اوباما در سخنرانی مشهورش در قاهره، خاورمیانه را با دقت تمام وصف نمود، به همه واقعیتهای تلخ و ناراحت کننده منطقه نیز اشاره کرد، البته بدون اینکه به نقش ایالات متحده در این واقعیت ها یا ریشه های آن اشاره کند. سخنانش اشک ما را نیز در آورد!. وی خیلی بی طرف واقعیت ها را بیان کرد، بدون اینکه یک ذره هم از حقیقت جانبداری کند! باید اعتراف کنیم که سیاست های جدید آمریکا، در این دور سیاست های کاملا موفقی بود؛ باید اعتراف کرد.
اوباما برنده راند اول شد؛ اسرائیل تحت فشار قرار گرفت، کشورهای عربی به پاس جوانمردی اش، دور جدید امتیاز دهی را شروع کردند. به دنبال فشارهای اوباما به اسرائیل، لابی قدرتمند صهیونیستی در کنگره آمریکا و در "وال استریت" فعال شد و حکومت اوباما را به عقب نشینی وا داشت. اوباما بخش زیادی از شور و توان خود را از دست داد، البته آنها نیز بی کار ننشسته و لابی سیاسی خود را در داخل اسرائیل فعال نموده و به دنبال آن، پلیس اسرائیل دادخواست های اتهامی را علیه لیبرمان به جریان انداختند و تندرو های مذهبی جامعه اسرائیل را تحت فشار گذاشتند.
اکنون طناب کشی مخفیانه بین اوباما و نتانیاهو در جریان است که نتیجه آن در سخنرانی اوباما در اجلاس عمومی آینده سازمان ملل روشن خواهد شد. اوباما توانست بعد از درد زایمان چند ماهه، یک کلمه مبهم "دولت فلسطین" را احتمالا از دهان نتانیاهو بیرون بکشد.
ایالات متحده برنده راند اول شد؛ ما در موضع دفاع قرار گرفتیم، اشتباهات ما در شرایط دفاع نمود و تاثیر بیشتری دارند. در این شرایط حفظ پیروزی ها و موفقیت های سابق، هنر است. و ما فقط در هنرهای فردی قوی هستیم. در ظاهر کاندولیزا رایس در اجرای طرح خاورمیانه جدید شکست خورد، ولی در واقع ایالات متحده در این مدت توانست منافع دو محور موجود در خاورمیانه را چنان در یکدیگر متداخل نماید، که کشورهای منطقه نتوانند بی طرف باشند و مجبور شوند به نحو سازش ناپذیری علیه یکدیگر جبهه آرایی کنند .
این موفقیت، این فرصت را در اختیار آمریکا قرار می دهد که بتواند آهسته دامن خودش را ازمنطقه خارج کرده و از دور منطقه را چنان کنترل و هدایت کند که آسیب جدی به اسرائیل وارد نشود.
آمریکا آنچنان موفق عمل کرد که اکنون بین محور مقاومت و محور میانه رو، تضاد و تقابل ماهوی وجود دارد. عربستان دیگر نمی تواند، از یک قدم پیشروی ایران در منطقه نیز چشم پوشی کند، دامنه نفوذ بین این دو کشور اکنون به صورت میلیمتری تدوین می شود. در مرزهای شمالی بین دو جبهه، تنها تشکیل کابینه در لبنان مانده است. بحران یمن یک مسئله کاملا داخلی و غیر سیاسی است و نباید به آن بعد استراتژیک داد.
در واقع علی رغم روابط خوب حوثی ها با شیعیان، ولی بحران یمن، بحرانی در آخرین جامعه سنتی منطقه ، بین ساختار کهنه و عشیره ای دولت و تفکر مدرنیزم سیاسی است. و در این راستا به نظر می رسد چه خوشمان بیاید و چه خوشمان نیاید، عراق همچنان به عنوان سالن گفتگو های سیاسی و غیر سیاسی دو جبهه باقی بماند. در این میان تنها ترکیه از یوغ وابستگی به دو محور رها ست. در این راستا مواضع اخیر ترکیه در قبال جنگ اسرائیل برای محو غزه بهترین گواه است. این مواضع فقط آزاد بودن ترکیه از قید و بندهای وابستگی به یک جبهه را نشان می دهد.
در واقع در میان کشورهای منطقه از دید آمریکا، تنها ترکیه است که می تواند هووی خوبی برای عربستان باشد. اگر ملاک فقط به تمکین باشد، هیچ وقت نمی گفتند که دشمن دانا به از دوست نادان است. به نظر می رسد که حمایت از رهبری ترکیه بر جامعه اهل سنت جهان اسلام و بر محور میانه رو به نفع همه است، اگر دوست باشیم دوست دانا برایمان بهتر از دشمن نادان و اگر دشمن باشیم، دشمن دانا برایمان بهتر از دشمن کودن و ضد بشریت است.
در ارزیابی نقش کنونی ترکیه باید بدانیم که همه کشورهای عربی به نوعی در گسترش جریان القاعده و سوء استفاده از انتحاری ها دست داشته اند، برخی با حمایت مستقیم سیاسی، برخی با حمایت امنیتی یا مالی و یا نظامی و برخی با زمینه سازی های مذهبی و فتواهای تکفیر و صادرات خشونت و تندرویی به افغانستان وعراق. در این میدان تنها دستان ترکیه به این بازی کثیف آلوده نشده است. زیرا جریان لائیک ترکیه با 15 میلیون علوی می داند که مار در آستین نگه داشتن عاقبت خوشی ندارد. ترکیه اخیرا نیز این مسئله را درک کرده که بین لائیک بودن به معنای ضد دین بودن و لائیک بودن به معنای غیر دینی بودن فرق بسیاری است.
از طرفی دیگر، رهبری ترکیه بر جامعه اهل سنت جهان اسلام، مسئله تئوریکی نیست و سابقه تاریخی هزار ساله ای در امپراطوری عثمانی دارد. و همانطور که وحدت بین خاندان صفوی و امپراطوری عثمانی در آن زمان می توانست سرنوشت منطقه را تغییر دهد، امروزه نیز این امر قابل تکرار است.
همچنین فراموش نکنیم که ترک های ترکیه برای قرن ها، در گره گشایی از کدهای پان عربیسم موفق عمل کرده اند. در این راستا رواج گسترده سریال های دوبله شده ترکیه در جوامع عربی با بازیگرانی همچون (نور - مهند و لمیس - یحیی) و برتری این سریالها در دوئل خود با سلسله سریال های موفق "باب الحارة" – تولید سوریه - که نماد عربیسم است، خود شاهدی گویا از این موضوع است.
آمریکا که اکنون خود را برنده راند اول می بیند، عجله ای در شروع راند بعدی ندارد، تنها منتظر است که کشورهای عربی و حتی اسرائیل با تکرار اشتباهات گذشته خود در گذر زمان ، زمینه رسیدن به اهداف سیاسی مورد نظرش و پیروزی در راند دوم را فراهم کنند.
* تحلیلگر لبنانی مسائل خاورمیانه
