اصول تحلیل و اطلاع رسانی، در "تابناک"، به عنوان یک رسانه مستقل، اطلاع رسانی صادقانه و تحلیل وقایع بی غرضانه، بوده و هست. ما نقد را محترم می شماریم و تنوع سلایق را ارج می نهیم. اما، از این دوگانه های سیاسی که در کشور ساخته شده است، اعلام بیزاری می کنیم. از این دوگانه هایی که باید یا حتما چپ باشی و گرنه راست. یا اصولگرا باشی و گرنه اصلاح طلب، که تن جامعه مان را به لرزه در آورده، دوری می کنیم و به احترام اشخاص و سلایق و همچنین به احترام خودمان توهین را بر کسی روا نمی داریم، که اگر این باشد که دیگر ادعایی نیست. اصل بر این بوده و هست که تا حد امکان از بروز تنش در درون جامعه جلوگیری کنیم و جامعه را از عرصه تنازع برای بقاء خارج کنیم. سعی کرده ایم تا حد امکان رسانه ای برای مطالبات به حقی باشیم که خاموشند و بی فروغ، اما چارچوب نظام و حرمت اخلاق را پاس داشته ایم و تا حد امکان سعی کرده ایم وزن تک تک واژه ها و جملاتمان را بسنجیم، آنگاه انتشار دهیم. یادداشت زیر، متن انتقاد یکی از خوانندگان "تابناک" در مورد یادداشتی است به قلم آقای رجائی که در همین ستون منتشر شده و "تابناک" بر اساس اصول ذکر شده، خود را موظف به انتشار آن می داند.
متن این یادداشت به شرح زیر است:
آقای رجائی
یادداشت آکنده از عصبانیت، احساسات و توهین حضرتعالی در انتقاد از ایرنا و در دفاع از بیت امام، مایه سرافکندگی است. گر چه نقد محتوای نوشته شما و ادعای آن به جای خود باقی است، اما نگارش این متن از سوی شما مجالی برای نقد محتوا باقی نمی گذارد. اما باید دید چرا کسی با ادعای طرفداری از امام، اصول و سیره عملی و نظری ایشان را در منظر عموم وارونه جلوه می دهد و اینگونه القاء می کند که با توهین و افترا به دیگرانی هر چند ناصالح، از امام دفاع می کند.
آقای رجائی
پرداختن به ظاهر، کج فهمی و نقد مخرب و دور از اخلاق را نمی توان با همان روش مخرب و بدون اخلاق نقد کرد که این خود اشتباه مکرر است و اشتباه مکرر کار مومن نیست. اگر همه ظواهر نازیبای متن تان را بتراشیم یک جمله حرف حساب اگر باشد، دفاع از بیت شریف امام راحل است که حفظ حرمت بیت شریف امام و البته نظام مقدس اسلامی مان، برای ما از اصول است که بیت شریف امام خود رکنی از این نظام است و بدیهی است که حمله و گستاخی به ارکان نظام خود ضربه ای است به اصل نظام و اشاعه این رویه خطرناک را که هر مخالفتی با افکار عده ای مخالفت با نظام تلقی شود را زمینه ساز بدعتی می دانیم که دیر یا زود همه را در آتش خانه مان بر انداز خود خواهد سوزاند. اما هر وسیله و هر ادبیاتی را نیز برای چنین رسالتی بر نمی گزینیم که البته از سیره حضرت امام، آموخته ایم که اگر خود را درست کنیم، خود به راه تقوا در آئیم، آسیبی به این مملکت از ناحیه برخی به قول شما افراطیون داخلی البته از هر دو جناح وارد نخواهد آمد.
آقای رجایی
اگر شما به سراغ امام(ره) بروید و در محضرش آداب و اخلاق مطبوعاتی بودن را بیاموزید، کمتر اینچنین عصبانی و احساساتی سخن خواهید راند. آنجا که ایشان خطاب به مطبوعاتی ها و در واقع خطاب به همه ما می فرمایند:
« این معنا را، این الهیّت را حفظ کنید، در عمل حفظ کنید و موافق با احکام خدا عمل کنید. در اخلاق، حفظ کنید و مطابق اخلاق الهی حفظ کنید و در عقاید هم حفظ کنید و عقاید انسانی را یاد بگیرید و توجه کنید. اگر این طور شد و همه جا این طور شد، ان شاء اللَّه، شما مطمئن باشید که هیچ کس نمیتواند یک همچو کشوری را آسیب به آن برساند. نه این گروههایی که در خود ملت گاهی پیدا میشود و با اسمهای مختلف به شما میخواهد صدمه بزند، نه اینها دیگر قابلند، نه آنهایی که برای ما میخواهند نقشه بکشند و توطئه ایجاد کنند. هیچ کدام از اینها دیگر نمیتوانند کاری انجام بدهند. شما خودتان را درست کنید، کشورتان درست میشود و آسیبی هم نخواهد دید. »
می بینید آقای رجایی، حضرت امام، آنکه شما به واسطه حمایت از بیت ایشان، آن همه توهین نثار اذهان خلق کرده اید، برای مقاوم بودن از خودسازی می گوید و البته از تقوا. با این همه برای اینکه مطمئن شوم که این نوشته شما بر گرفته از سیره امام در برخورد با مخالف نیست، کل صحیفه امام را گشتم، خوشبختانه بر اطمینانم افزود که حاشا که در سیره امام چنین راه و مسلکی وجود داشته باشد. راه و سلوک امام که درست است، اگر سیره امام را قبول دارید، به نظر شما ایراد کار در کجاست؟
آقای رجائی
شکی نیست که اگر امثال شما چه در دوران اصلاحات و چه در دوران کنونی اگر اندکی منصف بودید و بی تابی از جنس همان دو گانه های خشک سیاسی امانتان را نبریده بود، می توانستید بر منهج راستین آن یگانه دوران، به جای تقابلی غیر اخلاقی در منظر عموم، مشفقانه به سیره آن پیر فرزانه، خبرگزاری جمهوری اسلامی را پند می دادید، تذکار امام را به آن موسسه مبنی بر عدم گروه گرایی یادآوری می کردید؛ آنجا که ایشان به کمال خرازی سرپرست وقت این خبرگزاری درباره خطی مشی آن فرمودند:
«کسی در رأس این مؤسسه باشد که درست آنچه هست بگوید و بنویسد. خبرگزاری پارس (ایرنا) باید مورد تصفیه قرار گیرد و از کسانی که هیچ گونه وابستگی به این گروه و آن گروه ندارند استفاده شود، تا مؤسسه مزبور را در جهت اهداف انقلاب اسلامی بازسازی نماید.»
