دکتر محمد میرزایی
تهدیدات جمعیتی ایران
در دنیای امروز که رشد و توسعه کمی وکیفی از رشد قابل ملاحظه ای برخوردار است، هیچ پیشرفت موفقیت آمیزی بدون برنامه ریزی و مدیریت صحیح منابع ممکن نیست و برنامه ریزی نیز خود به شدت به متأثر از داده ها و اطلاعات دقیقی است که باید در اختیار برنامه ریزان جامعه قرار گیرد.
 
شاید مهم ترین موضوعی که برای آن باید برنامه ریزی انجام داد و در این فرایند از داده و اطلاعات دقیق و صحیح بهره برد، برنامه ریزی برای جمعیت و نیروی انسانی یک جامعه باشد.
مقامات سیاسی ایران بر همین اساس و به تبعیت از بسیاری از کشورهای جهان از سال 1335 و برای به دست آوردن اطلاعات دقیق از وضعیت جمعیتی کشور در ابعاد مختلف موضوع سرشماری نفوس و مسکن را وارد برنامه های مدیریتی خود کردند.
 
اکنون و پس از گذشت 6 دوره سرشماری 10 ساله در ایران، مسئولان در شرایطی خود را برای برگزاری سرشماری نفوس و مسکن سال 95 آماده می کنند که برخی رخدادها نظیر تغییر سیاست های کلان جمعیتی، پیشرفت ابزار و تکنولویژی های ارتباطی و.. شرایط جدیدی را در این دوره برای سرشماری فراهم کرده است.
 
فارغ از ضعیت ساختاری سرشماری که بیشتر ناظر بر کمیت و کیفیت انجام سرشماری است، موضوع مهم دیگری که باید مورد توجه قرار گیرد آسیب شناسی سرشماری های ادوار گذشته و نحوه برخورد مسئولین با داده و اطلاعات آن سرشماری هاست که در کنار برریسی نیازها و مشکلات روز جمعیت ایران می تواند فرصت های مناسبی را برای توسعه و بهره برداری بهینه از نتایج سرشماری ها فراهم کند.
 
بر همین مبنا «تابناک» بر آن شد تا در گفت و گویی مفصل با دکتر محمد میرزایی عضو هیئت علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران و رئیس انجمن جمعیت شناسی ایران برخی از مهم ترین ابعاد و آسیب های متوجه سرشماری نفوس و مسکن سال آتی را مورد بررسی قرار دهد.

آقای دکتر با سلام و تشکر از اینکه وقتتان را در اختیار «تابناک» قرار دادید. لطفاً برای  شروع بفرمایید، روند رشد جمعیتِ ایران در دهه های گذشته را چگونه ارزیابی می کنید؟

با سلام خدمت شما و خوانندگان عزیز؛ در مورد کمیت جمعیت واقعیت این است که در نیم قرن اخیر جمعیت ایران یک رشد انفجاری را پشت سر گذاشت. ایرانی که در سال 1300 جمعیتش به زحمت به 10 میلیون نفر می رسید، در کم تر از یک قرن با رشد 8 برابری به جمعیت 80 میلیون نفر رسیده است که از این حیث در این اتفاق حتی در صحنه بین المللی نیز یک رویداد بی نظیر است.
متأسفانه در سال های گذشته بسیاری از مسئولان و کارشناسان به مسئله انفجار جمعیت توجه ندارند، چرا که هنوز هم میزان رشد جمعیت در ایران حدود  4/1 است که آمار بالایی است. اگر شما به همین مسئله بحران آب توجه کنید متوجه می شوید که تعداد جمعیت 80 میلیون نفر جمعیت کمی برای ایران نیست. در حال حاضر سالانه 1 میلیون نفر به جمعیت ایران افزوده می شود و روند کنونی استمرار افزایش جمعیت در ایران است.

نظر شما در مورد وضعیت جمعیتی ایران از نظر ساختار سنی چیست و این شاخص چگونه می تواند در توسعه کشور موثر باشد؟

از نظر ساختار سنی وضعیت جمعیتی ایران خوب است و ما در یک فرصت طلایی قرار داریم. دلیل آن هم این است که یک سوم جمعیت ایران در سن فعالیت قرار دارند و اگر در همه زمینه ها برنامه ریزی مناسب صورت گیرد و اشتغال و ازدواج جوانان فکری اساسی انجام گیرد شکل گیری یک جهش توسعه ای دور از انتظار نیست چرا که اگر دقت کنید کشورهایی نظیر ژاپن، کره جنوبی و چین نیز در همین فرصت طلایی ایجاد شده در ساختار جمعیتی شان به جهش اقتصادی دست یافتند.
 
