اگر شکست سهمگین به بولیوی در لاپار، بدترین رکود 60 سال گذشته آبی و آسمانی ها به حساب می آمد، اینک باخت تحقیرآمیز خانگی در برابر برزیل زخم کاری دیگری بر پیکر دیگو به جا می گذارد؛ هم او که با چشمانی اشکبار می گفت هر گل بولیوی به آرژانتین، به مشابه ضربه خنجری در قلب او بوده است!
1 ) روساریو برایش جهنم بود. ستاره شاید هیچ کجای زندگی حرفه ای اش چنین رنجی را تحمل نکرد؛ هیچ کجا. چه آن زمان که لوله های باریک و بلند آزمایشگاه گند دوپینگش را بالا آوردند و چه حتی آن زمان که با فرشته مرگ، پنجه در پنجه انداخته بود و با تابوت اعتیاد به سمت گورستان می تاخت. هیچ کجای زندگی دیگو، این همه تلخکامی نبود.
به نوشته قدس؛ استارت کار را خودش زد. وقتی یک هفته پیش از نبرد مرگ و زندگی، باب جنگ روانی را باز کرد و با جمله تحقیرآمیز«پله باید دوم بودن را ترک کند» به جنگ اسطوره اردوگاه رقیب رفت، شاید هیچ وقت نمی توانست تصور کند که جرقه او، آتش عظیمی از کل کل و درگیری لفظی را برپا کند و البته عاقبت، خود وی در این حریق میسوزد. صبح یکشنبه، کارگردان تلویزیونی بازی کلاسیک؛ پیاپی چهره ستاره را به تصویر می کشید؛ دیگو، با بغضی فرو خورده و چشمانی نمناک که نمی توانست خیسی شان را حاشا کند.
2 ) دیگو آرماندو مارادونا همیشه خودش را بهترین گزینه برای سرمربیگری تیم ملی آرژانتین می دانست. اسطوره بی همتای تاریخ فوتبال جهان، با این تصور که حقش غصب می شود، هیچ گاه اجازه نداد آب خوش از گلوی صاحبان نیمکت راه راه آبی و سفید پایین برود. از بیلسا و پاسارلا تا پکرمن، هیچ کس از گزند زخم زبانهای دیگو در امان نبود.
او گمان می کرد سزاوارترین گزینه هدایت تیم کشورش است و البته دیگران اجازه نمی دهند چنین چیزی محقق شود. عاقبت، بیماری ناگهانی قلبی آلفیو باسیله به مدد مارادونا شتافت تا در کمرکش مسابقات مقدماتی جام جهانی، ناگهان نام او از صندوق فدراسیون فوتبال آرژانتین بیرون بیاید.
زعمای فوتبال در سرزمین جادویی، سرانجام یک بار برای همیشه تصمیم گرفتند دین خود را به اسطوره تاریخ شان ادا کنند. مارادونا در کنار بیلاردو، با انبوهی از بیم و امید روی نیمکت آرژانتین نشست تا شکوه دوران بازیگری اش را این مرتبه در عالم مربیگری تجربه کند، اما...
3 ) روساریو برایش جهنم بود. هیچگاه نمی توانست فکرش را هم بکند که در جدال حیثیتی آمریکای جنوبی، مسابقه ای را به دشمن قدیمی واگذار کند که تیفوسی ها برای تماشایش از 48 ساعت پیش صف کشیده بودند.
حالا آرژانتین در اتفاقی تاریخی، در آستانه حذف از جام جهانی قرار گرفته است، آن هم در دورانی که هدایت خود را در دستان آقای اسطوره می بیند!
اگر شکست سهمگین به بولیوی در لاپار، بدترین رکود 60 سال گذشته آبی و آسمانی ها به حساب می آمد، اینک باخت تحقیرآمیز خانگی در برابر برزیل زخم کاری دیگری بر پیکر دیگو به جا می گذارد؛ هم او که با چشمانی اشکبار می گفت هر گل بولیوی به آرژانتین، به مشابه ضربه خنجری در قلب او بوده است!
4 ) دلش می خواست همان طور که خودش گفته بود، 20 سال جوانتر می شد تا برای تیم سردرگمش به میدان برود و مانع از حقارت آرژانتین در مقابل دشمن بزرگ شود، اما این رؤیایی دست نیافتنی بود. دیگوی 1986 به تاریخ پیوسته، تا آن کسی که روی نیمکت آرژانتین می نشیند، مربی ناکارآمدی باشد که هنوز با عادتهای دوران یاغی گری اش نفس می کشد.
حالا شاید مارادونا دریافته باشد که برای مربیگری، «استعداد» تنها کافی نیست و چه بسا یکی مثل مورینیو با آن بلاهت شگفت انگیزش در مستطیل سبز، مهره مؤثرتری روی نیمکت باشد. آرژانتین دارد حذف می شود و حالا هر دوی آنان غمگینند، هم دیگو و هم فیدل کاسترو که حتی در تصویر حک شده اش روی بدن مارادونا، بغض کرده است!

ما را دنبال کنید

به اشتراک گذاری این مطلب!
مطالب مرتبط

نظر شما

نظرهای حاوی توهین، افترا یا نوشته‌شده با حروف لاتین (فینگلیش) منتشر نمی‌شوند.

نظرسنجیآرشیو
نظرسنجی
آخرین اخبار
پربازدیدترین عناوین