پر واضح است، تذکار و نصیحت و پند برای بهبود ارکان و نهادهای نظام، از لسانی خارج خواهد شد که تعهد به نظام و مردم، برای او اولویت داشته باشد در غیر این صورت تراوش چنین نوشتاری، چندان جای تعجب ندارد.
آقای رجائی
در پایان این یادداشت خود چنین آورده اید که:
« بارالها بر این قلم ببخش که در آخرین ساعات ماه شریف تو در دفاع از امام و آل او فارغ از آداب سخن گفتم.»
چون چنین پایانی و چنین دعایی را برای اتمام یادداشت خود برگزیده اید، بی اختیار این حکایت شیخ اجل از خاطرم گذشت که:
ناخوش آوازی به بانگ بلند قرآن همی خواند، صاحبدلی بر او بگذشت بدو گفت مشاهره چند است؟ گفت هیچ. گفت چرا زحمت خود می داری؟ گفت از بهر خدا می خوانم. گفت از بهر خدا مخوان .
«گر تو قران بر این نمط خوانی ببری رونق مسلمانی»
آقای رجائی
اگر این نوشته شما، بدین نمط، در دفاع از امام و بیت ایشان است، به خاطر خدا و امام، ننویسید.
پاسخ آقای رجایی به نقد فوق:
در این مدت نه چندان کوتاه قلمرانیام، جز در یکی دو مورد ـ که از قضا درست مانند این نقد، ناقد ی در سالها پیش بود که مانند این ناقد محترم مرا نصیحت کرده بود که با وجود دغدغه حفظ ارزشها در نوشتههایم و تالیف آثاری درباره امام و شهیدان بهشتی و رجایی چرا وارد عرصه دفاع از اصلاح طلبان شدهام! ـ قصد پاسخ به منتقدین خود را نداشتهام که عمده دلیل آن هم این بوده است که اولا این دور ادامه پیدا نکند و دیگر اینکه در این نقد و پاسخها، خوانندگان بهترین داورند. اما با توجه به نوشته بیننده «تابناک» که از قضا بر اهل قلم پوشیده نیست که از ، در این زمینه و زمانه ناچار به پاسخی کوتاه هستم.
بعد از خواندن نقد نصیحت گونه چند پرسش به ذهن من رسید:
1- بر فرض که من در نوشته خود تند رفتهام و به ادعای ناقد، در برخورد با مخاطب خاص، از سیره امام عدول نمودهام؛ چرا باید قلم را بر زمین نهم؟ این غلاف شدن قلمهای ناصح و دلسوز ملک و ملت توصیه کیست و به نفع کیست؟
2- من برخلاف ادعای مطرح شده در نقد نوشتهام، اعتقاد دارم که امام در گفتار خود همیشه یک رویه نداشتهاند و برای اثبات ادعای خود سندهای مکرری دارم که یک. نمونه آن بیانی بود که حضرت ایشان درباره نامه آن 99 نفر در حسینیه جماران داشتند که به بعضی از آنها فرمودند: از نظر من بعضی از شماها پوچ هستید!
3- ناقد محترم اگر نگران تخطی امثال من از سیره امام است که از تذکر وی کمی متشکرم! بهتر است نگران ترک سیره امام در وضع موجود کشور در عدم اعتنا به نظرات مراجع و عدم صداقت با مردم در بیان واقعیتها و نادیده گرفتن مساله مهم وحدت جناحها... باشد و در باب تخطیهایی که با سرنوشت کشور بازی میکند، احساس مسئولیت کند و نگران اخطار و هشداری باشد که نوه گرامی امام سه شب متوالی در رویایش از امام شنید که: «حسن، کاری بکن اینها دارند مرا از خانهام بیرون میکنند.»
پایان کلام؛ آنچه در این نقد محور اصلی نوشته من بود و ناقد احیانا از سر تعمد و بیپاسخی، به آن نپرداخته، این است که چرا عده ای، این روزها نوه امام را که در حمایت از نظام امام ساخته سر از پا نمیشناسد، همدست و هم پیمان با براندازان نظام میدانند و به خود حق میدهند از تریبون رسانه دولتی با ایشان آن هم از موضع مشرفانه! و ناصحانه! سخن بگویند.