متأسفانه در کشور ایران فقدان برنامه ریزی صحیح و اصولی مشکلی بزرگی است که اجازه نمی دهد پیشرفت و جهش اقتصادی صورت بگیرد. در سال های گذشته در کشور ما  دو بار بزرگ ترین نهاد برنامه ریزی یعنی سازمان برنامه و بودجه منحل شد که این گویای بی توجهی مسئولان به اهمیت برنامه ریزی است.

شما اگر بخواهید بزرگ ترین تهدید جمعیتی ایران را معرفی کنید، به چه عاملی اشاره می کنید؟

در کشور اکثر کسانی که در مورد جمعیت سخن می گویند و تهدیدات آن را بر می شمارند به موضوع کاهش جمعیت اشاره می کنند، حال آنکه تهدید مهمی که متوجه جمعیت ایران است نه کاهش جمعیت بلکه کاهش سطح باروری به زیر سطح جانشینی است.
انجمن جمعیت شناسان این تهدید را 16 سال پیش مورد اشاره قرار داد و  گفت که جمعیت کشور در حال رفتن به سمت جمعیت زیر سطح جانشینی است که البته آن موقع خیلی ها به ما خندیدند.
 
علت اینکه می گوییم این بزرگ ترین تهدید جمعیت ایران است، آن است که تأثیر باروری زیر سطح جانشینی مقطعی نیست و در حال حاضر هر 10 زن ایرانی کم تر از 21 فرزند دارند که این واقعیت سطح جانشینی جمعیت کشور تهدید می کند و در آینده نرخ رشد را به صفر می رساند. به عبارتی اگر چه ما در حال حاضر نرخ رشد 4/1 را داریم و جمعیت کشور رو به افزایش است اما سطح فرزندآوری خانواده با سطح مطلوب جانشینی فاصله زیادی دارد.
افزایش نرخ سالخوردگی جمعیت را نیز برخی از کارشناسان تهدیدی برای آینده جمعیت ایران می دانند، نظر شما در این رابطه چیست؟
 
سال خوردگی جمعیت در عرف با سال خوردگی در مباحث تخصصی و عالم واقع کاملاً متفاوت است. در حقیقت هرگاه 15 درصد جمعیت بالای 65 سال داشته باشند می توان گفت، جمعیت کشور سال خورده است. برخی با طرح موضوع سال خوردگی جمعیت آن را تهدید قلمداد می کنند حال آنکه این موضوع فی نفسه تهدید نیست. اگر نرخ جمعیت فعال کشور (60درصد) حفظ شود، نگرانی در مورد نرخ سالخوردگی یک هراس بیهوده است.

شما کاهش نرخ سطح جانشینی را بزرگ ترین تهدید جمعتی ایران عنوان می کنید، بفرمایید مسئولین برای مقابله با این تهدید چه سیاستی را باید دنبال کنند؟


مسئولان باید نهایت تلاش خود را برای تسهیل ازدواج انجام دهند و سیاست آنها در این زمینه باید تشویقی ولی غیر مستقیم باشد. اینکه بخواهند برای افزایش جمعیت بحث پول دادن را مطرح کنند، باعث می شود تنها افرادی که مضطر و دارای نیاز شدید مالی به این سمت بروند که این خود آسیب هایی برای جامعه خواهد داشت. در بسیاری از کشورها کسانی که ازدواج می کنند، مالیات شان کم می شود و کسانی که بچه دار می شوند از آنها مالیاتی گرفته نمی شود. این رفتار می تواند در کشور ما نیز زمینه افزایش نرخ باروری را تا رسیدن به معیار جانشینی کمک کند. تجربه نشان می دهد رشد اقتصادی منفی و یا پایین سن ازدواج را بالا می برد و این موضوع در کشور ما نیز رخ داد و در حال حاضر سن ازدواج زنان به 24 سال و سن ازدواج مردان نیز به 28 رسیده است.
 
در حال حاضر تحت هیچ شرایطی نیازهای فرزندان با گذشه قابل مقایسه نیست و اکنون در دورترین نقاط کشور نیز خانواده ها می خواهند بیشترین امکانات را برای فرزند خودشان فراهم کنند. این اتفاق فی نفسه خوب است ولی هزینه های فرزرند آوری را در کشور بالا برده است.

