گفتگو با چیرو بلاژویچ یک تجربه استثنایی است. او ممکن است در هر دقیقه دست شما را بابت سوالی که او را به هیجان آورده بفشارد و بابت هر سوال بد دست شما را رها کند.
به گزارش گل؛ چیرو چانه گرمی دارد و به شدت سرگرم کننده است. مردی که درباره هر موضوعی نظری دارد و درباره توضیح دادن آن هیچ ملاحظه ای نمی کند.
او در بخشی از مصاحبه کارلوس پیلاردو سرمربی سابق آرژانتین که حالا دستیار دیه گو مارادونا در جام جهانی است را به درد نخور خطاب می کند و اصرار دارد که سیستم 3-5-2 را او اختراع کرده است.
امیدواری لشکر شکست خورده
مصاحبه با بلاژویچ زمانی آغاز می شود که او درباره تشویش ها و نگرانی هایش می گوید. بلاژویچ می گوید در طول این هفته نتوانسته بیش از ده دقیقه به خواب برود.
موضوع او موضوع صعود تیم کوچک بوسنی به جام جهانی است. تیمی که توانست ترکیه را متوقف کند و در یک قدمی صعود به پلی آف قرار بگیرد. او با انرژی رادیواکتیوش، این ماموریت را در حالی به پایان رساند که در ابتدا هیچ امیدی به بوسنی نبود.
مربی، مربی و مربی
از هر کسی که بپرسید چطور تیم درجه دوم بوسنی توانست از شرایط بحرانی به مدعی حضور در جام جهانی تبدیل شود، به شما از سرمربی این تیم خواهد گفت. جالب اینکه خود بلاژویچ نیز چنین عقیده ای دارد. او با محبوبیت غیرعادی اش، با متوقف کردن ترکیه جشنی ملی در این کشور به راه انداخت.
آخرین تمرین بوسنی قبل از بازی ترکیه سیصد تماشاگر داشت که این هرگز قبلا دیده نشده بود. این سیصد نفر با هر حرکتی چیرو را تشویق می کردند.
او همیشه ورزشگاه را با شکافتن حلقه علاقه مندان ترک می کند، امضا می دهد، با زنان شوخی می کند و برای بچه ها شکلک درمی آورد. او در کار یک سیاست مدار دگماتیک است و در برخوردهای بیرونی یک فرد توده گرا. کسی که نتیجه کارش همیشه عالیست.
متحد کردن بوسنی
بلاژویچ زمانی به بوسنی آمد که مهوکوردو مربی محبوب تیم ملی با نوزده بازیکن تیم ملی را ترک و بازیهای ملی را بایکوت کردند.
با این حال این مبارزه جوی 74 ساله متولد شهر ترانیک بوسنی، آماده انجام غیرممکن ها بود. او بعد از آنکه مدت طولانی را در سوییس کروواسی و ایران گذراند به خانه برگشت.
بزرگترین تاثیر او در تیم بوسنی، متحد کردن بازیکنان بود. او به اختلافات بین مسلمانان و صربها پایان داد و تیمی یکدست را روانه میادین کرد.
خاطرات بیلیچ از استاد
بزرگترین دستاورد دوران فوتبالی او، هدایت تیم کرواسی تا پله سوم جام جهانی است. او در جام جهانی 1998 به عنوان بهترین مربی مسابقات برگزیده شد.
اسلاون بیلیچ سرمربی تیم ملی کرواسی درباره بلاژویچ می گوید: «من نمی گویم که او مربی خوبی هست یا نه اما چیرو یک مربی ایده آل برای ما بود. او انگیزه های شما را به نحو عجیبی تحریک می کند و با حرف هایش در رختکن خواب را از سر شما می پراند و وقتی شما کارتان را انجام دادید حتی می توانید برای رفتن به کلوپ شبانه از او اجازه بگیرید.»
نابغه روانی
شاید بلاژویچ تاکتیسین برجسته ای نباشد و از حرف زدن درباره شیوه های ریاضی فوتبال متنفر باشد اما بدون شک در انگیزه دادن نابغه است.
بیلیچ می گوید: «در رختکن او ناگهان شروع به صحبت می کرد و می گفت این استونی لعنتی مثل برزیل قدرتمند است. شما در این لحظه می دانستید که او دروغ می گوید و این تیم هیچ ربطی به برزیل ندارد اما می گفتید بله! این استونی لعنتی. بازی سختی در انتظار ماست. یا وقتی با آرژانتین بازی داشتیم او می گفت آرژانتین تیم بدی نیست اما هیچ کدام از بازیکنانش در بهترین تیم های اروپا بازی نمی کنند! در این لحظه بود که همه به او خیره می شدیم و می گفتیم این لعنتی درباره چه صحبت می کند؟ شاید برایتان عجیب باشد اما همه باور می کردیم که آرژانتین خیلی هم تیم مالی نیست!»
