر مهمان -> 1388/06/14
پاسخ

مبلیران،علاءالدین،مخمل و ابریشم کاشان،ریسندگی و بافندگی کاشان،شرکت کاموای کاشان و ....

کاربر مهمان -> 1388/06/14
پاسخ

مرثیه ای بود برای صنعتمان

کاربر مهمان -> 1388/06/14
پاسخ

کفش گام

نظر شما

نظرهای حاوی توهین، افترا یا نوشته‌شده با حروف لاتین (فینگلیش) منتشر نمی‌شوند.

نظرسنجیآرشیو
نظرسنجی
آخرین اخبار
پربازدیدترین عناوین