شما تغییر و تحولات کنونی جهان از جمله پیشرفت تکنولوژی را در تغییر آهنگ رشد جمعیت ایران چگونه می بینید؟

در شرایط کنونی به دلیل بالارفتن کیفیت بهداشت و درمان، تعداد مرگ ومیر کودکان بسیار کم شده است و از آن گذشته من اصولاً به وضعیت جمعیت ایران در آینده خوشبین هستم. نگاه کنید بر اساس اولین سرشماری کشور در سال 1335 تنها 15 درصد جمعیت ایران باسواد بودند ولی این آمار اکنون به 90 درصد رسیده و این خود یک معجزه فرهنگی اجتماعی است.
 
باید دقت کرد که در حال حاضر کیفیت جمعیت از نظر آگاهی و سواد بالاتر رفته و تکنولوژی های جدید شرایطی را ایجاد کرده است که در گذشته جامعه با آن رو به رو نبود. در کل نباید از این تغییرات ترسید. این ها حقایقی است که باید آنها را باید پذیرفت و  البته باید آن را هدایت کرد.
این که جوانان ایرانی دیر ازدواج می کنند یا خانواده ها به دنبال بچه دار شدن نیستند علت دارد و در عالم واقع کسی از بچه دار شدن یا ازدواج کردن بدش نمی آید. موضوع به مشکلات اقتصادی و اجتماعی جامعه باز می گردد که مسئولین باید برای رفع مشکلات تلاش کنند.
 
اگر آهنگ رشد جمعیتی مان صفر نشود و با همین روند کنونی رشد جمعیت ادامه یابد رسیدن به جمعیت 150 میلیون نفر در دسترس است اما پیش از اینکه به این سمت حرکت شود لازم است تا در مورد مسائلی نظیر  سرانه آب، آلودگی هوا، منابع مادی و... به یک راهکار بهینه دست پیدا کنیم.

اگر اجازه دهید کمی به موضوع سرشماری نفوس و مسکن که اکنون در حال اجراست، بپردازیم. شما فلسفه برگزاری این سرشماری ها را چه می دانید و به نظر شما فواصل زمانی مناسب برای انجام سرشماری چگونه است؟

هدف از انجام سرشماری های نفوس و مسکن این است که از آنها در برنامه ریزی ها استفاده شود و بزرگ ترین کاربرد داده ها جمعیتی برای سازمان برنامه و بودجه است که از آن برای برنانه ریزی های خود استفاده می کند.
 
به نتظر من انجام سر شماری در همان فواصل 10 ساله کافی است و 5 ساله کردن آن ضمن بالا بردن هزینه ها اثر قابل ذکر دیگری ندارد. به ویژه اینکه فواصل 10 ساله آمارگیری برای انجام مطالعات کارشناسی و برنامه ریزی های بلند مدت امکان و اثرگذاری بهتری دارد.

به نظر شما مهم ترین نقدها و اشکالاتی که می توان به روند کنونی سرشماری نفوس و مسکن داشت، چیست؟


نبود نظارت کافی بر عملکرد آمارگیران همانند دوره های گذشته می تواند در دوره جاری نیز بر کیفیت داده های جمع آوری شده اثر سوء داشته باشد که در این زمینه مسئولین باید توجه و دقت کافی را به عمل آورند.
 
بحث توزیع متناسب جمعیت یک بحث بسیار مهم است که در کشور ما به این مسئله زیاد توجه نمی شود و به  نقطه انفجار رسیدن تهران از نظر جمعیت گویای همین مدعا است. مسئولان باید از این توزیع نامتناسب جمعیت عبرت بگیرند و برای آینده تلاش کنند تا شرایط بهتری را فراهم کنند.
 
اینکه در کشور از منابع مادی و تجدیدناپذیر موجود به صورت غیر اصولی و بدون برنامه ریزی بهره برداری بیش از حد می شود گویای این است که ما در کشور از همین داده های به دست آمده در سرشماری ها به خوبی استفاده نمی کنیم.
 
یکی دیگر از مشکلات سرشماری های ایران این است که در سیاست گذاری ها معمولاً مسئولان امر اسیر جوسازی های غیر کارشناسی می شوند و وقتی متوجه اشتباه شان می شوند که دیگر دیر شده است. جمعیت و سیاست های جمعیتی نیز از این جوسازی ها بی تأثیر نیست و در حال حاضر مشخص نیست مسئولان به دنبال چه هستند.

ما را دنبال کنید

به اشتراک گذاری این مطلب!
مطالب مرتبط

نظر شما

نظرهای حاوی توهین، افترا یا نوشته‌شده با حروف لاتین (فینگلیش) منتشر نمی‌شوند.

نظرسنجیآرشیو
نظرسنجی
آخرین اخبار
پربازدیدترین عناوین