روزی که آلمان را له کردیم
بلاژویچ یک خاطره ویژه از بازی آلمان دارد مسابقه ای که بزرگترین پیروزی تاریخ کروواسی را شکل داد. او می گوید: «تمام شب به تئوری های مربوط به غلبه به بازی آلمان فکر می کردم. من یک مشکل بزرگ داشتم و آن اولیور بیرهوف بود. مهاجم آلمان که هیچ کدام از بازیکنان ما توانایی بازی او را در آسمان نداشتند. نقشه من قطع پاس ها قبل از ارسال بود. من ماجرای مارشال رومل و مونت گومری را در ذهن داشتم. رومل استراتژیست بهتری بود اما وقتی به تانک های آلمانی سوخت نرسید، مونت گومری جنگ را برد. صبح آن روز توجمان رئیس جمهور کروواسی با من تماس گرفت و گفت : «چیرو باید این بازی را ببری.»
من به رختکن رفتم و دوباره تئوری ها را بالا و پایین کردم بعد ناگهان چشمم به خودم افتاد که درآینه رنگ عجیبی پیدا کرده بودم. دقت که کردم احساس کردم صورتم به رنگ سبز می زند!
تئوری های من طولانی بود و هفت هشت دقیقه طول می کشید و سخت بود که بازیکنان این زمان را با دقت به من گوش کنند. من در ابتدا درباره تئوری حرف نزدم اما بازیکنان لحظه به لحظه بیشتر سبز رنگ می شدند! بنابراین من سکوت را شکستم و شروع به توضیح دادن کردم.
ما بازیکنان خوبی داشتیم، شوکر، بوبان و بوکسیچ و... اما آلمان تیم بهتری بود... لحظه ای فکر کردم و ناگهان فریاد زدم:« لعنت به تئوری! شما باید به زمین بروید و برای پرچم کرواسی بمیرید و به یاد مردمی بازی کنید که باعث شدند این پرچم زنده بماند...» بعد از نود دقیقه خبری از بیرهف نبود و ما سه هیچ بازی را برده بودیم!
به امید جام جهانی
بلاژویچ امیدوار است بوسنی امروز مثل کرواسی 11 سال پیش باشد. او در جام جهانی 75 ساله خواهد بود و البته یکی از محبوبترین ها.
به گزارش گل؛ چیرو چانه گرمی دارد و به شدت سرگرم کننده است. مردی که درباره هر موضوعی نظری دارد و درباره توضیح دادن آن هیچ ملاحظه ای نمی کند.
او در بخشی از مصاحبه کارلوس پیلاردو سرمربی سابق آرژانتین که حالا دستیار دیه گو مارادونا در جام جهانی است را به درد نخور خطاب می کند و اصرار دارد که سیستم 3-5-2 را او اختراع کرده است.
امیدواری لشکر شکست خورده
مصاحبه با بلاژویچ زمانی آغاز می شود که او درباره تشویش ها و نگرانی هایش می گوید. بلاژویچ می گوید در طول این هفته نتوانسته بیش از ده دقیقه به خواب برود.
موضوع او موضوع صعود تیم کوچک بوسنی به جام جهانی است. تیمی که توانست ترکیه را متوقف کند و در یک قدمی صعود به پلی آف قرار بگیرد. او با انرژی رادیواکتیوش، این ماموریت را در حالی به پایان رساند که در ابتدا هیچ امیدی به بوسنی نبود.
مربی، مربی و مربی
از هر کسی که بپرسید چطور تیم درجه دوم بوسنی توانست از شرایط بحرانی به مدعی حضور در جام جهانی تبدیل شود، به شما از سرمربی این تیم خواهد گفت. جالب اینکه خود بلاژویچ نیز چنین عقیده ای دارد. او با محبوبیت غیرعادی اش، با متوقف کردن ترکیه جشنی ملی در این کشور به راه انداخت.
آخرین تمرین بوسنی قبل از بازی ترکیه سیصد تماشاگر داشت که این هرگز قبلا دیده نشده بود. این سیصد نفر با هر حرکتی چیرو را تشویق می کردند.
او همیشه ورزشگاه را با شکافتن حلقه علاقه مندان ترک می کند، امضا می دهد، با زنان شوخی می کند و برای بچه ها شکلک درمی آورد. او در کار یک سیاست مدار دگماتیک است و در برخوردهای بیرونی یک فرد توده گرا. کسی که نتیجه کارش همیشه عالیست.
متحد کردن بوسنی
بلاژویچ زمانی به بوسنی آمد که مهوکوردو مربی محبوب تیم ملی با نوزده بازیکن تیم ملی را ترک و بازیهای ملی را بایکوت کردند.
با این حال این مبارزه جوی 74 ساله متولد شهر ترانیک بوسنی، آماده انجام غیرممکن ها بود. او بعد از آنکه مدت طولانی را در سوییس کروواسی و ایران گذراند به خانه برگشت.
بزرگترین تاثیر او در تیم بوسنی، متحد کردن بازیکنان بود. او به اختلافات بین مسلمانان و صربها پایان داد و تیمی یکدست را روانه میادین کرد.
خاطرات بیلیچ از استاد
بزرگترین دستاورد دوران فوتبالی او، هدایت تیم کرواسی تا پله سوم جام جهانی است. او در جام جهانی 1998 به عنوان بهترین مربی مسابقات برگزیده شد.
اسلاون بیلیچ سرمربی تیم ملی کرواسی درباره بلاژویچ می گوید: «من نمی گویم که او مربی خوبی هست یا نه اما چیرو یک مربی ایده آل برای ما بود. او انگیزه های شما را به نحو عجیبی تحریک می کند و با حرف هایش در رختکن خواب را از سر شما می پراند و وقتی شما کارتان را انجام دادید حتی می توانید برای رفتن به کلوپ شبانه از او اجازه بگیرید.»
نابغه روانی
شاید بلاژویچ تاکتیسین برجسته ای نباشد و از حرف زدن درباره شیوه های ریاضی فوتبال متنفر باشد اما بدون شک در انگیزه دادن نابغه است.
بیلیچ می گوید: «در رختکن او ناگهان شروع به صحبت می کرد و می گفت این استونی لعنتی مثل برزیل قدرتمند است. شما در این لحظه می دانستید که او دروغ می گوید و این تیم هیچ ربطی به برزیل ندارد اما می گفتید بله! این استونی لعنتی. بازی سختی در انتظار ماست. یا وقتی با آرژانتین بازی داشتیم او می گفت آرژانتین تیم بدی نیست اما هیچ کدام از بازیکنانش در بهترین تیم های اروپا بازی نمی کنند! در این لحظه بود که همه به او خیره می شدیم و می گفتیم این لعنتی درباره چه صحبت می کند؟ شاید برایتان عجیب باشد اما همه باور می کردیم که آرژانتین خیلی هم تیم مالی نیست!»
روزی که آلمان را له کردیم
بلاژویچ یک خاطره ویژه از بازی آلمان دارد مسابقه ای که بزرگترین پیروزی تاریخ کروواسی را شکل داد. او می گوید: «تمام شب به تئوری های مربوط به غلبه به بازی آلمان فکر می کردم. من یک مشکل بزرگ داشتم و آن اولیور بیرهوف بود. مهاجم آلمان که هیچ کدام از بازیکنان ما توانایی بازی او را در آسمان نداشتند. نقشه من قطع پاس ها قبل از ارسال بود. من ماجرای مارشال رومل و مونت گومری را در ذهن داشتم. رومل استراتژیست بهتری بود اما وقتی به تانک های آلمانی سوخت نرسید، مونت گومری جنگ را برد. صبح آن روز توجمان رئیس جمهور کروواسی با من تماس گرفت و گفت : «چیرو باید این بازی را ببری.»
من به رختکن رفتم و دوباره تئوری ها را بالا و پایین کردم بعد ناگهان چشمم به خودم افتاد که درآینه رنگ عجیبی پیدا کرده بودم. دقت که کردم احساس کردم صورتم به رنگ سبز می زند!
تئوری های من طولانی بود و هفت هشت دقیقه طول می کشید و سخت بود که بازیکنان این زمان را با دقت به من گوش کنند. من در ابتدا درباره تئوری حرف نزدم اما بازیکنان لحظه به لحظه بیشتر سبز رنگ می شدند! بنابراین من سکوت را شکستم و شروع به توضیح دادن کردم.
ما بازیکنان خوبی داشتیم، شوکر، بوبان و بوکسیچ و... اما آلمان تیم بهتری بود... لحظه ای فکر کردم و ناگهان فریاد زدم:« لعنت به تئوری! شما باید به زمین بروید و برای پرچم کرواسی بمیرید و به یاد مردمی بازی کنید که باعث شدند این پرچم زنده بماند...» بعد از نود دقیقه خبری از بیرهف نبود و ما سه هیچ بازی را برده بودیم!
به امید جام جهانی
بلاژویچ امیدوار است بوسنی امروز مثل کرواسی 11 سال پیش باشد. او در جام جهانی 75 ساله خواهد بود و البته یکی از محبوبترین ها.